به من میگفتند فقط «دختر چاق» بازی کن
Afshin Akhgar
|
کیت وینسلت، بازیگر برنده اسکار، از تجربه تحقیر بدنی در نوجوانی و سالهای آغازین بازیگری پرده برداشته و میگوید اظهارنظرهای معلمان و همکلاسیها درباره ظاهرش، او را تا مرز گرسنگی و آسیب جدی به بدنش پیش برد؛ تجربهای که امروز آن را ناسالم و دردناک میداند.
کیت وینسلت میگوید در جوانی بهخاطر ظاهرش «تحقیر بدنی» شده و به او گفتهاند فقط باید نقشهای «دختر چاق» را بازی کند.
این بازیگر میگوید اظهارنظرهای معلمان و همکلاسیها درباره وزنش باعث شد در ۱۹سالگی تقریباً هیچ غذایی نخورد.
کیت وینسلت از تجربه تحقیر شدن بهخاطر ظاهرش در سالهای آغازین بازیگری و دوران مدرسه سخن گفته است.
این بازیگر که نخستین فیلمش در مقام کارگردان با عنوان Goodbye June این ماه اکران شده، به یاد میآورد که یکی از معلمان تئاترش به او گفته بود باید به بازی در «نقشهای دختر چاق» قانع باشد.
وینسلت میگوید از کودکی مصمم به بازیگری بوده و با دیدن عکسهای سیاهوسفید پدربزرگ و مادربزرگش که روی صحنه تئاتر اجرا میکردند، به این مسیر علاقهمند شده است؛ با این حال اغلب نقشهای فرعی به او داده میشد.
او گفت:«و اصلاً هم برایم مهم نبود. هیچوقت واقعاً آرزو نداشتم نقش اول بازی کنم.»
اما اضافه کرد:« از طرفی چون کمی هیکلم درشت بود، وقتی جدیتر وارد این مسیر شدم و یک ایجنت کودک گرفتم، خیلی واضح یادم هست که یکی از معلمان تئاتر به من گفت: “خب عزیزم، اگر آمادهای به نقشهای دختر چاق قانع شوی، میتوانی یک حرفه داشته باشی.»
او با کنایه افزود:« حالا به من نگاه کنید. واقعاً وحشتناک است چیزهایی که بعضیها به بچهها میگویند.»
وینسلت در گفتوگو با برنامه Desert Island Discs رادیو بیبیسی ۴ گفت که در مدرسه بهخاطر جثهاش مورد تمسخر قرار میگرفت؛ او را «چربی» صدا میکردند و حتی در کمد اتاق هنر حبسش میکردند.
او گفت:« خیلی زود یاد گرفتم پوست کلفتی داشته باشم.»
وینسلت در ۱۶سالگی مدرسه را ترک کرد؛ تقریباً همزمان با زمانی که نخستین نقش سینماییاش را در فیلم Heavenly Creatures ساخته پیتر جکسون در سال ۱۹۹۴ به دست آورد.
او توضیح داد که این تجربهها بعدها باعث شد دچار مشکلاتی درباره بدنش شود، از جمله رژیمهای غذایی مقطعی از ۱۵ تا ۱۹سالگی. وینسلت گفت در ۱۹سالگی تقریباً هیچ غذایی نمیخورد و این دوره را ناسالم و یکی از چیزهایی دانست که بابتش پشیمان است.
او گفت در دوران آزار و اذیتها، خودش را کاملاً در دنیای بازیگری و خلاقیت بیرون از مدرسه غرق کرده بود:« نمیگذاشتم آنها مسیری را که مصمم بودم در آن پیش بروم، خراب کنند.»
و در پایان افزود:« حداقل یک خانواده دوستداشتنی داشتم که میتوانستم به خانهشان برگردم.»
دیدگاهها
ارسال دیدگاه