رفتن به محتوای اصلی
بهترین های فیلم و سریال گزارش فیلم

بهترین فیلم های عالیجناب بهرام بیضایی

Afshin Akhgar |
بهترین فیلم های عالیجناب بهرام بیضایی
بهرام بیضایی از مهم‌ترین فیلمسازان مؤلف سینمای ایران است که عناوین مهمی از جمله ترین‌های سینمای ایران از قبیل سیاسی‌ترین (سگ‌کشی)، پرجایزه‌ترین (مسافران)، مذهبی‌ترین (روز واقعه به‌عنوان نویسنده) و حتی بهترین فیلم سینمای ایران (باشو غریبه کوچک) به نام و قلم او به ثبت رسیده است. او 10 فیلم بلند و 4 فیلم کوتاه و 70 کتاب و 14 نمایش از سال ۱۳۴۱ به بعد، بخش عمده کارنامه هنری بیضایی را تشکیل می‌دهد. اینجا به کارنامه سینمایی زنده‌یاد بیضایی پرداخته‌ایم که درست در روز تولدش، چهره در نقاب خاک کشید.

بهترین فیلم های کارنامه بهرام بیضایی بر اساس سال انتشار مرتب شده‌اند

رازهای فیلمسازی بهرام بیضایی به روایت بیضایی

فیلم وقتی همه خوابیم |  1387

سینمایی‌ترین فیلم بیضایی از جهت انتقاد به وضعیت سینمای روز ایران، وقتی همه خوابیم بود که به نوعی آخرین فیلم او نیز به شمار می‌رود. بیضایی سال ۱۳۸۶ قصد ساخت فیلمی به نام «لبه‌ پرتگاه» کرد که در نهایت به خاطر اختلاف با تهیه‌کننده، ساخته نشد. برخی از شایعات دیگر مبنی بر اختلاف بهرام بیضایی با محمدرضا گلزار در این فیلم بود. به همین دلیل بیضایی تصمیم به ساخت فیلم دیگری درباره همین موضوع گرفت. داستان وقتی همه خوابیم یادآور آنچه است که در ناتمام ماندن لبه‌ پرتگاه بر بیضایی گذشت. چکامه چمانی همسر و فرزندش را در تصادفی از دست داده و نجات شکوندی به جرم قتل همسرش در زندان بوده است؛ یک برخورد ناگهانی و جا‌به‌جایی! داستان زندگی یکدیگر را می‌شنوند و از یکدیگر کمک می‌خواهند. چکامه به نجات وعده می‌دهد در مقابل کشتنِ خواهر معتادش، حقیقتِ مرگ ترنج _همسر نجات_ را به خانواده‌اش بگوید... فیلم در بیست و هفتمین جشنواره فجر سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه مخاطبان در بخش بین‌الملل، سیمرغ بلورین بهترین تدوین و همچنین طراحی صحنه و لباس و چهره‌پردازی را از بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) دریافت کرد. \"وقتی

فیلم سگ‌کُشی |  1379

سگ کشی از چند جهت در کارنامه فیلمسازی بیضایی مهم به نظر می‌رسد نخست اینکه یکی از درخشان‌ترین تریلرها و نئونوآرهای ایرانی است که با فاصله، با رقبای خود قرار می‌گیرد. دوم به تم اعتراضی فیلم مرتبط می‌شود که باعث شده برخی آن را به عنوان سیاسی‌ترین فیلم تاریخ سینمای بعد انقلاب لقب دهند. روند شکل‌گیری فیلم بدین‌گونه بوده است که پس از توقف ساخت فیلم در فیلم، طرح سگ‌کشی با نام اولیه «از دست رفته» شکل گرفت. فیلم‌نامه سگ‌کُشی را بیضایی تابستان ۱۳۷۱ نوشت. او  درباره سفارش گرفتن و نگارشش فیلم گفته است: «سفارش‌دهنده کلکی را که از کسی یا کسانی راجع به کلاهبرداری‌های مالی و داد و ستدها و غیره شنیده بود تعریف کرد و بعد طرحی را که بر اساس آن فکر کرده بود در چهار پنج سطر خواند. کلک اصلی خیلی زنده بود، و طبعاً من به آن برگشتم که به من امکان می‌داد یک حقایق درباره لیلا دختر ادریس پس از جنگ بنویسم؛ یا حتّی یک اشغال معاصر.  من فیلم‌نامه را نوشتم و نام موقتی «سگ‌کشی» هم بر آن گذاشتم. او آمد گرفت برد و خواند و نخواست و کلی هم به من پرید که این صریح است و اجازه نمی‌گیرد و گران است و سخت است و غیره...  نوشته روی دستم ماند.» «سگ کشی» داستان زنی است که در گیر و دار رفع مشکلات مالی همسرش با چهره‌ای سیاه از حضور زن در اجتماع مواجه می‌شود. مژده شمسایی این بار هم ایفاگر نقش زنی مستقل است که برای نجات شوهرش تصمیم می‌گیرد چک‌های او را از بین طلبکارانش جمع کند.این عزم او را در موقعیتی قرار می‌دهد که نقدی بر موقعیت آسیب‌پذیر زن در اجتماع و مناسبات مردانه وارد می‌کند. در انتها وقتی زن زخم‌خورده، آخرین ضربه را هم از خیانت شوهرش دریافت می‌کند دیدگاه خاص این نویسنده و فیلمساز به موقعیت زن در روزگار معاصر برجسته می‌شود. \"فیلم

فیلم کوتاه گفت‌وگو با باد |  1377

گفت‌وگو با باد بر اساس فیلم‌نامه‌ای به همین نام، بخشی از فیلم قصه‌های کیش بود که بعدتر جدا شد. فیلم‌بردار فیلم عزیز ساعتی، در گفتگو با زاون قوکاسیان توضیح داده که «بیضایی همه کادرها و همه حرکات دوربین را در همه فیلم‌هایش خودش انتخاب می‌کند. مانند همه کلمات و جملاتش او پیشاپیش تصاویرش و تمام جزئیات کار را آماده می‌کند.» نخستین نمایش گفت‌وگو با باد در جشنواره فجرِ ۱۳۷7 در تهران بود؛ با سه بخش دیگر از قصه‌های کیش کار ناصر تقوایی و محسن مخملباف و ابوالفضل جلیلی. فیلم قصه‌های کیش برای جشنواره فیلم کن 1999  در نظر گرفته شد. بیضایی در این فیلم کوتاه سعی دارد واقعیت تلخ جزیره‌ کیش را به تصویر بکشد. به عقیده‌ او کیش به شکل هدایت‌شده‌ای دچار تغییرات مدرن غیرایرانی شده است؛ توانمندی‌ و خلاقیت مردمانش به فراموشی سپرده‌ شده و دچار نوعی خودکشی فرهنگی و اقتصادی است. زن روح خلاق جزیره‌ است؛ وجدان بیدار که هنوز حقیقت خود را از یاد نبرده و مرد «یک معاصر است که خلاقیت در او مرده، تولید ندارد و فقط ساخته‌های دیگران را می‌فروشد. او حتی خلاقیت را به یاد نمی‌آورد. شکست‌های تاریخی و سرخوردگی‌های پیاپی، به او تنبلی و نومیدی از حرکت و خلاقیت را آموخته و فرهنگ دلالی، راه ساده زندگی کردن را پیش پایش گذاشته. او خودش را پشت هم انکار می‌کند به سود تنبلی و آسان طلبی. درواقع او خود خلاقش را می‌کشد یا می‌راند تا خود دلالش با وجدان راحت در این نظام مادی جا بیفتد.» (برگرفته از کتاب زاون قوکاسیان درباره فیلم کوتاه گفت‌و‌گو در باد) \"فیلم

فیلم مسافران |  1370

پر سیمرغ‌ترین فیلم بهرام بیضایی با شش عنوان جایزه، هشتمین فیلم بلند سینمایی او بود اما در اکران دچار مشکل شد تا جایی‌که بیضایی تا ده سال پس از مسافران فیلم بلند نساخت. مسافران نخستین‌بار در جشنواره فجر ۱۳۷۰ به نمایش درآمد اما نمایش آن در سال ۱۳۷۱ دچار مشکل شد و بیضایی نامه‌ای سرگشاده در اعتراض نوشت. بااین‌وجود برتری‌های فیلم بر اهالی فن پوشیده نماند چنان‌که در رأی‌گیری سال ۱۳۸۰ مجله دنیای تصویر مسافران برترین فیلم دهه ۱۳۷۰ شناخته شد. مسافران با چهارده نامزدی و شش بُرد رکورددار جایزه‌های جشنواره شد بااین‌حال و در پی اعتراض به مدیریت سینمایی، بیضایی جایزه خود را به معاونت امور سینمایی وزارت ارشاد پس‌فرستاد. سکانس افتتاحیه مسافران در یک رأی‌گیری به سال ۱۴۰۱ برترین سکانس افتتاحیه در تاریخ سینمای ایران شناخته شد. مسعود فراستی درباره فیلم نوشت: «مسافرانِ بیضایی «تیپیک» ترین و «تکنیکی» ترین اثر اوست، و شاید پراداترین آنها. فیلمی است بسیار پرتکلّف و روشنفکری، اما فاقد تفکر و فن سینمایی؛ و اسیر پلاستیک و شعبده‌بازی تکنیکی.» مهتاب، خواهر ماهرخ به همراه شوهر و دو فرزندش از شمال به‌طرف تهران حرکت می‌کند تا آینه موروثی نوعروس خانواده را به مراسم ازدواج خواهرش برساند. در راهزنی روستایی با آن‌ها هم‌سفر می‌شود، اما همگی در تصادف با یک نفتکش جان می‌دهند. خبر به خانواده می‌رسد و عروسی به ماتم تبدیل می‌شود. گزارش‌های پلیس اگرچه صحت تصادف و کشته‌شدن مسافران را نشان می‌دهد، اثری از آینه موروثی پیدا نمی‌شود.

