گفتوگو با بهاءالدین خرمشاهی در برنامه سپنج
در سیونهمین قسمت از برنامه فرهنگی ـ فلسفی سپنج، علی درستکار میزبان استاد بهاءالدین خرمشاهی بود؛ اندیشمندی که بیش از نیم قرن از عمر خود را صرف پژوهش در حوزه قرآن، حافظ و فلسفه کرده است. خرمشاهی در این گفتوگو از نسبت دین و اخلاق، معنای رستگاری، و راه رهایی از روزمرگی سخن گفت و تأکید کرد: «اخلاق، گوهر دین است و تنها با عمل صالح و اندیشه معناگرایانه میتوان به آرامش و رشد رسید.» او با نگاهی توأم به ایمان و تفکر، زندگی را عرصه جستوجوی معنا دانست و حافظ و قرآن را دو مکتب قدسی خواند که میتوانند انسان امروز را از ملال روزمرگی نجات دهند.
در سیونهمین قسمت از برنامه فرهنگی «سپنج»، علی درستکار میزبان استاد بهاءالدین خرمشاهی، قرآنپژوه، حافظشناس، نویسنده و مترجم نامآشنا بود. گفتوگو با خرمشاهی، نویسندهای که خود را «نوسنتگرا» میداند، بهانهای شد برای سخن گفتن از قرآن، حافظ، فلسفه، طنز و معنای زندگی در روزگار ما.
پیوند قرآن، حافظ و طنز در روح ایرانی
در آغاز برنامه، علی درستکار با اشاره به درهمتنیدگی قرآن، شعر، حافظخوانی و شوخطبعی در فرهنگ ایرانی، از خرمشاهی بهعنوان نمونهای از این همنشینی یاد کرد؛ چهرهای که در آثارش، از ترجمه قرآن کریم تا پژوهشهای حافظشناسی و طنز و فلسفه، ردّی از زیست فرهنگی و اصیل ایرانی را میتوان دید. خرمشاهی در پاسخ، با فروتنی از احساس خود نسبت به حضور در میان نسل جوان و اندیشمند امروز گفت و افزود:«مدتها بود چنین احساس خوبی نسبت به هویت ایرانیام نداشتم. امروز که در جمعی از جوانان دانشمند و خوشفکر حضور یافتم، حس غرور و آرامش خاصی به من دست داد.»آغاز انس با قرآن و نخستین تجربههای دینی
استاد خرمشاهی در بخشی از گفتوگو از نخستین تجربههای قرآنی خود در کودکی یاد کرد:«از سیزده، چهاردهسالگی بهطور جدی با قرآن آشنا شدم. پدربزرگم مرا پس از نماز صبح در ماه رمضان به مسجد میبرد و میگفت: “بنشین و بخوان.” همانجا بود که نخستین بار ختم قرآن را تجربه کردم.» او در ادامه افزود که هرچند حافظ قرآن نیست، اما از نوجوانی آیات بسیاری را با معنا و تأمل مرور میکرده است. یکی از آیاتی که همیشه در ذهنش مانده، آیهی «علیکم انفسکم» است:«به گمانم مهمترین کار ما در زندگی این است که حواسمان به خودمان باشد؛ زیرا انسان بر خود آگاه است، حتی اگر بهانه بیاورد. احساس گناه، اگر انسان را به تأمل و توبه بکشاند، نعمتی است.»از ترجمه قرآن تا دغدغه معنا
خرمشاهی که یکی از مترجمان پرخواننده قرآن کریم است، درباره ترجمههای فارسی گفت:«در ترجمه قرآن، باید به زبان فارسی بهعنوان مقصد توجه بیشتری شود. بسیاری از ترجمهها از جهت روانی و فارسینویسی کمتوجهاند. من همواره کوشیدهام ترجمهام برای فارسیزبان روشن و معناگر باشد، نه تنها برای عربیدان.» او در بخشی از گفتوگو درباره ترجمه منظوم برخی آیات نیز سخن گفت و تأکید کرد که در ترجمه قرآن، هرگز نباید از دقت و احترام به متن غافل شد:«ترجمه قرآن کار ظریف و پرمسئولیتی است. اگر مترجم اندکی بیدقتی کند، ممکن است معنای کلام خدا را دگرگون جلوه دهد.»قرآن و حافظ؛ دو قله در دو مسیر
در پاسخ به پرسشی درباره پیوند حافظ و قرآن، خرمشاهی گفت:«من اندکی دیرتر از قرآن، با حافظ آشنا شدم. اما بهتدریج فهمیدم که حافظ در دیوان خود بهگونهای از آزادی سخن میگوید که با روح قرآن ناسازگار نیست. در قرآن، امر به تفکر و تعقل آمده، و در حافظ نیز عشق و آگاهی بهعنوان راه رهایی از جهل مطرح است.» او در پاسخ به این پرسش که کدام بیت حافظ برایش بیش از دیگران معنا دارد، چنین گفت:«زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در حق ما هرچه گوید، جای هیچ اکراه نیست» و افزود: «در طریقت، هرکه پیشتر رود، سزاوارتر است. حافظ در این بیت، آزادی معنوی را به تصویر میکشد.»فلسفه، دین و اخلاق
در ادامه گفتوگو، بحث به نسبت دین و اخلاق کشیده شد. خرمشاهی در پاسخ به پرسش درستکار که آیا دین در خدمت اخلاق است یا اخلاق در خدمت دین، گفت:«من بر این باورم که دین در خدمت اخلاق است. پیامبر اسلام نیز فرمودند: “بعثت لأتمم مکارم الأخلاق.” یعنی هدف بعثت، تکمیل اخلاق بود. بنابراین، اخلاق مقصد دین است نه وسیله آن.» او در توضیح این دیدگاه افزود:«اگر قرار باشد اخلاق تابع دین باشد، باید بپرسیم تابع کدام دین؟ اکنون حدود هشت هزار دین و مکتب دینی در جهان وجود دارد که بسیاری از آنها با یکدیگر اختلاف دارند. اما اصول اخلاقی در همه آنها مشترک است: راستی، وفاداری، نیکوکاری. پس اخلاق، اصل و محور است.»معنا و رهایی از ملال روزمره
خرمشاهی درباره معنای زندگی گفت:«زندگی تنها با معنا زیبا میشود. معنا را باید جست؛ چه در علم، چه در هنر، چه در عشق و اخلاق. انسان اگر در پی معنا نباشد، در تکرار و ملال روزمره غرق میشود. باید بکوشیم از شرّ بکاهیم و بر خیر بیفزاییم؛ این خلاصهی زندگی اخلاقی است.» این قرآن پژوه بر اهمیت اخلاق در دین تأکید کرد و گفت:« با اخلاق است که انسان رستگار میشود، نه صرفاً با انجام آداب شرعی. ایمان و عمل صالح باید کنار هم باشند. عمل صالح بهتنهایی انسان را نجات نمیدهد؛ اما اگر همراه با ایمان باشد، تأثیرش فراتر از خود فرد است و بر خانواده، دوستان و شاگردان نیز اثر میگذارد.» او افزود: «ما از خاکیم و به تعبیر قرآن، از رس آفریده شدهایم؛ این یادآور فروتنی انسان در برابر خالق است. همین شناختِ جایگاه، آغاز اخلاق است.»رازها را نباید گشود، باید فهمید
در بخش دیگری از گفتوگو، خرمشاهی به کتابی علمی درباره «دلایل وجود خدا» اشاره کرد و گفت که این اثر را برای ترجمه پیشنهاد داده است. او در توضیح نگاه خود به رابطه علم و ایمان گفت:«علم برای رفع نیاز آمده، نه حل راز. ما نیامدهایم رازها را از میان ببریم، بلکه باید آنها را بفهمیم و به حرمتشان واقف باشیم. همانگونه که یکی از حکیمان فرانسوی گفته است: برخی چیزها رازند، نه مسئله؛ و نباید با ذهن مسئلهمحور سراغ راز رفت.» او با اشاره به گستره باورهای دینی در جهان افزود:«امروز بیش از نیمی از جمعیت زمین، یعنی حدود چهار میلیارد نفر، به خداوند و ادیان توحیدی باور دارند. این باور همگانی تصادفی نیست؛ نشاندهنده نیاز درونی بشر به معناست.»شگفتی انسان و آفرینش
خرمشاهی در ادامه گفت:«شگفتانگیزی جهان بهخودیخود معنا ندارد. شگفتی نیاز به بیننده دارد؛ به انسانی که بتواند حیرت کند. ما خود شگفتآوریم و این شگفتیِ دوطرفه، نشانه حضور عقل و روح در آفرینش است.»حافظ و نشاط معنوی
در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چگونه میتوان از حافظ برای نشاط و امید در زندگی امروز بهره گرفت، استاد گفت:«حافظ در حدود پانصد غزل دارد، اما دویستوپنجاهتای آنها در اوجاند. در غزلهای برتر او، معنا، زیبایی و شور در هم آمیخته است. بسیاری از غزلهای ضعیفترش نه حال خوشی میآورند، نه معنای بلندی در خود دارند. اما آن غزلهای اوج، هنوز نبض زمان ما را در دست دارند.» او در ادامه افزود:«حافظ شاعر تفکر است. شعر او نشاطی درونی میآفریند که از جنس امید است، نه هیجان. حافظ ما را به تأمل و دروننگری میخواند، و این خود درمان افسردگی و پژمردگی است.»فال حافظ، نشانهای از معنا
خرمشاهی در خاطرهای گفت که فال حافظ را همچون استخاره میگیرد:«گاهی وضو میگیرم و دیوان را میگشایم، با نیت گفتوگو با روح حافظ. بارها پیش آمده که غزل گشودهشده پاسخی به درون من داده است. یکبار فقط با واژه ‘سروناز’ مواجه شدم؛ همان یکبار، اما آنقدر تأثیرگذار بود که به جستوجوی معنای آن در همه دیوان پرداختم.»تفکر، عبادتی برتر
خرمشاهی در ادامه گفت:«قیمت انسان بینهایت است. هیچ ثروتی در جهان نمیتواند انسان را بخرد. انسان با تفکر رشد میکند؛ زیرا اندیشه، آفرینش درونی است. حدیثی داریم که یک ساعت تفکر، برتر از هفتاد سال عبادت است. این یعنی باید خود را در آینه اندیشه ببینیم، نه در ظاهر اعمال.» او افزود:«من این روزها کمتر کتاب میخوانم، اما بیشتر میاندیشم و مینویسم. کتاب نوشتن، خود نوعی آفرینش است؛ آفرینشی همسنخ خلقت.»اشک، آفرینش و معنا
استاد خرمشاهی در بخشی از صحبتهایش گفت:«اگر اشک و شور نبود، بینایی معنا نداشت. ما باید همچون طبیعت، در خود نیروی آفرینش را زنده نگه داریم. تفکر حقیقی، انسان را به خود میافزاید.» در پایان، خرمشاهی با تفألی به حافظ گفت:«بگرفت کارِ حسنت چون عشق من کمالی خوش باش چون که نبود این هر دو را زوالی» و افزود: «حافظ با ما سخن میگوید؛ او واسطه گفتوگوی انسان با معناست.»گفتوگوی معناگرایانه
در پایان برنامه، علی درستکار از استاد خرمشاهی قدردانی کرد و گفت:«مدتها بود با صاحبدلی چنین صاحبنظر و خوشبیان همسخن نشده بودم. حضور شما برای ما افتخاری است.» خرمشاهی نیز در پاسخ با لحنی فروتنانه گفت:«اگر در بیان من لغزشی بوده، مرا ببخشید. پیری خود رنج بزرگی است، اما همچنان باید با عشق و تفکر زیست. سپنج شما را به تفکر درباره آفرینش، خود و چرایی آمدنمان به این جهان فرا میخواند.» سپنج این بار نیز با سخنان بهاءالدین خرمشاهی یادآور شد که راه رستگاری و آرامش، نه در ظاهر دین، بلکه در جوهر اخلاق و جستوجوی معناست؛ و راز زندگی، همچنان رازی است که باید با حیرت و تفکر زیست، نه با عجله در گشودن آن.
ع
علی نعیمی
— تهران
متولد ۱۳۶۶ | تهران نویسنده، روزنامهنگار و عضو انجمن صنفی منتقدان و روزنامهنگاران سینمایی او کارشناسی سینما خوانده و از سال ۱۳۸۴ با رسانههای چلچراغ، صنعت سینما، فیلمنگار، مشق آفتاب، اعتماد، شرق، صمت، میراث فرهنگی، کسب و کار، اقتصاد زندگی، ایلنا، برنا و... همکاری کرده است. نویسندگی فیلمنامه قصه پریا، پسرها سرباز به دنیا نمیآیند و سریال مسیر انحرافی از دیگر فعالیتهای اوست.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه