رفتن به محتوای اصلی
خبرها

نمی‌توانستم در دوران بارداری فیلم ترسناک بازی کنم

علی نعیمی |
ماریون کوتیار در گفت‌وگویی با ایندی‌وایر از تجربه‌ی بازی در فیلم تازه‌اش «برج یخی» (The Ice Tower) سخن گفت؛ اثری سوررئال و شاعرانه از لوسیل هاجیحالیلوویچ، کارگردان فیلم Innocence. او در این گفت‌وگو به ماجرای پیشنهاد گاسپار نوئه برای بازی در فیلمی ترسناک در دوران بارداری‌اش اشاره کرد و گفت که اجرای صحنه‌ پایانی «برج یخی» — که به گفته‌ او یکی از سخت‌ترین لحظات حرفه‌ای‌اش بود — تنها با اعتماد و تمرین ممکن شد.

ماریون کوتیار؛ بهترین فیلم های کارنامه

ماریون کوتیار و کارگردان/فیلمنامه‌نویس فرانسوی لوسیل هاجیحالیلوویچ در گفت‌وگویی با ایندی‌وایر درباره‌ تازه‌ترین فیلمشان صحبت کردند؛ فیلمی که در آن برنده‌ اسکار در نقش بازیگری رو به افول ظاهر می‌شود که روی دختری جوان تأثیر جادویی می‌گذارد - ماجرایی که در پایان به صحنه‌ای حساس و دشوار می‌رسد که به گفته کوتیار، نیازمند اعتماد کامل میان همه‌ عوامل بود. فیلم «برج یخی» (The Ice Tower) را منتقدان ترکیبی از جاده مالهالند (Mulholland Drive) و سال گذشته در مارین‌باد (Last Year at Marienbad) دانسته‌اند؛ با فضایی پوشیده از برف که یادآور افسانه‌های «هانس کریستین اندرسن» است - در مجموع، تجربه‌ای هیپنوتیزم‌کننده برای دوست‌داران سینما. این فیلم نهمین اثر بلند «هاجیحالیلوویچ» است و نخستین همکاری او با کوتیار پس از گذشت ۲۰ سال از فیلم  Innocence  (۲۰۰۴) محسوب می‌شود؛ اثری که نقطه‌ عطفی در کارنامه‌ کوتیار بود. در «برج یخی»، کوتیار نقش کریستینا را بازی می‌کند - بازیگری مشهور اما فرسوده که در کوه‌های فرانسه در حال بازی در اقتباسی از داستان ملکه برفی است. در همین حین، دختری نوجوان به نام ژان (با بازی کلارا پاتسینی)، که از یتیم‌خانه گریخته، سر از محل فیلم‌برداری درمی‌آورد و نقشی در فیلم می‌گیرد. میان این دو، رابطه‌ای عجیب و پیچیده شکل می‌گیرد - پیوندی میان مادر و دختر، و در عین حال، شور و کششی نامعمول. فیلم که در جشنواره برلین ۲۰۲۵ موفق به دریافت خرس نقره‌ای برای مشارکت هنری برجسته از هیئت داوران به ریاست تاد هینز شد، حالا در برخی سینماهای منتخب آمریکا اکران شده است. موسیقی وهم‌انگیز و تصویر‌برداری رویایی «جاناتان ریکوبورگ» فضای فیلم را به رؤیایی مبهم و گاه کابوس‌گونه بدل می‌کند. هاجیحالیلوویچ در گفت‌وگو با ایندی‌وایر گفت:« این فیلم نوعی افسانه است؛ ترکیبی از رؤیا و واقعیت. می‌خواستم مرز بین خواب و بیداری را از میان بردارم. اگر در هنگام تماشای فیلم خواب‌تان ببرد، اشکالی ندارد - شاید حتی بهتر باشد، چون رؤیای زیبا یا ترسناکی خواهید دید که بخشی از تجربه‌ی فیلم می‌شود.»

شکل‌گیری همکاری دوباره

با وجود گذشت دو دهه از Innocence، کوتیار و هاجیحالیلوویچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند تا این‌که به‌صورت اتفاقی در یک مهمانی دوباره همدیگر را دیدند. هاجیحالیلوویچ گفت:«در تمام این سال‌ها او را فقط روی پرده می‌دیدم. انگار رابطه‌ام با او در رؤیاها ادامه داشت.» کوتیار افزود:«نیمه‌شب بود که در یک مهمانی همدیگر را دیدیم. او از پروژه‌اش گفت و من هیجان‌زده شدم. همیشه عاشق کار کردن با کارگردان‌هایی هستم که پیش‌تر با آن‌ها همکاری داشته‌ام.» او همچنین گفت فیلم Innocence هنوز هم فیلم مورد علاقه‌ پدرش در تمام کارنامه‌ اوست.

درباره‌ گاسپار نوئه و تجربه‌ همکاری با او

در این فیلم، گاسپار نوئه (همسر هاجیحالیلوویچ و کارگردان Enter the Void و Irreversible) نقش کارگردان فیلم درون فیلم را بازی می‌کند. کوتیار گفت:«من عاشق گاسپار و آثارش هستم. او زمانی از من خواست در یک فیلم ترسناک بازی کنم. اما من باردار بودم. به او گفتم نمی‌توانم این کار را انجام دهم و او گفت: “حتی بهتر!” و من گفتم: “نه گاسپار، این دیگر نمی‌شود.” نمی‌توانستم درحالی‌که در حال خلق زندگی هستم، وارد دنیای وحشت شوم. اما خوشحالم که بالاخره در این فیلم با او همکاری کردم. شخصیتش در این فیلم، طنز لطیفی به فضای مرموز و دراماتیک اثر اضافه کرده است.»

درباره‌ کلارا پاتسینی و رابطه‌ میان دو بازیگر

کلارا پاتسینی در نقش ژان، بازیگر تازه‌واردی است که به گفته‌ی کوتیار، به‌سرعت اعتمادبه‌نفس و تسلط خود را نشان داده است. «روز اولی که دیدمش، به خانه‌ام آمد. برف می‌بارید، درحالی‌که فصل برف نبود. حس عجیبی داشتیم. او بزرگ‌تر از نقشش بود، که برای برخی صحنه‌ها بهتر بود، اما من از همان ابتدا خجالت‌زده بودم، چون می‌دانستم شخصیت من قرار است او را ویران کند. همین حس، انرژی خاصی میان‌مان ایجاد کرد که در فیلم هم دیده می‌شود.»

درباره‌ صحنه‌ جنجالی پایان فیلم

در پایان فیلم، رابطه‌ی میان کریستینا و ژان به نقطه‌ای تاریک و خشونت‌آمیز می‌رسد. هاجیحالیلوویچ توضیح می‌دهد:«ژان شیفته‌ بازیگری است که برایش نماد مادر را دارد. در مقابل، کریستینا مجذوب جوانی و معصومیت اوست. هر دو چیزی را در دیگری می‌جویند که خود ندارند.» کوتیار ادامه می‌دهد:«کریستینا از این‌که کسی دوباره او را می‌پرستد، لذت می‌برد، چون دوران شهرتش به سر آمده است. اما وقتی درمی‌یابد ژان او را مثل مادر می‌بیند، نمی‌تواند تحمل کند. هرگز مادر نبوده، و مادر هم نداشته. در نتیجه، واکنش او تبدیل به چیزی ویرانگر می‌شود. صحنه‌ پایانی، همزمان یک تجاوز است و نوعی میل بیمارگونه به بلعیدن دیگری — مثل یک خون‌آشام.»
ع
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه