رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

واقعیت پرکششی که هدر شد

محمدرضا مقدسیان |
فیلم سینمای عنکبوت مثال واضحی از دل نمونه‌های متعدد آثار سینمای ایران است که مقهور ایده اولیه خودش شده و تصمیم گرفته با یک ایده اولیه ملتهب چند خطی یک فیلم سینمایی داستانی بسازد. داستان این فیلم در مورد قاتل سریالی ایرانی سعید حنایی است که ملقب به قاتل عنکبوتی بود. فیلمنامه را هم اکتای براهنی نوشته است. در اولین قدم باید پذیرفت سراغ گرفتن از این سوژه در دل اجتماع ایرانی کار ساده‌ای نیست.
تلاش نویسنده و کارگردان برای رسیدن به یک زاویه نگاه روشن در مورد فیلم به جایی نرسیده است. فیلم جایی میان سینمای جنایی و ترس و رویکردهای اجتماعی و انتقادی و حتی یک درام جنایی-روانشناختی معلق مانده است. اصل ماجرا این است که در قدم اول ما باید ابعاد درونی و بیرونی شخصیت قاتل را بشناسیم و شکل و شمایل شکل‌گیری انگیزهایش را درک کنیم و سپس تعیین هدف او را بپذیریم
حتما و قطعا پرداختن به قتل‌های سریالی به اسم دین و اعتقادات اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر و نقد این دیدگاه نظرهای بسیاری را به خود جلب می‌کند و حساسیت‌های بسیاری را در پی خواهد داشت؛ که البته داشته است. اما این همه دلیلی بر این نیست تا به این موضوع مهم که منجر به تراژدی شده، پرداخت نشود؛ این سر جای خودش. اما وقتی سراغ تحلیل یک اثر سینمایی می‌رویم طبیعتا متر و معیار ما رخدادهای بیرونی نیست و ملاک خود اثر است. همانطور که در ابتدای این نوشته مطرح شد، فیلمنامه و فیلم سینمایی عنکبوت چیزی فراتر از یک ایده اولیه ملتهب نیست. حتی تلاش نویسنده و کارگردان برای رسیدن به یک زاویه نگاه روشن در مورد فیلم به جایی نرسیده است. فیلم جایی میان سینمای جنایی و ترس و رویکردهای اجتماعی و انتقادی و حتی یک درام جنایی-روانشناختی معلق مانده است. اصل ماجرا این است که در قدم اول ما باید ابعاد درونی و بیرونی شخصیت قاتل را بشناسیم و شکل و شمایل شکل‌گیری انگیزهایش را درک کنیم و سپس تعیین هدف او را بپذیریم. در این فیلم همه آنچه در مورد حادثه محرک ابتدایی می دانیم آن است که  سعید (با بازی محسن تنابنده) شخصیتی متعصب و تحت تاثیر مادرش است. در این بین در بزنگاهی یک راننده مسافرکش به همسر سعید (با بازی ساره بیات) تعرض می‌کند. پس پای یک مرد و مزاحمتش برای یک زن در میان است. در ادامه اما طی فرایندی که برای مخاطب از دل فکت‌های درون فیلم قابل درک نیست، سعید تصمیم به پاکسازی شهر از زنان آسیب خورده خیابانی می‌گیرد. سوال اینجاست که چه پشتوانه‌ای منجر به انتقال خشم سعید از مردان مزاحم به زنان خیابانی شد؟ آیا دلایل روانشناختی در کار بود و خشم همیشگی عیان نشده سعید از مادر و تمام زنان اطراف روی زنان خیابانی برون‌فکنی شده است؟ آیا ناتوانی در کنترل هوسرانی مردان در شهر کار را به حذف صورت مسئله از نگاه سعید، یعنی زنان کشانده است؟ آیا تمایلات درونی سعید به زنان و مقاومت‌های درونی او که ریشه در اخلاقیات و باورهای مذهبی او دارد منجر به سرکوب خواسته‌ها و در نهایت تبدیل شدنش به خشم و ارتکاب به قتل شده است؟ آیا عقده حقارت و سرکوب هایی که از سوی مادر و اطرافیان متحمل شده باعث تصمیم به قتل‌های سریالی از سوی او شده است؟ \"ساره تمام این سوالات در دل تک دیالوگ‌هایی که چندان قابل استناد نیستند، بر اساس برداشت‌های نه چندان منطبق بر اثر مخاطب قابل جست‌وجو است. اما هیچ یک از این اشارات تبدیل به شخصیت‌پردازی و موقعیت سازی و عیان شدن برای مخاطب نمی‌شود. گویی بنا بوده حرفی زده شود و همزمان زده نشود. نتیجه این می‌شود که مشخص نیست انگیزه اصلی سعید برای کشتن زنان در اثر حادثه محرک مزاحمت یک مرد برای همسرش از کجا آب می‌خورد. پس در ادامه ما شاهد قتل‌های متعددی هستیم که همگی به یک شکل تکراری و کم کشش رقم می‌خورد. در آن بین هم هر یک از زنان آسیب دیده و خیابانی چند دیالوگ کوتاه از بدبختی‌ها و همسران، پدران و برادران نااهل و سواستفاده‌گرشان می‌گویند که چیزی فراتر از بیان کلیشه‌ها در دل اجراهای تیپیکال و پلاستیکی بازیگران نیست. پس کل فیلم تشکیل شده از یک مقدمه سردرگم که منجر به درک انگیزه درونی و هدف اصلی قاتل نمی‌شود و بدنه‌ای مطول که پر است از قتل‌های مشابه با سر و شکلی مشابه و در نهایت دستگیری که آن هم پر تعلیق و پر کشش اجرا نمی‌شود و به راحتی آب خوردن تصویر می‌شود.

بهترین فیلم ها درباره قاتل های سریالی

فیلمنامه‌نویس و کارگردان حتی زحمت اینکه شیوه لو رفتن و دستگیری سعید را در قامت یک پایان‌بندی گره گشا و رهایی‌بخش برای روان مخاطب رقم بزنند را به خودشان نداده‌اند. انگار تمام تخم‌مرغ‌های آنها در سبد این برداشت که مخاطب تمام ماجرا را می‌داند! قرار داده شده است. خب سوال این است که اگر مخاطب کل داستان را می‌داند پس چه ضرورتی وجود داشته که این فیلم ساخته شود؟ آیا خواندن یک گزارش در روزنامه یا یک اثر مستند تمام این داده‌ها و بیشترش را به ما نمی‌داد؟ آیا چیزی بیشتر از ذوق‌زدگی و پناه گرفتن پشت یک ایده ملتهب و پر کشش برای پنهان کردن نابلدی و بی‌حوصلگی در فیلمنامه‌نویسی و دراماتیزه کردن موقعیت‌ها و ترسیم شخصیت‌ها و تبدیل کردن یک رخداد واقعی به یک درام پر کشش در کار بوده است؟ \"فیلم اصلا نمی‌توان پذیرفت که کم‌حوصلگی و خام‌دستی در نگارش و ساخت فیلم عنکبوت به دلیل نگرانی از دخل و تصرف در واقعیت‌های موجود و انتقادات احتمالی بعدی‌اش بوده است. حتما و قطعا می‌شد در مقدمه بهتراز این‌ها به لایه‌های فکری سعید پرداخت. می‌شد انگیزه‌اش را دقیق‌تر بیان کرد. می‌شد صحنه‌های قتل را بهتر پرداخت کرد. می‌شد سکانس منجر به لو رفتن و دستگیری را پرکشش‌تر بسط داد. می‌شد خط و ربط ارتباط سعید با مادر و خانواده و گذشته‌اش را دقیق‌تر ترسیم کرد. می‌شد ماجرای مراودات درون خانوادگی سعید با همسر و فرزندانش را عمیق‌تر پرداخت کرد. می‌شد... داستان و ایده فیلم در این نمونه سینمایی که عرضه شده به کل تلف شده و قدر ندیده است. این ایده به راحتی قابلیت تبدیل شدن به یک درام روانشاختی استخوان‌دار و تو در تو را داشته است اما حیف...
م
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه