گفتوگوی سریال
234 مطلب
بازیگری که با نقش زندگی میکند
در میان بازیگران سریال «هزار و یک شب»، حضور خسرو شهراز بیش از هر چیز به واسطه پیچیدگیهای نقش در ذهن مخاطب حک میشود؛ او در نقش مدیر چاپخانهای ورشکسته ظاهر شد که در میانه بحران اقتصادی و فشارهای طاقتفرسای خانوادگی تاب نیاورد و ناگهان دچار سکته شد. شهراز با درک عمیق پیچیدگیهای نقش «مسعود»، توانست این کاراکتر را از سطح یک کلیشه صرف، به انسانیت و تفاوتی بنیادین ارتقا دهد؛ پدری که آزادی و آینده دخترانش را در میانه اضطراب و درماندگی میخواهد حفظ کند، اما در نهایت در برابر ساختارهای تلخ جامعه سر فرود میآورد. در کارنامه هنری خسرو شهراز، همواره تنوع نقشهای متفاوت به چشم میخورد. گفتوگوی ما را بخوانید.
امیدوارم سپیدار را باور کنید
چشمانداز پرفراز و نشیب تئاتر و تلویزیون ایران، نام مریم کاظمی همواره با واژههایی چون تعهد هنری، تربیت هنرمند، و پشتکار در خلق کیفیت گره خورده است. او از جمله هنرمندانی است که مرز میان بازیگری و کارگردانی را با درک عمیق از معنا و حس انسانی در هنر نمایشی درهم شکسته است. حضورش در سریال «هزار و یک شب» در نقش سپندار نهتنها بهعنوان بازیگر، بلکه بهعنوان زنی که تجربه سالها فعالیت روی صحنه تئاتر را به قاب تلویزیون میآورد، تصویری تازه از قدرت بازیگری زن ایرانی ارائه داد. کاظمی از آن دست هنرمندانی است که مسیرش تنها به نقشآفرینی محدود نمانده، بلکه دغدغه آموزش و توسعه فرهنگ تئاتر را نیز در کارنامه دارد. گفتوگوی ما با این بازیگر مطرح درباره ایفای نقش در سریال هزار و یک شب بخوانید.
شفرونی کپی هیچ برنامهای نیست
«شفرونی» رئالیتیشویی در قالب آشپزی بود که به اندازه خودش مورد توجه قرار گرفت و با استقبال مخاطبان هم مواجه شد. همین استقبال بهانهای بود تا با رضا مهرانفر کارگردان اثر گفتوگو کنیم. این گفتوگو در هنگام پخش برنامه گرفته شد، سپس در یکی از رسانهها منتشر شد و حالا در روزهای خداحافظی با شفرونیها، در فیلیموشات میخوانید...
رئالیتیشوی شفرونی فرصتی بود برای دیده شدن
در سالهای اخیر، حضور بازیگران در قالب رئالیتیشوها، تصویری متفاوت از آنها به مخاطبان ارائه کرده است؛ جایی که دیگر خبری از نقشهای ازپیشساخته نیست و چهره واقعی هنرمند، با هیجان، رقابت و لحظههای خودمانی روبهرو میشود. کیسان دیباج از آن بازیگرانی است که مسیری متفاوت را از سریالهای جدی مانند «از سرنوشت» تا رئالیتیشوی فان «شفرونی» طی کرده است. در گفتوگویی صمیمی با او، درباره تجربه حضور در این پروژه، همکاری با دوست قدیمیاش دارا حیایی و آنچه از این تجربه در مسیر بازیگری آموخته، گپ زدیم.
شفرونی برایم تجربهای متفاوت بود
حضور «امیرمحمد متقیان» در رئالیتیشوی «شفرونی» برای بسیاری از مخاطبان خاطرهانگیز بود؛ چهرهای که سالها در کنار عموپورنگ با نسل کودکان و نوجوانان دهه ۸۰ خاطره ساخته بود، این بار در قالب «مهمان مخفی» در رئالیتیشوی «شفرونی» تجربهای تازه را پشت سر گذاشت. امیرمحمد اکنون وارد مرحله تازهای از مسیرش شده؛ مسیری که در آن نه تنها بازیگر و مجری، بلکه خالق و تولیدکننده محتوا است. او باور دارد نسل جدید را باید شناخت، نه سرزنش کرد؛ و این شناخت تنها از مسیر عشق، دوستی و گفتوگو ممکن است. با او درباره این تجربه و نگاهش به رئالیتیشوها و حضور در «شفرونی» همکلام شدیم.
آشپزهای خوبی هستیم
در قسمت دهم رئالیتیشوی «شِفرونی»، شرکت برادرها و خواهران دوقلوی معروف سریال پربیننده «پایتخت» یکی از متفاوتترین و جذابترین قسمتها را رقم زد و با استقبال بینظیر مخاطبان روبهرو شد. به همین دلیل سراغ مجتبی و مصطفی بلالحبشی، بازیگران نقش رحمان و رحیم «پایتخت» رفتیم. آنها متولد ۵ مرداد ۱۳۷۴ و اهل تنکابن، شهر زیبای عباسآباد هستند. با سریال «پایتخت» به شهرت رسیدند اما از دوران کودکی علاقه زیادی به موزیک داشتند و آرزویشان اجرای زنده روی استیج و برگزاری کنسرت است. گفتوگوی ما با این دو برادر دوقلو به بهانه حضور در رئالیتیشوی «شِفرونی» بهطور همزمان انجام شد و مانند حضورشان در شفرونی سرشار از فان و خنده بود؛ به همین دلیل از هر دری سخن گفتیم؛ از شفرونی و پایتخت تا تأسیس رستوران و فعالیت گروه موسیقیشان. این مصاحبه پیش از این در یکی از رسانهها منتشر شده است.
محیا دهقانی: از قبل میدانستم آشپز خوبی نیستم!
محیا دهقانی بازیگری است خودمانی و پرانرژی؛ هنرجوی داریوش ارجمند و فارغالتحصیل رشته ادبیات نمایشی. او هم در سینما و هم در تلویزیون گزیدهکار بوده و همین باعث شده نقشهایش در ذهن مخاطبان بماند؛ از سریالهای «پایتخت ۴»، «نجلا»، «همسایه» و «مستوران» گرفته تا فیلمهای «شیار ۱۴۳»، «ماجرای نیمروز» و «لیلاج» که برای همین فیلم جایزه بینالمللی دریافت کرد. دهقانی در شبکه نمایش خانگی نیز فعالیت داشته و بهتازگی در رئالیتیشوی «شفرونی» شرکت کرده است. گفتوگوی پیشرو درباره همین تجربه است.
هنوز هم شبها خواب گویندگی خبر را میبینم
او در خواب و بیداری با خبر زندگی میکند؛ آنقدر که حتی پس از بازنشستگی، گویندگی خبر را رها نکرده و حالا در پلتفرمها، شبکههای اجتماعی و صفحه شخصیاش در اینستاگرام حضوری فعال دارد. خودش میگوید «ارتش تکنفره» است و صفر تا صد تولیداتش را مدیریت میکند. صحبت از محمدرضا حیاتی است؛ گوینده محبوب و باسابقهای که نزدیک به سه دهه، اخبار تلخ و شیرین از صدای او به گوش مردم رسید و نسلهای پیشین، خاطرات بسیاری با او دارند. چندی پیش حیاتی مهمان رئالیتیشوی «شفرونی» بود؛ بهانهای که باعث شد با او گفتوگو کنیم. این گفتوگو پیش از این در رسانه دیگری منتشر شده است.
شغال داستان مهیج و ملتهبی دارد
بیش از 10 سال است که از سینما فاصله گرفته و 5 سال از تلویزیون. بازیگر کمحاشیهای است و شاید همین مساله باعث شده کمتر به سراغ گفتوگو با رسانه برود. اما این روزها با ایفای نقش مادر «کامیار» در سریال «شغال» به عرصه بازیگری بازگشته است. خودش دوری 5 ساله از بازیگری را دلایل شخصی عنوان میکند اما حالا با گذشت بیش از 10 قسمت از سریال «شغال» با نقشی متفاوت دوباره به این حوزه بازگشته است. درباره مرجان شیرمحمدی صحبت میکنیم؛ بازیگر نقش «فروزان». مادری که از خارج از کشور برگشته و به دنبال انتقام است و هنوز مشخص نیست انگیزه اصلی آن چیست.
دادستان محبی شخصیتی قانونمند است نه سنگدل
مجید پتکی، بازیگر متولد رشت و دانشآموخته رشته کامپیوتر از دانشگاه لاهیجان، یکی از هنرمندان فعال و پرکار سالهای اخیر است؛ هنرمندی که تاکنون پنج جایزه بینالمللی بهترین بازیگر مرد را دریافت کرده و با کارگردانهای مطرحی همچون محمد رسولاف، منوچهر هادی، احمد معظمی، فریدون حسنپور، مهران مدیری، کمال تبریزی، فریدون جیرانی، شهرام شاهحسینی، نیما جاویدی، محمدحسین مهدویان و برزو نیکنژاد در آثار مختلف سینمایی، تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی همکاری کرده است. او در حضور دیگرش در شبکه خانگی، در سریال «محکوم» نقش دادستان محبی را ایفا کرده است. به همین بهانه با او گفتوگو کردیم.