رفتن به محتوای اصلی
گزارش فیلم

۸ کارگردان که در میانه فیلم از کار اخراج شدند

مهران باقی |
برای آن‌هایی که سودای کارگردان شدن در سر دارند، هالیوود یک مکان رویایی محسوب می‌شود. احتمالا رویای بسیاری از کارگردان‌های مشهور غیرآمریکایی تاریخ، این بوده که بتوانند لااقل یک فیلم در نظام استودیویی عظیم هالیوود کارگردانی کنند و بفهمند شیوه کار در چنین ابرسیستمی چگونه است. البته این فقط یک روی سکه است، هالیوود به همان اندازه که می‌تواند سکوی پرتاب باشد، قادر است شما را از عرش به فرش بکشاند. قانون اول چنین سیستمی این است: اگر نتوانی پول بسازی، محکوم به فنایی. پول فقط یکی از مشکلات است؛ کار کردن در پروژه‌ای که نمایندگان چند کمپانی سرمایه‌گذار دائما در حال بازرسی از آن هستند اعصابی پولادین می‌خواهد. برای کارگردانی در هالیوود باید قلق کار کردن با تهیه‌کنندگان را بلد بود و پروژه را در مسیری سخت به انتها رساند. وجود همین مشکلات است که باعث شده پشت صحنه بسیاری از فیلم‌های سینمایی برای همه عوامل تبدیل به جهنم شود و کار به اخراج یا استعفای کارگردان برسد. در این مطلب قصد داریم به نیمه تاریک کارگردانی در هالیوود بپردازیم و هشت کارگردانی را به شما معرفی کنیم که در میانه راه از یک پروژه سینمایی اخراج شدند.

آنتونی مان | 1960 | فیلم اسپارتاکوس

تنها فیلمی که «استنلی کوبریک» افسانه‌ای و وسواسی کنترل کاملی بر آن نداشت، اسپارتاکوس دهه 1960 بود. این حماسه تاریخی با بازی «کرک داگلاس» در نقش رهبر شورش بردگان در سومین جنگ بردگان در دوران روم باستان. دلیل عدم کنترل کامل کوبریک بر پروژه هم این بود که او انتخاب اول استودیو نبود و بعدا به فیلم اضافه شد. ابتدا قرار بود «دیوید لین» کبیر فیلم را بسازد، اما او پیشنهاد را رد کرد. کرک داگلاس که خود از تولیدکنندگان فیلم بود در گام بعدی رفت سراغ «آنتونی مان» که وسترن‌های مشهوری ساخته بود و با فضای تاریخی آشنایی داشت. اما تنها یک هفته بعد از شروع فیلم، داگلاس احساس کرد مان مرعوب عظمت فیلم شده و اعتماد به نفس کارگردانی آن را ندارد. برای همین هم او را اخراج کرد و فیلم را سپرد دست کوبریک 32 ساله که به‌تازگی دو فیلم موفق ساخته بود. \"تماشای

الکس کاکس | 1998 | فیلم ترس و نفرت در لاس‌وگاس

فیلم «ترس ونفرت در لاس‌وگاس» قرار بود سرانجام هواداران پرشمار کتابی را که «هانتر تامپسون» در سال 1971 به همین نام نوشته بود، سیراب کند. آن‌ها سال‌ها منتظر اقتباسی سینمایی از این داستان بودن تا این‌که در سال 1998، فیلم به کارگردانی «تری گیلیام» و بازی «جانی دپ» و «بنیسیو دل‌تورو» راهی گیشه شد. اما گیلیام کارگردانی نبود که قرار بود از ابتدا روی صندلی کارگردانی فیلم بنشیند. واقعیت این است که کارگردانی فیلم چندبار دست‌به‌دست شده بود تا این‌که تهیه‌کننده تصمیم گرفت هدایت کار را به «الکس کاکس» بسپرد.خیال تهیه‌کننده این بود که کاکس می‌تواند خیلی سریع و ارزان پروژه را جمع کند. به علاوه این‌که تهیه‌کننده از کاکس به عنوان تهدیدی علیه جانی دپ که مالک حق اقتباس کتاب بود هم استفاده می‌کرد! در ادامه اما کار خوب پیش نرفت. فیلم به دلیل فضای وهم‌انگیز و سایکدلیکش پروژه سختی بود و بعد از کلی جنجال، سرانجام گیلیام جای کاکس روی صندلی نشست و فیلمی ساخت که در گیشه شکست بدی خورد، اما طی سال‌های بعدی به فیلمی کالت تبدیل شد. \"جانی

برندا چپمن | 2012 | انیمیشن شجاع

این انیمیشن فانتزی پیکسار به دلیل این‌که اولین فیلم پیکسار با یک قهرمان زن بود، حسابی مورد توجه قرار گرفته بود. همچنین «برندا چپمن» اولین کارگردان زنی بود که قرار بود برای پیکسار فیلم بلندی را کارگردانی کند. البته قرار بود! چپمن تحت‌تاثیر قصه‌های «هانس کریستین اندرسون» و البته نوع رابطه‌ای که با دخترش داشت، نقش بسیار مهمی در نگارش فیلمنامه ایفا کرد، اما اختلاف چپمن با «جان لسه‌تر» مدیر شرکت پیکسار باعث شد تا «مارک اندرو» جایگزین او شود. \"تماشای

برایان سینگر | 2018 | فیلم بوهمین راپسودی

در شناسنامه فیلم نام کارگردان آن «برایان سینگر» ذکر شده، پس داستان چیست؟ اصلا مگر کسی شهامت دارد کارگردان شاهکاری چون «مظنونین همیشگی» را اخراج کند؟ بدبختانه پاسخ هر دو سوال مثبت است! سینگر کارگردان فیلم بود، حتی تا سه هفته مانده به پایان تولید! اما دقیقه 90 به دلیل بی‌نظمی‌های مکرر و غیبت‌های عجیبش (احتمالا به دلیل بیماری و مشکلات خانوادگی) در روزهای کاری اخراج شد تا «توماس نیوتن» مدیرفیلمبرداری فیلم موقتا جانشینش شود. نهایتا در ۳ هفته پایانی «دکستر فلچر» هدایت کار را بر عهده گرفت و فیلم را به ۴ جایزه اسکار و نامزدی اسکار بهترین فیلم هم رساند. \"رامی

جیمز کامرون | 1982 | فیلم پیرانا 2: تخم‌ریزی

فیلم دنباله فیلم موفق و پرفروش «پیرانا» بود که سال 1978 ساخته شد. قسمت دوم این فیلم قرار بود اولین تجربه کارگردانی «جیمز کامرون» باشد. کامرون تا پیش از این فیلم در مدیریت جلوه‌های ویژه تخصص داشت. کار او در پیرانا هم مسئولیت جلوه‌های ویژه بود، اما بعد از اخراج «میلر دریک» کارگردان اول فیلم توسط تهیه‌کننده، کامرون جاه‌طلب روی صندلی کارگردانی نشست. البته تهیه‌کننده مستبد فیلم پدر کامرون را هم درآورد. او کنترل کار را به شیوه‌ای در دست گرفته بود که جایی برای خلاقیت هنری نمی‌ماند. این تهیه‌کننده که «آسونیتیس» نام داشت، کامرون را موقع تدوین از تماشای راش‌هایی که گرفته بود محروم کرد و بعد هم تعارف را گذاشت کنار، یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان آینده تاریخ سینما را اخراج کرد و خودش فیلم را به اتمام رساند. \"فیلم

پل شریدر | 2004 | فیلم جن‌گیر: آغاز

فیلم قرار بود با تاخیری 30 ساله، پیش‌درآمدی بر «جن‌گیر» شاهکار «ویلیام فریدکین» باشد. «جن‌گیر: آغاز» در واقع از دل فیلمی که «پل شریدر» به عنوان پیش‌درآمد جن‌گیر ساخته بود استخراج شود، اما تهیه‌کنندگان به شدت نگران آینده فیلم بودند. آن‌ها فیلم شریدر را طولانی و فاقد صحنه‌های ترسناک و نفس‌گیر به اندازه کافی می‌دانستند. استودیو از شریدر خواسته بود با فیلمبرداری و تدوین مجدد، هم صحنه‌های ترسناکی به آن اضافه کند و هم زوائدش را دور بریزد، اما شریدر زیر بار نرفت. استودیو کارگردان دیگری آورد سر پروژه و شریدر با عصبانیت پروژه را ترک کرد. فیلم بیرون آمد و تبدیل به یک کمدی ناخواسته و شکستی تمام‌عیار شد. نهایتا شریدر نسخه‌ای با تدوین اصلی خودش را در شبکه نمایش خانگی منتشر کرد. \"فیلم

ریچارد تورپ | 1939 | فیلم جادوگر شهر از

«جادوگر شهر از» یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین، تاثیرگذارترین و بزرگ‌ترین شاهکارهای تاریخ سینماست. اگرچه همه این فیلم را شاهکار «ویکتور فلمینگ» می‌دانند، اما «ریچارد تورپ» انتخاب اول و اصلی استودیو برای ساخت آن بود. استودیو تنها 9 روز بعد از شروع تولید تورپ را اخراج کرد، چرا که اعتقاد داشت او برای ساخت فیلمی که قرار است انقلابی در سینما ایجاد کند زیادی عجله دارد! کار نهایتا به فلمینگ سپرده شد. فیلم با بودجه قابل توجهش در آن زمان (سه میلیون دلار)، نزدیک به 30 میلیون دلار فروخت تا کارگردانش صاحب رکوردی دست‌نیافتنی شود. فلمینگ در سال 1939 دو شاهکار سینمایی پرفروش ساخت: اولی «جادوگر شهر از» و دومی «بر باد رفته». \"تماشای

استیون سودربرگ | 2011 | فیلم مانی‌بال

«مانی‌بال» حتی در حضور فیلم سیاه‌وسفید و ادایی «آرتیست» می‌توانست بخت اول کسب اسکار بهترین فیلم سال 2011 باشد، اما بلبشویی که در پشت صحنه آن وجود داشت، باعث شد تا «استیون سودربرگ» کبیر از کارگردانی آن کنار برود و «بنت میلر» که «کاپوتی» مهم‌ترین فیلم کارنامه‌اش بود، جانشین او شود. سودربرگ ساختاری بسیار مستندوار و واقعی به فیلم داده بود، اما مدیران «سونی پیکچرز» رویکرد متفاوتی داشتند و نسخه‌ای سینمایی‌تر می‌خواستند. این اختلاف نظر باعث شد که سودربرگ از کار اخراج شود. با این حال «مانی‌بال» همچنان فیلم درجه‌یکی است. \"تماشای
م
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه