رفتن به محتوای اصلی
خبرها

درگذشت بلا تار، فیلم‌ساز بزرگ مجارستان

Afshin Akhgar |
درگذشت بلا تار، فیلم‌ساز بزرگ مجارستان
بلا تار، کارگردان برجسته و تأثیرگذار سینمای اروپا که با فیلم‌هایی چون «ساتانتانگو» و «هارمونی‌های ورکمایستر» به چهره‌ای شاخص در سینمای مؤلف بدل شد، پس از یک دوره بیماری طولانی در ۷۰سالگی درگذشت.
بلا تار، فیلم‌ساز مجارستانیِ «ساتانتانگو» و «هارمونی‌های ورکمایستر»، در ۷۰سالگی درگذشت.

نماینده مجارستان در اسکار ۲۰۲۶ مشخص شد

فیلم‌ساز تحسین‌شده بین‌المللی که به ساخت حماسه‌های سینمایی طولانی و با قاب‌بندی‌های خیره‌کننده شهرت داشت. بلا تار، فیلم‌ساز مجارستانی که به خاطر فیلم‌های بلند، دشوار و از نظر بصری باشکوهی چون «ساتانتانگو» (Sátántangó)، «هارمونی‌های ورکمایستر» (Werckmeister Harmonies) و «مردی از لندن» (The Man from London) شهرت داشت، در سن ۷۰سالگی درگذشت. انجمن هنرمندان فیلم مجارستان در بیانیه‌ای اعلام کرد که تار روز سه‌شنبه «پس از یک بیماری طولانی و جدی» درگذشته است و افزود: «خانواده داغدار از مطبوعات و افکار عمومی درخواست درک شرایط را دارند و می‌خواهند در این روزهای دشوار برای ارائه اظهار نظر با آنان تماس گرفته نشود.» پیتر بردشاو، منتقد گاردین، پیش‌تر نوشته بود که بلا تار با «ساتانتانگو» و «هارمونی‌های ورکمایستر» به استادی عمیقاً ناآرام‌کننده در به تصویر کشیدن ویرانی معنوی بدل شد. تار در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ میلادی، هم‌زمان با نمایش گسترده‌تر آثارش، به شهرتی جهانی رسید؛ شهرتی که بخشی از آن به دلیل طول غیرمتعارف فیلم‌ها (از جمله «ساتانتانگو» با مدت‌زمان هفت ساعت و نیم) و بخشی دیگر به سبب آن چیزی بود که بسیاری آن را بیان نهایی بدبینی سیاه‌وسفید اروپای مرکزی می‌دانستند. با این حال، تار در گفت‌وگویی با پیتر بردشاو از گاردین در سال ۲۰۲۴ ــ سال‌ها پس از آنکه در ۲۰۱۱ از فیلم‌سازی فعال کناره‌گیری کرده بود ــ تأکید کرد که آثارش به‌درستی فهمیده نشده‌اند. او گفت: «نظر من این است که ما داشتیم کمدی می‌ساختیم. می‌شود خیلی هم خندید.» او افزود که فیلم‌هایش بدبینانه نیستند: «من فقط این سؤال را می‌پرسم: وقتی بعد از تماشای فیلم من از سالن سینما بیرون آمدید چه حسی داشتید؟ قوی‌تر شدید یا ضعیف‌تر؟ این سؤال اصلی است. من می‌خواهم شما قوی‌تر باشید.» \"نمایی تار بر فیلم‌سازانی با سلیقه‌ها و سبک‌های بسیار متفاوت تأثیر گذاشت؛ از جمله گاس ون سنت که فیلم «جری» (Gerry) محصول ۲۰۰۲ او ادای دینی مستقیم به سینمای تار بود، و نیز فیلم‌ساز هم‌وطنش لاسلو نمش که در فیلم «مردی از لندن» (۲۰۰۸) ــ اقتباسی از رمان ژرژ سیمنون با بازی تیلدا سوینتن ــ به‌عنوان دستیار کارگردان با تار همکاری کرد. بسیاری از فیلم‌های تار با همکاری شریک زندگی‌اش آگنش هرانیتسکی ساخته شدند؛ کسی که ابتدا تدوینگر آثار او بود و از زمان «هارمونی‌های ورکمایستر» به بعد، به‌عنوان هم‌کارگردان نیز در تیتراژ آثارش ذکر شد. مایک داونی، تهیه‌کننده و رئیس در حال کناره‌گیری آکادمی فیلم اروپا، گفت:« سینما یکی از قهرمانان واقعی خود را از دست داد. یکی از استثنایی‌ترین صداهای زمانه ما خاموش شد. در دورانی که گویی ارزش‌های بنیادین انسانی به فراموشی سپرده شده‌اند، فیلم‌های تار همچنان به‌طرزی باشکوه برجسته‌اند. آن‌ها به‌شکلی شگفت‌آور معاصر و به‌طرزی جسورانه قدرتمند باقی مانده‌اند. سینمای اروپا عمیقاً دلتنگ او خواهد شد.» بلا تار در سال ۱۹۵۵ به دنیا آمد و در بوداپست بزرگ شد. پدرش نقاش صحنه و مادرش پرامپتر تئاتر بود. او فعالیت هنری خود را به‌عنوان بازیگر کودک آغاز کرد و در اقتباس تلویزیونی از رمان «مرگ ایوان ایلیچ» نوشته لئو تولستوی نقش‌آفرینی کرد. تار در نوجوانی به ساخت مستندهای کوتاه ۸ میلی‌متری روی آورد و نخستین فیلم بلند خود را در سال ۱۹۷۹ با عنوان «آشیانه خانوادگی» (Family Nest) ساخت؛ درامی واقع‌گرا درباره بحران مسکن در مجارستان. او بعدها به گاردین گفت: «ما با چیزهایی تازه، نو و واقعی می‌آمدیم. فقط می‌خواستیم واقعیت را نشان دهیم؛ ضد-فیلم.» سبک سینمایی تار با فیلم «نفرین» (۱۹۸۸) ــ با فیلمنامه‌ای که به‌همراه نویسنده نامدار لاسلو کراسناهورکایی نوشته شده بود ــ به‌طور قاطع تغییر کرد. این فیلم، افسانه‌ای تیره درباره مردی منزوی که عاشق یک خواننده می‌شود، از سوی منتقد برجسته جاناتان روزنبام «فتیشِ اندوه» و «آرابسکی افسون‌کننده پیرامون چرک‌ترینِ ممکن‌ترین حاشیه‌های صنعتی» توصیف شد. هفت سال بعد، تار اقتباس سینمایی خود از رمان کراسناهورکایی با عنوان «ساتانتانگو» را ساخت؛ فیلمی که جاناتان رامی، منتقد دیگر، آن را «اثری قدرتمند و رؤیایی که جهانی سرد و مستقل می‌سازد و تماشاگر را تا پایان، به‌شکلی مسحورکننده در خود حبس می‌کند» نامید. \"نمایی تار و هرانیتسکی در سال ۲۰۰۰ با اقتباس دیگری از کراسناهورکایی، یعنی «هارمونی‌های ورکمایستر»، به موفقیتی بین‌المللی دست یافتند. این فیلم، افسانه‌ای است درباره ورود یک «سیرک» ــ که در آن لاشه یک نهنگ مرده به نمایش گذاشته می‌شود ــ به شهری دورافتاده در مجارستان. این اثر، عناصر سبکی شاخص تار را تثبیت و محبوب کرد: فیلم‌برداری سیاه‌وسفید، برداشت‌های بسیار طولانی و ریتمی سنگین و تقریباً ایستا. پیتر بردشاو این فیلم را «چشم‌اندازی وهم‌آلود و تک‌رنگ از قدرت، هیستری جمعی، فروپاشی کیهانی و پایان جهان» توصیف کرد. در پی موفقیت این فیلم، تار توانست بازیگرانی در سطح تیلدا سوینتن را برای اثر بعدی خود، «مردی از لندن» جذب کند؛ فیلمی نوآر، سیاه‌وسفید و اقتباسی از آثار ژرژ سیمنون که با همکاری کراسناهورکایی نوشته و با هرانیتسکی هم‌کارگردانی شد. این فیلم نخستین نمایش پرسر و صدایی در جشنواره کن داشت، هرچند فضای تیره و مأیوس‌کننده همیشگی تار، واکنش‌هایی دوگانه برانگیخت. فیلم بعدی، «اسب تورین» (The Turin Horse)، آخرین اثر سینمایی تار بود؛ افسانه‌ای بی‌امان درباره پدر و دختری که در فقر زندگی می‌کنند. تار درباره این فیلم گفت: «این اثر درباره سنگینیِ وجود انسان است… این‌که زندگی روزمره چقدر دشوار است و یکنواختی زندگی چگونه بر انسان سنگینی می‌کند.» پس از آن، تار به‌عنوان تهیه‌کننده فعالیت کرد، اما به گاردین گفت که زندگی تحت حاکمیت رهبر راست‌گرای مجارستان، ویکتور اوربان ــ که از سال ۲۰۱۰ دومین دوره نخست‌وزیری خود را آغاز کرد ــ برایش دشوار بوده است. در سال ۲۰۱۳، تار مدرسه فیلم film.factory را در سارایوو تأسیس کرد و تهیه‌کنندگی آثار بسیاری از دانشجویان این مدرسه را بر عهده گرفت.
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه