گزارش فیلم
494 مطلب
فیلم حکم؛ دنیای دیوانه دیوانه
وقتی مسعود کیمیایی، بعد از چند سال دوری از فیلمسازی، سربازهای جمعه را ساخت، بسیاری از مخاطبان با مشاهده آشفتگی روایی و ابهامات پرتعداد موجود در داستان فیلم متعجب شدند. بهنظر میرسید کیمیایی حرفهای فراوانی برای گفتن دارد و میخواهد همه آنها را در یک فیلم منتقل کند. نتیجه، فیلم پرگو و چندپارهای بود که واکنشهای تندی را میان منتقدان برانگیخت. اما وقتی کیمیایی، بعد از آن شکست همهجانبه، فیلم حکم را ساخت یک بار دیگر همه را غافلگیر کرد. حکم هم فیلمی پیچیده بود تا حدی که حتی تعریف خلاصه داستان آن هم کار سادهای نبود. با این وجود حکم، نهتنها در مقایسه با سربازهای جمعه که در مقایسه با اکثر فیلمهای یک دهه قبل کیمیایی، با واکنشهای مثبتتری روبهرو شد. بهنظر میرسید چیزی در سینمای کیمیایی تغییر کرده است. بحث فقط پیچیدگی روایی و دشواری پیدا کردن خط داستانی نبود. اینبار بهنظر میرسید که اساسا قصهگویی (بهشکل کلاسیک) اهمیت زیادی برای کیمیایی ندارد. شاید به همین دلیل بود که برخی از منتقدان، راه متفاوتی را برای مواجهه با حکم برگزیدند. اینجا نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش نوشته شد.
فیلم اتوبوس شب؛ همه ما انسانیم
کیومرث پوراحمد، بهخصوص در دهه 70 یک فیلمساز تاثیرگذار و خاطرهساز بود. مجموعه قصههای مجید هنوز که هنوز است یکی از قلههای سریالسازی در تاریخ تلویزیون ایران قلمداد میشود و فیلم خواهران غریب به یکی از خاطرات جمعی یک نسل تبدیل شد. روند موفقیتهای پوراحمد تا اوایل دهه 80 و فیلم شب یلدا هم ادامه داشت. با این وجود زمانی که او بهسراغ ساخت اتوبوس شب رفت، اوضاع چندان جالب بهنظر نمیرسید. فیلمهای آخر پوراحمد نه فروش چندانی کرده بودند و نه ذرهای از حسوحال بهترین آثار او را در خود داشتند. در چنین شرایطی، بسیاری از منتقدان اتوبوس شب را بازگشتی نسبتا موفقیتآمیز برای پوراحمد تلقی کردند. به بهانه سالگرد اکران اتوبوس شب نگاهی انداختهایم به چکیده نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش نوشته شد.
فرامرز قریبیان؛ شمایل قدرت در سینمای ایران
از فرامرز قریبیان طی 5 دهه فعالیت سینمایی، نزدیک به 70 فیلم در سینماهای ایران اکران شده است که در این میان از آثار سالهای 1348 تا 1363 که آمار دقیق و مکتوبی از تعداد تماشاگران فیلمها در دسترس نیست، فقط میتوان به فیلمهایی چون «گوزنها» ساخته مسعود کیمیایی، «سفیر» به کارگردانی فریبرز صالح و «سناتور» ساخته مهدی صباغزاده با نقش آفرینی فرامرز قریبیان اشاره کرد که به ترتیب در اکران سالهای 1355، 1362 و 1363 با استقبال بیسابقه تماشاگران روبرو شدهاند. به بهانه ورود فرامرز قریبیان به هشتاد و یکمین سال زندگیاش، در ادامه مروری آماری خواهیم داشت بر تعداد تماشاگران آثار اکران شده او از سال 1364 تا به امروز.
فیلم دوئل؛ بنیانگذار فیلمهای فاخر!
دوئل از همان زمان ساخت فیلم کنجکاویبرانگیزی بهنظر میرسید. خست تیم تبلیغات فیلم در عرضه مواد تبلیغاتی در کنار شایعاتی که در مورد بودجه هنگفت دوئل به گوش میرسید، به کنجکاویها دامن زد. خود احمدرضا درویش در گفتوگویی با ماهنامه فیلم در دوران اکران عمومی دوئل، کل هزینههای دوئل را بین 3 تا 3.5 میلیارد تومان دانست که با توجه به وضعیت اقتصادی آن دوران سینمای ایران و قیمت ارز (دلار در سال 82 با قیمتی حدود 830 تومان عرضه شد) به این معنی است که دوئل با بودجهای حداقل 3.5 میلیون دلاری ساخته شد که رقمی شگفتانگیز برای اقتصاد سینمای ایران به شمار میرفت. همچنین بحثهایی در مورد ایدههای پخشکنندگان دوئل برای اکران گسترده در کشورهای اروپایی و آسیایی وجود داشت و البته تبلیغات سنگین و کمسابقه فیلم در زمان اکران هم افراد بیشتری را به تماشای فیلم ترغیب کرد. در چنین شرایطی، دوئل حتی پیش از اکران بهعنوان پدیده سینمای ایران مورد توجه قرار گرفت. باید این را در نظر داشته باشیم که بحثی که در سالهای اخیر با عنوان «فیلم فاخر» درگرفته، در آن زمان موضوعیت چندانی نداشت و به همین دلیل تولید فیلمی که گفته میشد از نظر کیفیت و عظمت تولید فراتر از سطح معمول سینمای ایران است و از نظر اجرایی حتی میتواند با برخی از فیلمهای هالیوودی رقابت کند، اتفاق ویژهای محسوب میشد. به مناسبت سالگرد اکران دوئل، نگاهی انداختهایم به چکیده برخی از نقدهایی که در آن دوران بر این فیلم پرسروصدا نوشته شد.
فیلم بچه های آسمان؛ فقر سربلند
بچه های آسمان زمانی ساخته شد که تب ساخت فیلمهایی با محوریت کودکان و نوجوانان فقیر داغ بود و شاید خیلی از کسانی که اخبار ساخت این فیلم را دنبال میکردند انتظار داشتند تا با فیلم دیگری از آن دسته روبهرو شوند؛ فیلمهایی که عموما از جذابیت دراماتیک چندانی برخوردار نبودند و با گرفتن ژست روایت مدرن، عموما حاصلی بهجز خستگی و بیحوصلگی برای تماشاگر خود به همراه نداشتند! با این وجود مجید مجیدی با سومین ساختهاش خیلیها را غافلگیر کرد. به مناسبت سالگرد اکران بچههای آسمان نگاهی انداختهایم به چکیده برخی از نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش منتشر شدند.
هفت حقیقت جذاب درباره با گرگها میرقصد
در دورانی سروکلهاش در ایران پیدا شد که ویدئو هنوز وجاهت قانونی نداشت و فیلمهای خارجی به صورت زیرزمینی بین فیلمبازها ردوبدل میشد. در این دوره این وسترن عاشقانه با نام «رقص با گرگها» وارد ایران شد و آنقدر مورد استقبال وارد شد که اکرانهای عمومی محدودی هم برایش تدارک دیدند. فیلم را تماما میتوان فیلم کوین کاستنر، تهیهکننده، کارگردان و بازیگرش دانست. او هیچوقت نتوانست موفقیتی در این ابعاد را تکرار کند و هنوز خیلیها شمایل او را در قامت «ستوان دانبر» این فیلم به یاد میآورند. فیلم علاوه بر درخشش در اسکار، در گیشه هم ترکاند و تبدیل شد به سومین فیلم پرفروش سال 1990. به مناسبت سالگرد اکران «با گرگها میرقصد» یا «رقصنده با گرگها» میخواهیم ۷ حقیقت جذاب درباره فیلم را با شما در میان بگذاریم.
ویشکا آسایش؛ اراده کند، میدرخشد
شانزدهم آبان ماه سالروز تولد ویشکا آسایش هنرمند سینما و تلویزیون ایران است. او که علاوه بر بازیگری طراحی صحنه چند فیلم سینمایی را هم بر عهده داشته، امسال وارد چهل و یکمین سال زندگیاش میشود. در ادامه مروری آماری خواهیم داشت بر تعداد تماشاگران آثار اکران شده ویشکا آسایش در سینماهای ایران که این روزها با نقشآفرینی تحسینبرانگیزش، سریال کمدی فانتزی «روزی روزگاری مریخ» ساخته پیمان قاسمخانی را در حال پخش اختصاصی از پلتفرم فیلیمو دارد.
فیلم زیر پوست شهر؛ هنر ایستادن سمت مردم
بعضی از فیلمها هستند که عنوان «فرزند زمانه» برازندهشان است. زیر پوست شهر را میتوان یکی از این فیلمها دانست؛ فیلمی که شاید اگر در هر دوران دیگری بهجز بازه 1376 تا 1380 ساخته میشد نمیتوانست به جایگاه فعلیاش دست پیدا کند. هر چند بنیاعتماد به این اشاره کرده که نسخه اول فیلمنامه زیر پوست شهر در دهه 60 نوشته شده بود، امروز میتوان تصدیق کرد که زیر پوست شهر محصول مستقیم تحولات اساسی دوره ساخته شدنش است؛ دورهای که لایههای پنهان پیشین جامعه به سطح آمده بودند و بحثهایی تازه و بسیار عمیقتر از گذشته در دل جامعه ایجاد شده بود. با این وجود جنس پرداخت بنیاعتماد و همکارانش هم در ماندگار شدن زیر پوست شهر نقش مهمی ایفا کرده است. وگرنه در همان سالها فیلمهای زیادی ساخته شدند که آنها هم ظاهرا به مسائل روز میپرداختند و امروز ممکن است نام آن فیلمها را هم به یاد نیاوریم. به مناسبت سالگرد اکران زیر پوست شهر نگاهی انداختهایم به چکیده برخی از نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش منتشر شدند.
چرا ما فیلم یا سریال را چندبار تماشا میکنیم؟
چرا همه ما برخی فیلمها و سریالها را بارها و بارها تماشا میکنیم؟ بدیهیترین پاسخ برای این سوال، و البته ملموسترین، این است که ما به سادگی آنها را دوست داریم. اما با اینحال این سوال به جای خود باقی میماند. این تمایل ما برای دیدن چندباره یک فیلم یا سریال از کجا سرچشمه میگیرد؟ چرا زمانی را که میتوانیم به کاری جدید اختصاص بدهیم را صرف انجام کاری تکرار میکنیم؟ بازهای که بین 4-5 ساعت تا حتی صدها ساعت میتواند متغیر باشد. چه اتفاقی رخ میدهد که ما مثلا 100 ساعت از زندگی خود را صرف تماشای یک فیلم یا یک سریال میکنیم؟ ما میتوانستیم بجای همه ساعتهایی که صرف مجدد فیلمها، کتابها و آهنگها کردهایم وقت خود را به یادگیری یک مهارت واقعی اختصاص بدهیم. در این مطلب میخواهیم به این پرسشها بپردازیم.
فیلم لیلا؛ تفکری زنانه در فضایی مردسالار
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم هیچ فیلمسازی در تاریخ سینمای ایران بهاندازه داریوش مهرجویی توانایی این را نداشته که از دل ایدههایی دمدستی و معمولی، فیلمهایی ماندگار و مهم بسازد. لیلا یکی از همین فیلمها بود. اگر خلاصه داستان لیلا را برای هر سینمادوستی تعریف کنید، ممکن است احساس کند که قرار است با یک اثر میانمایه و حتی آبکی طرف باشد. با این وجود لیلا به یکی از مهمترین فیلمهای زمانه خود تبدیل شد و همین امر نشاندهنده تواناییهای مهرجویی بهعنوان یک سینماگر کاربلد است. به مناسبت سالگرد اکران لیلا نگاهی انداختهایم به چکیده برخی از نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش منتشر شدند.