رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

در آغوش کهنگی و نخ نمایی

محمدرضا مقدسیان |
مبنای کار در صنعت سینما به طور ویژه در هالیوود بر گردش مالی و درآمدزایی است. غیر از این همه نمی‌تواند باشد. چرا که اصولا هیچ صنعتی در دنیا نیست که پیش از سرمایه‌گذاری و فعالیت، امکان‌سنجی کسب درآمد را در نظر نگیرد. پس گردش مالی جز بدیهیات در صنعت سینماست. این گردش مالی صرفا تک وجهی رقم نمی‌خورد. یعنی صرفا کسب درآمد از طریق تولید و عرضه آثار سینمایی نیست که دنبال می‌شود. ماجرای گردش مالی از جنس بهره‌برداری از تمام قابلیت‌های سینما است.

معرفی و نقد فیلم ایر Air

جدای از کارکردهای فرهنگی، سیاسی، ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک، ایجاد جریانات فکری و فرهنگی و البته سلیقه‌سازی و جهت‌دهی به جریان استدلالی مخاطب جهانی، پیوندی ناگسستنی میان سینما و جریان برندینگ، تولیدات صنعتی و محصولات متنوع و البته کمک به برندینگ جاری و ساری است. در هالیوود به سیاق سازوکار اقتصادی فعال در اقتصاد آمریکا و جهان تمام بخش‌های اقتصادی به نوعی در صنعت سینما فعالند و در مقابل هم سینما در تمام بخش‌های صنعتی فعالیت دارد. این مسئله از تولید بازی‌های رایانه‌ای تا پوشاک و مد و مدلینگ گرفته تا اسباب بازی و تولید خودرو و... به چشم می‌خورد. اما نکته اینجاست که تمام این رفت و برگشت‌های بازارمحور به شکلی دراماتیک و در بطن آثار سینمایی ساختارمند و وفادار به حداقل استانداردهای تولید آثار سینمایی پیگیری می‌شود. در واقع به شکلی قالب سینما از سینما بودنش ساقط نمی‌شود و همزمان تبلیغات ریز و درشت در آثار مستتر است. \"مت فیلم ایر ساخته تازه بن‌افلک هم جزیی از این جریان است. اما جز نمونه‌های منسجم، قابل دفاع، تماشایی آن نیست. فیلم به وضوح مبتنی بر برجسته کردن چند برند تولیدشده است. از یک سو جریان ورزش بسکتبال به عنوان یکی از رگه‌های ورزشی-اقتصادی آمریکایی که اوج آن را در شیوه برگزاری و ارائه تلویزیونی و تبلیغات در لیگ «NBA» می‌بنیم، لایه بعدی پرداختن به یک برند ورزشی-اقتصادی به نام «مایکل جردن» به عنوان یکی از بسکتبالیست‌های بزرگ تاریخ این ورزش در آمریکا و برجسته‌تر از همه این‌ها پرداختن به کمپانی «نایکی» به بهانه شیوه سر و شکل گرفتن زیر برند «ایر جردن» در این کمپانی است. فیلم از نظر ماده اولیه چیزی کم ندارد. دست‌کم حضور بن افلک، مت دیمون و ویولا دیویس در یک فیلم احتمال موفقیت یک اثر را تا حدی قابل قبول بالا می‌برد. در بخش‌های فنی اعم از فیلمبرداری و طراحی صحنه و لباس هم فیلم جز نمونه‌های آبرومند سینمایی است. تا اینجا فیلم حداقل استانداردهای تولید آثار سینمایی کاملا سفارشی را رعایت کرده تا هم سفارش باشد و هم جذابیت‌های سینمایی را در سطحی حداقی داشته باشد. پاشنه آشیل نابودگر فیلم اما فیلمنامه و شیوه روایت داستان آن است. فیلمنامه فیلم ایر چنان نخ‌نما، قابل پیش‌بینی، کلیشه‌ای، سست و کم‌مایه، ساده‌انگارانه و شعاری، دست چندم و بی‌حال است که تماشای آن تا انتها واقعا کار دشواری است. تنها دستاورد تماشای این فیلم مرور تمام موقعیت‌های کلیشه‌ای و سرد و بی‌روحی است که بارها و بارها در سینما دیده‌ایم و مواجه شدن با آنها هیچ حسی از تازگی و تمایل و شوق را در مخاطب ایجاد نمی‌کند. فیلم نمونه بارز تناقض میان هدف و رفتار است. از یکسو سوژه اصلی فیلم بر محور یک رقابت فشرده در جلب نظر یک بازیکن بزرگ بسکتبال است و از جهتی دیگر می‌بایست تمام شور و هیجان موجود در جهان پررقابت بسکتبال در بطن فیلمنامه را هدف بگیرد، اما به جای این همه روایتی تخت و سست و بی‌روح و بی‌بُعد دارد و چنان کم‌هیجان و کم تب‌وتاب روایت شده است که دنبال کردنش موجب ملال و سرخوردگی است. فیلم ایر جایی میان یک تیزر تبلیغاتی برای کمپانی نایکی و برند ایر جردن، مستندی درباره برند ایرجردن و یک اثر سینمایی منسجم با محوریت داستان مایکل جردن و برند ایرجردن معلق مانده است و در نهایت به هیچ یک از این سه وجه نزدیک نشده است. فیلم جنسی از بلاتکلیفی و پادرهوایی را به دوش می‌کشد و نتیجه‌اش تداعی‌کننده این حالت است که گویی گروه تولید این اثر بدون هیچ نوع باور و درکی از داستان، صرفا تصمیم داشته‌اند فیلمی را بسازند و ساخته‌اند. گویی باری بر دوش آنها بوده و به ناچار باید این پروژه را به نحوی به سرانجام می‌رساندند. در غیر این صورت باید پذیرفت نتیجه تلاش این گروه و ساخت فیلم ایر Air صرفا تلف کردن طراوت روح و روان مخاطب و یک عقبگرد سینمایی است. گویی فیلم از نظر کیفیت مربوط به زمانه‌ای است که داستانش در آن رقم می‌خورد و بسیار مندرس و کهنه و پوسیده است و فرزند سینمای زمانه خودش نیست. انگار فیلمساز میان روایت یک داستان از گذشته در زمان حال سردرگم شده و به جای روایت داستانی در گذشته فیلمی ساخته با کیفیت‌های قدیمی شده مربوط به گذشته، فیلمی که انگار چند دهه پیش ساخته شده و حالا به یکباره از دل آرشیو بیرون کشیده شده است. \"تماشای
م
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه