منوچهر زنده دل در سریال بیگناه به کارگردانی مهران احمدی در نقش منوچهر نباتی که یک دوبلور و صداپیشه سینماست، مقابل دوربین رفته است و به نظر میرسد از معدود نقشهایی است که در فیلمها و سریالها حرفه او صداپیشگی معرفی میشود با این حال حرفه اصلی او نیز در کنار بازیگری، صداپیشگی و گویندگی است و در صنعت دوبله ایران از دهه 70 تا کنون حضور فعالی داشته است ولی با این حال مخاطبان سینما و تلویزیون علاوه بر صدای منحصر به فردش با چهره او نیز به عنوان بازیگر آشنایی دارند.
نقش ترومن در سریال معماه شاه، نقش زکریای رازی در کیمیاگر و نقش سرهنگ سهیلی در سریال شهرزاد از جمله نقشآفرینیهای او در مقام بازیگر است و در سریالهای عمارت فرنگی، دیگری و آنام نیز جلوی دوربین رفته است. به بهانه حضور منوچهر زندهدل در سریال بیگناه گفتوگویی با او داشتهایم که میخوانید.
معرفی و اطلاعات سریال بی گناه
- حضور شما در این سریال بسیار کوتاه اما تاثیرگذار بود. چه شد که این نقش را پذیرفتید؟
منوچهر زنده دل: خوب بودن و موثر بودن نقش مهم است و کافی. ما در دوبله هم که کار اصلی من است بر این اعتقادیم که مهم نیست نقش شما چقدر است، بلکه مهم این است که هر چه هست، درست و تاثیرگذار اجرا کنید. تکتک نقشها در کنار هم یک داستان را میسازند و پیش میبرند. من از این نقش در سریال بی گناه خوشم آمد و دوست داشتم که آن را بازی کنم.
- شما بیشتر به عنوان دوبلور و صداپیشه شناخته میشوید و در این سریال هم حرفه شما صداپیشگی و گویندگی معرفی میشود اما به نظر خودتان چه فاصلهای میان گویندگی و بازیگری وجود دارد؟
خیلیها تصور میکنند دوبله فقط به فارسی برگرداندن است. به نظر من اساسش بر بازیگری است. باید بتوانید صدای آن کارکتری باشید که نقشی را بازی کرده است. تمام بازیهای او باید در صدای شما باشد. بنابراین تا جایی که ممکن است باید همه چیز درست باشد. غم، شادی، خنده، گریه، بالا و پایین رفتن صدا همه باید در دوبله خودش را نشان بدهد. من معتقدم که برای دوبله صرفا داشتن صدای ویژه مهم نیست بلکه مهمتر از آن قدرت بازیگری یک دوبلور یا صداپیشه است که اهمیت ویژهتری دارد تا کلامش جدا از تصویر و بازیگر نباشد. وقتی میتوانیم بگوییم یک دوبله خوب که وقتی مردم فیلم و سریال دوبله شده را میبینند متوجه نشوند کسی دیگری به جای بازیگر حرف زده است یعنی آنقدر صدای دوبلور خوب روی کارکتر بنشیند که در مجموع شاهد یک ارکستر کامل باشد و به اصطلاح جایی از کار دوبله بیرون نزند. در کار دوبله فقط صدای ما هست و کارکتر بازی شده را دوباره در بخش صدا بازی میکنیم. اما در بازیگری هر بازیگری باید کارکترش را به طور کامل بیافریند و بازی کند.
- گاهی اتفاق افتاده که برخی از بهترین دوبلورهای کشورمان به عنوان بازیگر هم در سریال هایی ایفای نقش کردهاند اما جادوی صدای آنها همیشه به بازی آنها برتری داشته و هیچ وقت نوع بازی آنها به خوبی بازی صدای آنها نبوده است. چرا با این که یک دوبلور حین دوبله یک اثر به اندازه یک بازیگر از صدایش خرج میکند و تمام احساسات و حرکات را به صدایش تبدیل میکند اما گاهی در بازیگری به همان اندازه خوب نیست.
کاملا طبیعی است. دو حرفه مرتبط با هم است. درست است که صداپیشگی هم نوعی بازیگری است ولی در بازیگری کل وجود یک بازیگر در اجرای این کارکتر شرکت دارد. با این حال ما دوبلورهایی را هم داشتهایم که بازیگران خوبی بودهاند مثل زندهیاد سیامک اطلسی یا بهروز وثوقی.
به نظرم راهش این است که یک دوبلور در زمان بازیگری مقابل دوربین، دوبله را فراموش کند. حتی خیلیها میگویند برخی دوبلورها لحن دوبلوری دارند که البته من به این موضوع اعتقاد ندارم و سعی میکنم در آثاری که حرف میزنم کاملا رئال و عادی باشد و از این لحن فاصله بگیرم و به نظر خودم هم توانستهام این کار را بکنم. اما مسئله این است که همه مخاطبان این دوبلور را با صدایش میشناسند و زمانی که به عنوان بازیگر مقابل دوربین بازی میکند، ممکن است صدایش را از چهرهاش زودتر بشناسند. باید تا جایی که میشود، دوبله را رها کرد تا بتوان نقشآفرینی بهتری مقابل دوربین داشت. ما خیلی از بازیگران خوب را داریم که صدای شاخصی دارند مثل خود آقای مسعود رایگان که شاید اگر دوبلور میشدند همین مسئله برایشان پیش میآمد ولی حالا صدایشان در بازیگری خیلی به ایشان کمک میکند. در بسیاری از فیلمها و سریالهای امریکایی هم بازیگران صداهای خاصی دارند و به همین دلیل اغلب کار صداپیشگی هم کردهاند. فکر میکنم یک اتفاق و یک آن بازیگری باید در وجود کسی باشد. من نمیدانم این «آن» را در بازیگری دارم یا نه اما با این وجود فکر میکنم نقشهایی داشتهام که در داستان مهم بودهاند و فکر میکنم بشوند نمره قبولی به آن داد. اما برای این که یک تهیهکننده یا کارگردان نقشی را به یک دوبلور بسپارند که مقابل دوربین بازی کند، تا حدودی بستگی به انتخاب آنها دارد که این کار را انجام بدهند یا نه و این انتخاب بیشتر به این برمیگردد که قبلا نقشآفرینی از او دیده باشند که مورد قبول باشد.
- بازخوردی که از بازی خودتان در این سریال گرفتید چطور بود؟
خوشبختانه خود داستان خیلی مورد توجه مخاطبان قرار گرفته و برایشان جذابیت داشته است و بسیاری پیگیر ادامه داستان هستند. کسانی که بازی من را دیده بودند، اغلب تصور میکردند که نقشم طولانیتر باشد ولی با این حال بازخوردهای خوبی گرفتم و راضی بودند. به هر حال طول این نقش همین اندازه بود ولی تاثیر این کارکتر در بقیه داستان هست.
- شما با وجود آن که حرفه اصلیتان دوبلوری و صداپیشگی است اما در آثار بسیاری هم مقابل دوربین نقشآفرینی کردهاید. خودتان دوبلوری را ترجیح میدهید یا بازیگری را؟
هر دو را خیلی دوست دارم. قبل از این که کار دوبله را شروع کنم، اولین نقشی که مقابل دوربین بازی کردم سریال مردان آنجلس بود و چون در آن زمان سرباز بودم و فرصت زیادی نداشتم یک نقش کوتاه و ساده را بازی کردم و بعد از آن به فیلم آژانس شیشهای معرفی شدم اما چون سرباز بودم فرماندهام اجازه نداد که 45 روز سر فیلمبرداری حاضر شوم. بعد از آن بود که به سمت رادیو و دوبله کشیده شدم. تا سالها فکر میکردم نباید چهرهام را کسی ببیند چون میخواستم در دوبله جایگاهی به دست بیاورم بعد از آن هم با اصرار یکی دو تا از کارگردانها وارد بازیگری شدم و جلوی دوربین قرار گرفتم. شاید اگر این دو کارگردان، اصرار نمیکردند هیچ وقت وارد بازیگری مقابل دوربین نمیشدم.
- چالشهایی که در حین بازی در این سریال داشتید یا سختترین سکانسی که داشتید کدام بود؟
یکی از دشوارترین سکان ها به لحاظ پروداکشن، سکانس تصادف بود که به نظر خودم خوب درآمده بود. درآوردن صحنه تصادف به طوری که کاملا طبیعی به نظر برسد، کار بسیار سختی است. ولی در بقیه سکانسها خیلی راحت بودم و کارگردان این سریال آقای مهران احمدی عزیز هم خیلی خوب همراه من بود و همچنین تهیهکننده و مابقی بازیگران هم خیلی خوب و عالی کنار هم بودیم و کار کردیم و فکر میکنم که کار کردن در یک محیط صمیمی، کار را راحت میکند.
- فیلمنامه را که خواندید به نظرتان چطور بود و چه نقاط قوت یا ضعفی داشت؟
داستان را دوست داشتم و فکر می کنم کشش لازم را برای مخاطبان هم دارد. به هر حال داستان یک اثر نمایشی اهمیت بسیار ویژهای دارد و پس از آن حضور کارگردان و تیم اوست که بسیار حائز اهمیت است که چطور این داستان را از آب دربیاورد. باید این قصه در قسمتهای بعدی پیش برود که ببینیم چقدر میتواند، تعلیق و کشش ایجاد کند. در قسمت اول همه کاراکترها معرفی میشوند و گرههایی ایجاد میشود که در قسمتهای بعدی رفته رفته این گرهها باز میشود که همین ایجاد گرههای مختلف و باز شدن آنها برای مخاطب جذابیت دارد و آنها را به دیدن ادامه سریال ترغیب میکند.
- کار با آقای مهران احمدی چگونه بود؟
خیلی خوب بود. خیلی راحت و پرانرژی بودند و برای کاری که انجام میدهد احترام قائلند و کارشان را دوست دارند. آقای احمدی برای نزدیک شدن بازیگر به نقش، وقت میگذارند و با خیال راحت کار را انجام میدهد. کار کردن با ایشان برای من بسیار لذت بخش بود. یکی از سوالات من این بود که کاراکتر من چرا باید دوبلور باشد و گفتند خب چرا نباشد مگر حتما باید پزشک و مهندس باشد! و به نظرم انتخاب شغل این کاراکتر هم جالب بود.
- تجربه بازی در کنار بازیگران این سریال چطور بود؟
کار کردن در کنار این بازیگران تجربه بسیار خوبی بود. البته من با همه آنها بازی نداشتم اما با محسن کیایی، شبنم مقدمی و مهران احمدی سکانسهایی که کار کردم فوقالعاده خوب و راحت بود و به نظرم عین زندگی بود طوری که از آنها جدا نمیافتادی و به طور کلی همه بازیگران حرفهای این طور هستند که سعی میکنند به بقیه بازیگران کمک کنند و دیگران را با خودشان همراه کنند که به قول معروف صحنه نیفتد.
- بسیاری از پیشکسوتان و بزرگان دنیای صداپیشگی و دوبله ایران از میان ما رفتند آیا علاقهمندی از سوی جوانان در این دوره دیده میشود و آیا جایگزینی برای این صداهای ماندگار داریم؟
در این دو سه سال گذشته بسیاری از ستارههای دوبله کشورمان را از دست دادیم. کسانی که با صدای آنها زندگی کردیم. هیچ کس جایگزین شخص خاصی نخواهد شد اما انتظار دارم علاقهمندانی بیایند که توانایی بالایی داشته و عاشق این کار باشند. صرف داشتن صدای خوب کافی نیست. باید عاشق باشی و بازیگر هم باشی که بتوانی ادامه دهی. خیلیها دوست دارند دوبلور و بازیگر و خواننده بشوند اما کسی موفق است که در خودش این توانایی را همراه با دانش مورد نیاز آن داشته باشد و بتواند از این دانش استفاده کند و مهارتهای دیگری هم به دست بیاورد.
- و سوال آخر، به نظرتان شبکه نمایش خانگی در کنار سینما و تلویزیون چه نقشی ایفا کرده است؟
اگر چه حضور پلتفرمهای شبکه نمایش خانگی در ایران در طول چند سال گذشته اتفاق افتاده و بسیار جدید و جوان است اما در دنیا این شبکههای کابلی و خصوصی مثل نتفلیکس سالهای بسیاری است که فعالیت دارند و به رشد صنعت سینما و دیگر آثار نمایشی کمک کرده است. با حضور این پلتفرمها، آثار تخصصی و حرفهای ساخته میشود که رقابت خوبی را ایجاد میکند و این رقابت خوب و سالم میتواند باعث رشد و پیشرفت شود. سینما باید سر جای خودش باشد و تلویزیون و شبکههای نمایش خانگی هم تلاش کنند، قدرتمندتر باشند و در یک رقابت خوب آثار و تولیدات بهتری برای مخاطبان تولید کنند و به مخاطبان با هر سلیقه و ذائقهای قدرت انتخاب بیشتری بدهند و هر چه تعداد این آثار خوب و باکیفیت بیشتر باشد، مخاطبان راضیترند و هر کدام آثار مورد علاقه خودشان را تماشا میکنند.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه