رفتن به محتوای اصلی
خبرها

گفت‌وگو با دکتر عبدالمحمود رضوانی در برنامه اکنون

Afshin Akhgar |
گفت‌وگو با دکتر عبدالمحمود رضوانی در برنامه اکنون
در پنجاه‌وششمین برنامه اکنون ، دکتر عبدالمحمود رضوانی، مترجم و استاد زبان و ادبیات فارسی، با تمرکز بر شعر سعدی نشان داد که فهم متون کلاسیک بدون شناخت لایه‌های فرهنگی، تلمیح‌ها و دلالت‌های زبانی ممکن نیست؛ گفت‌وگویی که از ترجمه گلستان و دشواری‌های آن آغاز شد و به نسبت زبان، فرهنگ و اخلاق عملی در شعر سعدی رسید.
دکتر عبدالمحمود رضوانی، مترجم، استاد زبان و سعدی‌پژوه، در پنجاه‌وششمین برنامه «اکنون» با اشاره به پیوند ناگسستنی زبان و فرهنگ، تأکید کرد: «فرهنگ جزء لاینفک زبان و ادبیات است و بدون شناخت آن، یادگیری واقعی یک زبان ناممکن خواهد بود.»

اطلاعات برنامه اکنون با اجرای سروش صحت

او با طرح این پرسش که «آیا دانستن تمام واژگان و دستور زبان برای تسلط بر یک زبان کافی است؟» پاسخ داد: «خیر. زبان فراتر از لغت و گرامر است. بسیاری از مفاهیم در بستر فرهنگی شکل می‌گیرند و اگر آن بستر شناخته نشود، معنا از دست می‌رود.» رضوانی با اشاره به تجربه خود در ترجمه «گلستان» سعدی، به نمونه‌ای از خطای ترجمه فرهنگی اشاره کرد و گفت: «یکی از استادان دانشگاه هاروارد در ترجمه شعر مشهور گلی خوشبویی در حمام روزی، واژه «گل» را صرفاً به معنای flower ترجمه کرده بود، در حالی که مراد سعدی، گِلِ سرشور است. ناآشنایی با این عنصر فرهنگی، کل معنای شعر را از بین می‌برد.» او افزود: «زیبایی این شعر در همنشینی گل سرشور با گلاب و نیز در جناس میان دو معنای «گل» است؛ ظرافتی که بدون شناخت فرهنگ حمام‌های سنتی، قابل درک نیست.» این استاد زبان‌شناسی، با اشاره به بیت سعدی زنن جامه ناپاک گازوران بر سنگ توضیح داد: «گازور به معنای رخشور است و شستن لباس بر سنگ هنوز در برخی روستاها رواج دارد. کسی که با این تجربه زیسته آشنا نباشد، نه‌تنها شعر سعدی، بلکه بسیاری از مفاهیم مشابه را درک نخواهد کرد.» رضوانی با تحلیل اشعار سعدی و حافظ درباره شمع، گفت: «در فرهنگ ما، شمع نماد افشاگر و غماز است؛ چون نور می‌دهد و راز تاریکی را فاش می‌کند. وقتی سعدی می‌گوید شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن، منظور او لو دادن راز است، نه معنای ظاهری شمع.» او در ادامه با اشاره به شعر حافظ افزود: «تشبیه فتیله شمع به زبان، و آتش گرفتن آن، تصویری دقیق از افشای راز است. این تصویر بدون شناخت پیش‌زمینه فرهنگی، به‌درستی منتقل نمی‌شود.» رضوانی «تلمیح» را یکی از مهم‌ترین ابزارهای معنایی در شعر کلاسیک دانست و تصریح کرد: «تلمیح یعنی اشاره به داستان یا مفهومی بیرون از متن. اگر مخاطب آن مرجع را نشناسد، شعر را نخواهد فهمید.» او به بیت سعدی چرا دامن آلوده را حد زنم / چو در خود شناسم که تردامنم اشاره کرد و گفت: «این شعر تلمیحی است به داستان حضرت عیسی و سنگسار مریم مجدلیه. بدون شناخت این روایت، معنای اخلاقی شعر از بین می‌رود.» این سعدی‌پژوه با اشاره به داستان یوسف و زلیخا گفت: «سعدی با تلمیح به این روایت، مخاطب را از قضاوت شتاب‌زده بازمی‌دارد. وقتی می‌گوید گرش ببینی و دست از تو رنج بشناسی، تأکید دارد که تجربه شخصی، معیار فهم و قضاوت است.» رضوانی با تأکید بر تفاوت معنای «هنر» در فرهنگ فارسی و مفهوم Art در زبان انگلیسی گفت: «در ادبیات فارسی، هنر به معنای فضیلت است، نه صرفاً مهارت هنری. ممکن است کسی آرتیست باشد، اما هنرمند نباشد. نسبت هنرمند به آرتیست، مانند نسبت پهلوان به قهرمان است.» او در بخش دیگری از گفت‌وگو به بیت مشهور سعدی بنی‌آدم اعضای یک پیکرند پرداخت و گفت: «این شعر تلمیح مستقیم به حدیث نبوی الناس کجسد واحد است. اگر این پیش‌زمینه دانسته شود، تعبیر «یک پیکر» از نظر معنایی دقیق‌تر از «یکدیگر» خواهد بود.» رضوانی درباره ترجمه انگلیسی این ابیات تصریح کرد: «اصل کار ترجمه، امانت‌داری است. قافیه و موسیقی، اگر از دل معنا بیرون بیاید، ارزشمند است؛ اما تحمیل قافیه به قیمت تحریف معنا، خیانت به متن است.» \"عبدالمحمود در پاسخ به پرسشی درباره یادگیری زبان در سنین بالا، او گفت: «سن تقویمی ملاک نیست. آنچه اهمیت دارد، سن زیستی و انگیزه است. با انگیزه، یادگیری زبان در هر سنی ممکن است.» رضوانی سعدی را شاعری دانست که «اخلاق را زمینی و انسانی بیان می‌کند» و افزود: «سعدی نصیحت می‌کند، اما از موضع بالا به پایین سخن نمی‌گوید. او زندگی کرده، تجربه دارد و اخلاق را با مثال و قیاس توضیح می‌دهد؛ به همین دلیل، سخنش همچنان زنده و کاربردی است.» این سعدی پژوه با اشاره به نگاه عملی سعدی به اخلاق، گفت: «سعدی مفاهیم انتزاعی را با مثال‌های عینی توضیح می‌دهد. وقتی از زکات سخن می‌گوید، آن را نه تکلیف، بلکه منفعت شخصی معرفی می‌کند.» او با استناد به بیتی از سعدی توضیح داد: «سعدی می‌گوید زکات مال به در کن که فَضْله رَز را چو باغبان بزند، بیشتر دهد انگور. اینجا «فضله زر» به کار رفته است؛ یعنی چون باغبان شاخه‌های زائد را می‌زند، درخت بار بیشتری می‌دهد. زکات نیز چنین است؛ از مال کم می‌شود، اما برکت آن به خود انسان بازمی‌گردد.» رضوانی در ادامه به بیان سعدی از مفهوم نسبیت پرداخت و گفت: «سعدی نسبیت را با زبانی بسیار ساده و دقیق بیان می‌کند. او می‌گوید چیزی که برای یک نفر بهشت است، ممکن است برای دیگری دوزخ باشد.» او با اشاره به ابیاتی از سعدی افزود: «وقتی می‌گوید حورانِ بهشتی را دوزخ بود اَعراف از دوزخیان پرس که اَعراف بهشت است ، دقیقاً به همین نسبیت اشاره دارد. جایگاهی که برای بهشتیان ناخوشایند است، برای دوزخیان مطلوب جلوه می‌کند.» این استاد سعدی‌پژوه تأکید کرد: «سعدی با همین نگاه نسبی، ارزش‌ها را به تجربه زیسته انسان‌ها پیوند می‌زند؛ نه به تعاریف مطلق و انتزاعی.» رضوانی با تحلیل ابیات سعدی درباره سیری و گرسنگی گفت: «سعدی می‌گوید ای سیر، تو را نان جوین خوش ننماید. انسانی که سیر است، ارزش نان را نمی‌داند. این نیز بیانی دیگر از نسبیت ادراک است.» او افزود: «همین معنا را سعدی در ابیات متعدد و با تصاویر گوناگون تکرار می‌کند تا مفهوم در جان مخاطب بنشیند.» این مترجم گلستان سعدی با اشاره به شعری دیگر گفت: «سعدی حتی زیبایی را نسبی می‌بیند. سرو راست‌قامت است، اما درخت مو کج و پیچ‌خورده. با این حال می‌گوید من می‌خورم به تاک خوشم، نی به سرو راست / کاین کج‌درخت مایه رفع خمار ماست. یعنی زیبایی در کارکرد و اثر آن است، نه در ظاهر.» رضوانی بخش مهمی از گفت‌وگو را به «دلالت» اختصاص داد و تصریح کرد: «دانستن معنای لغوی واژه‌ها کافی نیست. هر واژه دلالت‌های فرهنگی و ضمنی دارد و بدون شناخت آن‌ها، زبان فهمیده نمی‌شود.» او با مثال رنگ سبز گفت: «در زبان انگلیسی، سبز تنها رنگ طبیعت نیست؛ دلالت بر خامی، حسادت و حتی ناپختگی دارد. اگر این دلالت‌ها شناخته نشود، بسیاری از متون و حتی آثار تصویری قابل فهم نخواهند بود.» رضوانی با اشاره به اشعار سعدی، حافظ و مولوی گفت: «در شعر فارسی، زلف دلالت بر زنجیر دارد و دل دلالت بر دیوانگی. وقتی شاعر می‌گوید دل به زلف یار گرفتار شد، این یک تصویر استعاری دقیق است. بدون شناخت این دلالت‌ها، ارتباط میان این مفاهیم نامفهوم می‌شود.» او افزود: «وقتی حافظ می‌گوید تا دل هرزه‌گرد من رفت به چین زلف تو، این تنها یک تصویر عاشقانه نیست؛ ترکیبی از دلالت فرهنگی، ایهام جغرافیایی و تصور جهان‌شناختی دوران خود است.» رضوانی تأکید کرد: «شاعران بزرگی چون سعدی و حافظ استاد انتخاب واژه‌اند. اصل «واژه اصلح» در آثار آنان به‌دقت رعایت شده است.» او گفت: «در دیوان این بزرگان، به‌سختی می‌توان واژه‌ای یافت که بتوان آن را با واژه‌ای بهتر جایگزین کرد. هر کلمه دقیقاً در جای خود نشسته است.» رضوانی درباره آغاز انس خود با سعدی گفت: «من از کودکی با سعدی بزرگ شدم. پدرم با سعدی مأنوس بود و شعر سعدی جزئی از فضای خانه ما بود. سعدی برای من یک متن درسی نبود، بلکه بخشی از زیست روزمره بود.» او در پایان به تأثیر خواندن سعدی اشاره کرد و گفت: «حال خوشی که با خواندن سعدی به انسان دست می‌دهد، واقعی و زیستی است. این همان حالتی است که در روان‌شناسی از آن با عنوان «یوفوریا» یا سرخوشی یاد می‌شود.» رضوانی افزود: «خواندن سعدی، تنها تجربه‌ای ادبی نیست؛ نوعی نشاط درونی ایجاد می‌کند که ریشه در ساختار زبان و معنا دارد.» این سعدی‌پژوه در پایان، برای آشنایی عمیق‌تر با آثار سعدی، شنیدن خوانش‌های معتبر را ضروری دانست و گفت: «شنیدن خوانش درست، فهم متن را عمیق‌تر می‌کند و مخاطب را برای خواندن مستقل آماده می‌سازد.» \"دانلود
# برنامه اکنون
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه