رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت سریال

افسانه سَمیر

Afshin Akhgar |
افسانه سَمیر
در خاکستری وهم‌آلود شب، خودش را به کارخانه رساند. بی سلام و علیک روی یک زخم کهنه را  با حضورش کَند و بحث که درگرفت یک صندلی در آن اتاق به هم ریخته را گذاشت جلویش تا برای ادامه بحث درفضایی آرام آماده شود و گفت: بِشین بِبینیم چِمونه... اگر از قسمت اول سریال هزار‌ و‌ یک شب به کارگردانی مصطفی کیایی با آنهمه ستاره و قصه و نقش و متن بخواهم یک نیم‌خط دیالوگ و چند ثانیه اَکت انتخاب کنم فورا می‌رسم به همین تصویرسازی بالا و همان دیالوگ که بشین ببینیم چِمونه.

معرفی سریال هزار و یک شب

پرویز پرستویی پولداری دل‌سوخته است. ظاهرا  معشوقه‌اش در روزهای دور  از چنگش درآمده و حالا به بهانه نجات همسر آن زن محبوب و البته مرده از شر طلبکار و زندان می‌خواهد یک معامله عجیب تدارک ببیند. او به دنبال این است که رقیب عشقی سالهای دورش را از گرفتاری مالی نجات دهد اما در ازای این کار، دختر جوان او را به عقد خود دربیاورد. اینها همه آن چیزی است که در آغاز سریال هزار و یک شب از «سمیر تجنگی» با بازی پرویز پرستویی دستگیرمان می‌شود.

*

تمجید از قدرت بازیگری  پرستویی تعریف از خورشید است. او آنچنان خبره کارش هست که در یک قسمت از یک سریال، حتی اگر نقش اول را هم نداشته باشد می‌تواند خودش را به رخ بکشد. سمیر البته براساس آنچه در آغاز سریال مشخص شده نقشی تاثیرگذار و البته جذاب را بر عهده دارد اما این قدرت و هنر یک حرفه‌ای به تمام معناست که می‌تواند در زمانی کوتاه به یادمان بیاورد که هنوز بازیگری زنده‌است.هنوز می‌شود با ادای درست یک دیالوگ، یک حرکت خفیف صورت و حتی با یک قدم زدن نشان داد که نقش چقدر مهم است و ایفاگرش چقدر اینکاره است.

*

سمیر از همین ابتدای سریال مژده تولد یک کاراکتر خاکستری جذاب و به یادماندنی را می‌دهد. مشتاقم برای کشف افسانه آقای تجنگی در قصه هزار و یک شب... \"دانلود
# منتقد
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه