طلب جامجم از ما میکرد؟
این جواب سوالی است که در یک گعده دوستانه با رفقای روزنامهنگار مطرح شد، جوابی که لااقل برای من هم منطقی بود و هم حیرتانگیز. چه جوابی؟ «پایتخت». و این نام در پاسخ به چه سوالی ذکر شد؟ «در نیمه اول امسال کدام سریال را در تلویزیون دنبال کردید؟»
حالا متوجه منطقی و عجیب بودن ماجرا شدید؟ منطقی چون سریال پایتخت به یک خاطره نوروزی بدل شده و ادامهدار بودنش سبب شده تا برند قابل اعتنایی برای خودش دست و پا و طبعا در اذهان جا خوش کند. حیرتانگیز چون بجز این سریال در انبوه شبکههای تلویزیونی با بودجههای آنچنانی، دهها سریال روی آنتن رفته اما حتی یکیشان هم نتوانسته تماشاگر جدی سریالها را درگیر کند. حالا بماند که بیلبوردهای شهری هم مدتهاست در قرق سریالهای بیمایه سیما هستند و تلویزیون با آن گستره مخاطبانش برای جذب تماشاگر دست به دامن تبلیغات محیطی شدهاست.
*
بجز سریال پایتخت، در انبوه شبکههای تلویزیونی با بودجههای آنچنانی، دهها سریال روی آنتن رفته اما حتی یکیشان هم نتوانسته تماشاگر جدی سریالها را درگیر کند. حالا بماند که بیلبوردهای شهری هم مدتهاست در قرق سریالهای بیمایه سیما هستندانتقادهای سازنده و نهیبهای دلسوزانه به شبکه نمایش خانگی را حتما باید ارج نهاد اما فارغ از این موضوع بیایید جواب سوال بالا را در تعداد بیشتری عنوان ضرب کنیم چون هرکدام از رفقا بنا به حوصله و سلیقهاش، مشتری ثابت یا غیرثابت یکی دو سریال از پلتفرمها بود. جالب اینکه نام پلتفرمهای مختلف از نام شبکههای سیما بیشتر به گوش میرسد و محصولات شبکه نمایش خانگی در همین شش ماه ابتدایی سال جاری از حیث تنوع و ماندگاری در ذهن مخاطب، شرایط مطلوبتری نسبت به سیمای ملی را تجربه میکنند .
*
از بودجه و تعداد کارکنان شبکههای تلویزیونی کم نگفتهاند و نشنیدهایم. حالا بد نیست در جریان باشید که عموما همان اندک سریالهای به درد بخور سیما هم بصورت پروژهای و در فضای بیرون از اتمسفر و کارکنان تلویزیون تهیه میشوند. بسیاری از قدر قدرتهای حوزه سریالسازی که روزگاری با تلویزیون کارهای درخشانی را تجربه کردهاند به دلایل عجیب و غریب سلیقهای مدیران جامجم و یا بی مهریهای مادی و معنوی، قید تلویزیون را زدهاند و خلاصه سیما مانده و مخاطبانی که از تماشای تلویزیون کوچ کردند و بازنگشتند...
دیدگاهها
ارسال دیدگاه