رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت سریال

من قاتل دخترتان نیستم/هستم!

Afshin Akhgar |
سریال‌های جنایی براساس یک سری فرمول مشخص و در عین حال آشنا برای مخاطب شکل می‌گیرند که اسکلت فیلمنامه را شکل داده و قصه را جلو می‌برند. این قبیل فرمول‌ها در سریال‌های جنایی ایرانی نیز مورد استفاده قرار گرفته و نقش مهمی در پیشبرد آن دارند. برای نمونه می‌توان به سریال (محکوم) ساخته سیامک مردانه اشاره کرد که ده قسمت آن از طریق پلتفرم فیلیمو در اختیار مخاطبان قرار گرفته و به نقطه اوج خود نزدیک شده است.

معرفی کامل سریال محکوم

محکوم که در زیر شاخه درام دادگاهی قرار می‌گیرد، با به قتل رسیدن تابان در خانه مهیار و متهم به قتل شدن او استارت خورده و قصه با تکیه بر آن و تلاش نسرین مادر  مهیار که خود دادیار است، پیش می‌رود. همان فرمول آشنا و امتحان پس داده‌ای که در آن متهم به قتل اصرار به بی‌گناهی داشته و آدم‌های دیگری برای به اثبات رساندن این بی‌گناهی به آب و آتش می‌زنند. کاری که در محکوم، نسرین و بازپرس پرونده انجام داده و نقاط عطف را رقم می‌زنند. برای مثال می‌توان به شک نسرین به متهمان پرونده‌های سال‌های اخیر زیر دست‌اش اشاره کرد که تم انتقام فیلمنامه را تقویت کرده و قصه را به سمت و سوی تازه‌ای می‌برد. جایی که بهرام هم با نیت انتقام بابت عشق شکست خورده‌اش، روبروی نسرین و پسرش ایستاده و به عنوان وکیل خسرو و همسر سابق‌اش از هر ترفندی ولو غیراخلاقی برای محکوم به اعدام کردن مهیار بهره می‌برد. خسرو به عنوان یکی دیگر شخصیت‌های کلیدی سریال، منفعل‌تر از پیش شده و تنها چیزی که نجات‌اش می‌دهد، عذاب وجدانی است که بابت دست بردن در پرونده پزشکی مهیار دارد. نسرین برای پیدا کردن ردی از چند متهم که احتمالا در قتل تابان دست داشته‌اند، به دل شهر زده و ماجراهای زیادی را خلق می‌کند که یکی از آنها کتک خوردن او از چند خلافکار سابقه‌دار است. در عین حال، سرانجام دلیل همراهی بازپرس با نسرین فاش شده و تم عشق را پررنگ‌تر می‌کند. فشار مقامات بالاتر برای پایان تحقیقات و آغاز جلسات محاکمه نیز تعلیق خوبی به قصه بخشیده و مخاطب را در بیم و امید نسبت به سرنوشت مهیار قرار می‌دهد. داستانکی که به قسمت‌های اخیر محکوم کمک زیادی کرده و شتاب مناسبی هم به روند پیشبرد داستان می‌دهد، داستانک بهمن و شکی است که نسرین و بازپرس به او به عنوان متهم به قتل دارند. داستانک پرشاخ و برگی که به بهمن هویت بخشیده و منحنی تنش فیلمنامه را بالا می‌برد. بهمن از آن دسته شخصیت‌هایی است که مخاطب نمونه‌های زیادی از آن را در سریال‌های جنایی خارجی به ویژه آنهایی که با قاتلین سریالی سروکار دارند، دیده است. به ظاهر آرام و مظلوم که دست از رفتار گذشته خود کشیده اما پشت نگاه‌اش شخصیت یکسره متفاوتی نهفته است. سکانس‌های بازجویی بهمن هم خوب و باورپذیر از کاردرآمده و وجوه رفتاری متفاوت‌‌تری از بازپرس را به نمایش می‌گذارد. همین طور همکار جوان او که در سکانس قهوه‌خانه و دستگیری متهم به خرید و فروش سیم کارت مرد مرده، قاطعیت خوبی را به نمایش گذاشته و تماشاگر را به سمت خود می‌کشد. \"ساره آنچه که به قسمت‌های شش تا ده محکوم قوام بخشیده و با ریتم بهتری به سمت گره‌گشایی می‌برد، خلق شخصیت‌های جدید و پیچ و تاب دادن به قصه با تکیه بر آنها است که نمونه شاخص آن را در بهمن می‌بینیم. در عین حال، شخصیت بازپرس هم ملموس‌تر شده و همراه شدن‌اش با نسرین نیز قابل قبول‌تر به نظر می‌رسد. با حضور مهیار در زندان، سروکله شخصیت‌های خاکستری بیشتری پیدا شده و تنش‌هایی را به وجود می آورد که تماشاگر را نسبت به سرنوشت مهیار حساس‌تر می‌کند. برگزاری نخستین جلسه دادگاه نیز قصه را وارد فاز تازه‌ای کرده که مولفه‌های درام دادگاهی را پررنگ‌تر می‌کند. قرار گرفتن نسرین مقابل بهرام نیز تداعی‌کننده جدال ازلی و ابدی بین خیر و شر به حساب می‌آید که می‌‌تواند برگ برنده مردانه در قسمت‌های بعدی باشد. درام‌های دادگاهی، پس از فیلمنامه به بازیگرانی نیاز دارند که آنالیز درستی از شخصیت‌ها داشته و برای نمایش آن از اغراق دوری کنند؛ در محکوم هم تا حدود زیادی این اتفاق رخ داده و بازیگرانی همچون: کوروش تهامی، ساره بیات، مهران غفوریان و رامین پرچمی در ایفای نقش‌های خود موفق نشان داده‌اند. به ویژه پرچمی در نقش بهمن که پس از سال‌ها بار دیگر جلوی دوربین رفته و کاملا با نقش خود جفت و وجور شده است. محکوم در ده قسمتی که از آن پخش شده، گره‌های زیادی را خلق کرده که حال به مرور این گره‌ها در حال باز شدن است تا در نهایت نوبت به باز شدن گره اصلی قصه برسد. \"دانلود
# سریال محکوم
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه