رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

راوی طغیان و لطافت

رضا صائمی |
«سینما یعنی نیکلاس ری» این جمله گدار کافیست تا جایگاه مهم ری را در تاریخ سینمای جهان بشناسیم و اهمیت نقد و شناخت او را درک کنیم. البته همه فیلم‌های او خوب نیست. برخی از آن‌ها به خاطر علاقه نداشتن او به فیلمنامه‌ها بوده است. او خیلی اوقات مجبور به کارگردانی فیلمنامه‌هایی بوده که به آنان علاقه‌ای نداشته است. فیلم‌های در جست‌وجوی پناهگاه، خون گرم و دختر محفل از جمله‌ این‌ها بوده‌اند. بعضی از فیلم‌های او نیز به صورت جرح و تعدیل شده به نمایش گذاشته شده‌اند مثل برادران جیمز، پیروزی تلخ، باد بر فراز اورگلدز، بی‌گناهان وحشی و شاه شاهان. و همچنین داستان فیلم‌های مردان جسور، جانی گیتار و بزرگتر از زندگی احتمالا از همان روی کاغذ در جهت نامطلوب «ری» تغییر کرده‌اند. ری در کار با بازیگران شیوه‌هایی منحصر به فرد را به‌کار می‌گرفته است. او قادر بود از آنچه ما عادت کرده‌ایم نقص بعضی هنرپیشگان بدانیم استفاده‌ مطلوب ببرد. روحیه تهاجمی سوزان هیوار در فیلم مردان جسور، تکبر رابرت واگنر در فیلم برادران جیمز، خونسردی سید چریس و خودخواهی رابرت تیلور در فیلم دختر محفل. البته این ویژگی «ری» در استفاده از ضعف‌های بازیگران به همان اندازه‌ توانایی‌هایشان تنها استثنای سینما نبود اما می‌توان او را به همراه آلفرد هیچکاک و کیوکر از استادان این فن دانست. خیلی از حرکات ساده‌ بازیگران «ری» پیش از آن چیزی که در ظاهر به نظر می‌رسند-مثل حالتی تردیدآمیز و یا حتی پریدن پلک چشم-دارای مفهوم هستند و این به مهارت کامل کارگردان برمی‌گردد. در فیلم شاه شاهان حالات مختلف نگاه، بار مفاهیم فیلم را بر دوش می‌کشند. در اولین صحنه‌ فیلم یاغی بی‌هدف، تنها با یک حرکت حقیقت جیمز دین (موقعی که روزنامه را از بالای سر خرس اسباب‌بازی بیرون می‌کشد) تمام آشوب و اغتشاش و حساسیت‌های خارج از معمول او منتقل می‌گردد. در فیلم باد بر فراز اورگلدز با تقسیم یک سیگار توسط قهرمان فیلم، همه‌ درک و تعهد متقابل بین 2 تمدن نشان داده می‌شود. البته باز هم تأکید می‌شود وجود این نکات ظریف در فیلم‌های «ری» و تأکید بر اینکه نبوغ او به معنی استثنایی بودن کارش نیست، اما او را به عنوان یک سازنده واقعی فیلم از کارگردان‌های مکانیکی که تنها قادرند از انسان‌هایی در حال صحبت فیلم‌بردارند، متمایز می‌سازد. ویژگی‌های کارگردانی «ری» نه فقط در مورد بازی بازیگران بلکه در استفاده‌ از بقیه عوامل فیلم نیز به کار گرفته شده‌اند. استفاده‌های «ری» از دکور برای تزئین موقعیت‌های خاص فیلم‌هایش قابل توجه است. \"نیکلاس چشمگیرترین مورد استفاده‌ او «طبقه‌ بالا» خانه‌های دوبلکس است. در فیلم جانی گیتار طبقه‌ بالا نماینده‌ تنهایی و انزواست. صاحب سالن مشروب‌فروشی یعنی «وینا» (جون کرافورد) زندگی خصوصی و عمومی‌اش را کاملا از هم جدا می‌کند. قبلا او در طبقه‌ همکف با نوشیدن مشروب و قمار سر می‌کرد ولی بعد به «طبقه‌ بالا» می‌رود و زندگی جدیدی را آغاز می‌کند. هماهنگ با این تغییر وضعیت دکور نیز ظریف‌تر و زنانه‌تر می‌گردد. به این طریق این تفاوت میان 2 زندگی به صورتی کاملا بارز به نمایش در می‌آید. همچنین اشیاء و مکان‌های فیلم‌های «ری» علاوه بر ارزش‌های نمادین که دارند از نظر ساختاری نیز مهمند. او از ویژگی‌های آنان در ساخت معماری تصویری که ارائه می‌دهد بسیار سود برده است. در فیلم مردان جسور، آرتور کندی خلاف نظر همسرش، امنیت شغلش را به عنوان پرورش دهنده‌ گله به خطر می‌اندازد و آن را ترک می‌کند تا راننده شود. به این ترتیب زندگی او ثباتش را از دست می‌دهد و او پس از این مجبور است در پارکینگ‌ها بخوابد. «ری» در فیلم‌هایش به‌طور ثابت از حجم‌ها و شکل‌هایی با خطوط درشت استفاده می‌برد. دیوارها، راه‌پله‌ها، درها، تخته سنگ‌ها که در فریم‌هایش به طور مرتب پدیدار می‌شوند، علاوه بر انتقال مفاهیم نمادین صحنه، تصویرهای او را از نظر ظاهری نیز تقسیم‌بندی می‌کنند و عمق می‌بخشند. هر فریم داخل همان فریم ساختار بخشیده می‌شود و همزمان درون شخصیت‌ها نیز بر ملا می‌گردد. در فیلم بزرگتر از زندگی جیمز میسون داروی کرتیزون را که برای قلب بیمارش تجویز شده بیش‌تر از حد معمول استعمال می‌کند. اما جدای از تأثیر قرص‌ها او بیش‌تر قربانی خیالات و توهمات روشنفکرانه‌ای است که دارند خانواده‌ او را از هم می‌پاشند. «ری» به درون کادر تحرکی دائمی می‌بخشد درعین‌حال دوربین نیز دائما حرکت می‌کند. مثلا میسون را در حال دعوایی با همسرش می‌گیرد که ناگهان یکی از حملات قلبی‌اش آغاز می‌شود و یا سمجی پسرش را نشان می‌دهد که می‌خواهد میسون را به حل مسائل مشکل ریاضی وادارد و به این طریق تنش داخل خانه آن‌ها منتقل می‌گردد. گدار در مورد فیلم براداران جیمز می‌گوید: «ری با استفاده‌ به‌جا از خطوط و ساختار، انشاهایی با مفاهیمی ملموس بوجود آورد که درعین‌حال به اندازه‌ مفاهیم آزادی و سرنوشت انتزاعی نیز بودند.»

بهترین فیلم های فلسفی تاریخ سینما

«ری» اعتقاد دارد سینما رسانه‌ای ارتباطی است و شفافیت و صراحت آن در درجه‌ اول اهمیت قرار دارد. به همین علت بی‌ابهامی و روشنی موضوع در فیلم‌های او معمول است. موفق‌ترین فیلم‌های «ری» آن‌هایی هستند که از بقیه بدبینانه‌ترند و برای همین نیز اغلب فکر می‌کنند «ری» اعتقاد دارد هیچ وقت ثبات واقعی به دست نخواهد آمد. او از دادن هرگونه تضمینی در مورد آینده شخصیت‌هایش طفره می‌رود. سینمای «نیکلاس ری» با از سر نهادن قاضی زمان همچنان جایگاه خود را حفظ کرده و این دستاورد کمی نیست. در همه‌ فیلم‌های «ری» جدای از خشم و طغیان و هیجان، همزمان می‌توان ملایمت و ظرافت حساس او را نیز مشاهده کرد. \"تماشای
ر
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه