# ویدیوکلوپ
113 مطلب
فیلم پارتی؛ نیمی جسور، نیمی محافظهکار
سامان مقدم با نخستین ساخته سینماییاش، سیاوش، نشان داد که یک نیروی مهم تازهنفس وارد جریان اصلی سینمای ایران شده است. سیاوش از یک طرف به مسائل جوانپسند روز میپرداخت و از سوی دیگر بحث مهم اختلافات میان نسل قدیم و نسل تازه پاگرفته با عقاید متفاوت را مطرح میکرد. سیاوش شاید نگاه چندان عمیقی به مسائل مورد بحث خود نداشت اما توانست ارتباط خوبی با مخاطب عام برقرار کند و نشان داد که مقدم رگ خواب مخاطب جوان را خوب میشناسد. پارتی، اثبات دیگری بر این ادعا بود. مقدم اینبار بهشکل مستقیمتری به مسائل روز سیاسی میپرداخت و فیلمی در راستای گفتمان محبوب آن سالها ساخته بود که توانست نظر مخاطب عام را به خود جلب کند. به بهانه سالگرد اکران عمومی پارتی، نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در مورد این فیلم نوشته شدهاند.
فیلم به رنگ ارغوان؛ سیاست به سبک حاتمیکیا
به رنگ ارغوان از هر نظر فیلمی جنجالی بود. عوامل این فیلم در حین تولید کمترین اطلاعات را به رسانهها منتقل کردند. با وجود این رویکرد هوشمندانه، در حالی که به رنگ ارغوان قرار بود در بیستوسومین دوره جشنواره فیلم فجر (1383) نمایش داده شود، به محاق توقیف رفت و 5 سال بعد بود که سرانجام مجوز نمایش فیلم صادر شد. در یک اتفاق جالب توجه، فیلمی که 5 سال توقیف شده بود توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از بیستوهشتمین دوره جشنواره فیلم فجر کسب کند. اینجا نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان اکران این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم پرسه در مه؛ مصائب خلاق بودن
اولین فیلم بلند بهرام توکلی با نام پابرهنه در بهشت با استقبال خوبی روبهرو شد و حتی سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول را هم برای او بهارمغان آورد. اما با پرسه در مه بود که جایگاه بهرام توکلی نزد منتقدان سینمای ایران تثبیت شد. پرسه در مه فیلم جسورانهای بود که ربطی به مسیرهای معمول سینمای ایران نداشت. به مناسبت سالگرد اکران عمومی پرسه در مه، نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان اکران این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم بلمی به سوی ساحل؛ صمیمی اما شعاری
زندهیاد رسول ملاقلیپور متعلق به نسلی از فیلمسازان بود که مستقیما از جبهههای جنگ پا به عرصه سینما گذاشتند. این فیلمسازان با تجربه بیواسطه حالوهوای جنگی، میتوانستند فضایی واقعی از محیط جبهه به تصویر بکشند اما مشکل این بود که هیچ تجربهای در عرصه سینما نداشتند. این نسل از سینماگران، در فضای خاص نیمه اول دهه 60، توانستند با استفاده از بودجه نهادهای عمومی، تجربهگریهایی در سطح جریان اصلی سینمای وقت ایران انجام دهند. این، امکانی است که در نظامهای پیشرفته فیلمسازی، بعید است به این راحتیها و در همان ابتدای راه برای هیچ فیلمسازی بهوجود آید. اما نکته بعدی این است که تعداد کمی از آن فیلمسازان بهقدری استعداد داشتند که بتوانند خود را اثبات کرده و گلیم خود را از آب بیرون بکشند. ملاقلیپور یکی از آن فیلمسازان بااستعداد بود. بلمی بهسوی ساحل، دومین فیلم سینمایی او پس از فیلم نینوا بود. اگر این 2 فیلم را با هم مقایسه کنیم، میتوانیم نشانههای پیشرفت و استعداد را در فیلم دوم ملاقلیپور ببینیم. با این وجود ملاقلیپور، زمانی که بلمی بهسوی ساحل را میساخت، هنوز به پختگی دوران اوج کاریاش نرسیده بود. به مناسبت سالگرد اکران عمومی بلمی بهسوی ساحل، نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان اکران این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم عیار 14؛ شهر گناه
پرویز شهبازی همواره فیلمساز گزیدهکاری بوده است. اما شاید بتوان گفت که این کمکاری بعد از نفس عمیق جدیتر شد. موفقیت نفس عمیق به اندازهای بود که جایگاه شهبازی را نزد بسیاری از منتقدان در حد یکی از بزرگترین فیلمسازان فعال سینمای کشور بالا برد و طبیعی بود که چنین دستاوردی، شهبازی را دچار وسواسی بیش از گذشته کند. شهبازی پس از نفس عمیق به مدت 5 سال فیلمی نساخت. این طلسم سرانجام در سال 1387 و با ساخت عیار 14 شکست. از همان زمان ساخت، طرفداران نفس عمیق بیصبرانه منتظر تماشای فیلم بودند. رونمایی از عیار 14 در بیستوهفتمین دوره جشنواره فیلم فجر اتفاق افتاد و هر چند به اوج نفس عمیق نرسید اما بسیاری از منتقدان آن را یکی از بهترینهای سال سینمای ایران دانستند. فیلم در تماشای مجدد، هنوز هم نکات جذابی دارد که کیفیت بالای عیار 14 را بازتاب میدهند.
فیلم کلوزآپ؛ نقدهای قدیمی + روایت پشت صحنه
اواسط آذرماه ۱۴۰۱، وقتی مجله سینمایی «سایت اند ساوند/Sight and Sound» سنت 90 سالهاش را ادامه داد و از 1639 منتقد دعوت کرد که 10 فیلم برتر تاریخ سینما را انتخاب کنند، فقط اسم یک فیلم ایرانی در بین 100 فیلم منتخب منتقدها بود؛ کلوزآپ عباس کیارستمی. فیلمی که در رتبه هفدهم این نظرخواهی ایستاد؛ بالاتر از «پرسونا»ی اینگمار برگمن، «اینک آخرالزمان» کاپولا و «هفت سامورایی» کوروساوا. در سال 1991 هم این فیلم بهعنوان پنجمین فیلم برتر سال توسط نشریه کایه دو سینما انتخاب شد و در سال 2000، رتبه چهارم بهترین فیلمهای دهه 90 را -بهطور مشترک با دو فیلم دیگر- در همین نشریه از آن خود کرد. فیلمی که ماجراهای عجیب و واقعی حسین سبزیان در نقش بدلِ محسن مخملباف و خانواده آهنخواه را روایت میکند. فیلمی که کیارستمی همیشه دربارهاش میگفت: «هیچ فیلمی را نساختم که به اندازه کلوزآپ درباره آن خاطره و حرف داشته باشم. چون شیوهای از فیلمسازی را به من توصیه کرد که بعدها همیشه در کارم از آن متاثر بودم. کلوزآپ برای من یک مدرسه سینمایی بود.» ` به همین بهانهها اینجا ابتدا خاطرات درجه یک و گفتههای جذاب عباس کیارستمی درباره پشتصحنه کلوزآپ را به قلم و جمعآوری «علی سیفالهی» مرور کردهایم، سپس نقدهای قدیمی را بخوانید که «سید آریا قریشی» جمعآوری کرده است. یک پرونده خواندنی و کامل برای جمعههای طولانی.
فیلم تشریفات؛ هم عامهپسند، هم انقلابی
تشریفات دومین فیلم بعد از انقلاب مهدی فخیمزاده در مقام کارگردان است. فیلم قبلی او (میراث من جنون) علیرغم کیفیت فنی قابل توجه، سرنوشت چندان خوبی نداشت و بهعلت ساختهشدن پیش از تصویب قانون حجاب اجباری، اکران نسبتا محدودی (تا حدی که سرمایهگذار فیلم ضرر چندانی نکند) داشت. تشریفات فیلمی بود که جایگاه فخیمزاده را بهعنوان یک فیلمساز موفق در جریان اصلی سینمای ایران تثبیت کرد. به مناسبت سالگرد اکران تشریفات نگاهی انداختهایم به برخی از نظراتی که در زمان اکران این فیلم منتشر شده بود.
فیلم درخت گلابی؛ یک عاشقانه روشنفکرانه
داریوش مهرجویی، درخت گلابی را در موفقترین دوره فیلمسازیاش ساخت. او از میانههای دهه 1360 توانسته بود پلی میان مخاطب خاص و مخاطب عام بزند و بنابراین اکثر فیلمهایش (بهجز موارد استثنایی مثل فیلم بانو که 7 سال توقیف شد) هم نظر مثبت اکثر منتقدان را به خود جلب میکردند و هم به فروش بالایی دست پیدا میکردند. حتی فیلم عارفانه و غیرمتعارفی مثل پری هم در میان پرفروشهای سال قرار میگرفت. بهنظر میرسید که مهرجویی مهره مار دارد! شاید همین موفقیتهای پیدرپی به مهرجویی شجاعت ساخت درخت گلابی را داد؛ فیلمی کند و بسیار کنترلشده که بهنظر نمیرسید با هیچ چسبی بتوان صفت عامهپسند را به آن چسباند. نتیجه، یک شکست تجاری سنگین بود. با این وجود همان زمان هم خیلی از منتقدان درخت گلابی را یکی از بهترین فیلمهای سینمای مهرجویی دانستند. بهنظر میرسد گذر زمان هم خللی در این دیدگاه ایجاد نکرده است. به مناسبت سالگرد نمایش عمومی درخت گلابی، نگاهی به نظرات منتقدان در مورد این فیلم خاص داریوش مهرجویی انداختهایم.
فیلم روبان قرمز؛ تجربه متفاوت حاتمیکیایی
تماشای روبان قرمز، بلافاصله بعد از فیلم مهم آژانس شیشهای، تقریبا همه را غافلگیر کرد. روبان قرمز تقریبا از هیچ جنبهای یادآور فیلم قبلی حاتمیکیا نبود. هنوز هم میتوان روبان قرمز را یکی از یکّهترین تجربههای فیلمسازی ابراهیم حاتمیکیا دانست. از این جنبه، روبان قرمز را میتوان یکی از کنجکاویترین ساختههای حاتمیکیا قلمداد کرد. به مناسبت سالگرد اکران فیلم روبان قرمز نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم بوی کافور، عطر یاس؛ روزهای ترانه و اندوه
بوی کافور، عطر یاس بازگشت بهمن فرمانآرا به فیلمسازی بعد از غیبتی 21 ساله بود. البته فرمانآرا در فاصله بین 2 فیلم سایههای بلند باد (1357) و بوی کافور، عطر یاس از سینما دور نبود و (در آمریکا و کانادا) در تولید فیلمهای مهمی مشارکت کرد. اما مشخصا بوی کافور، عطر یاس آغاز دوره جدیدی از فعالیتهای سینمایی این فیلمساز قدیمی محسوب میشد. این فیلم، شاید بهترین شروع ممکن برای فرمانآرا بود و جایگاه او را، یک بار دیگر، بهعنوان یک فیلمساز کاربلد در سینمای ایران تثبیت کرد. به مناسبت سالگرد اکران فیلم بوی کافور، عطر یاس نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش نوشته شد.