رفتن به محتوای اصلی
معرفی فیلم

اطلاعات و نقد فیلم کوچ

Afshin Akhgar |
اطلاعات و نقد فیلم کوچ
مهدی مطهر عمدتا در تهیه فیلم‌های کوتاه و مستند نقش داشته است اما حالا تهیه‌کنندگی«کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری را انجام داده و این دو، فیلمنامه «کوچ» را مشترک نوشته‌اند.

پرونده کامل چهل و چهارمین جشنواره فجر در سال ۱۴۰۴

خلاصه داستان فیلم کوچ

در خلاصه داستان فیلم کوچ آمده است: مش حسن پدرعیالوار روستایی برای حفظ خانواده اش از بانک وام می‌گیرد اما سیل و برخی اتفاقات ناگوار باعث مقروض شدن و زندانی شدن وی می‌شود قاسم پسر۱۳ ساله خانواده برای جبران بدهی همراه دوستانش عازم شهر می‌شوند. این فیلم برشی از زندگی سردار شهید سلیمانی در دوره نوجوانی و جوانیست. \"خرید

بازیگران و عوامل فیلم کوچ

نادرفلاح، علی‌محمد رادمنش، محمدرضا مسعودی، ندا حسینی، علی نفیسی، یدالله شادمانی، مسعود رحیم‌پور، حسین شریفی، زهرا مرادی، حدیث اسماعیلی، ابوالفضل نگینی و امیررضا سلیمانی در این اثر به ایفای نقش پرداخته‌اند. سایر عوامل فیلم سینمایی «کوچ» عبارتند از: نویسندگان: مهدی مطهر، محمد اسفندیاری، مجری طرح: محمدهادی حیدری -مان فیلم، مدیر فیلمبرداری: داوود رحمانی، تدوین‌گر: محمدحسین حیدری، طراح صحنه: پیمان محمدی، طراح لباس: مجید لیلاجی، چهره‌پرداز: سودابه خسروی، صدابردار: علی علوی، صداگذار: آرش قاسمی، جلوه‌های ویژه میدانی: مرتضی رمضانی، جلوه‌های ویژه بصری: محمد کشاورز، عکاس: پارسا کریمی، اصلاح‌رنگ: یحیی محمدعلی \"فیلم

نقد و بررسی فیلم کوچ

این نقد و نوشته‌ها، نظر کوتاه ولی دست‌اولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آن‌ها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست

سعیده نیک‌اختر

\"سعیده اولین فیلم بلند محمد اسفندیاری، فیلم محترمی از کار درآمده. فیلمی که بی‌شباهت به مستندهای پرتره نیست. پرتره‌ای از کودکی قاسم سلیمانی که مخاطب شاید در نیمه فیلم متوجه این موضوع بشود. ریتم فیلم در نیمه فیلم که در روستا و در میان عشایر می‌گذرد، کند و کشدار است و اتفاق خاصی نمی‌افتد؛ اما در نیمه دوم متناسب با زندگی شهری ریتم جریانات زندگی کمی تندتر می‌شود که البته کمی شعارزدگی هم چاشنی‌اش می‌شود.

از حق نگذریم کوچ طراحی صحنه و لباس فوق‌العاده‌ای دارد و از المان‌های لو دهنده خبری نیست. به جزئیات زندگی عشایری دقت فراوان شده و به‌خوبی مخاطب را همراه می‌کند تا جایی که گاهی سختی زندگی‌شان را لمس می‌کنیم. فیلمساز با تعداد زیادی از بازیگرهای مبتدی و یا نابازیگر کار را پیش برده و نشان داده در هدایت بازیگر مهارت دارد. ضمن اینکه کنترل در فضای باز با تعداد زیادی حیوان مثل گله گوسفند و گرفتن لانگ شات، کار ساده‌ای نیست.

کارگردان نشان داده بدون دکوپاژ سر صحنه نرفته و برای پلان‌هایش برنامه داشته و طبیعت زیبا هم به کمکش آمده؛ اما این بلای راش‌های فراوان و پلان‌های زیبا گاهی کار دستش می‌دهد و دلش نمی‌آید آنها را حذف کند. در حالیکه باید با بی‌رحمی دست‌کم ۱۵ دقیقه از کار دربیاید تا تبدیل به فیلم بهتری شود. در انتهای داستان به نظر می‌رسد خیلی سریع فیلم را جمع می‌کند و اشاره‌ای به آینده نمی‌کند و این پیش‌فرض را دارد که مخاطب شخصیت اصلی را می‌شناسد. باید فکر کند که شاید فیلمش بخواهد به اکران خارج از ایران هم برسد.

۳ نکته از فیلم:

  • عاقبت مادر قاسم چه شد؟
  • قاسم در کرمان مدرسه نرفت؟
  • از کپشن برای معرفی زمان و مکان استفاده کنید
\"فیلم

احسان ناظم بکایی

\"احساناولین فیلم بلند محمد اسفندیاری، بسط یافته فیلم کوتاه سیزده سالگی اوست. فیلمی که به دوران کودکی و نوجوانی شهید سلیمانی می‌پردازد. از این وجه که موضوع فیلم، بخش ابتدایی زندگی است با اتفاق جالب و جدیدی مواجهیم. معمولاً در فیلم‌هایی که قهرمان، چهره‌ای شناخته شده و خاصه شهید باشد، قصه حول و حوش روزگار شهرگی و شهادت می‌چرخد اما در کوچ چنین نیست. مخاطب اگر پیش زمینه‌ای از سیزده سالگی و زندگی قاسم سلیمانی نداشته باشد تا نیمه‌های فیلم متوجه نمی‌شود مرادعلی همان قاسم سلیمانی است. سازندگان فیلم چنان در شخصیت قهرمان غرق شد‌ه‌اند که پیش فرض گرفته‌اند مخاطب زمان و مکان قصه را می‌داند. فیلم نشانه‌های چندانی در ابتدای خود بروز نمی‌دهد که مربوط به چه مقطع زمانی و مکانی است. نهایتاً کوچ را باید فیلمی متفاوت در معرفی چهره‌های شاخص دانست. ۳ نکته از فیلم:
  • تجربه جالب ساخت فیلم با محوریت کودک و نوجوان.
  • فیلم با تدوین مجدد به خصوص در نیمه اول، ریتم بهتری پیدا می‌کند.
  • علاقه کارگردان به پی او وی حیوانات
\"فیلم

محمد تقی‌زاده

\"محمدفیلم «کوچ» تجربه‌ای دوپاره و ناهمگون ارائه می‌دهد که شکاف عمیقی میان وعده‌های آغازین و نتیجه نهایی آن وجود دارد. این اثر با شروعی جذاب و فضایی فانتزی و شیرین توجه بیننده را جلب می‌کند. تصویرسازی صمیمی از زندگی روستایی و معیشت ساکنان آن، در تقابل با سینمای رایج آپارتمانی، نویدبخش و تازه است. فیلم در نیمه نخست موفق می‌شود از دام شعارزدگی و تبلیغ مستقیم فاصله گیرد و بر روایت سینمایی و کشف یک فضای بکر متمرکز شود. اما این مسیر امیدوارکننده دوام نمی‌آورد. فیلم از میانه راه به بعد دچار افت محسوس و سقوط تدریجی می‌شود. آن انرژی و جذابیت اولیه جای خود را به کش‌دادن بی‌ضرورت صحنه‌ها و روالی خسته‌کننده می‌دهد. متأسفانه، همان کیفیت غیرشعارزده آغازین، در نیمه دوم به پیام‌رسانی مستقیم و لحنی تبلیغاتی تبدیل می‌شود و کارکرد داستان‌گویانه اثر را تضعیف می‌کند. مشکل اصلی به زمان‌بندی نامناسب و ساختار روایی شکننده بازمی‌گردد. مدت دو ساعته فیلم برای متریال داستانی موجود بیش‌ازحد طولانی است و این امر به تکرار و افت ریتم می‌انجامد. از سوی دیگر، فیلم فاقد انسجام درونی است و به جای پیوند ارگانیک بین بخش‌ها، به مجموعه‌ای از داستانک‌ها و سکانس‌های نسبتاً مجزا می‌ماند که بی‌وجود یک «نخ تسبیح» محکم، پراکنده و گسسته به نظر می‌رسند. ۳ نکته از فیلم:
  • ساختار گسسته
  • فیلمی دوپاره
  • ریتم کشدار و خسته کننده
\"فیلم

احسان طهماسبی

\"\"نخستین تجربه بلند سینمایی محمد اسفندیاری، با مشکلات جدی در ساختار و روایت مواجه است. روایت فیلم پراکنده و چندپاره است و انسجام دراماتیک در بخش‌های مختلف آسیب دیده است. بخش نخست که با تجربه کودکانه آغاز می‌شود، ملموس تر و باورپذیرتر از کار درآمده است، اما بخش دوم که به سمت بیان مستقیم و کلیشه‌ای متمایل شده و حس شعاری بودن را منتقل می‌کند، کم‌جان‌تر و بی اثرتر. مخاطب سینماپسند کوچ از طولانی شدن بی‌مورد سکانس‌ها و تمرکز روی جزئیات غیرمحوری فیلم دلزده می‌شود و به وضوح مشهود است که فیلمنامه متریال لازم برای رسیدن به زمان حدودا دو ساعته فیلم را ندارد. برخی خرده‌روایت‌ها به جای اینکه بار دراماتیک و هسته مرکزی داستان را تقویت کنند، عاملی برای پراکندگی اثر شده‌اند و مخاطب را از محور اصلی فیلم دور کرده‌اند و بدین‌شکل حس همذات‌پنداری مخاطب نیز در همان زمان‌های آغازین فیلم از دست می‌رود. انتخاب لوکیشن‌ها و طراحی بصری، هرچند از استانداردهای فنی قابل قبول برخوردار است اما نتوانسته‌اند خلأ روایت منسجم را پر کند. نقش آفرینی‌های بازیگران بومی، قابل قبول است و هدایت بازیگران کودک به خوبی صورت گرفته است. در مجموع، ضعف در انسجام روایت، پراکندگی خرده‌روایت‌ها و طولانی‌شدن غیرضروری سکانس‌ها کوچ را به تجربه‌ای نیمه‌تمام و کش‌دار بدل کرده است. ۳ نکته از فیلم:
  • کوچ، نمونه‌ای از تلاش نافرجام تبدیل فیلم کوتاه به فیلم بلند
  • فیلم‌های بیوگرافی برای ماندگار شدن در ذهن مخاطب به چیزی بیشتری از کوچ نیاز دارند.
  • آیا تقدیر در جشنواره فیلم کوتاه می‌تواند تقدیر در جشنواره فیلم بلند را به همراه بیاورد؟!
 

عکس های فیلم

\"فیلم\"فیلم\"فیلم \"فیلم \"فیلم \"فیلم \"فیلم \"فیلم \"فیلم \"فیلم \"فیلم \"فیلم \"فیلم \"فیلم
# جشنواره فیلم فجر
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه