رفتن به محتوای اصلی
گفت‌وگوی فیلم

خاویر باردم: هنوز فکر می‌کنند آدمکشم!

رضا حسینی |
خاویر باردم: هنوز فکر می‌کنند آدمکشم!
جلوه‌های عجیبی را در سال پیش رو باید از خاویر باردم انتظار داشته باشید. او قرار است نقش استیلگار چشم‌آبی را در «دون: قسمت دوم» (Dune: Part Two) که در آن یک جنگجو فرِمِن است دوباره تکرار کند و اگر دنباله دنی ویلنوو به کتاب منبع اقتباس خود وفادار باشد، نقش مهمی خواهد بود. باردم در نقش تریتون، پادشاه خیرخواه آتلانتیکا نیز در بازسازی زنده «پری دریایی کوچولو» (The Little Mermaid) بازی خواهد کرد. اما تا آن زمان باید با شخصیت او در فیلم لایل، لایل، کروکودیل (Lyle, Lyle, Crocodile) خودمان را مشغول کنیم؛ شخصیتی به نام هکتور پی. والنتی که در دنیای نمایش و آواز و رقص ساکن شده و البته که نداری‌ها و مصیبت‌های آن را هم به جان خریده است. هکتور روزی با یک کروک کوچولو مواجه می‌شود که او را امیدوار به کشف یک ستاره بزرگ و تغییر زندگی‌اش می‌کند؛ منتها فقط به این شرط که لایل (با صداپیشگی شان مندس) روی صحنه بتواند اعتماد لازم برای اجرا را به دست بیاورد. این مصاحبه سر صحنه فیلمبرداری «دون» انجام شده است.
  • دیدن شما در یک موزیکال و این‌که خوش می‌گذرانید غافلگیرکننده است. چه زمانی به این قابلیت خودتان پی بردید؟
خاویر باردم: از سر فیلم لایل لایل کروکودیل می‌گویید؟ من پی نبردم! راستش را بخواهید راب مارشال... راب مارشال فوق‌العاده که حالا شانس و افتخار همکاری با او را در «پری دریایی کوچولو» دارم، اولین کسی بود که باور داشت من می‌توانم آوازی بخوانم؛ زمانی که بازیگران متفاوتی را برای فیلم موزیکال سال 2009 خود با عنوان نُه-9 (Nine) انتخاب می‌کرد.
  • چه جالب!
در نهایت دنیل دی‌لوییس آن نقش را به دست آورد که البته بازی درجه یکی هم ارایه داد اما راب پس از آن، همیشه در این فکر بود که با هم کاری انجام بدهیم. منظورم این است که راب به‌نوعی اعتماد به نفس لازم را به من داد تا کاری را انجام بدهم که اصلا در آن خوب نیستم. وقتی دور و بر شما را آدم‌های درستی گرفته باشند، آن‌ها به شما کمک می‌کنند تا صدای‌تان را گرم کنید، درست عمل کنید و بفهمید که چطور یک ترانه را باید بخوانید. علاوه بر این، وقتی پای یک میکس‌کننده عالی، یک ناظر موسیقی خوب و یک تدوینگر کاربلد در میان باشد، این‌طور به نظر می‌رسد که شما واقعا می‌توانید بخوانید!
  • خیلی برای همکاران‌تان در فیلم لایل، لایل، کروکودیل احترام قائل هستید.
بله، همین‌طور است. خیلی سخت است که در آن واحد حرکت کنید و ترانه‌ای را هم بخوانید. من فقط یک آدم معمولی‌ام...
خاویر باردم: یکی از اولین سوال‌هایی که من از سازندگان فیلم لایل لایل کروکودیل پرسیدم این بود: «چرا با من تماس گرفته‌اید؟ انتخاب غریبی است.» آن‌ها هم خندیدند و گفتند: «خب، به گمان‌مان با شما تماس گرفتیم چون می‌خواهیم این جنبه از شخصیت را به نمایش بگذارید که به این جهان تعلق ندارد.»
 
  • ...و نه یک کروکودیل در حال رقص. درباره این موجود بامزه می‌توانید اطلاعاتی به ما بدهید؟ لایل، فرد تمرین‌کرده‌ای بود که جامه مخصوص فناوری ضبط حرکت را به تن کرده بود؟
3 واقعیت متفاوت وجود داشت. اول این‌که در صحنه‌هایی از فیلم لایل لایل کروکودیل که ما آواز نمی‌خوانیم یک بازیگر حضور داشت که جامه مخصوص (ضبط حرکت) را با تمام کابل‌ها و متعلقاتش می‌پوشید که دیدنش به‌نوعی بامزه بود. او کار خارق‌العاده‌ای انجام می‌داد چون مشخص بود که خیلی تمرین کرده بود. سپس وقتی بخش‌های موزیکال را فیلمبرداری کردیم، یک رقاص همان لباس را به تن می‌کرد و کنار ما می‌رقصید؛ اما بیش‌تر وقت‌ها ما با یک فضای خالی طرف بودیم که عجیب بود چون باید همه چیز را تصور می‌کردیم. کمی زمان برد تا خودم را با این شیوه هماهنگ کنم؛ اما وقتی وارد چنین بازی‌ای می‌شوید باحال است چون در انجام کارتان آزاد هستید و به‌راحتی می‌توانید تصور کنید. این اصلا همان دلیلی است که ما وارد این حرفه شده‌ایم و بازی می‌کنیم. برای من واقعا این دلیل مهمی برای ملحق شدن به این پروژه بود؛ این‌که بروم و بازی کنم و تصور کنم و کارهایی را انجام بدهم که به آن‌ها عادت ندارم.
  • دیدن چنین جنبه‌ای از شما واقعا باحال است. با شان مندس همکاری کردید یا این‌که او فقط در مرحله پس از تولید حضور داشت؟
او چون صداپیشه بود فقط در مرحله پس از تولید کار کرد. وقتی داشتیم فیلمبرداری می‌کردیم تهیه‌کنندگان درباره او صحبت می‌کردند. اگر همکاری ما سر صحنه اتفاق می‌افتاد که عالی می‌شد چون ما در خانه طرفداران پروپاقرص او هستیم؛ من و بچه‌ها و همسرم. چه صدایی هم دارد. همه ما از حضور او در این پروژه هیجان‌زده بودیم ولی فرصت همکاری با او به دست نیامد. ترانه‌ها را هم جدا ضبط می‌کردیم چون برنامه کاری‌مان به‌هم نمی‌خورد و هم‌زمان درگیر کارهای دیگری نیز بودیم. البته حالا در مرحله تبلیغاتی فیلم با هم همراه شده‌ایم و داریم همدیگر را می‌شناسیم. باحال است چون او ستودنی است و صدای دیوانه‌کننده‌ای هم دارد، این‌طور فکر نمی‌کنید؟
  • سحرآمیز است. پس شما در فیلم بازی کردید بدون این‌که بدانید شان در نهایت به عنوان صداپیشه با پروژه همکاری می‌کند یا نه؟
در حال مذاکره بودند اما می‌دانستیم که اوضاع چطور پیش می‌رود. کارها زمان می‌برند به‌خصوص وقتی نام بزرگی مثل شان مندس را برای فیلم لایل، لایل، کروکودیل هدف قرار داده‌اید.
  • آیا هیچ گونه آشنایی با کتاب «لایل، لایل، کروکودایل» داشتید؟ مثلا به‌واسطه فرزندان‌تان؟
سال‌ها پیش این کتاب را برای بچه‌هایم خوانده بودم، یکی از آن‌ها البته. این کتاب در ایالات متحده محبوب‌تر است. ما در اسپانیا زندگی می‌کنیم اما در رفت‌وآمد به آمریکا هستیم. البته بچه‌های من خیلی روی این موضوع تاثیر داشتند که ایفای این نقش را بر عهده بگیرم و در واقع، با یک کروکودایل آواز بخوانم و برقصم. حتی از من پرسیدند که «می‌خواهی با یک کروکودیل در شهر نیویورک روی یک موتورسیکلت سوار شوی؟ می‌خواهیم این صحنه و فیلم را ببینیم.» \"خاویر
  • گاهی وقت‌ها نقشی را هم برای بچه‌ها بازی می‌کنید.
قطعا؛ اما باید این را هم بگویم که من خیلی مجذوب کار پاسک و پل (ترانه‌نویس‌های برنده جوایز اسکار و تونی) بودم چون ما در خانه طرفداران پروپاقرص فیلم «بزرگ‌ترین نمایشگر» (The Greatest Showman) هم هستیم که ساندتراک خیلی خوبی دارد.
  • با شخصیت‌تان هکتور، ارتباط شخصی هم احساس می‌کنید؟ او نیز یک نمایشگر و بازیگر و کارآفرین است، سوای این‌که برای چنین فیلمی یک شخصیت پیچیده نامعمول به شمار می‌رود.
یکی از اولین سوال‌هایی که من از کارگردانان پرسیدم این بود: «چرا با من تماس گرفته‌اید؟ انتخاب غریبی است.» آن‌ها هم خندیدند و گفتند: «خب، به گمان‌مان با شما تماس گرفتیم چون می‌خواهیم این جنبه از شخصیت را به نمایش بگذارید که به این جهان تعلق ندارد.» واقعا هم من در این ژانر، یک خارجی به حساب می‌آیم؛ اما هکتور واقعا سختکوش است و هر کار و تلاشی می‌کند تا بخشی از این دنیا باشد. هکتور به من کمک کرد تا خودم را رها کنم، تا بیش‌تر مثل کسی باشم که با خودش می‌گوید: «چه کسی اهمیت می‌دهد؟ برو، خوش بگذران، لذت ببر و آزادانه حرکت کن.»
  • مردم هنوز از فیلم «جایی برای پیرمردها نیست» برای‌تان نقل قول می‌کنند، فرندو؟
خیلی‌ها هستند که همچنان فکر می‌کنند من با آن تفنگ بادی احشام، آدم می‌کشم. \"خاویر
  • خب، اگر در آسانسور به آن‌ها لبخند نمی‌زنید، حق دارند.
تا می‌بینم چهره کسی دارد تغییر می‌کند می‌گویم: «آن یک فیلم بود. فقط یک فیلم بود. نگران نباش. فقط به طبقه خودم می‌روم.»
  • به هر حال، او یک غریبه دیگر است که تا ابد چهره شما را مقابل خودش خواهد دید.
«جایی برای پیرمردها نیست» تا مدت‌ها در ذهن مردم خواهد ماند؛ و چه موهبتی بود که بخشی از آن بودم؛ این‌که بازیگر یکی از فیلم‌های برادران کوئن بودم که مطمئنا یکی از بهترین آثار آن‌هاست.

بهترین فیلم‌های اقتباسی

  • حضور بسیار شمایل‌گونه‌ای دارید. بگذریم. کار شما در «لایل، لایل، کروکودایل» تاثیری بر فیلمبرداری «دون: قسمت دوم» داشت؟
خب، آن یک هیولای متفاوت است. «دون» الان که داریم صحبت می‌کنیم در حال فیلمبرداری است. من امروز فیلمبرداری داشتم. فردا هم دارم؛ و تجربه فوق‌العاده‌ای است بودن سر صحنه این فیلم. استعدادهای زیادی در جلو و پشت دوربین حضور دارند که به‌نوعی هراس‌انگیز است. یکی از آن فیلم‌هاست که هر روز خودتان را نیشگون می‌گیرید و به خودتان می‌گویید: «لعنتی، چقدر خوش‌شانس بودم که در این فیلم بازی می‌کنم.» استیلگار ریتمی متفاوت با هکتور دارد. هکتور فشاری روی خود احساس نمی‌کند؛ اما استیلگار باید مراقب یک قبیله باشد؛ یا اجازه بدهید بگویم که به عنوان یک انسان، مسئولیت بیش‌تری بر دوش استیلگار است تا هکتور.
  • و صحنه‌های رقص کم‌تر؟
در «دون»؟ سعی کردم آن‌ها را قانع کنم که به یک نمونه با کرم‌های شن نیاز دارند؛ دارند درباره‌اش فکر می‌کنند.

\"\"

ر
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه