طلوع عصر طلایی سینمای نروژ
پس از سالها حضور در سایه، سینمای نروژ با فیلمها و سریالهای متمایز و تحسینشده جهانی، جایگاهی تازه در عرصه بینالمللی یافته است؛ موفقیتی که حاصل نسل جدید فیلمسازان جسور و سرمایهگذاری بلندمدت دولتی است.
در عرصه فیلمسازی، نروژ مدتها صرفاً نظارهگر بود؛ درحالیکه همسایگان شمالیاش یعنی سوئد و دانمارک، یکی پس از دیگری با آثار درخشانی از کارگردانانی چون لارس فونتریه، توماس وینتربرگ و روبن اوستلوند بر صحنه جهانی میدرخشیدند.
اما پس از سالها حضور در سایه، این کشور سرانجام جایگاهی برجسته در عرصه بینالمللی یافته است؛ با مجموعهای از فیلمها و سریالهای متمایز، رابطهمحور و تحسینشده که بسیاری از منتقدان آن را نشانه «دوران طلایی» سینمای نروژ میدانند.
تنها در چند ماه اخیر شاهد اکران «رویاها»، سومین بخش از سهگانه «داستانهای اسلو» به کارگردانی داگ یوهان هاوگرود بودهایم که بزرگترین جایزه جشنواره فیلم برلین را برد. همچنین «ارزش عاطفی» (Sentimental Value) اثر یوآخیم تریه، پس از موفقیت جهانی و نامزدی اسکار فیلم قبلیاش (بدترین آدم دنیا)، جایزه بزرگ جشنواره کن را دریافت کرد. افزون بر آن، فیلم «دوستداشتنی» ساخته لیلیا اینگولفسدوتیر و «آرماند» نخستین تجربه کارگردانی هالفدان اولمان توندل نیز با تحسین مواجه شدند.
در همین حال، سریال کمدی-درام «پرنیله» (Pørni) درباره زندگی یک خانواده تکوالد، که ابتدا از ویاپلی پخش شد، حالا با پخش در نتفلیکس به مخاطبان وفاداری در سراسر جهان دست یافته است.
هالفدان اولمان توندل، کارگردان «آرماند» میگوید: «ما در دوران طلایی سینمای نروژ هستیم؛ بهویژه از نظر دیدهشدن در جشنوارههای بزرگ و اینکه سینمای نروژ در خارج از کشور چگونه درک میشود.»
او توضیح میدهد که گرچه نروژ همیشه فیلمسازان بااستعدادی مانند تریه و هاوگرود داشته است، اما بهطور کلی آثار سینمایی این کشور «نسبتاً محافظهکارانه» بودهاند. حالا نسل جدیدی از فیلمسازان جوان با تشکیل گروههای جمعی، یکدیگر را به خطر کردن و تجربههای تازه ترغیب میکنند. نمونههایی از این موج تازه شامل «خواهر ناتنی زشت» ساخته امیلیه بلیشفلدت و «مواجهه با مردگان» اثر تئا هویستندال است.
توندل میگوید: «آنچه بسیار ارزشمند است، تفاوت بصری و دیدگاههای گوناگون هر یک از ماست. این یک ویژگی کلیدی برای سینمای نروژ است. چون در سوئد مدتی همه میخواستند فیلمهای روبن اوستلوند بسازند و در دانمارک همه به سبک لارس فونتریه روی آوردند. اما ما سعی میکنیم یگانگی و اصالت خود را پرورش دهیم.»
اگر چهرهای برای این موج تازه وجود داشته باشد، تقریباً بدون شک رناته رینسوه است؛ بازیگری که در «آرماند» به مدت هفت دقیقه از خنده فرو میریزد و در «بدترین آدم دنیا» (۲۰۲۱) ریزترین جزئیات روابط عاشقانه را با تمام شادیها، دردها، awkward بودنها و طنزهایش به نمایش میگذارد.
توندل درباره او میگوید: «او بسیار شهودی و باهوش است و عمیقاً در نقشهایش فرو میرود، اما با سبکی سبکبالانه. او همچنین بسیار بامزه است و بهطور شگفتانگیزی میداند چه چیزی ما را انسان میکند.»
موفقیت تازه نروژ در سینما از چشم همسایگان دور نمانده است. کریستوفر ویتا، نویسنده و منتقد فیلم در شبکه سوئدی SVT، میگوید: «اذعان به این موضوع برای ما سخت است چون رقابت ابدی میان کشورهای ما وجود دارد، اما نروژ از نظر پرورش صداهای سینمایی اصیل، سالها از سوئد جلوتر است.»
بااینحال، هنریته استیناستروپ، نویسنده و بازیگر «پرنیله»، میگوید انتظار نداشت این سریال در سطح بینالمللی موفق شود، زیرا محتوای آن کاملاً در بستر جامعه نروژ قرار داشت. او اضافه میکند: «برخلاف نوآرهای اسکاندیناوی که بر جنایت و کارآگاهها تمرکز دارند، سریال من بر موضوعات روزمره مثل خانواده و فقدان تمرکز داشت. در زندگی روزمره هم درام زیادی نهفته است.»
با وجود سهولت نسبی ساخت فیلم در نروژ – به لطف حمایتهای پایدار دولتی و مدارس رایگان فیلمسازی – کارگردانان با مشکلات فزایندهای در تأمین مالی پروژههایشان مواجهاند.
هگه هاوف هوتوم، تهیهکننده سهگانه «داستانهای اسلو»، میگوید: «نروژ یک مرکز بزرگ استعداد است. بودجههای مؤسسه فیلم نروژ خوب بوده و پروژههای زیادی تنها با سرمایهگذاری نوردیک محقق شدهاند. اما این بودجهها به همان سرعتی که هزینهها افزایش یافتهاند رشد نکرده و ما نگران آیندهایم. بهویژه حالا که پلتفرمهای استریم دیگر مثل گذشته روی فیلمها و سریالها سرمایهگذاری نمیکنند.»
او همچنین هشدار میدهد که تمایل استریمرها به جذب مخاطبان گستردهتر، ممکن است فیلمها را به سمت یکنواختی ببرد: «اگر بخواهید داستانی صادقانه و دقیق روایت کنید، بهتر است از چشمانداز محلی بنویسید تا ظرافتها را بگیرید؛ این خیلی جذابتر است.»
کرستی مو، مدیرعامل مؤسسه فیلم نروژ (NFI)، موفقیت اخیر را حاصل سرمایهگذاری دولتی بلندمدت میداند – در سال جاری حدود ۶۷۰ میلیون کرون نروژ (۵۰ میلیون پوند) – و همچنین حرفهایتر شدن صنعت فیلم این کشور در همکاری با شرکای بینالمللی.
او میگوید: «ما باید خلاقان و تهیهکنندگانمان را توانمند کنیم تا همچنان حق انتخاب داشته باشند. پول استریمرها هنوز اهمیت دارد، اما ما اجازه نمیدهیم آنها همهچیز را طراحی کنند. وظیفه NFI این است که «سوی هنری» فیلمسازی را تقویت کند.»
مو با خوشحالی اضافه میکند که برخلاف روند جهانی بهسوی سطحیسازی، فیلمهایی که صرفاً به دلیل ارزش هنری انتخاب شدهاند، همانهایی هستند که بین مردم هم محبوب میشوند: «این مرا بسیار خوشحال میکند. ما آگاهی عمومی در نروژ را بالا بردهایم تا مردم به فیلمها و فیلمسازانشان افتخار کنند.»
او میافزاید: «نروژ همیشه در مقایسه با دانمارک و سوئد «خواهر یا برادر کوچکتر» بود. آنها عمدتاً از موفقیت ما خوشحالاند و فکر میکنم الهامبخش هم هست.»
بااینحال، سارا ایبن آلمبییرگ، دبیر بخش فیلم روزنامه دانمارکی برلینسکه، معتقد است که خیلی زود دوباره نوبت درخشش سینمای دانمارک خواهد رسید: «تا آن زمان، نروژیها میتوانند از جایگاهشان در آفتاب لذت ببرند.»
دیدگاهها
ارسال دیدگاه