# سریال شکارگاه
38 مطلب
نمادها و رنگها شخصیتی مستقل در روایت سریال
سریالهای تاریخی برای بیان روایت و نشان دادن دورهای که داستان در حین آن جریان دارد، نیاز به ریزهکاری و دقتی فرای هر ژانری دارند. در واقع طراح صحنه باید اطلاعات دقیقی از المانها و فرهنگ آن دوره داشته باشد تا بتواند مخاطب را از لحاظ بصری درگیر قصه و شخصیتها کرده و با خود همراه کند. آیدین ظریف طراح صحنه سریال «شکارگاه» به عنوان فردی که سالهاست در این عرصه فعالیت میکند، به خوبی از عهده طراحی صحنه این سریال برآمده و فضای بصری شکیلی را با وسواس و ریزبینی برای سریال خلق کرده است، که «شکارگاه» را از هر مجموعه تاریخی که طی سالهای اخیر ساخته شده است، متمایز میکند. در واقع باید گفت نیما جاویدی کارگردان سریال «شکارگاه» برای خلق و فضاسازی معماگونه و تاریخی فیلمنامه خود شاید کسی را بهتر از آیدین ظریف نمیتوانست پیدا کند که سریال را صرفا از نمایش یک روایت تاریخی ارتقا دهد و به یک تجربه بصری خاص تبدیل کند و مخاطب را بیش از پیش به تماشای استانداردهای سریالسازی جهانی نزدیک کند.
سریالی ایرانی با کلاس جهانی
مینیسریال نُه قسمتی شکارگاه به پایان رسید و یکی از چالشهای سریال که از قسمتهای ابتدایی آغاز و در فینال قصه به اوج رسید، بحث ایرانی بودن آن و همچنین سندیت اتفاقات و شخصیتهای آن بود. به بیانی دیگر، اینگونه تصویرسازی نیما جاویدی از زنان فیلم این سؤال را نزد برخی مخاطبان سریال ایجاد کرد که آیا اصولاً چنین زنانی در تاریخ وجود داشتند یا فیلمساز باهدف ارج و اهمیت به جایگاه زنان در سریال خود از چنین زنان شجاع و جنگجویی رونمایی کرده است؟
یکی از سختترین و تلخترین نقشهایم را بازی کردم
الهام پاوهنژاد، بازیگر شناختهشده تئاتر و سینما، با حضور در سریال تاریخی «شکارگاه» به کارگردانی نیما جاویدی، نخستین تجربهاش در بستر تاریخ قاجار در نمایش خانگی را پشت سر گذاشت. او در این گفتوگو از همکاری با نیما جاویدی، دشواریهای نقشآفرینی، چالشهای تولید، تفاوتهای تلویزیون و نمایش خانگی و همچنین تجربه همبازی شدن با پرویز پرستویی سخن گفت.
کلاس درس مضمونپردازی شکارگاه
سریال، ساده و بیادعا شروع میشود؛ با ماجرای جواهراتی سلطنتی که به فرموده پیشکار ولیعهد، باید چندروزی در یک عمارتِ بزرگ و قدیمی به امانت بماند و میرعطاخانِ سرهنگ به همراه خانوادهاش، این مأموریتِ ظاهراً ساده را برعهده گرفتهاند. قصه؛ از نقطه درستی آغاز میشود، از خلق ماجرایی تنیده به تارِ قدرت و ثروت که این دو هرجا باشند، منشأ ماجراهای فراوان هستند. ماجراهای «شکارگاه» هم از تقاطع قدرت و ثروت آغاز میشود؛ ثروتی گرانبها که قدرتی مسلط، میخواهد آن را به بهترین شکل برای هدفی که در ابتدا نمیدانیم چیست حفظ کند. «شکارگاه» اما محدود به همین موقعیتِ تکخطی نمیماند و رفتهرفته شاخوبرگ میگیرد تا جایی که در سه قسمت پایانی، ابعاد دیگری پیدا میکند. در انتهای سریال، دیگر مسئله فقط جواهرات سلطنتی نیست و «شکارگاه» به قله میرسد وقتی در قسمت آخر، پای «میراث ایران» را وسط میکشد تا نیما جاویدی در دل یک سریال 9 قسمتی، راهورسمِ خوبقصهگفتن و قصه خوبگفتن را توأمان نشان دهد. این مطلب پیش از این در فرهیختگان منتشر شده است.
ممنونیم که برایمان احترام قائلید!
نمرهدهی بر اساس اپیزودها برای سریالهای ایرانی هنوز جا نیفتاده و این بازار را داده دست جلوهفروشها. اعداد و ارقام IMDb هم که الحمدلله(!) یک شوخی بی نمک است (سربسته اگر بخواهیم مثال بزنیم، سریال وحشی هومن سیدی از Black Mirror، یکی از مهمترین آنتولوژیهای تاریخ امتیاز بالاتری گرفته است.) همین اتفاق باعث شده آثار آببندی نشدهای همچون شکارگاه حقشان زایل و تولیدات متوسطی -متوسط با اغماضِ اخلاق ایرانی- مثل تاسیان بتوانند از ارزشگذاری فرار کنند و با چند تکه وایرالی، استفاده از جلوههای بصری الصاقی و ساختن عشق کارتپستالی، در فقر محتوای باکیفیت، مخاطب را گیر بیندازند. این مطلب پیش از این در فرهیختگان منتشر شده است
حسینینیا: جذابیت شکارگاه محدود به گذشته نیست
مهدی حسینینیا، بازیگر نقش «بهادر» در سریال «شکارگاه»، همکاری با نیما جاویدی را تجربهای خاص و ارزشمند توصیف میکند. او درباره دشواری نزدیک شدن به فضای تاریخی، شیوه مواجهه با متنی که کمترین امکان تغییر را داشت، و تجربه ایفای نقشی ساده و صمیمی همچون یک باغبان توضیح میدهد. حسینینیا همچنین با نگاهی تحلیلی به تفاوتهای نمایش خانگی و تلویزیون، تأکید میکند که روایت قصههای نزدیک به زندگی مردم امروز در رسانههای جدید آسانتر و اثرگذارتر است. این مصاحبه پیش از این در رسانه دیگری منتشر شده است.