برای عشق، برای رویا
موسیقی فیلم سینما پارادیزو را موریکونه همراه با پسرش آندریا ساخت. آندره پسر جوان انیو موریکونه که آهنگساز بسیار خلاقی است، پدرش را در ساختن موسیقی این فیلم همراهی کرد و برای سینما پارادیزوی تورناتوره «تم عشق» را نوشت و برنده بفتا شد. موریکونه وقتی در سال 1991 به خاطر موسیقی این فیلم توانست این جایزه را برای بهترین موسیقی فیلم را به دست آورد، در ساخت موسیقی سینما پارادیزو سنگ تمام گذاشته بود.
تم جاودانه و فراموشنشدنی «برای عشق» به عنوان مرکز فیلم، عشق را به داستان تزریق میکند و بارها و بارها ورژنهای مختلفی از آن روی فیلم شنیده میشود اما ماندگارترین نسخه این تم در پایان فوقالعاده فیلم میآید و نشان میدهد یک قطعه موسیقی میتواند بخشی اساسی از یک فیلم باشد. هارمونی بینظیر این موسیقی شاهکار در پایان سینما پارادیزو با شور و احساسات دوگانه سالواتوره یکی از بهترین پایانهای تاریخ سینما را رقم زدهاست به طوری که میتوان آن را نقطه اوج فیلم دانست. زمانی که فیلم با این موسیقی سحرانگیز پایان میرسد، دیگر احساسات بیننده لبریز شده و تقریباً مطمئن شده که سینما پارادیزو یکی از بهترین فیلمهای تمام عمرش بوده است.
با اینکه سینما پارادیزو اولین همکاری جوزپه تورناتوره و انیو موریکونه محسوب میشود اما ظاهرا آهنگساز چنان از پس این کار به زیبایی برآمده است که تا به امروز هم همچنان آهنگساز ثابت فیلمهای تورناتوره مانده است. همجنسی باورنکردنی موسیقی موریکونه با تصاویر این فیلمساز ایتالیایی گوش هر مخاطبی را نوازش میکند. به خصوص اینکه اکثرا در فیلمهای تورناتوره ردپای خاطره و گذشته یا آنچه که به عنوان نوستالژی میشناسیم پررنگ است و این مساله به شکلی درخشان در موسیقی متجلی شده است.
۷ فیلم برتر انیو موریکونه آهنگساز بزرگ تاریخ سینما
اگر به آلبوم موسیقی این فیلم به صورت جداگانه گوش کنید متوجه میشوید که او قطعاتی را در همه ژانرهای موسیقی برای صحنههای این فیلم نوشته است. از موسیقی ترسناک و تریلر بگیرید تا موسیقی در فضای جز، تا موسیقی کافهای و پاپ و حتی موسیقی کلاسیک. همین تفکیک ژانرها و استفاده از تمهای متعدد باعث شده است که تمامی صحنههای مهم سینما پارادیزو را نشود بدون موسیقی موریکونه متصور شد. رنگ و لعابی که او به فضاسازی فیلم بخشیده است انکارناشدنی است. در عین حال موسیقی این فیلم موسیقی پراکنده و از هم گسیختهای نیست. بلکه تفاوت ژانرها همه بر اساس خط داستانی فیلم ساخته شدهاند و در نهایت همگیشان به همان تم موسیقایی به نام «تم عشق» ختم میشوند که دیگر ملودیها و قطعات بر اساس آن ساخته شدهاند. آندره موریکونه پسر جوان انیو موریکونه که آهنگساز بسیار خلاقی است، تم عشق را برای فلوت و سازهای زهی نوشت که روایتگر عشق پرشور سالواتوره و النا؛ شخصیتهای اصلی فیلم است.
تم جاودانه و فراموشنشدنی «برای عشق» به عنوان مرکز فیلم، عشق را به داستان تزریق میکند و بارها و بارها ورژنهای مختلفی از آن روی فیلم شنیده میشود اما ماندگارترین نسخه این تم در پایان فوقالعاده فیلم میآید و نشان میدهد یک قطعه موسیقی میتواند بخشی اساسی از یک فیلم باشد. هارمونی بینظیر این موسیقی شاهکار در پایان سینما پارادیزو با شور و احساسات دوگانه سالواتوره یکی از بهترین پایانهای تاریخ سینما را رقم زدهاست به طوری که میتوان آن را نقطه اوج فیلم دانست. زمانی که فیلم با این موسیقی سحرانگیز پایان میرسد، دیگر احساسات بیننده لبریز شده و تقریباً مطمئن شده که سینما پارادیزو یکی از بهترین فیلمهای تمام عمرش بوده است.
با اینکه سینما پارادیزو اولین همکاری جوزپه تورناتوره و انیو موریکونه محسوب میشود اما ظاهرا آهنگساز چنان از پس این کار به زیبایی برآمده است که تا به امروز هم همچنان آهنگساز ثابت فیلمهای تورناتوره مانده است. همجنسی باورنکردنی موسیقی موریکونه با تصاویر این فیلمساز ایتالیایی گوش هر مخاطبی را نوازش میکند. به خصوص اینکه اکثرا در فیلمهای تورناتوره ردپای خاطره و گذشته یا آنچه که به عنوان نوستالژی میشناسیم پررنگ است و این مساله به شکلی درخشان در موسیقی متجلی شده است.
یکی از نکات مهم در موسیقی فیلم سینما پارادیزو حتی در مقایسه با موسیقی فیلمهای دیگری که خود موریکونه برای تورناتوره نوشته است، اجرای ارکسترال بسیار قوی او از قطعات است. قطعات این فیلم بسیار تغزلی و روان نواخته شدهاند. به ویژه اینکه تمپوی اجرای این قطعات بسیار پایین است و نواختن ملودی را دشوار میکندسینما پارادیزو همچنان که عنوانی متصل به رویاست، درباره رویای سینماست. درباره سالواتوره دی ویتا یا توتو است، کودکی عاشق سینما که هر روز رویایش را زندگی میکند. او هر روز با شوق و هیجانی وصف ناشدنی به سینما پارادیزو، تنها سالن سینمای نزدیک به محل زندگیاش میرود و فیلم میبیند و تا جایی که بتواند، پایش را به اتاق آلفردو، آپاراتچی سینما هم باز میکند، نوارهای فیلمها را جمع میکند، از نگاه کردن به آنها لذت میبرد و از هر فرصتی برای قدم گذاشتن به درون اتاق کار آلفردو و یاد گرفتن تمام کارهای او برای پخش کردن فیلم در سینما، استفاده میکند. مسیری که بدون ضرر هم نیست و سرزنشهای پایانناپذیر مادر و نزدیکانش را در کنار حوادث تلخی که بدون شک اتفاق افتادنشان ارتباطهای غیرمستقیمی با عشق او به سینما دارند نیز، تحویل وی میدهد. ولی او گوشش بدهکار این حرفها نیست و فقط میخواهد هر روز بیشتر از قبل در جهان فیلمها خودش را غرق کند. موسیقی اینجا و در این مسیر عاشقانه و رویایی طناب است. مخاطب از این طناب خوشالحان خودش را میآویزد و با رویای سالواتوره شاد میشود، با ترس او میترسد، با غمش، غمگین میشود و با عاشقیاش عشق میکند. یکی دیگر از نکات مهم در موسیقی فیلم سینما پارادیزو حتی در مقایسه با موسیقی فیلمهای دیگری که خود موریکونه برای تورناتوره نوشته است، اجرای ارکسترال بسیار قوی او از قطعات است. قطعات این فیلم بسیار تغزلی و روان نواخته شدهاند. به ویژه اینکه تمپوی اجرای این قطعات بسیار پایین است و نواختن ملودی را دشوار میکند. جدای از نوستالژی که این فیلم در دل خود دارد، در سینما پارادیزو، پیوسته وجههای رویاگونه به سینما داده شده است. آهنگساز هم این رویاگونگی را با استفاده از ساز پیانو آن هم در گامهای زیر و تکرار ملودیهای آرام و بسیار ساده که شبیه ترانههای لالایی هستند به نت تبدیل کرده است. موسیقی بسیار آرامش بخش که هم دوستی عمیق میان آلفردوی آپاراتچی و سالواتوره را بازگو میکند و هم عشق بی حد سالواتوره را به سینما و جادوی آن که این پسربچه را در خود غرق میکند. در قطعه «اولین جوانی» هم این حالت رویاگونگی و در عین سرزندگی کاملا مشخص است. موریکونه با استفاده از سازهای ارف که سازهای ویژه کودکان است به نواختن تم اصلی پرداخته و فضای عشق اول جوانی را بازسازی کرده است.
۵ فیلم سینمایی محشر درباره خود سینما
بیجهت نیست که موسیقی فیلم سینما پارادیزو هنوز که هنوز است یکی از پرفروشترین آلبومهای موسیقی فیلم در سراسر جهان است و در همین ایران خودمان همچنان در آگهیهای مختلف بازرگانی، تیتراژ برنامههای سینمایی و غیر سینمایی، برنامههای رادیویی و غیره انتخاب اول موسیقی این فیلم و به خصوص قطعه «برای النا» است. «برای النا» فراز و فرودهای زیادی دارد و از ترکیب ارکستر زهی و سازهای دیگر تشکیل شده است که ویولن در آن نقش اساسی دارد. ویولنی که آرشهاش برای عشق میان سالواتوره و النا کشیده شده است.
ن
متولد ۱۳۵۹ روزنامهنگار و منتقد موسیقی و سینما او در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرده و از سال ۱۳۸۱ فعالیت حرفهای خود را در رسانههای ایران آغاز کرد. قاضیزاده در بیش از ۱۵ کشور جهان به سخنرانیِ حضوری درباره زنان سینماگر ایران پرداخته و همچنین بیش از ۵۰ کتاب و بولتن روزانه جشنوارههای متعدد سینمایی با ترجمه و سرپرستی او منتشر شده است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه