رفتن به محتوای اصلی
گفت‌وگوی سریال

حسینی‌نیا: جذابیت شکارگاه محدود به گذشته نیست

Afshin Akhgar |
مهدی حسینی‌نیا، بازیگر نقش «بهادر» در سریال «شکارگاه»، همکاری با نیما جاویدی را تجربه‌ای خاص و ارزشمند توصیف می‌کند. او درباره دشواری نزدیک شدن به فضای تاریخی، شیوه مواجهه با متنی که کمترین امکان تغییر را داشت، و تجربه ایفای نقشی ساده و صمیمی همچون یک باغبان توضیح می‌دهد. حسینی‌نیا همچنین با نگاهی تحلیلی به تفاوت‌های نمایش خانگی و تلویزیون، تأکید می‌کند که روایت قصه‌های نزدیک به زندگی مردم امروز در رسانه‌های جدید آسان‌تر و اثرگذارتر است. این مصاحبه پیش از این در رسانه دیگری منتشر شده است.

معرفی سریال شکارگاه؛ قصه مرموز یک تاج

  • آقای حسینی‌نیا، ابتدا از نقش خودتان در سریال «شکارگاه» و تجربه حضور در این پروژه بگویید.
مهدی حسینی نیا، بازیگر سریال شکارگاه: به نظر من هر نقشی جذابیت‌های خودش را دارد و نمی‌توان بین بازی در زمان حال یا در فضای تاریخی مرزی قطعی کشید. در نهایت، ما بازیگر نقش انسانی را بر عهده می‌گیریم که در شرایط اجتماعی، اقلیمی و تاریخی خاصی زندگی می‌کند. تفاوت انسان‌ها چندان زیاد نیست، اما شرایط اجتماعی و فرهنگی هر دوره، نوع مواجهه و سبک زندگی آن‌ها را تغییر می‌دهد. همین مسئله باعث می‌شود ایفای نقش در چنین آثاری چالش‌ها و جذابیت‌های خاص خود را داشته باشد.
  • برای نزدیک شدن به فضای تاریخی سریال چه روشی را انتخاب کردید؟
از همان ابتدای کار جلساتی با آقای جاویدی داشتم. ایشان هم کارگردان و هم نویسنده متن هستند و راهنمایی‌های دقیقی به من دادند. علاوه بر آن، پیش از شروع فیلمبرداری بار دیگر به تماشای آثار سینمایی و سریال‌هایی پرداختم که درباره آن دوران ساخته شده بود. تلاشم این بود که فضای اجتماعی و زیست‌جهان آن دوره را بهتر لمس کنم. البته باید بگویم کار خارق‌العاده‌ای نمی‌توان انجام داد، چراکه ما نه آن آدم‌ها را دیده‌ایم و نه کسی از آن نسل باقی مانده تا بتوانیم مستقیم با او گفت‌وگو کنیم. بنابراین بیشترین تکیه ما بر تحقیقات، بازبینی آثار گذشته و البته هدایت‌های کارگردان بود.

  • قصه سریال چه ویژگی‌هایی دارد که شما را جذب کرد؟
به نظرم قصه «شکارگاه» یکی از نقاط قوت اصلی اثر است. جذابیت آن در این است که صرفاً محدود به گذشته نیست. این داستان اگرچه در بستر تاریخی روایت می‌شود، اما ساختار و مفاهیم آن به گونه‌ای است که می‌تواند در زمان حال هم رخ دهد. در واقع، اگر همان قصه را با تغییر جزئیات در دوران معاصر روایت کنیم، باز هم برای مخاطب باورپذیر خواهد بود. این ویژگی سبب شد متن برایم بسیار جذاب باشد. من اصولاً کمی در خواندن فیلمنامه تنبلی می‌کنم، اما «شکارگاه» جزو معدود کارهایی بود که متن آن را خیلی سریع و با علاقه خواندم.
  • از تجربه همکاری با نیما جاویدی بگویید. آیا در دیالوگ‌ها و متن امکان تغییر و پیشنهاد داشتید؟
همکاری با آقای جاویدی تجربه‌ای متفاوت بود. ایشان نویسنده متن نیز بودند و به همین دلیل روی جزییات حساسیت ویژه‌ای داشتند. ما تقریباً متن را کلمه به کلمه اجرا کردیم. شاید در طول کار تنها سه یا چهار پیشنهاد کوچک از سوی من مطرح شد که برخی پذیرفته شد و برخی خیر؛ اما اساس کار بر همان چیزی بود که نوشته شده بود. این برای من تجربه‌ای تازه بود، زیرا در بسیاری از کارهای دیگر می‌توان در لحظه با توجه به ویژگی شخصیت، دیالوگ را کمی تغییر داد یا محاوره‌ای‌تر بیان کرد. اما در «شکارگاه» همه چیز دقیقاً طبق متن پیش می‌رفت.

مهدی حسینی نیا؛ بهترین های کارنامه

  • این پایبندی به متن چه دشواری‌هایی برایتان داشت؟
مهم‌ترین سختی این بود که باید حواسم را کاملاً جمع می‌کردم تا حتی یک واو یا کلمه از متن حذف یا جا‌به‌جا نشود. ما در زندگی روزمره عادت داریم محاوره‌ای‌تر صحبت کنیم و دایره لغاتمان هم محدودتر شده است. در این پروژه اما لازم بود از زبان معیار استفاده کنیم؛ زبانی کتابی‌تر و شمرده‌تر که با فضای تاریخی کار هماهنگ بود. این موضوع باعث شد در طول کار مدام ذهنم درگیر حفظ دقت و امانت به متن باشد. در عین حال جذابیت خاصی هم داشت، چون برخی واژه‌ها و ترکیباتی را دوباره زنده می‌کرد که شاید در گفت‌وگوهای روزمره کمتر استفاده می‌شوند.
  • شخصیت بهادر، باغبان ساده‌ای است. این سادگی چه تاثیری بر بازی شما گذاشت؟
همین ویژگی باعث شد نزدیک شدن به این نقش برایم آسان‌تر باشد. بهادر شخصیت پیچیده یا متعلق به طبقه خاصی نیست. او یک باغبان است که زندگی عادی خود را می‌کند. بنابراین نیازی نبود وارد جزئیات دشوار آداب معاشرت طبقات خاص یا اشرافی شوم. مثلاً لازم نبود بدانم در آن زمان اشراف چگونه فنجان یا کارد و چنگال در دست می‌گرفتند. همین سادگی باعث شد راحت‌تر بتوانم با شخصیت ارتباط برقرار کنم و او را باورپذیرتر بسازم. \"مهدی
  • نگاه شما به تفاوت میان تلویزیون و نمایش خانگی چیست؟
واقعیت این است که تفاوت‌ها بسیار است. بخشی از حضور من در نمایش خانگی انتخاب شخصی‌ام بود. نمایش خانگی فضای بازتری برای روایت قصه‌ها دارد. بسیاری از داستان‌هایی که در این مدیوم ساخته می‌شود، در تلویزیون امکان تولید ندارد یا با محدودیت‌های فراوان روبه‌روست. علاوه بر این، نمایش خانگی به زندگی واقعی و ذهنیت امروز مردم نزدیک‌تر است. متأسفانه تلویزیون از این فضا فاصله گرفته و کمتر توانسته به دغدغه‌های واقعی مردم بپردازد. در حالی که در نمایش خانگی و سینما می‌توانیم روایت‌هایی بسازیم که هم‌زمان سرگرم‌کننده و در عین حال بازتابی از واقعیت اجتماعی باشند.
  • در طول تصویربرداری خاطره خاص یا اتفاق ویژه‌ای برایتان رخ داد؟
واقعیت این است که ذهنم بیشتر درگیر متن و اجرای دقیق آن بود. هر روز تنها دغدغه‌ام این بود که مبادا جمله‌ای را ناقص یا اشتباه بیان کنم. همین تمرکز باعث شد کمتر به حاشیه‌ها یا رخدادهای دیگر توجه کنم. البته باید بگویم شرایط کار سخت بود؛ اما سختی بخشی جدایی‌ناپذیر از حرفه ماست. آنچه این پروژه را برای من جذاب‌تر کرد، همکاری با نیما جاویدی بود؛ کارگردانی که مدت‌ها آرزو داشتم با او کار کنم. همچنین حضور در کنار همکارانی که برایم عزیز و محترمند، از دیگر نقاط روشن این تجربه بود. \"دانلود
# سریال شکارگاه
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه