نگاهی به موسیقی فیلمهای شاخص کیومرث پوراحمد
نگاه شاعرانه فیلمسازان را غیر از قابهایشان میتوان در موسیقی فیلمهایشان هم پیدا کرد. آهنگسازانی که به دفعات مختلف از موسیقیهای به یادماندنی روی آثارشان استفاده میکنند، و نگاهی ویژه به کاربرد موسیقی روی تصاویرشان دارند، از این شاعرانگیِ سینمایی برخوردارند. کیومرث پوراحمد از همان ابتدای کارش در سینما دچار این شوریدگی بود. او به موسیقی بهایی مضاعف میداد و شماری چند از مهمترین و بیادماندنیترین فیلمهای سینمای ایران را در حوزه موسیقی در کارنامه خود دارد.
در این نوشتار تنها روی آثاری از پوراحمد مانور داده شده است که موسیقی در آنها نقش بارزی را ایفا کرده است، آنقدری که وقتی به آن سکانسها یا لحظات فکر میکنیم، صدای موسیقی را میشنویم.
بهترین فیلم و سریال های کیومرث پوراحمد
قصههای مجید
یکی از مهمترین آهنگسازانی که با کیومرث پوراحمد همکاری نزدیک داشت و همکاریاش منجر به خلق آثار به یادماندنی در موسیقی و سینما شد ناصر چشمآذر بود. تیتراژ «قصههای مجید» را یادتان بیاید؛ موسیقیای که با رنگ و بوی موسیقی سنتی شما را دعوت به تماشای سریالی میکرد که قصهای سراسر ایرانی داشت. تم اصلی موسیقی «قصههای مجید» در اصفهان بود و بر اساس قطعه «به اصفهان رو» ساخته شده بود. «به اصفهان رو» یکی از تصنیفهای ماندگار موسیقی ایران با صدای تاج اصفهانی است که علی اکبر خان شهنازی آن را بر اساس شعری از ملک الشعرای بهار ساخت. در ملاقاتی که شهنازی و بهار در روزهای تبعید این شاعر سیاستمدار با هم داشتند، این قطعه شکل گرفت. چشمآذر از این قطعه استفاده کرد تا در همان ابتدا علاوه بر اینکه پیشدرآمدی موزیکال برای تماشای یک مجموعه ایرانی داشته باشد، نمادی موسیقایی از اصفهان زیبا را هم پیش گوشهای مخاطبش بگستراند. در واقع چشمآذر، این قطعه موسیقی سنتی ایرانی را به نوعی به روز کرده بود تا جایی که برای تیتراژ یک سریال که ویژه کودکان و نوجوانان پخش میشد باشد. در عین حال ملودی این اثر آنچنان بود که تصاویر اصفهان را هم میشد در آن دید. علاوه بر این قطعه، در موسیقی «قصههای مجید» و حتی مجموعههای سینمایی که بعد از آن همچون «شرم»، «صبح روز بعد»، «نان و شعر» و...، ساخته شد، چشمآذر از دیگر قطعات خالقی همچون «بوی جوی مولیان»، «تا بهار دلنشین» و ملودیهای دیگر او استفاده کرد. البته که باید به اینها قطعات پایهای موسیقی فیلم را هم اضافه کرد که به خصوص در لحظات تجربه غمها و رنجهای مجید نوجوان و فقیر بسیار کارآمد بودند. موسیقی قصههای مجید حال و هوای ایرانی و در عین حال قصهگو و پاپ را داشت که بسیار در برقراری ارتباط با مخاطب موفق عمل کرد. چشمآذر همیشه با وسواس خاصی سراغ ساخت موسیقی فیلم میرفت. شنیدن خاطراتی از پوراحمد در زمینه ساخت موسیقی «قصههای مجید» خالی از لطف نیست:« روزها و شبهاى زیادی با ناصرکار میکردیم، هم خیلی زیاد با هم خندیدیم و هم خيلى زياد گریه کردیم. خاطرههای زیادی با ناصر دارم كه همهاش دلپذیر و دوستداشتنی است. زمان ساخت دو فیلم «لنگرگاه» و«شکار خاموش» هنوز کیبوردش را نگرفته بود و با کامپیوتر کار نمیکرد و هنوز همهچیز شکل قدیم بود، ملودی را روى پيانو مىنواخت و بعد میرفتیم سر ضبط در استودیو و من هم گفتم كه شناخت علمی از موسیقی ندارم، اما حسی و غريزى موسیقی را میشناسم و حساسیت زيادى دارم. سر ضبط گاهى نظر میدادم. ناصر هم با صبوری و سعهصدر ايدههاى مرا رعايت مىكرد. سر میکس موسيقى كار شكل نهايىاش را پيدا كرده بود و من بيشتر فضولى مىكردم. در اين مرحله ناصر هر قطعهاى كه مورد اختلافنظر بود به دو شكل ميكس مىكرد؛ شكلى كه من مىپسنديدم و شكلى كه موردنظر خودش بود كه بعد دستوبالم باز باشد و از هركدام كه خواستم استفاده كنم. بعد از «لنگرگاه»، «شكار خاموش» را هم با هم كار كرديم و بعد ناصر كیبورد جادويىاش را خريد. آن زمان كیبورد ناصر توى ايران تك بود و ديگر استوديو نمىرفتيم و همهكار را با همان كیبورد انجام مىداد. اگرچه كیبورد بههرحال الكترونيك بود و طعم خوش سازهاى آگوستيك را نداشت، ولى به راحتىاش مىارزيد. ناصر فيلم را روى نوار VHS چندبار مىديد و بعد با هم مىنشستيم و هر صحنهاى كه احساس مىكرديم به موسيقى متن نياز دارد ناصر دستبهكار مىشد. کارش را دوست داشت و حاصل كار برایش مهم بود، خیلی با خودش كلنجار مىرفت و زحمت میکشید تا قطعهاى را به سرانجام برساند. در اپيزودى از «قصههای مجید» صحنهای بود که مجید با دوچرخه اتوبوس را تعقیب میکرد و میخواست ببیند معلمش در كدام ايستگاه پياده مىشود كه برود و خانهاش را ياد بگيرد. موسیقی صحنه تعقيب اتوبوس، هم طولانى بود و هم ريتم خيلى تندى داشت و نواختنش واقعا مشكل بود. ناصر چندينبار نواخت و نشد، بالاخره نتها را داد به كامپيوتر كیبورد و كیبورد خودش قطعه را نواخت، دقيق و درست، من خوشحال شدم كه بالاخره كار انجام شد، ولى ناصر ناراضى بود. گفت اين قطعه را ماشين نواخته و تفاوت حسى زيادى دارد با نواختن انسان. ناصر مىگفت دست آدم با ذهنش ارتباط دارد و تفاوت زيادى هست بين نواختن ماشين با انسان. ناصر رها نكرد و آنقدر آن قطعه طولانى را نواخت كه بالاخره دقيق و درست درآمد. ناصر این وسواسها را زياد در کارش داشت و از بهترینهای موسیقی بود و با بهترینها در سینمای ایران کار کرد...»
خواهران غریب
ناصر چشم آذر که برای ساخت موسیقی فیلم «خواهران غریب» کاندیدای بهترین موسیقی متن از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر و برنده بهترین موسیقی فیلم جشنواره فیلم مالزی شد در آن روزها با ساخت موسیقی «خواهران غریب» کاری در حوزه موسیقی فیلم انجام داد که الان سالهاست در حوزه موسیقی کودک هم ماندگار شده است. قطعات این فیلم در سال 74 ساخته شدند. فیلم، پرفروشترین فیلم سال شد و موسیقیهای آن به خوبی شنیده شد. ضمن اینکه آلبوم موسیقیاش هم به سرعت روانه بازار شد. چشمآذر هم که ملودی را خوب میشناخت حالا در فضایی کودکانه دست به تجربههای جدید زده بود. بهرهگیری از ترانههای ماندگار ادبیات کودک و نوجوان به خصوص اشعاری که عمری تمام کودکان ایران با آنها خاطره داشتند، هم کمک شایانی به ماندگار شدن موسیقی این فیلم کرد. قطعههای معروفی چون انار (صد دانه یاقوت دسته به دسته) یا باران (باز باران با ترانه، میخورد بر بام خانه) یا ای نام تو بهترین سرآغاز از این دست بودند. «خواهران غریب» نه تنها فیلمی موزیکال که فیلمی در ستایش موسیقی است. در تار و پود قصهاش موسیقی تنیده شده است. آنهایی که پیش از این فیلم، صدای گرم شکیبایی را به عنوان دکلمور اشعار سهراب سپهری در آلبوم «مسافر» شنیده بودند حالا در این فیلم با آوازهای او در مقام یک خواننده خوشصدا هم آشنا میشدند. آوازهایی که روی یکی از بهترین بازیهای همه عمر حرفهای شکیبایی آمده بودند. پوراحمد هم که چند ترانه دیگر این اثر را نوشته بود، نه تنها در این مقام خوش درخشید که به عنوان نویسنده و کارگردان، یکی از بهترینهایش را ساخت. چشم آذر هم بارها درباره موسیقی این فیلم صحبت کرده است و از آن به عنوان نقطه عطف کارنامهاش یاد میکند و خاطره معروفی دارد که مربوط به ضبط ترانههاست: بهترین خاطرتی که از زمان ساخت موسیقی این فیلم به یادم مانده به حدود 50 نفر از فرزندان شهدای دفاع مقدس مربوط میشود چراکه برای ساخت این اثر افتخار همکاری با این فرزندان شهید که حدود 30 نفر از آنها دختر بودند نصیب من شد. در تمام مدتی که با این بچهها تمرین میکردم احساس خوبی داشتم که این احساس هنوز پس از گذشت سالیان سال در من وجود دارد. ما برای انجام کار کُر این موسیقی به حضور 40 – 50 نفر از کودکان دبستانی نیاز داشتیم که از طرف حوزه هنری آدرس چند دبستان شاهد داده شد که ما به این مدارس رفتیم و از میان بچهها تعدادی را برای این کار انتخاب کردیم.»فیلم خواهران غریب؛ مثل شبنم که نمیمونه…
موسیقی خواهران غریب، یک تلاش جمعی و یک آهنگسازی و ترانهسرایی جمعی داشت. نه تنها چشمآذر، که خود پوراحمد و شکیبایی نیز در شکلگیری آن نقش داشتند. خاطرتان بیاید آن سکانسی را که منصور و خانومجان با هم بحث میکنند و دیالوگ «چرا متوجه نمیشی مادر من؟ مادر من؟» وصل میشود به اجرای قطعه «مادر من» با مطلع «مادر من مادر من، تو یاری و یاور من». آن لحظه خاطره انگیزی که منصور (مرحوم شکیبایی) از آن دیالوگ پر از جوش و خروش، ناگهان به موسیقی شیفت میکند و با آهنگین خواندن ترانه «مادر من» سراغ اتاق کارش میرود و شروع میکند به ساخت قطعه. نکته جالبتر اینکه ترانه «مادر من» سروده خسرو شکیبایی هم هست و در همان روزهایی که «خواهران غریب» اکران شد، آمدن نام شکیبایی در تیتراژ پایانی به عنوان ترانهسرای این قطعه اتفاق بسیار جالبی بود؛ اتفاقی که بعدها هیچگاه تکرار نشد. کما اینکه خود پوراحمد هم چند ترانه را برای این فیلمش سرود. این درست که ژن شاعری در اغلب ایرانیها شکوفاست اما این اتفاق بیشتر نشان از همدلی و تعلق خاطری که در تیم فیلمسازی «خواهران غریب» وجود داشته دارد. بیهوده نیست که موسیقیهای این فیلم که یکی از موزیکالهای حرفهای تاریخ سینمای ایران است تا این اندازه پرطرفدار شدهاند و همچنان شنیدنیاند. علاوه بر این شاید باورتان نشود اما به چشمآذر، پیشنهاد ایفای نقش پدر دوقلوها هم توسط پوراحمد داده شده بود: «به خاطر دارم که کیومرث پوراحمد در ابتدا بازی در نقش پدر دوقلوها و آهنگساز را به خود من پیشنهاد کرد که البته شخصا برای قبول آن تردید داشتم و در نهایت نیز با صحبتهایی که میان کارگردان و تهیهکننده انجام شد، خسرو شکیبایی برای ایفای آن نقش انتخاب شد. شکیبایی زمینه صدا و گرایش یادگیری موسیقی را داشت که این اتفاق برای همکاری اهمیت بسیاری دارد. پیش از ضبط قطعات، جلساتی را به تمرین اختصاص دادیم و فیگورها و پوزیشنهای آهنگسازی را با او کار کردیم. در نهایت این تمرینها به خوبی جواب داد و دو قطعه «مادر من» و «صد دانه یاقوت» به گونهای دلنشین با صدای زنده یاد شکیبایی اجرا شد. البته در بخشهایی که دوربین صرفا دستهای آهنگساز را برای نواختن کیبورد نشان میدهد، در واقع دستهای یکی از هنرجویان من است.» کیومرث پوراحمد هم درباره نحوه همکاریاش با ناصر چشم آذر گفته بود: « وقتی به ناصر چشمآذر پیشنهاد ساخت موسیقی متن فیلم یا سریالی را میدادم او ابتدا فیلم را تا انتها با دقت نگاه میکرد و بعد دفعه دوم با پیانویی که داشت شروع به نوازندگی میکرد و ماجرا دقیقا همانی میشد که باید باشد. او یک نابغه بود که وقتی در سریال «قصههای مجید» با هم کار میکردیم یادم میآید آنقدر باهم گریه کردیم، آن قدر خندیدیم و میتوان گفت که در این مدت باهم زندگی کردیم. حتی در آثار دیگر هم همکاری به این شکل ادامه پیدا میکرد کما اینکه در بسیاری از کنسرتهای ناصر، مخاطبان از او میخواستند به واسطه تاثیرات این همکاری شیرین روی مخاطبان قطعه «مادر من» را دوباره اجرا کند.»
شب یلدا
«شب یلدا» را بازخوانی ترانه معروف «دل دیوانه» ویگن در ذهنها ماندگار کرد. مطلعش این بود:« با تو رفتم، بی تو بازآمدم، از سر کوی او ،دل دیوانه» و ترجیع بندش «پس از این زاری مکن ، هوس یاری مکن، تو ای ناکام...دل دیوانه». حال خراب، افسرده و زخمخورده حامد با بازی محمدرضا فروتن چنان به موسیقی گره خورده بود که باید قطعهای در همین حد و اندازه پاسخگوی درون بیتابش میشد. صداقت حامد قصه پرغصه پوراحمد گره خورده بود به صداقت اجرای ویگن در گفتن حال زار دلش و بعد از آن «دیگه عاشق شدن، ناز کشیدن فایده نداره» . دو قطعهای که به اندازه تمام زحمت آهنگساز این فیلم در آن درخشیدند. فروتن، دو یا سه قطعه را هم در «شب یلدا» میخواند که پری ملکی خواننده مطرح موسیقی سنتی ایران هم بر روی صدا و هم تکنیکهای او کار کرده بود. هرچند حمیدرضا یراقچیان آهنگسازی فیلم را عهدهدار بود. پایبندی حامد به خانه و خانوادهاش را هم میتوان با همان دوتصنیف قدیمی ردیابی کرد. او همچنان در گذشتهای که به نظرش زیباتر و بهتر است مانده و قطعات دور همچون فیلمهای وی اچ اس دوربین خانگی به کمکش میآیند.پرونده کامل فیلم شب یلدا + مصاحبه با آهنگساز
آهنگساز نیز از حال و هوای آن دو تصنیف در موسیقیاش بهره برد:« من از ملودیهای این دو قطعه وام گرفتم. مثلا در سکانسی که حامد با زنگ تلفنها ارکستر راه میاندازد. در آنجا فرم موسیقی در اصل والس نبود، اما من از تم موسیقی «با تو رفتم، بی تو بازآمدم» در ترکیب این زنگهای تلفن استفاده کردم. اقای پوراحمد اینقدر از این ترکیب خوشش آمده بود که در هنگام ضبطش شروع کرد به رقصیدن و به من گفت:«بلیط برندهات را در موسیقی با همین قطعه بردی.»
ن
متولد ۱۳۵۹ روزنامهنگار و منتقد موسیقی و سینما او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرده و از سال ۱۳۸۱ فعالیت حرفهای خود را در رسانههای ایران آغاز کرد. قاضیزاده در بیش از ۱۵ کشور جهان به سخنرانیِ حضوری درباره زنان سینماگر ایران پرداخته و همچنین بیش از ۵۰ کتاب و بولتن روزانه جشنوارههای متعدد سینمایی با ترجمه و سرپرستی او منتشر شده است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه