# مهرجویی
17 مطلب
فیلم نارنجی پوش؛ رهاتر از همیشه
با مرور نظرات منتشرشده در مورد اکثر آثاری که داریوش مهرجویی تا قبل از اواخر دهه 1370 ساخت، با یکدستی نسبی نظرات منتقدان روبهرو میشویم. تا آن سالها بهنظر میرسید مهرجویی از معدود فیلمسازان تاریخ سینمای ایران است که، علیرغم پرکاری، توانسته کیفیت بالایی را در بخش اعظم آثارش حفظ کند. با این وجود بهتدریج شرایط تغییر کرد. در دورهای که شاید بتوان شروع آن را آثاری چون «میکس» و «بمانی» دانست، فیلمهای مهرجویی با نظرات متفاوتی مواجه شدند. هر چند در این میان «مهمان مامان» واکنشهای بسیار مثبتی دریافت کرد و «سنتوری» هم به فیلم محبوب گروه نسبتا پرشماری از منتقدان تبدیل شد، اما با فیلمهایی چون «طهران: روزهای آشنایی» (اپیزود اول از فیلم طهران، تهران) و «آسمان محبوب» کمکم دودستگی میان منتقدان آشکارتر از گذشته شد. نارنجیپوش هم ادامهای بود بر همان مسیر. نمایش فیلم در جشنواره فجر به انتشار نظرات ضدونقیضی انجامید. در این مطلب نگاهی به چکیده نقدهایی انداختهایم که در زمان نمایش نارنجیپوش بر این فیلم منتشر شدند.
فیلم بانو؛ بزنگاه سقوط
داریوش مهرجویی بانو را پس از موفقیت همهجانبه هامون جلوی دوربین برد؛ فیلمی که بعدها خیلیها (از جمله خود مهرجویی) از آن بهعنوان نوعی هامونِ زنانه نام بردند. این فیلم شروع دورهای از سینمای مهرجویی بود که در آن زنان نقش کلیدی را ایفا کردند؛ دورهای که با ۳ فیلم سارا، پری و لیلا ادامه پیدا کرد. با این وجود سرنوشت بانو با هامون کاملا متفاوت بود. اگر هامون هم اقبال تماشاگران را بهدست آورد، هم توجه منتقدان را به خود جلب کرد و هم حتی با تکیه بر مسائلی همچون توجه به مفهوم علیخواهی از سوی نمایندگان نگاه رسمی در جشنواره فیلم فجر مورد ستایش قرار گرفت، بانو در آستانه نمایش در دهمین دوره جشنواره فیلم فجر به محاق توقیف رفت. در پستو نهان ماندنِ فیلم تا سال 1377 به طول انجامید؛ زمانی که موجی از فیلمهای توقیفی دورههای قبل مجوز نمایش بهدست آوردند. اما دیگر برای جریانسازی دیر شده بود -هرچند امروز خیلیها بانو را یکی از آثار شاخص داریوش مهرجویی قلمداد میکنند-. در این مطلب نگاهی به چکیده مباحثی انداختهایم که در زمان اکران عمومی فیلم بانو در مورد این فیلم مطرح شد.
بهترین فیلم ها و کتاب های داریوش مهرجویی
سال 1398، وقتی مجله «فیلم» از 140 منتقد و نویسنده سینمایی خواست بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران را انتخاب کنند، ۳ فیلم از داریوش مهرجویی در بین ده فیلم برتر این نظرسنجی بود و مهرجویی در صدر بهترین و محبوبترین کارگردانهای تاریخ سینمای ایران قرار گرفت. فیلمنامهنویس و فیلمسازی که از 53 سال پیش فیلم میساخت، کارنامه سینمایی غنی و درخشانی دارد و یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین کارگردانهای تاریخ سینمای ایران است. اینجا سعی کردهایم یک پرونده کامل داشته باشیم از بهترین فیلمهایش، دیگر فیلمهایی که اگرچه جزو بهترینها نیستند ولی جزو کارنامه مهرجوییاند و در آخر، میزان فروش دهه به دهه فیلمهای او را بررسی کردهایم.
فیلم مهمان مامان؛ حکایت این مردم دوستداشتنی
مهمان مامان در مقایسه با فیلم قبلی داریوش مهرجویی یعنی بمانی که فیلم تیرهوتاری بود، غیرمنتظره جلوه میکرد. مهرجویی که متخصص نمایش افرادی به ته خط رسیده، مردد و آشفته بود، اینبار مردمی را نشان میداد که هر چند آه در بساط ندارند اما بهخوبی میدانند که از زندگیشان چه میدانند. فضای امیدوارانه و سرخوشانه مهمان مامان، ربطی به تلخی ذاتی موجود در، حتی، بامزهترین فیلمهای قبلی مهرجویی (مثل اجارهنشینها) نداشت. با این وجود مهمان مامان، برای کسانی که ساختههای مهرجویی در دهههای 60 و 70 را دنبال کرده بودند چندان هم غافلگیرکننده نبود. مهرجویی بارها نشان داده بود که چه قریحه کمیابی در طنازی دارد و البته فیلم کوتاه دختردایی گمشده مقدمهای برای تغییر مسیر مهرجویی بهنظر میرسید. این تغییر با مهمان مامان تثبیت شد و بنابراین مهمان مامان را میتوان آغاز دوره تازهای در کارنامه داریوش مهرجویی دانست؛ دورهای که با آثاری چون سنتوری، طهران: روزهای آشنایی، آسمان محبوب و نارنجیپوش ادامه پیدا کرد. 19 سال از نمایش عمومی مهمان مامان میگذرد. به این مناسبت، نگاهی به چکیده نظراتی انداختهایم که در زمان اکران این فیلم دربارهاش منتشر شد.
فیلم درخت گلابی؛ یک عاشقانه روشنفکرانه
داریوش مهرجویی، درخت گلابی را در موفقترین دوره فیلمسازیاش ساخت. او از میانههای دهه 1360 توانسته بود پلی میان مخاطب خاص و مخاطب عام بزند و بنابراین اکثر فیلمهایش (بهجز موارد استثنایی مثل فیلم بانو که 7 سال توقیف شد) هم نظر مثبت اکثر منتقدان را به خود جلب میکردند و هم به فروش بالایی دست پیدا میکردند. حتی فیلم عارفانه و غیرمتعارفی مثل پری هم در میان پرفروشهای سال قرار میگرفت. بهنظر میرسید که مهرجویی مهره مار دارد! شاید همین موفقیتهای پیدرپی به مهرجویی شجاعت ساخت درخت گلابی را داد؛ فیلمی کند و بسیار کنترلشده که بهنظر نمیرسید با هیچ چسبی بتوان صفت عامهپسند را به آن چسباند. نتیجه، یک شکست تجاری سنگین بود. با این وجود همان زمان هم خیلی از منتقدان درخت گلابی را یکی از بهترین فیلمهای سینمای مهرجویی دانستند. بهنظر میرسد گذر زمان هم خللی در این دیدگاه ایجاد نکرده است. به مناسبت سالگرد نمایش عمومی درخت گلابی، نگاهی به نظرات منتقدان در مورد این فیلم خاص داریوش مهرجویی انداختهایم.
فیلم لیلا؛ تفکری زنانه در فضایی مردسالار
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم هیچ فیلمسازی در تاریخ سینمای ایران بهاندازه داریوش مهرجویی توانایی این را نداشته که از دل ایدههایی دمدستی و معمولی، فیلمهایی ماندگار و مهم بسازد. لیلا یکی از همین فیلمها بود. اگر خلاصه داستان لیلا را برای هر سینمادوستی تعریف کنید، ممکن است احساس کند که قرار است با یک اثر میانمایه و حتی آبکی طرف باشد. با این وجود لیلا به یکی از مهمترین فیلمهای زمانه خود تبدیل شد و همین امر نشاندهنده تواناییهای مهرجویی بهعنوان یک سینماگر کاربلد است. به مناسبت سالگرد اکران لیلا نگاهی انداختهایم به چکیده برخی از نقدهایی که در زمان نمایش این فیلم در موردش منتشر شدند.