رفتن به محتوای اصلی

قضاوت سخت

مازیار معاونی |
قضاوت سخت
افزون بر مقوله جنگ مستقیم و روردرویی نیروهای متفقین با ارتش آلمان نازی که پس از گذشت نزدیک به 80 سال از اتمام آن هنوز طراوت و ظرفیت دراماتیکش را حفظ کرده و دستمایه­ ساخت آثار نمایشی بسیاری قرار می‌­گیرد مضمون مناسبات جاسوسی میان دو طرف متخاصم که البته تا همین امروز هم ادامه پیدا کرده همچنان جذاب و پرکشش است مثل همین فیلم ژان سرخ. مخاطبان سینما و تلویزیون از آثاری که چنین بستر مضمونی داشته­‌اند خاطرات بسیاری دارند که از آن جمله می­‌توان به مجموعه آثار جیمز باند و فیلم­‌هایی نظیر عقرب (مایکل وینر)، پل جاسوسان (استیون اسپیلبرگ) و گنجشک سرخ (فرانیسس لارنس) در مدیوم سینما و سریال­‌هایی نظیر «ارتش سری» و «وین و پنکوفسکی» در رسته مجموعه­‌های تلویزیونی اشاره نمود. آثاری با ماهیت تقابل جاسوسی گسترده و حساس کشورهای غربی (با محوریت ایالات متحده و انگلیس) با اتحاد جماهیر شوروی (روسیه کنونی) به عنوان سردمدار جبهه مقابل و البته کشورهای بلوک شرق اروپا در دوران جنگ سرد.

۸ مستند درجه یک درباره جنگ جهانی دوم

حالا در فیلم ژان سرخ هم یکی دیگر از داستان­‌های بی­شمار تقابل­‌های جاسوسی جنگ جهانی دوم و جنگ سرد که یک بازه­­ زمانی 50 ساله را دربرمی‌­گیرد به عنوان دستمایه اصلی ماجرا مورد استفاده قرار گرفته است. البته با در نظر گرفتن این ویژگی مهم که فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و همین واقعی بودن و مابه‌ازای عینی داشتن، کشش مخاطب برای تماشای آن و حتی جستجویی در اینترنت برای پی بردن به اصل ماجرا و مقایسه آنچه که در تاریخ اتفاق افتاده و آنچه که بر پرده سینما نقش بسته را دو چندان می­‌کند. فیلم ژان سرخ شروع درگیرکننده‌­ای دارد، هجوم مأموران امنیتی بریتانیا برای دستگیری یک پیرزن فرتوت آن‌ هم به اتهام جاسوسی در زمانی نزدیک به نیم قرن پیش از زمان حاضر، هم کنجکاوی مخاطب را برمی­‌انگیزد و هم ارجاعی است به سکانس­‌های به یادماندنی در آثار مشابه از جمله فیلم تحسین شده­‌ی اسپیلبرگ یعنی «پل جاسوسان» که فیلم با حمله­ تعداد زیادی مأمور امنیتی برای بازداشت جاسوس شوروی در ایالات متحده آمریکا (با نقش­‌آفرینی درخشان مارک رایلنس) در میانه‌های جنگ سرد آغاز می­شود. فیلم ژان سرخ با بازی سوفی کوکسن فیلم ژان سرخ در تمام دقایق خود، ضرباهنگ نسبتاً تند خود را حفظ می­کند که البته ماهیت جاسوسی فیلم کاربرد چنین ضرباهنگی را توجیه می­‌کند. حتی در دقایقی هم که به ضرروت­‌های نمایشی، سکانس­‌های عاطفی/عاشقانه در روایت گنجانیده شده باز هم سکانس به لحاظ طول زمان و شیوه پرداخت به گونه‌ه­ای برگزار شده که ضرباهنگ مناسب برای یک درام جاسوسی مخدوش نشود. بی­‌تردید همین ماهیت فیلم یعنی اهمیت افزون‌تر شیوه­ روایت مناسبات جاسوسی در چنین آثاری  است که فیلمساز را مجاب کرده تا ساخته خود را با غلبه­ روایت‌­پردازی بر پردازش شخصیت­‌ها و تعمق در آن‌ها جلو ببرد.  هر چند به نظر می­‌رسد در برقراری تعادل میان این دو رویکرد، تا اندازه­‌ای فرمان تعادل از دست کارگردان خارج شده و ایجاز بیش از حد در معرفی و پرورش کاراکترها و توضیح و تشریح مناسبات میان آن‌ها در مجموع به ابهام بخش‌­هایی از روایت و شفاف نبودن فصل­‌هایی از داستان انجامیده است. آنگونه که فیلم (آن هم بر مبنای یک داستان واقعی) روایت می­‌کند این مناسبات چهارجانبه­ ژان به عنوان پرسوناژ اصلی درام با سونیا، لئو و میچل به عنوان سه کاراکتر کلیدی دیگر و البته از زاویه‌ه­ای دیگر روابط میان ژان و پروفسور است که مقاومت طولانی ژان برای لو دادن اطلاعات اتمی به اتحاد جماهیر شوروی و در نهایت تغییر رفتار او را توجیه می­‌کند. در حالی که فیلم در نمایش درست و قابل فهم این مناسبات و برقراری پیوستگی معنایی در زنجیره روابط علّی/معلولی درام کاستی­‌های قابل توجهی دارد. سویه­ دیگر اثر که به جذابیت بیشتر آن منجر شده زن بودن قهرمان فیلم است. کمتر فیلم جاسوسی را به یاد می­­‌آوریم که با محوریت یک کاراکتر زن روایت شده باشد و در اکثریت آثار متعلق به این گونه­ سینمایی، زنان به عنوان کاراکترهای مکمل و در نقش‌هایی نظیر معشوقه و یا دستیار قهرمان مرد ظاهر می­‌شوند و قاعده­ای که توسط ژان الیزابت استنلی در دنیای واقعی نقض شده تا شاهد یک اثر متفاوت از منظر جنسیت قهرمان باشیم. یادداشت را با پرسش مهمی به پایان می­‌برم که فیلم در ذهن و کفه­ قضاوت بینندگانش برجای می­‌گذارد. اینکه با وجود خلف وعده غربی­‌ها در مخفی نگاه داشتن اطلاعات مربوط به ساخت بمب اتم از شریک روس­شان، آیا  لو دادن اطلاعات سرّی برتانیا به شوروی توسط ژان، تصمیم درستی بوده است یا نه و اینکه در موازنه میان خدمت به سرزمین مادری و خدمت به بشریت (از طریق کمک به برقراری تعادل قدرت اتمی که اهرم بازدارنده­ شروع یک جنگ جهانی جدید است) باید طرف کدام یکی را گرفت؟ تماشای آنلاین فیلم ژان سرخ در فیلیمو
م
مازیار معاونی — تهران

متولد ۱۳۵۳ | تهران نویسنده و عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی، دکتری طب عمومی و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی او سابقه همکاری با ماهنامه‌های فیلم، فیلم امروز، ۲۴، تجربه، هنر و تجربه، هنرمند دارد و در صفحات هنری روزنامه‌های شرق، همشهری، ایران، جام‌جم، اعتماد، هم‌میهن و... نوشته است.

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه