تنوع زیستی در اکران سینما
Afshin Akhgar
|
همین حالا که سهم ما از پاییز تهران شده خرمالوهای نارنجی و دلتنگیهای باران نخورده، گشت و گذار در سایتهای خرید و رزرو بلیت سینما، برای خودش حکایت طراوت نارنگی را دارد در عصرهای کشدار.
قصه از چه قرار است؟ خب میتوانید همراه شوید برای روخوانی مکتوب یک تور سینمایی از نامها و ژانرها.
*
لاکپشت نگذاشت سرعت استقبال از فیلمهای اجتماعی خیلی فروکش کند. پیرپسر و زن و بچه که پرده اکران را جمعکردند، فیلم روانشناختی بهمن کامیار از راه رسید. البته این روزها غریزه جدیترین ورسیون فیلم اجتماعی کشور است و با آمدنش نگذاشته لاکپشت از نفس بیفتد.*
مجنون فیلم جنگ است. قصه دارد و قهرمان و هوادارانی که تعدادشان برای آبرومند نگهداشتن عدد فروش یک فیلم سینمایی، بد نیست. گوزنهای اتوبان هم خیلی خرامان در گذرگاه فروش در حال حرکت هستند.*
بساط کمدیها سالهاست که جور است. قسطنطنیه و آقای زالو با انبوهی بازیگر به اصطلاح بفروش روی پرده هستند و خب طبیعی است که پرچم فروش کمدیها را افراشته نگه دارند.*
ملکه آلیشون و یوز در سئانسهای محدود اکرانشان سبب میشوند جنس سینما جور باشد. سهم کودکان از سینما مهم است و حالا این سهم تا حدودی در فصلهای مختلف اکران، ادا شدهاست.*
قصه اما به اینجا ختم نمیشود. در کنار این تنوع نسبتا مقبول و البته فراموش شده در اکران، حالا سر و کله فیلمی پیدا شده که بهترین تبلیغ برایش همین عنوان رکورددار بیشترین نامزدی سیمرغ بلورین در تاریخ جشنواره فیلم فجر است. بچه مردم با فرم متفاوتش میتواند گروههای جدیدتری از عشاق سینما را محظوظ کند و همه اینها بیش از هر چیز یک ماحصل دارد: تنوع در اتمسفر زیستی سینمای ایران دوباره به رسمیت شناخته شده و انحصار کمدیها و خالتورها شکسته است. این دستاورد بدی نیست...
دیدگاهها
ارسال دیدگاه