اکران فیلم یک سفر بزرگ، جسورانه و زیبا
فیلم «یک سفر بزرگ، جسورانه و زیبا» (A Big Bold Beautiful Journey) به کارگردانی کوگونادا و با نقشآفرینی مارگو رابی و کالین فارل، از جمعه در سینماهای آمریکا اکران شد. این اثر عاشقانه ـ فانتزی با داستانی اورجینال درباره سفر در زمان، در نخستین روزهای نمایش با استقبال منتقدان و توجه مخاطبان همراه شد.
نامزدهای اسکار در گفتوگو با هالیوود ریپورتر درباره فیلمبرداری صحنههای احساسی این اثر و اهمیت همزیستی دنبالهها و داستانهای جدید گفتند: «برای هر دو جا هست.»
فیلم فانتزی ـ رمانتیک A Big Bold Beautiful Journey (یک سفر بزرگ، جسورانه و زیبا) که از جمعه روی پرده سینماها رفته، داستان سارا (با بازی مارگو رابی) و دیوید (با بازی کالین فارل) را روایت میکند؛ دو شخصیتی که در یک مراسم عروسی با هم آشنا میشوند و هر دو ماشینی با جیپیاس سخنگو اجاره کردهاند. این جیپیاس آنها را به مکانهایی میبرد که با باز کردن درها، به گذشته منتقل میشوند و دوباره لحظات سرنوشتساز زندگیشان را تجربه میکنند.
این فیلم بر اساس ایدهای کاملاً اورجینال ساخته شده است. در دورانی که بازسازیها، دنبالهها و ریبوتها بخش بزرگی از تولیدات هالیوود را تشکیل میدهند، امسال فیلمهای اصیل توانستهاند در گیشه بدرخشند؛ از جمله Anora که سال گذشته جایزه اسکار بهترین فیلم را به دست آورد.
مارگو رابی در مراسم افتتاحیه فیلم در نیویورک به هالیوود ریپورتر گفت:«الان فیلمهای اورجینال زیادی داریم که واقعاً خوشحالم میکند. فکر میکنم همین حالا زمان فوقالعادهای برای سینماست.»
کالین فارل هم با او همنظر بود و اضافه کرد:«البته همیشه دنبالهها و بازآفرینیها هم وجود خواهند داشت. امسال من فیلمهای Bring Her Back، Sinners و Weapons را دیدم که همه اورجینال بودند و واقعاً هیجانزدهام کردند. همیشه داستانهای تازه وجود خواهند داشت و همیشه بازسازیها هم ساخته میشوند. برای هر دو جا هست.»
فیلمنامه این اثر به قلم ست رایس نوشته شده که الهامگرفته از تجربه شخصی خودش بوده:«آن زمان بهشدت دلشکسته بودم. تازه رابطهای تمام شده بود، ماشینی اجاره کرده بودم و به یک عروسی میرفتم. در مسیر برگشت جیپیاس گفت: \"۲۹۰ مایل مستقیم به I-95 ادامه بده.\" ناگهان فکر کردم: خب اگر از من بپرسد \"ست، میخواهی به یک سفر بزرگ و جسورانه و زیبا بروی؟\" شاید ایده خوبی برای فیلم باشد.»
کارگردان فیلم، کوگونادا، درباره همکاری با رابی و فارل گفت:«از همان روز اول تمرین تا آخرین روز فیلمبرداری، یک جرقه خاص و انکارناپذیر بین این دو بازیگر وجود داشت.»
فیلم علاوه بر روایت عاشقانه بین دو شخصیت، به پشیمانیهای زندگی هم میپردازد. برای مثال، سارا فرصتی برای بودن کنار مادرش هنگام مرگ او نداشته و حالا با باز کردن یکی از درها به خانه کودکیاش برمیگردد، با مادرش (با بازی لیلی ریب) وقت میگذراند و با خودش آشتی میکند.
مارگو رابی درباره بازی در این صحنههای احساسی گفت:«لیلی و من تقریباً همسن هستیم، اما در فیلم همه ما را به شکل جوانترمان میبینند. من در برابر او مثل یک بچه رفتار میکردم و با این حال یک رابطه مادر ـ دختری واقعی میان ما شکل گرفت. این تجربه نشان میدهد فیلم چگونه فضایی سوررئال و در عین حال عمیقاً واقعی دارد؛ هم احساسی است، هم خندهدار، هم رمانتیک. همهچیز را در یک اثر دارید.»
ست رایس هم ابراز امیدواری کرد که این فیلم الهامبخش آثار اصیل بیشتری شود:«هیچ چیز لذتبخشتر از دیدن چیزی که قبلاً ندیدهایم نیست. این همان هیجان واقعی سینماست؛ یادمان میآورد چرا اصلاً به سینما میرویم.»
دیدگاهها
ارسال دیدگاه