# ویدیوکلوپ
113 مطلب
فیلم کاغذ بیخط؛ بازمانده یک دوره سپریشده
۱۲ سال صبر برای تماشای فیلم جدید هر کارگردانی یک انتظار طولانی محسوب میشود؛ چهبرسد به اینکه چنین اتفاقی در مورد فیلمساز شاخصی چون ناصر تقوایی رخ دهد. از زمان ساخت فیلم ای ایران در سال 1368 که به فروش قابلقبولی دست یافت اما با نظرات ضدونقیض منتقدان روبهرو شد تا سال 1380، تقوایی تنها یکی از اپیزودهای فیلم قصههای کیش را جلوی دوربین برد. بنابراین تولید کاغذ بیخط و نمایش آن در بیستمین دوره جشنواره فجر، یکی از بزرگترین اتفاقات آن سال سینمای ایران محسوب میشد. در این مطلب نگاهی به چکیده برخی از نقدهای منتشرشده در مورد کاغذ بیخط انداختهایم.
فیلم درباره الی؛ وقایعنگاری یک طبقه رو به اضمحلال
موفقیت چشمگیر چهارشنبهسوری جایگاه اصغر فرهادی را در سینمای ایران تغییر داد. از آن به بعد از فرهادی نه صرفا در مقام یک فیلمساز بااستعداد بلکه بهعنوان یکی از بهترین فیلمسازان فعال در سینمای ایران یاد میشد. اینکه در چنین شرایطی و با این سطح توقعات، فیلم بعدی شما بتواند طرفدارانتان را غافلگیر کند دستاورد بزرگی است. این همان اتفاقی است که پس از نمایش درباره الی رخ داد. برخی از منتقدان ایرانی تا جایی پیش رفتند که درباره الی را یکی از بهترین فیلمهای سال 2009 سینمای جهان دانستند. استقبال پرشور منتقدان و سینمادوستان ایرانی با موج موفقیتهای بینالمللی درباره الی تکمیل شد تا فرهادی به یک چهره شاخص و جریانساز تبدیل شود. در این مطلب نگاهی به چکیده برخی از نقدهایی انداختهایم که در زمان نمایش درباره الی در مورد این فیلم منتشر شدند.
فیلم برزخیها؛ حاشیهای که متن را سرکوب کرد
اگر قرار باشد از میان تمام آثار تاریخ سینمای ایران فقط یک فیلم را انتخاب کنیم که در آن حاشیه بهکلی بر متن چربیده است، بعید است گزینهای بهتر از برزخیها بیابیم. در شرایطی که وقوع انقلاب باعث تغییراتی بنیادین در تمام سطوح شده بود، برزخیها تلاشی با محوریت تعدادی از مهمترین چهرههای سینمای پیش از انقلاب برای انطباق با فضا و تفکر تازه بود و البته میتوانست نوعی اعلام برائت هم محسوب شود. با این وجود شرایط آن روزها چنان تندوتیز بود که بهنظر میرسید هیچ اقدامی چارهساز نیست. گرچه دستاندرکاران وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور مجوز نمایش برزخیها نشان دادند که سعی دارند بهشکل بهینهای از افراد سرشناس سینمای قبل از انقلاب استفاده کنند اما در نهایت زور مخالفان عموما تندروی فیلم که گروهی از دستاندرکاران وقت حوزه اندیشه و هنر اسلامی (که بعدها به حوزه هنری معروف شد) و البته افراد عمدتا بدون نامی در برخی از روزنامههای وقت را در بر میگرفت بر نیروهای رسمی هدایتکننده سینمای ایران چربید و برزخیها بعد از مدت کوتاهی نمایش از پرده پایین کشیده شد. با این وجود همان زمان کوتاه کافی بود تا برزخیها به یک فیلم بسیار پرمخاطب تبدیل شود. با توجه به اینکه در کمتر مطلبی در آن سالها به کیفیت فنی فیلم اشاره شد، این یادداشت بیشتر به چکیده نقدهایی اشاره دارد که عمدتا در مخالفت با تصمیمگیریهای کلان سینمایی منتشر شده بودند و برزخیها را بهانهای قرار داده بودند تا انتقادات کلانتری را مطرح کنند.
فیلم نارنجی پوش؛ رهاتر از همیشه
با مرور نظرات منتشرشده در مورد اکثر آثاری که داریوش مهرجویی تا قبل از اواخر دهه 1370 ساخت، با یکدستی نسبی نظرات منتقدان روبهرو میشویم. تا آن سالها بهنظر میرسید مهرجویی از معدود فیلمسازان تاریخ سینمای ایران است که، علیرغم پرکاری، توانسته کیفیت بالایی را در بخش اعظم آثارش حفظ کند. با این وجود بهتدریج شرایط تغییر کرد. در دورهای که شاید بتوان شروع آن را آثاری چون «میکس» و «بمانی» دانست، فیلمهای مهرجویی با نظرات متفاوتی مواجه شدند. هر چند در این میان «مهمان مامان» واکنشهای بسیار مثبتی دریافت کرد و «سنتوری» هم به فیلم محبوب گروه نسبتا پرشماری از منتقدان تبدیل شد، اما با فیلمهایی چون «طهران: روزهای آشنایی» (اپیزود اول از فیلم طهران، تهران) و «آسمان محبوب» کمکم دودستگی میان منتقدان آشکارتر از گذشته شد. نارنجیپوش هم ادامهای بود بر همان مسیر. نمایش فیلم در جشنواره فجر به انتشار نظرات ضدونقیضی انجامید. در این مطلب نگاهی به چکیده نقدهایی انداختهایم که در زمان نمایش نارنجیپوش بر این فیلم منتشر شدند.
فیلم سعادت آباد؛ کشتی بهگلنشسته طبقه متوسط!
درحالیکه پس از سال 1388 طبقه متوسط شهری در کانون توجهات جریانهای فکریِ اجتماعی و سیاسی قرار داشت، سینماگران ایرانی هم بهسمت نمایش زندگی طبقه متوسط پیش رفتند. برخلاف جریانی که در دهه 90 در سینمای ایران پا گرفت و بیشتر روی مشکلات مالی و تبعات آن تاکید داشت، در اواخر دهه 80 بحث در مورد مسائلی چون قضاوت، خیانت و اعتماد بالا گرفته بود. سعادتآباد به کارگردانی مازیار میری یکی از فیلمهای بحثبرانگیزی بود که تصویری نهچندان خوشبینانه از طبقه متوسط به بالای آن دوران ارائه داد. در این مطلب نگاهی انداختهایم به مهمترین نکاتی که در زمان نمایش سعادتآباد در مورد این فیلم مطرح شد.
فیلم چهارشنبه سوری؛ یک گزارش دقیق اجتماعی
سالها قبل، کسانی که به تماشای دو سری مجموعه تلویزیونی داستان یک شهر نشستند، متوجه شدند که با کارگردان و فیلمنامهنویسی مستعد سروکار دارند که نگاه دقیقی به محیط اطراف دارد. بنابراین وقتی اصغر فرهادی بهسراغ ساخت فیلمهای سینمایی رفت، انتظارات از او چندان پایین نبود. دو فیلم اول فرهادی یعنی رقص در غبار و شهر زیبا، او را بهعنوان فیلمسازی توانا شناساندند. اما با چهارشنبهسوری بود که تغییری جدی در جایگاه سینمایی فرهادی اتفاق افتاد. چهارشنبه سوری نشاندهنده تغییر مسیر فرهادی از نمایش زندگی طبقات پایین جامعه بهسمت بحرانهای طبقه متوسط بود؛ مسیری که در ادامه به خلق درباره الی و جدایی نادر از سیمین انجامید. 26 بهمن ماه سالگرد اکران عمومی چهارشنبهسوری است. نگاهی انداختهایم به بخشی از نقدهایی که در زمان و پس از نمایش این فیلم منتشر شد.
فیلم مسافران؛ هنر یافتن زندگی از دل مرگ
بهرام بیضایی زمانی بهسراغ ساخت مسافران رفت که از میان ۴ فیلم قبلی او دو فیلم (چریکه تارا و مرگ یزدگرد) توقیف شده بودند، یک فیلم (باشو، غریبه کوچک) با چند سال تاخیر اکران شده بود و تنها یک فیلم (شاید وقتی دیگر) با فاصله نهچندان زیادی از زمان ساخت روی پرده رفته بود. اما حتی آن فیلم هم با کمتوجهی نگاه رسمی مواجه شده بود. با این وجود شرایط برای مسافران با ساختههای قبلی بیضایی متفاوت بهنظر میرسید. این فیلم در دهمین دوره جشنواره فیلم فجر رکورددار نامزدی و کسب سیمرغ بلورین لقب گرفت (هرچند باز هم هیچکدام از جوایز اصلی را دریافت نکرد)، با فاصلهای چند ماهه اکران شد و اتفاقا فروش بدی هم نداشت. شاید خیلیها فکر میکردند که مجموعه این اتفاقات آغاز مسیر جدیدی برای بهرام بیضایی است اما چنین نبود. یک دهه طول کشید تا بیضایی فیلم بلند بعدیاش را بسازد. در این مطلب نگاهی به چکیده نقدها و نظراتی انداختهایم که در زمان نمایش مسافران در مورد این فیلم منتشر شدند.
فیلم بانو؛ بزنگاه سقوط
داریوش مهرجویی بانو را پس از موفقیت همهجانبه هامون جلوی دوربین برد؛ فیلمی که بعدها خیلیها (از جمله خود مهرجویی) از آن بهعنوان نوعی هامونِ زنانه نام بردند. این فیلم شروع دورهای از سینمای مهرجویی بود که در آن زنان نقش کلیدی را ایفا کردند؛ دورهای که با ۳ فیلم سارا، پری و لیلا ادامه پیدا کرد. با این وجود سرنوشت بانو با هامون کاملا متفاوت بود. اگر هامون هم اقبال تماشاگران را بهدست آورد، هم توجه منتقدان را به خود جلب کرد و هم حتی با تکیه بر مسائلی همچون توجه به مفهوم علیخواهی از سوی نمایندگان نگاه رسمی در جشنواره فیلم فجر مورد ستایش قرار گرفت، بانو در آستانه نمایش در دهمین دوره جشنواره فیلم فجر به محاق توقیف رفت. در پستو نهان ماندنِ فیلم تا سال 1377 به طول انجامید؛ زمانی که موجی از فیلمهای توقیفی دورههای قبل مجوز نمایش بهدست آوردند. اما دیگر برای جریانسازی دیر شده بود -هرچند امروز خیلیها بانو را یکی از آثار شاخص داریوش مهرجویی قلمداد میکنند-. در این مطلب نگاهی به چکیده مباحثی انداختهایم که در زمان اکران عمومی فیلم بانو در مورد این فیلم مطرح شد.
فیلم زیر درختان زیتون؛ یعنی سینمای اصیل
زیر درختان زیتون، سومین بخش از سهگانه عباس کیارستمی محسوب میشود؛ سهگانهای که در شمال ایران میگذشت و با عنوان سهگانه کوکر شناخته میشود. شاید ویژگی مهم این فیلم، خصلت فیلمدرفیلم آن باشد. زیر درختان زیتون در واقع از دل سکانسی از فیلم قبلی این سهگانه، زندگی و دیگر هیچ، بیرون آمده بود و به شرایط تولید آن میپرداخت. زیر درختان زیتون، علیرغم سادگی ظاهریاش، اثری چندبُعدی بود که هم از سوی منتقدان سینمای ایران و هم در محافل جهانی با استقبال گرمی روبهرو شد. در این مطلب به چکیده نقدهایی پرداختهایم که در زمان اکران زیر درختان زیتون در مورد این فیلم منتشر شدند.
فیلم سفر به چزابه؛ روی برزخی جنگ
دو فیلم سفر به چزابه و نجاتیافتگان -که دومی پس از تاخیری چندساله با نام تحمیلی تا آخرین نفس روی پرده رفت- بخشهایی از یک مجموعه تلویزیونی به نام سفر به چزابه بودند که در قالب دو اثر مستقل در معرض تماشا قرار گرفتند. تماشای این دو فیلم در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر، هم مخاطبان آثار قبلی رسول ملاقلیپور را غافلگیر کرد و هم افرادی را به وجد آورد که مسیر حرکت سینمای جنگی ایران را دنبال کرده بودند. هر دو فیلم، از کلیشههای آشنای فیلمهای جنگی آشناییزدایی میکردند. در این میان، سفر به چزابه با ساختار روایی غیرمتعارف و از بین بردن مرز عینیت و ذهنیت، تا همین امروز تجربهای منحصربهفرد در سینمای جنگ ما محسوب میشود. 14 شهریور سالگرد اکران عمومی سفر به چزابه بود. به این بهانه نقدهای قدیمی را در مورد این فیلم مرور کردهایم.