واکنش اولیه منتقدان به «قصیده گاو سفید» ساخته بهتاش صناعیها؛ عوارض قضاوت غلط
هنوز زمان لازم است تا تنور سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر داغ شود. دومین فیلم جشنواره فجر که امروز در پردیس ملت برای اهالی رسانه به نمایش درآمد، «قصیده گاو سفید» ساخته جدید بهتاش صناعیها بود؛ فیلمسازی که قبلا با «احتمال باران اسیدی» و مستند «دیپلماسی شکستناپذیر آقای نادری» موفق به کسب جوایز و نقدهای تحسینآمیز شده بود و برای منتقدان چهرهای قابلاعتماد به شمار میآید. واکنش اولیه منتقدان به «قصیده گاو سفید»، تاییدکننده همین نکته بود.
نام عجیب و نامأنوس، تنها نقطه اشتراک ساخته جدید صناعیها با فیلمهای قبلیاش نیست؛ این بار هم با ریتمی آرام، شخصیتهای جذاب و متفاوت و موقعیتهایی انسانی مواجهیم. داستان، درباره زنی است (با نقشآفرینی مریم مقدم) که شوهرش به اشتباه و در اثر قضاوت غلط اعدام شده و با بحرانهای ناشی از این اتفاق دستوپنجه نرم میکند.
«قصیده گاو سفید» با وجود ریتم کند، به دلیل نگاه انسانی و اجرای باحوصله، روی موضوع و موقعیتی دست میگذارد که جای بحث دارد.
واکنش اولیه تعدادی از منتقدان به «قصیده گاو سفید» را در فیلیمو شات مرور میکنیم.
سید آریا قریشی: صناعیها بر یک معضل اجتماعی (با قابلیت تأویلپذیری بالا) تمرکز میکند و همین به برگ برنده فیلم تبدیل میشود. «قصیده گاو سفید» معضل «تبعات قضاوت اشتباه» را از جنبهای انسانی بررسی کرده است و با ریتمی آرام و با طمأنینه، به درونیات هر دو طرف درگیر ماجرا میپردازد. «قصیده گاو سفید»، برای تماشاگری که به دنبال کنشهای بیرونی است فیلمی مناسب محسوب نمیشود. با وجود این، مخاطبی که از طریق کدگذاریها به دنبال درکی بهتر از فیلم است، میتواند از آن لذت ببرد. علیرغم این نکات مثبت، نیاز به یک تدوین مجدد در برخی از صحنهها احساس میشود؛ بهخصوص در مورد پایانبندی. فیلم چند دقیقه بعد از پایان حقیقیاش ادامه پیدا میکند و این به تأثیرگذاریاش لطمه میزند.
کتایون کیخسروی: «قصیده برای گاو سفید»؛ داستان اشتباه بزرگ یک قاضی، عشق نامتعارف زنی که شوهرش قربانی شده و یک کودک ناشنوا. با اینکه از قصه انسانی و ملموسی بهره برده است و کارگردان به خوبی توانسته بازیها را هدایت کند مسیر دشواری برای رقابت در سودای سیمرغ دارد.
امین مبینی: حال مردم ما خوب نیست و فیلمسازان هم جدا از مردم نیستند. پس جای تعجب نیست که صناعیها لحن سرخوش فیلم اولش را با تلخی «قصیده گاو سفید» عوض کند. اما تلخی یکچیز است و تصویر سادهانگارانه از انسان و روابط انسانی، چیز دیگر! فیلم در حد ایده یکخطی خود میماند. فیلمساز، نه شناخت درستی از مقتضیات داستان خود دارد و نه درک مناسبی از زمانه و جامعهاش.
علی ملاصالحی: «قصیده گاو سفید» ایده جالبی دارد: فیلمی درباره قضاوت اشتباه و البته بازی خوب مریم مقدم؛ اما افسوس که ایدهی کلی فیلم خیلی کش میآید و از دست میرود.
مریم قربانینیا: در دومین فیلم بهتاش صناعیها (برخلاف فیلم اولش که تنها در ابتدای فیلم با کندی پیش میرفت)، این روند ادامه دارد و کندی سیر پیشروی روایت، موجب خستگی مخاطب و شاید پس زدن فیلمی شود که اتفاقا قصه خوب و کارگردانی قابلتوجهی دارد.
علی نعیمی: یک ایده مرکزی خوب دارد که در اجرا تلف شد. فیلمساز آنقدر در جزئیات خلق یک قصه عاشقانه بر بستر تراژدی اصرار کرد که خط اصلی داستان و شیوه مواجهه قهرمان با ناجی قاتل بهکلی فراموش شد. اتمسفر فیلم، داستان مرکزی و شخصیتپردازی فیلم میتوانست «قصیده گاو سفید» را به یک فیلم قابلقبول تبدیل کند که به خاطر سهلانگاری در اجرای جزئیات، به فیلمی متوسط تبدیل شد.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه