رفتن به محتوای اصلی
ع
نویسنده

علی سیف‌الهی

13 نوشته · تهران · متولد 1367

متولد ۱۳۶۷ | تهران روزنامه‌نگار و عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران او فارغ‌التحصیل رشته ادبیات نمایشی است و سابقه عضویت در تحریریه مجله‌های همشهری جوان و ۲۴ را دارد.

بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های فیلم و کتاب زیبا صدایم کن

بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های فیلم و کتاب زیبا صدایم کن

زمان مطالعه: 8 دقیقه

«این داستان درباره دختری نیست که پدرش او را از بالای جرثقیل پایین انداخت. درباره صفحه حوادث روزنامه هم نیست که نوشته بودند پدری دخترش را وادار به فروش مواد مخدر کرد. بابای دختر این داستان هرگز با دخترش به سرقت از مغازه طلافروشی دست نزده و از گاوصندوق فروشگاه خوشخواب رویا چیزی ندزدیده.» رمان «زیبا صدایم کن» با این مقدمه دو سه خطی شروع می‌شود. شروعی جسورانه که هرگز از لو دادن پایان‌بندی رمان و خرده‌داستان‌هایش نمی‌ترسد. رمانی که یک قصه ظاهرا معمولی تعریف می‌‌کند از یک روز دو شخصیت ظاهرا معمولی.

رازهای فیلمسازی بنی اعتماد به روایت رخشان

رازهای فیلمسازی بنی اعتماد به روایت رخشان

زمان مطالعه: 13 دقیقه

اینجا نگاهی انداخته‌ایم به شیوه‌ها و مراحل فیلمسازی رخشان بنی‌اعتماد. فیلمسازی که می‌گوید: «بارها گفته‌ام که سینما برای من هدف نیست، وسیله است. خب، این اعتقاد و نوع نگاه من به سینماست. دلیل دیگرش را باید در شرایطی جست‌وجو کرد که سینماگران هم‌نسل من در آن به فیلمسازی روی آوردند. برای ما، سینما بیش از آن‌که وسیله سرگرمی و تفریح باشد، امکانی برای طرح موضوع و آگاهی‌بخشی و بیان یک موقعیت بود. این تلقی در جامعه‌ای مثل جامعه ما، سینما را به سوی همان تعهدگرایی سوق می‌دهد. در جامعه‌ای که بسیاری از معضلات و مشکلات اولیه‌اش هنوز حل نشده است، سینما چنین معنا و تعریف دارد. در جامعه ما سینما وظیفه دارد با وسواس و حساسیت به واقعیت‌ها بپردازد.»

عادت‌های فیلمسازی علی حاتمی به روایت خودش

عادت‌های فیلمسازی علی حاتمی به روایت خودش

زمان مطالعه: 22 دقیقه

علی حاتمی شبیه فیلمسازهای دیگر نبود. نه مثل ناصر تقوایی در دنیای ادبیات پیشینه‌ای داشت، نه مثل مسعود کیمیایی جنجال و کاریزما داشت، نه مثل داریوش مهرجویی در حلقه‌ روشنفکران بود و نه مثل بهرام بیضایی در تئاتر سابقه‌ای طولانی داشت. او فقط شبیه خودش بود و یک جزیره‌ تنها بود در سینمای ایران. او تا پیش از مرگ، فیلمساز محبوب منتقدان نبود. تا زنده بود و فیلم می‌ساخت، همیشه متهم بود که به تاریخ وفادار نیست و روایت‌های شخصی‌اش را با تاریخ پیوند می‌زند تا گذشته را ستایش کند. اما وقتی در میانه‌ ساخت فیلم «جهان‌پهلوان تختی» درگذشت، ورق برگشت و منتقدان و مخالفان فیلم‌های او مهربان‌تر شدند و کار تا جایی پیش رفت که به او لقب «سعدی سینمای ایران» را دادند.

همه چیز درباره‌ مراحل فیلمسازی مسعود کیمیایی

همه چیز درباره‌ مراحل فیلمسازی مسعود کیمیایی

زمان مطالعه: 17 دقیقه

مسعود کیمیایی همیشه با مولفه‌ها و امضای خودش فیلم می‌سازد و اهمیت فیلم‌هایش در شکل‌گیری تاریخ سینمای ایران را نمی‌توان انکار کرد. حتی اگر فیلم‌های سال‌های اخیرش به قوت گذشته نباشند و بعضی از آن‌ها را دوست نداشته باشیم. در این قسمت «پرونده جمعه‌ها» سعی کرده‌ایم شیوه‌ها و مراحل فیلمسازی کیمیایی را مرور کنیم. کارگردانی که سال 1398، در چهارمین رای‌گیری ده‌سالانه‌ مجله «فیلم» با حضور ۱۴۰ منتقد و نویسنده سینمایی، فیلم «گوزن‌ها»ی او به‌عنوان بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران انتخاب شد.

ابراهیم گلستان؛ گنج‌های یک فیلمساز ۱۰۱ ساله!

ابراهیم گلستان؛ گنج‌های یک فیلمساز ۱۰۱ ساله!

زمان مطالعه: 19 دقیقه

وقتی از ابراهیم گلستان حرف می‌زنیم، از انبوهی از متن‌ها و حاشیه‌ها حرف می‌زنیم. او در دنیای فرهنگ و هنر تاریخ معاصر ایران نویسنده، مترجم، فیلمساز مستند و داستانی، تهیه‌کننده و منتقد فیلم برجسته و تاثیرگذاری بوده است. فیلم‌های مستندش جزو شاهکارهای کلاسیک سینمای ایران هستند، مجموعه داستان‌هایش در ادبیات داستانی ما جایگاه ویژه‌ای دارند، نویسندگان مشهوری مانند همینگوی و فاکنر و مارک تواین را با ترجمه‌های او شناخته‌ایم و ۲ فیلم بلند داستانی‌اش بر آینده سینمای ایران تاثیراتی انکارنشدنی گذاشته‌اند. اما ماجراهای زندگی شخصی و روحیات او، بر تصویر او سایه‌روشن‌هایی همیشگی انداخته‌اند؛ از تمایلش به جریان‌های چپ در دهه‌ 1330 و اوایل 1340 و رابطه‌ صمیمی‌اش با فروغ فرخزاد تا لحن تند سخن گفتن و حق‌به‌جانب بودن و قضاوت‌هایش درباره چهره‌های فرهنگی و هنری تاریخ معاصر ایران. درباره‌ هر کدام از این موضوعات بارها گفته‌اند و نوشته‌اند اما جایگاه و تاثیر او در تاریخ سینمای ایران را نمی‌توان فراموش کرد.

رازهای فیلمسازی بهرام بیضایی

رازهای فیلمسازی بهرام بیضایی

زمان مطالعه: 24 دقیقه

سینما اولین بار بهرام بیضایی را در روزهای کودکی جادو کرده است؛ «شاید چون تنها جایی بود که در تاریکیِ آن، هیچ‌کس با هیچ‌کس فرقی نداشت. آنجا حادثه‌ای رخ می‌داد که با زندگی من خیلی فرق داشت. این را الان آگاهانه دارم می‌گویم. آن موقع به هر حال دوستدار تمام چیزهایی بودم که در زندگی خودم اتفاق نمی‌افتاد، تجربه‌اش را نداشتم، یا این‌که جهان دیگری که با زندگی من خیلی متفاوت بود.» بعدتر که بزرگ‌تر شد، شگفتی سینما برای او چیزهای دیگری شد؛ «گستردگی تخیل و امکان و کشف تعریف‌هایی که دیگران از جهان دارند، و شباهت‌ها و تفاوت‌هایش با آن زندگی که ما می‌کردیم، سینما جای خالی بسیاری چیزها را پر می‌کرد، و شاید بیشترین مشغله‌ ذهن این بود که در زندگی دیگران این همه تغییر هست و در زندگی من هیچ اتفاقی نمی‌افتد.»

ناصر تقوایی فیلم‌هایش را چگونه می‌سازد؟

ناصر تقوایی فیلم‌هایش را چگونه می‌سازد؟

زمان مطالعه: 30 دقیقه

ناصر تقوایی همیشه وقتی می‌خواهد خودش را معرفی کند، زندگی پربار و پررنجش را در چند جمله‌ کوتاه خلاصه می‌کند: «در تابستان ۱۳۲۰ خورشیدی، در گرمای جنگ جهانگیر دوم، در قلب جنگلی از نخل‌های ستبرسبز، در یک روستای عرب‌نشین زاده شدم. در کودکی یک سیاح حرفه‌ای بودم. به همراه پدر به دوردست‌ترین بندرهای دریای جنوب سفر کردم و هر کلاس ابتدایی را در شهری و ده‌کوره‌ای خواندم و هفت سال بعد که به زادگاه خودم برگشتم، در عالم خیال یک سندباد نوجوان بودم. در دبیرستان به ادبیات علاقه داشتم اما ریاضی خواندم. در جوانی داستان کوتاه می‌نوشتم و فریفته‌ شیوه‌های نو بودم اما باز نمی‌دانم چه شد که از سینما سردرآوردم. در این مسیر به آدم‌های دانا برخوردم و صحنه‌های جالب ولی زندگی خودم هیچ صحنه‌ جالبی ندارد. تنها شانس من در زندگی شاید این بوده که با یک تولد ناخواسته، نیم‌قرن تمام مثل یک آدم زیادی در کنار یک ملت کهنسال زندگی کرده‌ام.»

کارنامه‌ سینمایی فروغ فرخزاد

کارنامه‌ سینمایی فروغ فرخزاد

زمان مطالعه: 17 دقیقه

56 سال پیش، ظهر دوشنبه 24 بهمن 1345، فروغ فرخزاد جیپ استودیوی فیلمسازی ابراهیم گلستان را برداشت و به خانه‌ مادرش در خیابان امیریه رفت تا او و حسین پسرخوانده‌اش را ببیند. مادرش برای او خورش به درست کرده بود. فروغ قبل از رفتن حسین به مدرسه، به او پول داد تا برایش سیگار بخرد. حسین سیگاری از چهارراه گمرک خرید و فروغ ۵ قران پول توجیبی به او داد و حسین را راهی مدرسه کرد. فروغ با مادرش هم خداحافظی کرد و به سمت استودیو گلستان رفت. در استودیو برای یکی از فیلم‌ها مشکلی پیش آمد و فروغ تصمیم گرفت خودش فیلم را به استودیو «ایران» ببرد. هنوز از رفتن او خیلی نگذشته بود که مستخدم استودیو به ابراهیم گلستان خبر داد خانم فرخزاد تصادف کرده است. فروغ در دروس با یک استیشن متعلق به یک مدرسه خصوصی تصادف کرده بود و سعی کرده بود به ماشینی که بچه‌ها در آن بوده‌اند نخورد و به همین دلیل به سمت پیاده‌رو رفته بود و از ماشین پرت شده بود بیرون. گلستان ابتدا او را به بیمارستان هدایت و بعد به بیمارستان رضا پهلوی (بیمارستان شهدای تجریش فعلی) می‌برد اما چند دقیقه بعد دکتر اعلام می‌کند که همه چیز تمام شده است. فروغ فرخزاد ناباورانه در 32 سالگی از دنیا می‌رود و دو روز بعد، در غیاب ابراهیم گلستان، روی دوش چهره‌های شناخته‌شده‌ای مانند صادق چوبک، جلال آل‌احمد، احمد شاملو، مهدی اخوان‌ثالث، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، بهرام بیضایی، نجف دریابندری و احمدرضا احمدی تشییع می‌شود و در گورستان «ظهیرالدوله»، در کنار آرامگاه ملک‌الشعرای بهار به خاک سپرده می‌شود.

صفحه 1 از 2 بعدی »