فیلم مهمی که ساخته نشد؛ کالیدوسکوپ از آلفرد هیچکاک
آلفرد هیچکاک یکی از بزرگترین فیلمسازان تاریخ سینما است؛ استاد حقیقی ترس، تعلیق و لرزههایی که بعضی از مشهورترین فیلمهای تاریخ سینما را سروشکل دادهاند. البته گاهی وقتها این ویژگیها میتوانند موهبت نباشند و به نفرین بدل شوند؛ به عبارت دیگر، اگر باعث خلق فیلمهایی شوند مثل سرگیجه Vertigo، روانی Psycho و پرندگان The Birds موهبت تلقی میشوند اما اگر فیلمهایی مانند «مارنی» و «پرده پاره» را بسازید و آنها را پس از ۳ فیلم نمادین اول اکران کنید، احتمالاً ویژگیهای مورد اشاره به نفرین فیلمهای شما بدل میشوند.
۱۰ حقیقت باورنکردنی درباره آلفرد هیچکاک
هیچکاک پس از اینکه «مارنی» و «پرده پاره» انتظارهای هیچکاکی را برآورده نکردند، میخواست تماشاگران را به روزهای «روانی» برگرداند. با وجود این، تلاش برای تکرار افتخارهای گذشته - گاهی وقتها - میتواند بیشتر حاصل آرزو باشد تا واقعیت و آنچه عملی میشود. حالا میتوان پرسید که هیچکاک به منظور بهدستآوردن دوباره تماشاگرانش تا کجا میخواست پیش برود؟ بر اساس پروژه سینمایی نافرجام «کالیدوسکوپ» میتوان گفت تا هر جا که لازم باشد.نفرین هیچکاک چطور ساخته شد؟
کارنامهای به پرباری و جایگاه کارنامه آلفرد هیچکاک در تاریخ سینما، نیازی به مکاشفه دقیق برای پیبردن به ارزشهایش ندارد. او با سبک فیلمسازی مرزگستر خود، ژانر تریلر را برای همیشه تغییر داد. نگاهی بیندازید به «روانی» که مثلاً با صحنه مرگ شخصیت جنت لی زیر دوش حمام باعث شد برخی از تماشاگرانی که در سالن سینما به تماشای فیلم نشسته بودند، ناگهان از روی صندلی خود بلند شوند و به سمت راهروها بدوند. این فصل برای فیلمی از سال 1960 تکاندهنده بود و حتی امروز هم شاید برای بعضی واقعاً تکاندهنده باشد. «روانی» از بسیاری جهات خطقرمزهای زمانه خودش را رد کرد و بجز نمایش قتلهای بیرحمانه، مثلاً میشود به شخصیت آنتونی پرکینز اشاره کرد که در فیلم لباس جنس مخالف را میپوشد. هیچکاک با سانسور در سراسر جهان مبارزه کرد تا فیلمش آن طور که میخواهد در کشورهای مختلف روی پرده برود و خودش بخش اعظمی از بازاریابی فیلم را انجام داد تا پیچش داستانی «روانی» لو نرود. منتقدان نیز همراه عموم تماشاگران، فیلم را در سالنهای سینما دیدند و در ضمن از آنها خواسته شد که پایان فیلم را لو ندهند. «روانی» در ۴ رشته نامزد دریافت جوایز اسکار شد از جمله بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر زن برای جنت لی؛ ولی در نهایت هیچ تندیسی را برنده نشد. البته جنت لی جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن مکمل را به خانه برده بود. درخشش روانپریشانه برند هیچکاک، تحت تأثیر شکست تجاری و انتقادی فیلمهای «مارنی» و «پرده پاره» قرار گرفت و باعث شد که هیچکاک یک بار دیگر فقط به یک موضوع علاقهمند شود: نمایش یک قتل. پس خودش را آماده ساخت چنین فیلمی کرد، آن هم به شیوهای جدید و افراطی.
هیچکاک قصد داشت در کالیدوسکوپ چه کند؟
«کالیدوسکوپ» قرار بود یک اسلشر تمامعیار از کارگردان افسانهای خود باشد (اسلشر: زیرژانری از فیلمهای ترسناک که در آن قاتلی گروهی از آدمها را معمولاً با ابزارهای تیغهدار به قتل میرساند). کل فیلم مثل فصل حمام «روانی» میشد و بهمراتب بدتر از آن! داستان قرار بود در شهر نیویورک روایت شود و بدنسازی به نام ویله کوپر را دنبال کند؛ مردی خوشتیپ، جذاب و قوی که بر حسب تصادف، قاتل زنجیرهای هم هست. او شیوه کار خودش را هم داشت: خوابیدن با زنها در اسکله و سپس کشتن آنها؛ اما چه چیزی این فیلم را از باقی کارنامه هیچکاک جدا میکرد؟ بجز صدها شیوه و شگرد فیلمبرداری که او برای فیلم در نظر گرفته بود، «کالیدوسکوپ» قرار بود بهکل از زاویه دید ویله کوپر فیلمبرداری شود تا با اتکا به چنین زاویه دیدی، تماشاگر خودش را کاملاً جای او بگذارد یا دستکم جای او ببیند (البته این اولین بار نبود که فیلمی در تاریخ سینما چنین رویکردی را انتخاب میکند. فیلم سال 1960 مایکل پاول با نام «چشمچران» (Peeping Tom) به عنوان اولین فیلم اسلشر از زاویه دید شخصیت اصلی شناخته میشود. با وجود این، بهسختی میشود تصور کرد که استاد قتل، ایده تازهتری برای ساخت فیلمش نداشته باشد).فهرست بهترین فیلم های اسلشر تاریخ سینما
دیدگاهها
ارسال دیدگاه