کیت وینسلت، بازیگر برنده اسکار، با نخستین فیلمش «خداحافظ ژوئن» وارد دنیای کارگردانی شد؛ اثری خانوادگی و احساسی که بر اساس فیلمنامه پسر ۲۲سالهاش ساخته شده و گروهی از ستارگان مطرح همچون هلن میرن، تونی کولت، تیموتی اسپال و آندریا رایزبرو را در کنار او گرد هم آورده است. وینسلت که تمام مراحل تولید را شخصاً و با دقت هدایت کرده، این پروژه را نقطه عطفی در مسیر هنری خود میداند و میگوید حالا بیش از همیشه مشتاق ادامه مسیر کارگردانی است.
کیت وینسلت، بازیگر هفتبار نامزد اسکار و برنده اسکار برای فیلم «کتابخوان» (The Reader)، این هفته مهمان پادکست Screen Talk است تا درباره نخستین تجربه کارگردانیاش، فیلم «خداحافظ ژوئن» (Goodbye June) صحبت کند؛ فیلمی با حضور هلن میرن، آندریا رایزبرو، جانی فلین، تیموتی اسپال، تونی کولت و خود وینسلت که داستان خانوادهای آشفته را روایت میکند؛ خانوادهای که پیش از کریسمس برای مراقبت از مادر سالخورده خانواده (با بازی میرن) دور هم جمع میشوند.
بهترین فیلم ها و سریال کیت وینسلت
او همچنین درباره فیلمهای محبوبش که کمتر مورد توجه قرار گرفتند صحبت میکند؛ آثاری غیر از فیلمهای بزرگی همچون «تایتانیک» که دوستی مادامالعمر او با لئوناردو دیکاپریو از همانجا شکل گرفت؛ کسی که امروز مانند یک عمو برای فرزندانش است. وینسلت همچنین با افتخار میگوید که دو بار رکورد تام کروز را در حبس نفس زیر آب شکسته است. او بار دیگر با جیمز کامرون در «آواتار: راه آب» همکاری کرد و در فیلم جدید او «آواتار: آتش و خاکستر» نیز حضور دارد. وینسلت پس از تهیهکنندگی پنج پروژه از جمله سریالهای «شهری در شرق» (Mare of Easttown) و «رژیم» (The Regime) و فیلم «لی» (Lee)، شجاعت لازم برای کارگردانی را پیدا کرد.
او میگوید:« سیوسه سال کار بازیگری چیزهای زیادی به من یاد داده است. شما بهعنوان بازیگر فقط نمیروید و نقش را بازی کنید؛ شما یاد میگیرید یک فیلمبرداری چگونه اداره میشود، چطور باید رفتار کنید، چگونه همکاری کنید تا همه احساس احترام و مشارکت داشته باشند… فعال بودن در تهیهکنندگی، جمع کردن سرمایه، و حتی پرداخت شخصی دستمزد فیلمنامهنویسها برای زنده نگه داشتن پروژه، بهترین آموزشی بود که میتوانستم درباره جزئیات این کار ببینم.»
فیلمنامهنویس فیلم، پسر ۲۲ ساله وینسلت است
فیلمنامه «خداحافظ ژوئن» را جو اندرس، پسر وینسلت از ازدواج پیشین با سم مندس، نوشته است؛ داستانی الهام گرفته از مرگ مادر وینسلت در سال ۲۰۱۷. او در مدرسه ملی فیلم و تلویزیون بریتانیا فیلمنامهنویسی خوانده است.
وینسلت توضیح میدهد:« او الان ۲۲ ساله است. تعداد زیادی فیلمنامه خوانده، بارها با من تمرین دیالوگ کرده… این خانواده و داستان کاملاً خیالی را خودش خلق کرده است. وقتی اولین بار آن را خواندم، فیلمنامهای بسیار بامزه، تاثیرگذار و احساسی بود.»
وقتی فیلمنامه کامل شد، وینسلت از پسرش اجازه خواست که آن را کارگردانی کند:« احساس میکردم بهخاطر نزدیکی عاطفی به داستان و سالها تجربه، آمادهام. من هیچگاه کاری را نصفه انجام نمیدهم. اگر احساس نمیکردم از نظر احساسی و فنی آمادهام، سراغش نمیرفتم. اما حالا در پنجاهمین سال زندگیام این کار را انجام دادم و بیش از هر زمان دیگری به خودم افتخار میکنم.»
انتخاب گروه بازیگران رؤیایی - و قانع کردن هلن میرن
وینسلت برای فیلمش سراغ گروه بازیگران رؤیاییاش رفت - و همه را راضی کرد. تنها مشکل، متقاعد کردن هلن میرن بود که از قانون همیشگیاش مبنی بر بازی نکردن نقش افراد مبتلا به سرطان بگذرد.
او میگوید:« میدانستم که هنگام کارگردانی این بازیگران نباید دنبال کارهای عجیبوغریب باشم. مهمترین چیز اعتماد بود.»
او یک هفته تمرین فشرده برگزار کرد؛ هفتهای که بازیگران در آشپزخانه او دور میز شام جمع میشدند و درباره داستان و شخصیتها حرف میزدند تا فضایی کاملاً امن و صمیمی ایجاد شود.
نوآوری در صداگذاری و کارگردانی برای ایجاد صمیمیت
وینسلت برای ایجاد فضایی طبیعی و صمیمی، تصمیم گرفت هیچ میکروفون بومی در صحنه نباشد.
او همه بازیگران - حتی کودکان - را میکروفونهای رادیویی مجهز کرد و میکروفونهای کوچک را در گوشههای مختلف صحنه پنهان کرد.
«میخواستم امکان بداههپردازی کامل وجود داشته باشد… صحنهها باید طبیعی، کمصدا، واقعی و بدون حضور عوامل فیلمبرداری ضبط میشد.» او حتی دوربینها را قفل میکرد و عوامل پشت صحنه را بیرون میفرستاد تا بازیگران احساس کنند آزاد و بدون نظارت هستند.
کریسمس؛ زمانی برای مرگ و خانواده
انتخاب زمان وقوع فیلم - کریسمس - کاملاً حسابشده بود.
«کریسمس زمان اوج احساسات است؛ چه همه دور هم جمع شوند و چه نشوند. همیشه زمان فشار احساسی و نزدیک شدن به یک نقطه حساس است... برای من مرکز فیلم، خانواده است؛ خانوادهای که با فقدان پیشِ رو روبهروست.»
او میگوید فیلم یادآوری میکند که درباره مرگ و غم باید حرف زد - چیزی که در فرهنگ غرب کمتر انجام میشود.
فیلمبرداری فشرده ۳۵ روزه و تنها ۱۶ روز فرصت برای هلن میرن
وینسلت فقط ۱۶ روز برای فیلمبرداری تمام صحنههای هلن میرن وقت داشت.
«هیچ اضافهکاریای وجود نداشت. باید روزم را کامل میکردم؛ و کردم. اگر نمیرسیدم، صحنهها از دست میرفتند.»
او هلن میرن را «تعریف کامل انسانیت و حرفهایگری» توصیف میکند.
حمایت نتفلیکس و آرزوی کارگردانی دوباره
با ارتباطی که وینسلت با تیم بیون، مدیر Working Title داشت، فیلم خیلی زود مورد حمایت نتفلیکس قرار گرفت.
او میگوید:« ما زمان خیلی کمی داشتیم، اما دست هم را گرفتیم و با تمام توان جلو رفتیم.»
و حالا با شوق میگوید:« اصلاً نمیخواستم این تجربه تمام شود… عاشق کارگردانی شدم. عاشق همه مراحلش. فقط امیدوارم بتوانم دوباره کارگردانی کنم.»
دیدگاهها
ارسال دیدگاه