گفتوگوی فیلم
248 مطلب
هیچکس تا ابد زندگی نمیکند
جیمز کامرون که جایزه اسکار را هم برنده شده است، حالا که بیش از یک دهه از اکران فیلم پیشگامانه «آواتار» میگذرد با اولین دنبالهاش با عنوان «آواتار: راه و رسم آب» (Avatar: The Way of Water) برگشته است تا تماشاگران را دوباره به دنیای نفسگیر پاندورا ببرد. وقتی «آواتار» ساخته شد، تولید جاهطلبانهاش نیازمند فناوریای بود که در ادامه راهش شماری از تکنیکهای فیلمسازی را دگرگون کرد، از جمله ضبط بازی (Performance Capture). اکنون 13 سال گذشته است و «راه و رسم آب» نوید این را میدهد که ما را به اعماق جدیدی ببرد و در عوض جنگلهای انبوه و باشکوه قبیله اوماتیکایا، به جهان گسترده زیرآب برویم که مِتکایینا در آن غوطهور شدهاند. جیک سالی (سام وورثینگتن) و نِیتیری (زویی سالدانا) حالا 4 فرزند دارند که شامل دخترخواندهشان کری (با بازی سیگورنی ویور) هم میشود. وقتی انسانها به پاندورا برمیگردند دیگر فقط به دنبال منابع این سیاره نیستند و میخواهند کل این ماه را مستعمره خود کنند. جیک هم در تلاش برای حفظ جان مردمان و خانوادهاش تصمیم دشواری میگیرد و از جنگل به دنیای امن زیر آب میگریزد.
سودابه مرادیان: دنبال امید در سیاهی جنگ بودم
فیلم «پولاریس» به کارگردانی سودابه مرادیان درباره تبعات جنگ و مهاجرت و مشکلاتی که این مسائل روی زندگی نسلهای بعدی بهجا میگذارد، ساخته شده. این کارگردان ۱۰ سال پیش از ایران مهاجرت کرده و سالها نایبرئیس انجمن مستندسازان بوده. او پیش از مهاجرت، نزدیک به ۷۰ مستند ساخته است. مستندهایی مثل «مهین»، «قصه خاک سوخته» و «ماشین روز قیامت» که بهطور مستقیم به اثرات جنگ اختصاص داشتهاند و مجموعههایی درباره زندگی زنان روستاهای ایران و… «پولاریس» اولین فیلم داستانی بلند این کارگردان است که در آمریکا ساخته شده. با او درباره حال و هوای این فیلم و شیوه همکاری با بازیگران ایرانی و خارجی آن گپ زدهایم.
خاویر باردم: هنوز فکر میکنند آدمکشم!
جلوههای عجیبی را در سال پیش رو باید از خاویر باردم انتظار داشته باشید. او قرار است نقش استیلگار چشمآبی را در «دون: قسمت دوم» (Dune: Part Two) که در آن یک جنگجو فرِمِن است دوباره تکرار کند و اگر دنباله دنی ویلنوو به کتاب منبع اقتباس خود وفادار باشد، نقش مهمی خواهد بود. باردم در نقش تریتون، پادشاه خیرخواه آتلانتیکا نیز در بازسازی زنده «پری دریایی کوچولو» (The Little Mermaid) بازی خواهد کرد. اما تا آن زمان باید با شخصیت او در فیلم لایل، لایل، کروکودیل (Lyle, Lyle, Crocodile) خودمان را مشغول کنیم؛ شخصیتی به نام هکتور پی. والنتی که در دنیای نمایش و آواز و رقص ساکن شده و البته که نداریها و مصیبتهای آن را هم به جان خریده است. هکتور روزی با یک کروک کوچولو مواجه میشود که او را امیدوار به کشف یک ستاره بزرگ و تغییر زندگیاش میکند؛ منتها فقط به این شرط که لایل (با صداپیشگی شان مندس) روی صحنه بتواند اعتماد لازم برای اجرا را به دست بیاورد. این مصاحبه سر صحنه فیلمبرداری «دون» انجام شده است.
کیت بلانشت: وقتی فیلمنامه را خواندم، خودم را باختم
فیلم تار (TÁR) درباره خیلی چیزهاست؛ اما این فیلمِ تاد فیلد - که پس از وقفهای 16 ساله و آخرین فیلمش «بچههای کوچک» (Little Children) محصول 2006 ساخته شده - یک ویترین تمامعیار برای هنر بازیگری کیت بلانشت به شمار میرود؛ بازیگری که نقش شخصیت مورد احترام و تحسینشده لیدیا تار را چنان بازی کرده که انگار زندگیاش به آن بستگی داشته است. بلانشت در تکتک صحنههای فیلم با دقت و ظرافتی حیرتانگیز در نقش این رهبر ارکستر جای گرفته است؛ رهبری که در حال هدایت یک سمفونی در برلین است که یک رسوایی فعالیتهایش را بهشدت تحت تاثیر قرار میدهد. «تار» مقالهای در باب روزگار حال هم هست. تجربههای لیدیا با رسانههای اجتماعی و واکنشهای شدیدی که به خاطر کارهایش میگیرد، واکنشی برآشفته و خشمناک به عصر جوابگویی به حساب میآید؛ اما با اینکه فیلم نمایشهای موفقی در جشنوارههای ونیز و تلیوراید و نیویورک داشت، فیلد و بلانشت با احتیاط درباره این مسائل با رسانهها سخن گفتهاند.
جسیکا چستین: قلبم تند میزد وقتی «او» را دیدم
فیلم پرستار خوب (The Good Nurse) به کارگردانی توبیاس لیندهولم بر اساس داستان حقیقی یک قاتل زنجیرهای با نام چارلز کالِن ساخته شده است که از موقعیت خود به عنوان یک پرستار استفاده میکرد تا بیمارانی را به قتل برساند. ایمی لافرِن مادری تنها بود که با بیماری قلبی کشندهاش در مسیر زندگی کالن قرار میگیرد و بیخبر از ماهیت حقیقی او با وی دوست میشود. این نقش را جسیکا چستین در این تریلر جنایی متفاوت بازی کرده و بازیگر مرد مقابلش هم ادی رِدمین است. آنچه اینجا میخوانید حرفهای جسیکا چستین دوستداشتنی درباره چالشهای روایت یک داستان حقیقی، ایفای نقش آدمهای واقعی، همکاری با ادی ردمین برای درآوردن رابطه پویای مرکزی فیلم و موارد جالب دیگری است که از دو گفتوگوی متفاوت گردآوری شده است.
این شخصیت را استخوان به استخوان شکل دادیم
کریستین بیل در گپی که با کریستین زیلکو از «ایندیوایر» داشته از اهمیت همکاریهایش با دیوید او. راسل گفته است و او را یکی از بزرگترین فیلمسازان نامیده است. کریستین بیل و دیوید او. راسل - که حالا پس از وقفهای 8 ساله به سینماها برگشته است - پیش از این در فیلمهای «مشتزن» (The Fighter) محصول 2010 و «گوشبری آمریکایی» (American Hustle) محصول 2013 همکاری کرده بودند. آنچه در ادامه میخوانید روایت خلاصه و مفیدی است از کریستین بیل و نقش پررنگی که در شکلگیری «آمستردام» در طول سالهای متمادی داشته است.
آنتونیو باندراس: حالا بگویید دیکتاتور کیست؟
تنوع در فعالیتهای اخیر آنتونیو باندراس، شاید تلاشی برای احیای جایگاه جهانی این ستاره سینما تصور شود اما خودش اصرار دارد که اولویت او، سالن تئاترش است. در هر صورت، باندراس ۳ دهه پس از ورودش به هالیوود، پای گفتوگو با اریک کوهن از «ایندیوایر» نشسته است تا از تولید نمایش «کمپانی»، راز موفقیتش در پیشبرد پروژههای همزمان، و چالشهایی صحبت کند که سالها پیش به عنوان یک اسپانیاییزبان در نظام استودیویی هالیوود با آنها روبهرو شد.
دواین جانسن: حرف دل طرفداران را شنیدیم
فیلم بلک آدام (Black Adam) با بازی دواین جانسن ملقب به راک، تازگی عرضه شده است؛ فیلمی که 15 سال زمان برد تا بالاخره ساخته شود و در این مدت، جانسن هرگز از بازی در قالب این ضدقهرمان مایوس نشد! ژاومه کویت-سرا که پیش از این جانسن را در «گشتوگذار در جنگل» (Jungle Cruise) محصول 2021 هدایت کرده بود، این فیلم را هم کارگردانی کرده است. داستان درباره کشوری ساختگی به نام خندق و قهرمانش تِث-آدام (جانسن) است در 2600 سال پیش از میلاد مسیح. در سال 2022 خندق تحت سلطه گروهی جنایتکار درآمده است که با عنوان اینترگنگ شناخته میشوند؛ و زمانی که یک باستانشناس بومی (سارا شاهی) و اینترگنگ مسیرشان بههم برمیخورد، تث-آدام بیدار میشود و ویرانی همهجانبهای در راه انتقامگیری او به بار میآید. آنچه در پیش رو دارید، گفتوگوی رودریگو پرز از «پلیلیست» است که در آن دواین جانسن درباره دلسپردگیاش به این شخصیت، مبارزه طولانی و مصرانهاش برای جا گرفتن تمام شخصیتهای مکمل در فیلم و موارد جالب دیگری صحبت کرده است.
ژولیت بینوش: بازیگر مرجع مردم است
۴ دهه بازیگری ژولیت بینوش لحظههای سینمایی بیشماری را برای ما به ارمغان آورده است... و حالا در «دو لبه تیغ» (Both Sides of the Blade)، او و دُنی کلر (فیلمساز تحسینشده فرانسوی) یکی از غنیترین و موثرترین همکاریهای یک بازیگر و کارگردان را در سینمای معاصر ادامه دادهاند. دنی یکی از ستارگان دیرینه فیلمهایش، ونسان لندون، را هم دعوت کرده تا در اقتباسش از رمان سال 2018 کریستین آنگو با عنوان «نقطه عطفی در زندگی» (Un tournant de la vie) در کنار بینوش هنرنمایی کند. آنچه در ادامه میخوانید گفتوگوی خواندنی متیو اِنگ است که پس از نمایش افتتاحیه موفق «دو لبه تیغ» در جشنواره برلین و اولین نمایش آمریکایی آن در برنامه سالانه مرکز فیلم لینکن با عنوان «دیدار با سینمای فرانسه» انجام شد و ژولیت بینوش دوستداشتنی، از شرایط نامعمولی که به تولید فیلمهای کلر دنی میانجامند، تنشهای دنیای واقعی که به روایتهای داستانی فیلمها راه پیدا میکنند و اهداف اصلیاش به عنوان یک هنرمند متعهد به سینما و... صحبت کرده است.
مطمئنم که سلاح مرگبار 5 ساخته میشود
مل گیبسون در فیلم جدید «راهزن» یا «سارق» (Bandit) همدست یک سارق بانک است؛ شخصیتی با نام تامی کِی که رباخوار است و به گیلبرت گالوان جونیور (با بازی جاش دومِل) کمک میکند تا با 59 سرقت، به رکورد بیشترین سرقت متوالی در تاریخ کانادا دست پیدا کند. گفتوگویی که در ادامه میخوانید توسط گرنت هرمانز انجام شده و در «اسکرین رنت» منتشر شده است؛ و مل گیبسن درباره این فیلم و داستان حقیقی باورنکردنیاش، فیلمهای مستقلی که او را تحت تاثیر قرار دادهاند، «سلاح مرگبار 5» (Lethal Weapon 5) و مواردی دیگر صحبت کرده است.