رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت سریال

نسل جدید، مخاطبان جدید؛ آری یا نه؟

سید مهرزاد موسوی |
نمایش خانگی اگر می‌خواهد همچنان بازیگر مؤثر میدان رسانه بماند، ناچار است از دایره امن مخاطبان قدیمی خود بیرون بیاید و به سراغ کشف مجموعه‌های جدید مخاطب برود؛ همان چیزی که در ادبیات رسانه‌ای امروز از آن با عنوان community یاد می‌شود. پلتفرم‌هایی که تمام تمرکز خود را روی همان نسل‌های آشنا، با سلیقه‌های تثبیت‌شده و الگوهای مصرف قابل پیش‌بینی گذاشته‌اند، دیر یا زود در چرخه‌ای بسته گرفتار می‌شوند؛ چرخه‌ای که در آن تولیدات شبیه به هم می‌شوند، ریسک کاهش می‌یابد و مخاطب تازه‌ای به جمع اضافه نمی‌شود.

معرفی کلی برنامه گنگ

نسل‌های جدید مخاطب، به‌ویژه جوان‌ترها، نه‌تنها محتوا را متفاوت می‌بینند، بلکه اساساً انتظار متفاوتی از رسانه دارند. برای آن‌ها نمایش خانگی فقط محلی برای تماشای سریال نیست؛ تجربه‌ای است که باید با سبک زندگی، دغدغه‌ها، زبان و حتی ریتم روزمره‌شان هماهنگ باشد. اگر این هماهنگی شکل نگیرد، آن‌ها معطل نمی‌مانند. علاقه‌ها و سرگرمی‌هایشان را در جای دیگری پیدا می‌کنند؛ از شبکه‌های اجتماعی گرفته تا پلتفرم‌های ویدئویی، گیمینگ و... در چنین شرایطی، کشف و ساخت کامیونیتی‌های جدید دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای زنده ماندن در شرایط جدید است. این گروه‌ها الزاماً همان مخاطبان پرشمار و عمومی نیستند. گاهی گروه‌های کوچک‌تر اما فعال‌ترند؛ مخاطبانی با علایق خاص، حساسیت‌های متفاوت و توقعاتی که با استانداردهای نسل قبل همخوانی ندارد. تبدیل این گروه‌ها به مخاطب ثابت و وفادار، تنها با تولید برنامه‌های «جدید» به معنای واقعی کلمه ممکن است، نه بازتولید فرمول‌هایی که پیش‌تر جواب داده‌اند.
استفاده گسترده از داده و تحلیل رفتار کاربران، سرمایه‌گذاری روی ژانرهای کمتر امتحان‌شده، تولید محتوای بومی برای جوامع مختلف و حتی آزمودن قالب‌های تازه مثل برنامه‌های تعاملی یا ترکیب سرگرمی با مستند، همگی تلاشی برای گسترش دایره مخاطبان تازه است
نگاهی به تجربه پلتفرم‌های بزرگ جهانی مثل نتفلیکس، آمازون پرایم یا دیزنی‌پلاس نشان می‌دهد که آن‌ها دست‌کم این مسئله را به رسمیت شناخته‌اند. استفاده گسترده از داده و تحلیل رفتار کاربران، سرمایه‌گذاری روی ژانرهای کمتر امتحان‌شده، تولید محتوای بومی برای جوامع مختلف و حتی آزمودن قالب‌های تازه مثل برنامه‌های تعاملی یا ترکیب سرگرمی با مستند، همگی تلاشی برای گسترش دایره مخاطبان تازه است. این پلتفرم‌ها به‌خوبی می‌دانند که تکیه صرف بر مخاطبان وفادار قدیمی، رشد را متوقف می‌کند؛ به همین دلیل مدام در حال آزمون و خطا برای جذب نسل‌های تازه‌اند، حتی اگر بخشی از این تجربه‌ها به شکست منجر شود. نکته مهم این است که مخاطبان جدید با آستانه‌های تحمل متفاوتی وارد میدان می‌شوند. آن‌ها صبر کمتری برای روایت‌های کش‌دار و ریتم‌های کند دارند. به‌جایش انتظار دارند دیده شوند، شنیده شوند و احساس کنند بخشی از یک گفت‌وگو هستند، نه صرفاً مصرف‌کننده نهایی. برای همین، نمایش خانگی اگر قصد دارد با این کامیونیتی‌ها ارتباط بگیرد، باید استانداردهای تازه‌ای برای محتوا تعریف کند؛ چه از نظر فرم، چه از نظر موضوع و چه از نظر نحوه ارتباط با مخاطب. نادیده گرفتن این نسل و این گروه‌های مخاطب، به معنای واگذار کردن میدان به رقبایی است که الزاماً «پلتفرم نمایش خانگی» به معنای کلاسیک آن نیستند. امروز رقابت اصلی فقط میان سرویس‌های استریم نیست، بلکه میان تمام فضاهایی است که برای وقت، توجه و احساس تعلق مخاطب می‌جنگند. اگر نمایش خانگی نتواند خود را با این واقعیت وفق دهد، حتی بهترین تولیداتش هم ممکن است در میان انبوه گزینه‌های جذاب‌تر گم شوند. مسئله اصلی بر سر این است که نمایش خانگی می‌خواهد رسانه‌ای زنده و در حال رشد باشد یا آرشیوی پرهزینه از سلیقه‌های گذشته؟ راه کشف و آزمون و خطا را بپیماید یا مسیر هزاران بار رفته را طی کند؟وقتی نهادهای فرهنگی دولتی و حاکمیتی، به فکر این نسل و گروه‌های جدید نیستند، شجاعت و ریسک کشف آنها را از نمایش خانگی نگیریم. بدون این جسارت، نمایش خانگی محکوم است در همان دایره تکراری بچرخد؛ دایره‌ای که هر روز کوچک‌تر می‌شود.

بهترین مسابقه ها و برنامه های نمایش خانگی

س
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه