# ویدیوکلوپ
113 مطلب
خیلی دور، خیلی نزدیک، خیلی مانا
خیلی دور خیلی نزدیک زمانی اکران شد که تب فیلمهای موسوم به معناگرا در سینمای ایران داغ بود؛ فیلمهایی عموما کسالتآور و میانمایه که داستانشان در مناطق دورافتاده میگذشت و سعی میکردند حسوحالی معنوی را به تماشاگر منتقل کنند (و البته اکثرشان در این امر ناموفق میماندند). تکرار ساخت این دسته از فیلمها که کمتر اثر خلاقانه و پیچیدهای در میانشان پیدا میشد، باعث سرخوردگی منتقدان شده بود. با انتشار اولین اخبار و اطلاعات در مورد خیلی دور خیلی نزدیک به نظر میرسید قرار است با فیلم دیگری با همان ویژگیها روبهرو باشیم. اما خیلی دور خیلی نزدیک به یک غافلگیری بزرگ تبدیل شد. خیلی دور خیلی نزدیک از معدود فیلمهای سینمای ایران است که در زمان اکران تقریبا تمام نقدهایی که بر آن نوشته شد مثبت بود. میرکریمی با آثار بعدیاش هرگز نتوانست ستایش همهجانبهای را به دست بیاورد که با خیلی دور خیلی نزدیک کسب کرده بود.
فیلم عروس؛ عامهپسند، ولی نه آسانپسند
هنگام مواجهه با فیلمهای مهم تاریخ سینمای یک کشور، صرفاً نظر شخصی و بررسی کیفیت فیلم در قیاس با شرایط امروز کافی نیست. بعضی از فیلمها بر مسیر حرکت تاریخ سینما تأثیر گذاشتهاند. شناخت این تأثیر، برای بهبود درک ما از آن اثر از اهمیت فراوانی برخوردار است. بهعنوان مثال، ممکن است امروزه تماشای فیلم صامتی همچون رزمناو پوتمکین (سرگئی آیزنشتاین) برای مخاطبی که به دیدن فیلمهای صامت عادت ندارد حتی طاقتفرسا باشد. شاید تمهیدات روایی و اجرایی این فیلم (که نزدیک به 100 سال قبل ساخته شده) امروز حسابی کهنه به نظر برسند. اما اگر هنگام تماشای فیلم بدانیم که رزمناو پوتمکین زیرمجموعه کدام جریان مهم تاریخ سینما بوده و چه تأثیری (بهخصوص از نظر تدوین) روی فیلمهای بعد از خود گذاشته، بتوانیم ارزیابی موشکافانهتری از فیلم داشته باشیم.
هفت حقیقت جذاب درباره فیلم نجات سرباز رایان
سکانس افتتاحیه فیلم را که نبرد معروف D-Day در ساحل نرماندی به تصویر میکشد به یاد بیاورید. اگر بهترین سکانس جنگی تاریخ سینما نباشد، یکی از بهترینهاست. یا سکانسی را که «تام هنکس» در آن نومیدانه آخرین گلولههای تپانچهاش را به تانکی که به سمتش میآید شلیک میکند! «نجات سرباز رایان» پر از صحنههای نمادین عالی است. این درام نفسگیر «استیون اسپیلبرگ» درباره تلاش ۸ مرد برای نجات جان سربازی که تمام برادرانش را در جنگ از دست داده، حالا 24 ساله شده. به مناسبت سالگرد اکران نجات سرباز رایان برویم سراغ ۷ حقیقت جذاب درباره پشت صحنه فیلم.
بوی پیراهن یوسف؛ ملودرام به سبک حاتمیکیا
بعضی از فیلمها هستند که اهمیتشان با میزان فروشی که در زمان اکران اولیه داشتهاند یا نظر عمومی منتقدان نسبت به آنها سنجیده میشود اما در مورد گروه دیگری از فیلمها چنین نیست. بوی پیراهن یوسف فیلمی است که در مجموع با واکنش متوسطی از سوی منتقدان روبهرو شد و فروش چندان بالایی هم نکرد اما در گذر زمان به بخشی از خاطره جمعی نسلی از تماشاگران تبدیل شده است. این اتفاق شاید بهخاطر پخش پرتعداد فیلم از شبکههای مختلف تلویزیون در گذر زمان باشد. شاید هم بتوان آن را به موسیقی پرحجم و خاطرهانگیز مجید انتظامی مربوط دانست. اما هر چه که باشد، میتوان گفت که جایگاه فیلم به مرور زمان تغییر کرده است. احتمالا تعداد افرادی که بوی پیراهن یوسف را یکی از بهترین فیلمهای ابراهیم حاتمیکیا بدانند خیلی زیاد نیست اما در عین حال نمیتوان این فیلم را نادیده گرفت و همین است که بوی پیراهن یوسف را به اثری حائز اهمیت تبدیل کرده است. شاید مرور برخی از نقدهای قدیمی در مورد این فیلم و مقایسه آنها با مطلبی که تقریبا ۲ دهه بعد از ساخت بوی پیراهن یوسف در موردش نوشته شده و آن را بخشی از یک کلیت بزرگتر با نام سینمای ابراهیم حاتمیکیا در نظر گرفته، بتواند بخشی از دلایل این جایگاه را نشان دهد.
۱۶ نکته جالب درباره فیلم اینسپشن
اینسپشن کریستوفر نولان در سال ۲۰۱۰ منتشر و به یک فیلم کلاسیک علمی تخیلی پرفروش و پرمخاطب تبدیل شد. این فیلم با ۳ ویژگی مهمش؛ مفهوم عمیقی که در مورد ورود به رویاهای ناخودآگاه دارد، درام خانوادگی در مرکز داستانش و صحنههای اکشن عظیم، موقعیت نولان را به عنوان محبوبترین فیلمساز در جهان تثبیت کرد. اولین نمایش اینسپشن در ۸ جولای ۲۰۱۰ در لندن برگزار شد. این فیلم بیش از ۸۲۸ میلیون دلار در سراسر جهان فروخت و چهارمین فیلم پرفروش سال شد. ۱۲ سال بعد از اکرانش نکات جذابی درباره این فیلم بخوانید.
10 حقیقت جذاب درباره فیلم فارست گامپ
فارست گامپ تعداد زیادی دوست و تعداد کمی دشمن دارد. دشمنانش احتمالا عاشقان «پالپ فیکشن» هستند، چرا که فارست گامپ سانتیمانتال خیلی راحتتر توانست رای اعضای محافظهکار آکادمی اسکار را بقاپد و باعث شود تا جوایز اصلی اسکار سال ۱۹۹۴ به این فیلم برسد و دست فیلم ساختارشکن تارانتینو از رسیدن به اسکارهای بهترین فیلم و بهترین کارگردانی کوتاه بماند. با این حال فیلمِ «رابرت زمهکیس» همیشه محبوب طرفداران سینما، بهخصوص آنهایی که خیلی درگیر مسائل فنی-هنری سینما نیستند بوده و پکیج یک فیلم عامهپسند خوشساخت را در اختیار دارد: هم میخنداند، هم میگریاند، عشق و مرگ دارد، فهمش آسان است و چندتایی جمله قصار مشهور از دلش بیرون آمده است! به مناسبت ۲۸ سالگی اکران فارست گامپ میخواهیم ۱۰ حقیقت جذاب درباره فیلم به شما بگوییم.
فیلم هامون؛ الماس تراشخورده
هامون ساخته داریوش مهرجویی در گذر زمان به یک فیلم کالت تبدیل شده است. عنوان فیلم کالت به اثری اطلاق میشود که به مرور طرفداران پروپاقرصی پیدا میکند، تا جایی که این طرفداری حالتی قبیلهای پیدا میکند. این دسته از طرفداران مدام دیالوگها و صحنههای فیلم را با هم مرور میکنند و حتی در زندگی واقعی تأثیراتی را از شخصیتهای فیلم محبوب خود بازتاب میدهند. این اتفاقی است که بهوضوح در مورد هامون افتاده بهطوری که اصطلاح هامونبازها، اصطلاحی آشنا برای سینمادوستان ایرانی محسوب میشود.
13 حقیقت غیرنحس درباره فیلم طالع نحس
۴۶ سال از اکران یکی از ترسناکترین فیلمهای تاریخ سینما میگذرد. فیلمی که تاثیرش در آمریکا آنچنان زیاد بود که بسیاری از آمریکاییها تا سالها از گذاشتن نام «دیمین» روی فرزندان ذکورشان وحشت داشتند! در شرایطی که بهنظر میرسید با اکران «جنگیر» در سال 1973، هیچ فیلم جدیدی نتواند ژانر وحشت را تکانی اساسی دهد، تنها ۳ سال بعد از اکران جنگیر، فیلم طالع نحس بار دیگر ترس عمیقی به جان مخاطبان نفسبریده سالنهای تاریک سینما انداخت. به مناسبت سالگرد اکران طالع نحس میخواهیم از 13 حقیقت درباره این فیلم پردهبرداری کنیم.
فیلم شاید وقتی دیگر؛ معاصرترین داستان اساطیری
فیلم شاید وقتی دیگر از 18 خرداد 1367 با درجه کیفی «ب» روی پرده سینماها رفت و در مجموع به فروش قابلتوجهی دست یافت. این فیلم در سال 67 بیش از 1 میلیون و 94 هزار مخاطب داشت و در رتبه دهم پرمخاطبترین فیلمهای سال قرار گرفت. همچنین «شاید وقتی دیگر» با بیش از 147 میلیون ریال فروش به هفتمین فیلم پرفروش سال 67 تبدیل شد تا یکی از اوجهای تجاری سینمای بیضایی رقم بخورد. هر چند با توجه به هزینههای تولید «شاید وقتی دیگر»، فروش فیلم چندان هم برای سرمایهگذارانش رضایتبخش نبود. به بهانه سالگرد اکرانش، مروری کردیم بر نقد و نظرهای آن زمان به این فیلم مهم بهرام بیضایی.
10 حقیقت جذاب درباره فیلم این گروه خشن
سال 1969 سال اکران دو وسترن جاودانه تاریخ بود که دست بر قضا در هردوی آنها، وسترنهای قانونشکن قهرمان داستان مشغول انجام آخرین ماموریت عمرشان بودند: یکی «بوچ کسیدی و ساندنس کید» ساخته «جرج روی هیل» و دیگری «این گروه خشن» به کارگردانی «سام پکینپا». فیلم این گروه خشن باعث شد تا موقعیت پکینپا به عنوان یکی از پرشورترین و پرتلاطمترین استعدادهای هالیوود تثبیت شود. این فیلم طولانی و خاطرهانگیز میلیونها طرفدار از نسلهای مختلف دارد. به مناسبت گذشت 53 سال از گذشت اکران «این گروه خشن» میخواهیم شما را به خواندن ۱۰ حقیقت جذاب درباره فیلم دعوت کنیم.