\"فیلم فیلم شاید وقتی دیگر |  1366

شاید وقتی دیگر، بازگشت بهرام بیضایی از سینمای روشنفکری و ضدجنگ به سینمای عامه‌پسندتر و شهری‌تر بود، فیلمی که در رشته‌های فنی از جمله موسیقی، تدوین و صدابرداری در جشنواره فجر نامزد شد اما جایزه نگرفت. سوسن تسلیمی در ادامه همکاری با بیضایی و بازی در فیلم‌هایی چون «باشو، غریبه کوچک»، «شاید وقتی دیگر»، «مرگ یزدگرد» و «چریکه تارا» ‌و همچنین به دلیل فیزیک خاص و چهره خاصش، تبدیل به شمایلی خاص از زن در فیلم‌های ایرانی شد. فیلم داستان دو خواهر دوقلوی جدا افتاده است که این بار از زاویه‌ای خاص روایت می‌شود تا در یکی از پیچش‌های روایی، سوءتفاهم روان‌پریشی و خیانت به حضور یک هم‌زاد و خواهر دوقلو تغییر پیدا کند. تسلیمی در سه نقش مادر و خواهران دوقلو ظاهر می‌شود که از نظر خاستگاه با هم متفاوت هستند. مادری که در کودکی دو فرزندش را سر راه گذاشته و از سرنوشت آنها بی‌خبر مانده، زنی که دچار کابوس‌های تکرارشونده و باور روان‌پریش است و شوهرش به او شک دارد و یک زن نقاش با روحیه‌ای آرام. قصه فیلم همان‌گونه که اشاره شد شاید ساده و تکراری به نظر برسد، همان انگیزه‌ای که باعث شد فیلم مجوز بگیرد؛ تلاشی برای شکستن اسطوره‌ بیضایی. هرچند نتیجه آنی نشد که انتظار می‌رفت و فیلم با استقبال خوبی مواجه شد؛ بیضایی در «شاید وقتی دیگر» نگاه متمرکز‌تری بر طرح مسائل اجتماعی و دغدغه‌ها و اضطراب‌ها‌ی زندگی زنانه دارد. حمید سمندریان هم برای این فیلم دعوت شده بود، ولی بازی در این فیلم را نپذیرفت. فیلم‌نامه این فیلم با نام وقت دیگر، شاید، در سال ۱۳۶۸ به‌وسیله انتشارات ابتکار چاپ شد. \"تماشا

فیلم باشو، غریبه کوچک | 1364

یکی از مهم‌ترین فیلم‌های ضدجنگ سینمای ایران، بدون شک فیلم باشو ساخته بهرام بیضایی است فیلمی که نه‌تنها به‌خاطر مضمون ضدجنگ بلکه به‌خاطر کیفیت و ساختار سینمایی‌اش از نظر بسیاری از منتقدان بهترین فیلم سینمای ایران لقب گرفته است. این فیلم تا نزدیک چهار سال پس از ساخت در توقیف بود و سال ۱۳۶۸ به نمایش درآمد. فرخ غفاری، محمدرضا شجریان، آیدین آغداشلو، بهاءالدین خرمشاهی و جمال امید فیلم را ستوده‌اند و مسعود فراستی تسلط فنی بیضایی را در انتقال حس تحسین کرده است. روند شکل‌گیری فیلم بدین صورت بود که طرحی اولیه و ابتدایی از سوسن تسلیمی که اندک‌اندک جدی می‌شود، بیضایی آن را مجدد می‌نویسد و فیلم ساخته می‌شود. داستانی از جنگ، آوارگی، دوستی، دوری و نزدیکی و در ستایش مهر و مادری با بازی تحسین‌برانگیز سوسن تسلیمی. باشو پسربچه‌ای جنگ‌زده و از عرب‌های خوزستان است. پس از آنکه تمام خانواده‌اش را در انفجار از دست می‌دهد، به کامیونی پناه می‌برد و صبح روز بعد، خود را در ناکجاآبادی می‌یابد... بیضایی در باره توقیف فیلم می‌گوید: «باشو غریبه کوچک نمی‌تواند یادم بیاید مگر که یادم بیاید چه بر سرش آمد و شاید باید تحسین کنم کسانی را که موفق شدند جهنمی درست کنند زیر پای کسانی که با حسن‌نیت و با عشق یک فیلمی ساختند برای ادای احترام به آوارگانِ جنگ و بی‌پناه شدگان و واماندگان جنگ. چرا این باید برای ما دوزخی می‌شد، من نمی‌فهمم. به‌هر‌حال فیلم چهار سال چهار سال و نیم توقیف بود و ما هم مبهوت؛ پس چه‌کار دیگری نمی‌شود کرد؟ اگر حتی نشود باشو غریبه کوچک هم ساخت، پس دیگر چه‌کار می‌شود کرد؟... اگر این فیلم به‌موقع خودش نشان داده می‌شد، شاید زندگی خیلی‌ها عوض می‌شد و یا زندگی‌ها بدتر از آن‌ [چه] بود، نمی‌شد. بس نیست دیگر واقعاً دارد حالم بد می‌شود.» \"دانلود

فیلم مرگ یزدگرد | 1360

مرگ یزدگرد فیلمی است درباره مرگ یزدگرد سوم که بر اساس نمایشنامه‌اش به همین نام در سال ۱۳۶۰ ساخته شده است. بیضایی توضیح جالبی درباره‌ دلیل ساخت نسخه‌ سینمایی این نمایش داده است: «من در برابر پیشنهاد ساخت مرگ یزدگرد حدود یک سال مقاومت کردم و راستش هیچ‌وقت فکر نکرده بودم نمایشنامه‌ای را به فیلم درآورم چون به‌قدر کافی موضوع برای فیلم ساختن داشتم و دارم و از طرفی بله، این وسوسه برای کسی که تئاتر کار می‌کند هست که نمونه‌ای از کار صحنه‌اش باقی بماند. بعد از چریکه‌ تارا، من روزی نیست که [به] طرحی برای کار فکر نکنم یا ننویسم. تهیه‌کنندگان سینما ناپدید شده‌اند و تهیه‌کنندگان جدید هنوز از پرده درنیامده‌اند و مسئولان تهیه در موسسات دولتی نگران شغل و میزهای خویش‌اند، یا جواب نمی‌دهند یا امروز و فردا می‌کنند یا شعار می‌دهند یا پنهان می‌شوند یا تغییر می‌‌کنند. خب در این میان ناگهان پیشنهاد ساختن مرگ یزدگرد می‌رسد، چون مطمئن هستند که قبلا بر صحنه رفته و فاجعه‌ای نزاییده.» نوع روایتگری در مرگ یزدگرد و مطرح کردن قضاوت‌های گوناگون پیرامون یک رویداد، به باور شمار زیادی از ناقدان، متأثر از راشومون اثر آکیرا کوروساوا است؛ همچنان که به طور کل از علاقه وافر بیضایی به کوروساوا سخن رفته است. این فیلم کار گروه فیلم لیسار و با سرمایه شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران ساخته شده است. فیلم رنگی است و ۳۵میلیمتری و در عصارخانه آران فیلم‌برداری شده است. مرحوم امین تارخ درباره فیلم گفته است: مرگ یزدگرد شش‌صد و سی و پنج پلان است، بدون یک زاویه تکراری در یک محیط بسته با شش تا بازیگر... \"فیلم

فیلم چریکه‌ تارا |  1357

چریکه تارا، نخستین فیلم توقیفی بهرام بیضایی و اولین فیلم توقیفی بعد انقلاب است که فیلم‌برداری آن در مرداد ۱۳۵۷ در کناره دریای خزر انجام شد. بیضایی فیلم‌نامه چریکه‌‌ تارا را سال ۱۳۵۴ با مشورت پروانه معصومی نوشت. نامش را در بهار ۱۳۵۷ «تارا، زن ناشناس» گذاشتند. چریکه‌ تارا، جز سه بار در بخش «نوعی نگاه» جشنواره فیلم کن ۱۹۸۰ و یکی دو بار در جشنواره سن سباستین، نمایش عمومی نداشت. بیضایی در چریکه تارا، بیش‌ازپیش به بهره‌گیری از اسطوره روی آورده است. تارا، بیوه زنی روستایی که نان شب خود و فرزندانش را با سختی و تلاش از شالیزار به دست می‌آورد، پس از مرگ پدربزرگش، در میان وسایل و ارثیه‌ او، شمشیری پیدا می‌کند. شمشیر برای زندگی یک زن روستایی ابزاری ناکارآمد است و همین مسئله، دلیلی می‌شود تا تارا آن را دور بیندازد؛ اما پای اسطوره و تاریخ در میان است... شهلا لاهیجی نویسنده، مترجم درباره فیلم نوشته است: «با چریکه‌ تارا، فصل تازه‌ای در فیلم‌های بیضایی و نقش زنان در کارش آغاز می‌شود که فیلم‌های بعدی‌اش را از آنچه پیش‌تر ساخته متمایز می‌کند. وجه تمایز، تنها واگذاری بی‌چون‌وچرا نقش اول به قهرمان زن نیست، بلکه تأکید بر حقانیت زن برای ایفای نقش است. فضایی که برای روند داستان انتخاب شده (زن در زمین‌کار) بر نقش‌محوری و سالاری زن در سراسر قصه تأکید دارد، بی‌آنکه ذره‌ا‌ی به زنانگی‌اش لطمه بزند. تارا در اوج است و دیگران همه در زیر پای او و شگفت این‌که او زنی به‌غایت معمولی است. در این فیلم از زنان اندوهگین و رویایی و یا محنت‌کشیده و تسلیم فیلم‌های پیشین نشانی نیست. تارا یک‌پارچه زندگی است؛ خروش، کار، جنگ و سرانجام، عشق.» \"فیلم

فیلم کلاغ | 1356

سومین فیلم بهرام بیضایی یعنی کلاغ شباهت‌های به دومین فیلم او یعنی غریبه و مه داشت؛ غریبه و مه محصول سال 53 است و کلاغ سال 56 ساخته شد که شخصیت یک معلم زن با بازی پروانه معصومی در آن محوریت دارد. کلاغ فیلمی با بازی حسین پرورش، آنیک شفرازیان و پروانه معصومی بود که پس از کوشش نافرجام برای ساخت فیلم «حقایق درباره‌ لیلا دختر ادریس» در سال ۱۳۵۶ ساخته شد. اصالت با بازی حسین پرورش در جستجوی موضوعی برای ساختن یک برنامه تلویزیونی است که یک آگهی در روزنامه عصر می‌بیند که نوشته دختر جوانی گم شده و یابنده با نشانی مندرج در آگهی تماس بگیرد. عکس دختر گمشده به نظر اصالت آشنا می‌آید و می‌کوشد به یاد آورد که او را کجا دیده است... یکی از حاشیه‌های جالب فیلم که بهمن مقصودلو به آن اشاره داشت این بود که در جریان فیلم‌برداری سکانس نهایی نزاعی میان کارگردان و پروانه معصومی درگرفت که با میانجی‌گری همکاران برطرف شد. خاطره شیبانی پژوهشگر و استاد دانشگاه بر این باور بوده است که مسئله بنیادین در فیلم‌های بیضایی این است که آدمی جهان را چگونه می‌بیند و بدین ترتیب بیضایی را پیشگام برتری‌دادن به درونیات قهرمان در سینمای ایران می‌داند. وی توضیح می‌دهد که روی همین اصل دوربین بیضایی به زاویه دید آسیه، قهرمان فیلم، نزدیک می‌شود. \"فیلم

فیلم غریبه و مه | 1352

غریبه و مه شاید طولانی‌ترین فیلم بهرام بیضایی از لحاظ پروسه تولید به‌حساب می‌آید. فیلمی که فرآیند ساخت آن، نزدیک دو سال به طول انجامید و دچار مشکلات مالی شد اما در نهایت در تاریخ 12 آذر 1353 در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران بخش مسابقه به نمایش درآمد. بیضایی این فیلم‌نامه را سال ۱۳۵۱ پیش از کارگردانی سفر نوشت. فیلم پر است از نمادپردازی‌های مختلف؛ از دریایی که قهرمان مرد آیت را به روستایی ناشناخته می‌آورد تا داسی که در قایقش حضور دارد تا لباس سیاهی که رعنا بر تن می‌کند. فیلمی در زمان خود درست فهمیده نشد اما هرچه گذشت بیشتر ارزشش شناخته شد. قصه غریبه و مه، درباره مردی است که با حالی نزار در قایق افتاده و قایق به یک آبادی می‌رسد. او چیزی از گذشته به یاد نمی‌آورد و مدام نگران است که کسانی که از دست آنان فرار کرده، او را پیدا کنند. او در همین اثنا درگیر رابطه‌ای با رعنا یکی از زنان روستا می‌شود که همسرش به دریا رفته و بازنگشته... خانواده شوهر رعنا جلوی آن‌ها می‌ایستند و... فیلم در اسالم استان گیلان فیلم‌برداری رنگی شد. چندین تعطیلی ناخواسته در ساخت فیلم پیش آمد و کار فیلم‌برداری به درازا کشید: شرکت سینماتئاتر رکس از تأمین مخارج فیلم ناتوان شد و بیضایی از وزارت فرهنگ و هنر وام گرفت. پروانه معصومی بازیگر اصلی فیلم، چنان شیفته محل فیلم‌برداری شد که سال‌ها بعد به گیلان برگشت و زمینی خرید و خانه‌ای ساخت و تا پایان عمر آنجا زندگی کرد. جمشید اکرمی، پاییز ۱۳۵۳ درباره فیلم نوشت: «غریبه و مه دست‌کم یک «سینما» فوق‌العاده قوی است که بیش از این در ایران هرگز نداشته‌ایم. هیچ دینی به تئاتر ندارد. سینمای محض است، تصویر ناب است.» \"فیلم

فیلم کوتاه سفر | 1351

فیلم 34 دقیقه‌ای سفر درباره دو پسربچه کارگر است که یکی در جستجوی پدر و مادرش است و دیگری او را همراهی می‌کند، به این امید که این والدین موهوم کار بهتری برایشان پیدا خواهند کرد... این فیلم هم برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخته شده است اما تفاوت چشمگیر آن را با «عمو سیبیلو» و «باشو غریبه کوچک» نمی‌توان نادیده گرفت؛ سفر تا حد زیادی تلخ‌تر و غم‌انگیز‌تر است. بیضایی «سفر» را ادامه‌ و نتیجه «رگبار» و مقدمه‌ای برای «غریبه و مه» می‌داند. ساخت فیلم کوتاه سفر هم با مشکلات بسیاری همراه بود و پس از آن، کانون پرورشی فکری کودکان به مدت 12 سال با بهرام بیضایی پروژه‌ مشترک نداشت؛ حتی پس از نمایش فیلم که با اقبال مخاطبان همراه بود و موفق به دریافت جایزه شد، باز هم اوضاع تغییری نکرد. بیضایی درباره این فیلم می‌گوید:‌«قبل از شروع فیلم‌برداری، روزی در کانون به یک جلسه‌ کوچک روشنفکری متعهد، صدا شدم. من خلاصه داستان را در سه سطر گفتم در حالی که در ذهنم فکر می‌کردم مگر ما چند مرجع نظارت داریم؟ بعد باز محترمانه پرسیدند خب که چی؟ حرف فیلم چیست؟ معلوم بود؛ حرف فیلم همان بود که تعریف کرده بودم. گویی خیال می‌کردند یک فیلم داریم جدا و مقداری حرف هم جدا. آخر سر پرسیدند چی دست مردم را می‌گیرد؟ گفتم یعنی چه، خب همین فیلم! گمان می‌کنم هنوز جزئی از معصومیت در من بود. به هر حال از من ناامید شدند و این ناامیدی در طول مدتی که فیلم را می‌ساختم و کوشش‌های دسته‌های مختلفی که به دلایل مختلف نمی‌گذاشتند فیلم به جشنواره برسد، ادامه یافت. موقع نمایشش در برابر انبوه دوستداران فیلم، عده‌ کمتری هنوز مخالف بودند؛ اما جایزه دهان همه را بست و پس از آن به صورت این‌که چرا جایزه را پذیرفته‌ام درآمد.» \"فیلم

فیلم رگبار | 1351

رگبار از پخته‌ترین فیلم اول‌های سینمای ایران به‌حساب می‌آید که اصطلاح فیلم اولی با مفهوم امروزی آن اصلاً برازنده آن نیست! بهرام بیضایی با همان فیلم اول خود نشان داد به دنبال جریان متفاوتی از فیلمسازی است. او فضایی میان تئاتر و سینما را به نمایش ‌گذاشت و درعین‌حال فیلم‌هایش نمادگرایانه بود. فیلم‌هایی که هم اسطوره‌ای بودند، هم ملی، هم عامه‌پسند و هم فاخر. رگبار در واقع، فرهنگ را به یک درام عاشقانه پیوند می‌زند و در همین میان فضایی انتقادی را ترسیم می‌کند. فیلم درباره معلم جوانی است که به مدرسه‌ای در جنوب شهر منتقل می‌شود و خیلی زود به خواهر یکی از دانش‌آموزانش دل می‌بندد. نام دختر آتیه است. اما معشوقه دیگر آتیه که یک قصاب است و همچنین ناظم مدرسه که دختر خودش را برای معلم در نظر دارد مانع این ازدواج می‌شوند و سنگ‌اندازی می‌کنند. معلم در این میان مشغول ترمیم سالن نمایش متروکه مدرسه است و قصد دارد با اجرای نمایشی دوباره آن را افتتاح کند… رگبار اگرچه بسیار ستایش شد، ولی از نظر تجاری چندان موفق عمل نکرد. رگبار با گرفتاری‌های مالی فراوان ساخته شد. محمدعلی فردین و ذکایی بیضایی (پدر بهرام بیضایی) به او کمک مالی کردند. بیضایی در جایی دیگر به اعتیاد پرویز فنی‌زاده بازیگر نقش اول فیلم خود اشاره می‌کند: «بعضی از تعطیلات فیلم ما بخاطر این بود که ناچار بودیم (فنی‌زاده) را بخوابانیمش تا ترک کند و این را برای رد فنی‌زاده نمی‌گویم برای رد جامعه‌ای می‌گویم که قدر فنی‌زاده را ندانست و من همیشه به آن جامعه معترضم و کسی هستم که فکر می‌کنم حیف شد فنی‌زاده» \"فیلم

فیلم کوتاه عمو سیبیلو |  1349

ماجرای نخستین فیلم کوتاه بهرام بیضایی ازاین‌قرار بود که بعد از استعفای بهرام بیضایی از اداره‌ تئاتر، کانون فیلم به او پیشنهاد ساخت یک فیلم کوتاه داد. بیضایی فیلم‌نامه را خواند و احساس کرد بیش از حد تلخ و دردناک است. ابتدا نپذیرفت اما زمانی که مجدد از او درخواست همکاری کردند، فیلم‌نامه را بازنویسی کرد و عمو سیبیلو را ساخت. بیضایی درباره‌ اولین تجربه‌اش در فیلمسازی می‌گوید: «اول خیال می‌کردم نه [فیلم خوبی نیست] ولی بعداً که فیلم‌های دیگر کودکان را دیدم مطمئن شدم که چرا، درست است. پخته نیست ولی درست است. این‌ها واقعاً کودک‌اند و فیلم واقعاً موضوعش را دنبال می‌کند و موضوعش کاملاً روشن است... اگر امروز همان فیلم را بسازم، مطمئناً بعضی جاهای آن بهتر می‌شود ولی آیا عمیق‌تر و یا تلخ‌تر یا سنگین‌تر نمی‌شود؟ من داشتم سعی می‌کردم از موضوع نسبتاً سردی که چندان دوست نداشتم، فیلمی گرم و دوست‌داشتنی بسازم.» \"فیلم

مرور آمار مخاطبان فیلم‌های اکران شده بهرام بیضایی

چقدر جای شما خالی است

\"احمداحمد شاهوند | در این بخش از مطلب نگاهی به آمار و ارقام مخاطبان و فروش آثار سینمایی استاد بهرام بیضایی در پس از انقلاب انداختیم. او که متولد ۵ دی ۱۳۱۷ است و ۱۰ فیلم بلند سینمایی و چهار فیلم کوتاه در کارنامه فیلمسازی‌اش دارد. البته بیضایی قبل از اینکه به عنوان فیلمساز شناخته شود، به عنوان یک نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر و همچنین یک پژوهشگر در زمینه ادبیات و هنر نمایش معروف و مشهور است. او بیش از ۶۰ عنوان کتاب منتشر کرده که شامل نمایشنامه، فیلمنامه، داستان، پژوهش و گفت‌وگو است.

بهرام بیضایی قبل از انقلاب | از رگبار و چند فیلم دیگر...

از ۱۰ فیلم بلند سینمایی ساخته شده توسط بهرام بیضایی در فاصله سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۸۷، تولید ۴ فیلم «رگبار» (۱۳۵۰)، «غریبه و مه» (۱۳۵۲)، «کلاغ» (۱۳۵۵) و «چریکه تارا» (۱۳۵۷) به قبل از انقلاب برمی گردد. «چریکه تارا» که فیلمبرداری‌اش تابستان سال ۱۳۵۷ انجام شد، پس از انقلاب به محاق توقیف رفت و هیچگاه رنگ پرده را ندید. از میزان استقبال مخاطبان از سه فیلم اول بهرام بیضایی هم آمار دقیقی نداریم. از میان فیلم‌های قبل از انقلاب بیضایی اولین فیلم او رگبار در هر ۲ جشنواره سپاس و فیلم تهران درخشید: دریافت جایزه بهترین فیلم، فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد (پرویز فنی زاده) از جشنواره سپاس و دریافت جایزه ویژه هیات داوران و تحسین از نقش آفرینی پرویز فنی زاده از جشنواره جهانی فیلم تهران.

بهرام بیضایی پس از انقلاب | با مرگ یزدگرد

اولین فیلم پس از انقلاب بیضایی با نام «مرگ یزدگرد» در سال ۱۳۶۰ ساخته شد. این فیلم به توقیف درآمد و با گذشت ۴۰ سال همچنان توقیف مانده است. بهرام بیضایی در سال ۱۳۶۴ با ایده اولیه‌ای از سوسن تسلیمی «باشو غریبه کوچک» را ساخت. باز هم فیلم توقیف شد و البته پس از پایان جنگ در بخش خارج از مسابقه هفتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و از نگاه نویسندگان و منتقدان ماهنامه فیلم به عنوان بهترین فیلم جشنواره برگزیده شد. «باشو غریبه کوچک» سرانجام در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۶۸ (پس از ۴ سال) روی پرده سینماها رفت و با توجه به اینکه حدود یک سال از پایان جنگ ایران و عراق می‌گذشت اما کشور همچنان در حال و هوای جنگ بود و به همین دلیل «باشو» که داستانی ضدجنگ داشت با استقبال نسبی مخاطبان مواجه شد: ۵۰۰ هزار نفر. اکران فیلم که از اواخر بهمن شروع شده بود به سال بعد (۱۳۶۹) هم کشیده شد و فیلم در این سال هم موفق شد حدود ۲۷۷ هزار نفر مخاطب جذب کند. \"تولدبهرام بیضایی با وجود اینکه ۳ فیلم آخرش توقیف شد، پس از «باشو» در سال ۱۳۶۶ فیلم «شاید وقتی دیگر» را ساخت. با نقش آفرینی سوسن تسلیمی و داریوش فرهنگ. فیلم در ششمین جشنواره فیلم فجر در بخش مسابقه شرکت کرد و موفق به دریافت جایزه بهترین فیلمبرداری (اصغر رفیعی جم) شد. اما نه در بخش بازیگری و نه در بخش‌های فیلم و کارگردانی و فیلمنامه حتی نامزد هم نشد! شاید وقتی دیگر سال ۱۳۶۷ در سینماها به نمایش درآمد و بیش از یک میلیون تماشاگر به دیدن فیلم رفتند. با این حال در سالی که در جدول پرمخاطب ترین‌ها رتبه‌ای بهتر از دهم نصیب فیلم بیضایی نشد. در سالی که «کانی مانگا» با بیش از سه میلیون و پانصدهزار تماشاگر در صدر جدول پربیننده‌ترین فیلم‌های سال قرار گرفت، فیلم بهرام بیضایی رتبه‌ای بهتر از دهم در این جدول نصیبش نشد.

مسافران | ما به تهران نمی‌رسیم...

مسافران فیلم پربازیگر بهرام بیضایی در سال ۱۳۷۰ ساخته شد و اولین فیلم از این کارگردان بزرگ بود که از طرف داوران جشنواره فیلم فجر مورد توجه قرار می‌گرفت. فیلم در دوره دهم در بخش مسابقه به نمایش درآمد و از ۴ جایزه بازیگری، سه تای آن را دریافت کرد: جمیله شیخی، مجید مظفری و فاطمه معتمدآریا. جایزه ویژه هیات داوران هم به بهرام بیضایی رسید و جوایز صدابرداری (محمود سماک باشی) و فیلمبرداری (مهرداد فخیمی) هم به فیلم مسافران تعلق گرفت. فیلم بهرام بیضایی سال ۱۳۷۱ در سینماها به نمایش درآمد و با جذب بیش از ۵۰۰ هزار مخاطب در رتبه بیست و سوم جدول پرتماشاگرترین فیلم‌های سال قرار گرفت. در سالی که فیلم «دیگه چه خبر» ساخته تهمینه میلانی با حدود ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار بیننده صدرنشین جدول پرتماشاگرترین‌های سال ۱۳۷۱ بود. بهرام بیضایی در دهه ۷۰ و در سال ۱۳۷۷ یکی از فیلم‌های کوتاه مجموعه قصه‌های جزیره را با نام گفت‌وگو با باد ساخت که تنها در هفدهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و پس از آن حتی از مجموعه کنار گذاشته شد و بهرام بیضایی حقوق فیلم را از تهیه کننده خرید. [caption id=\"attachment_111874\" align=\"aligncenter\" width=\"1080\"]\"تصویر تصویر ساخته شده بیضایی جوان و استاد بیضایی کنونی[/caption]

سگ کشی | پرفروش‌ترین فیلم سینماهای تهران

۲ سال بعد و در سال ۱۳۷۹ بهرام بیضایی دست به کار ساخت فیلم «سگ کشی» شد. باز هم با حضور تعداد بی‌شماری از بازیگران مطرح و چهره آن سال‌ها. فیلمی که هم در جشنواره نوزدهم موفق بود و هم عنوان یکی از پربیننده‌ترین فیلم‌های سال ۱۳۸۰ را از آن خود کرد. «سگ کشی» در جشنواره فیلم فجر جایزه فیلم منتخب تماشاگران، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (داریوش ارجمند) و همچنین جایزه بهترین فیلمبرداری (اصغر رفیعی جم) را به دست آورد. این سومین فیلم از حضور پیاپی بیضایی در ادوار جشنواره فیلم فجر بود که جایزه فیلمبرداری را از آن خود می‌کرد. فیلم در سال ۱۳۸۰ به نمایش درآمد و در حالی که عنوان پرفروش‌ترین فیلم سینماهای تهران را یدک می‌کشید در جدول پرتماشاگرترین فیلم‌های کل سینماهای ایران با بیش از ۹۰۰ هزار نفر بیننده در رده ششم جدول پرمخاطب ترین‌های سال قرار گرفت. در آن سال «مریم مقدس» و «آواز قو» به ترتیب با یک میلیون و ۸۰۰ و یک میلیون و ۴۰۰ نفر بیننده رتبه‌های اول و دوم جدول پرمخاطب ترین‌ها را به دست آورده بودند. بیضایی همچون دهه هفتاد، در سال ۱۳۸۵ هم فیلمی کوتاه را کارگردانی کرد با نام «قالی سخنگو» از مجموعه فیلم «فرش ایرانی» که دربرگیرنده پانزده فیلم کوتاه از پانزده کارگردان مطرح سینمای ایران درباره فرش ایرانی بود.

وقتی همه خوابیم | فرود قبل از خروج...

وقتی همه خوابیم آخرین فیلم بهرام بیضایی در قرن چهاردهم هجری شمسی بود. فیلمی که در سال ۱۳۸۷ ساخته شد و در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر با اینکه موفق به کسب ۳ سیمرغ بلورین بهترین تدوین (بهرام بیضایی، سپیده عبدالوهاب)، چهره‌پردازی (سعید ملکان) و طراحی صحنه و لباس (آتوسا قلمفرسایی و ایرج رامین فر) شد و در بخش‌های بهترین فیلم و بهترین کارگردانی هم نامزد بود، اما با استقبال سرد نویسندگان و منتقدان مواجه شد. فیلم در سال ۱۳۸۸ در سینماها به نمایش درآمد و در گیشه هم شکست خورد. تنها نزدیک به ۲۴۰ هزار نفر به دیدن فیلم رفتند و رتبه‌ای هجدهم جدول پرمخاطب‌‌ترین‌ها به فیلم بیضایی رسید. در آن سال «اخراجی های۲» با رقم خیره کننده بیش از ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر مخاطب بی‌رقیب و مقتدر در صدر جدول ایستاده بود. \"آمار۲ سال پس از ساخت «وقتی همه خوابیم»، بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ از ایران رفت. در کارنامه سینمایی بهرام بیضایی، «سگ کشی» نزد عامه مردم بیشتر از دیگر آثار شناخته شده‌تر است اما از نگاه نویسندگان و منتقدان «باشو غریبه کوچک» همچنان بهترین فیلم بهرام بیضایی است و به گواه آمار و ارقام، «شاید وقتی دیگر» پرتماشاگرترین فیلم کارگردانش است.

پرمخاطب‌ترین آثار اکران شده بهرام بیضایی پس از انقلاب

  1. شاید وقتی دیگر / سال اکران: ۱۳۶۷ / تعداد تماشاگر: ۱۰۹۴۵۵۹ نفر / رتبه در جدول پربیننده‌ترین ها: ۱۰
  2. سگ کشی / سال اکران: ۱۳۸۰ / تعداد تماشاگر: ۹۲۱۳۹۴ نفر / رتبه در جدول پربیننده‌ترین ها: ۶
  3. مسافران / سال اکران: ۱۳۷۱ / تعداد تماشاگر: ۵۱۴۹۵۱ نفر / رتبه در جدول پربیننده‌ترین ها: ۲۳
  4. باشو غریبه کوچک / سال اکران: ۱۳۶۸ / تعداد تماشاگر: ۵۰۰۲۹۹ نفر / رتبه در جدول پربیننده‌ترین ها: ۳۵
  5. وقتی همه خوابیم / سال اکران: ۱۳۸۸ / ۲۳۶۲۲۹ نفر / رتبه در جدول پربیننده‌ترین ها: ۱۸

اگر می‌خواهید به کلکسیونی از بهترین فیلم های بهرام بیضایی در فیلیمو دسترسی داشته باشید، روی عکس زیر کلیک/لمس کنید

\"تماشای
# چهره
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه