رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

چیزهایی هست که نمی‌دانی!

Afshin Akhgar |
از اواخر دهه هشتاد، موجی از ملودرام‌های اجتماعی با تم پنهانکاری و خیانت شکل گرفت که نمونه‌های موفقی هم در بین آنها یافت می‌شود؛ برای مثال می‌توان به جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی، سعادت آباد به کارگردانی مازیار میری و برف روی کاج‌ها ساخته پیمان معادی اشاره کرد. تمامی این آثار نیز از فرمول‌‌های یکسانی بهره گرفته‌اند که کیفیت فیلمنامه، سرنوشت آنها را در اکران عمومی تعیین کرده است. این روند،کم و بیش در دهه نود نیز ادامه پیدا کرده اما به مرور کمرنگ شد تا جایی که در یکی دو سال اخیر به ندرت به فیلم‌هایی از این دست برمی‌خوریم. فیلم زعفرانیه 14 تیر ساخته سیدعلی هاشمی یکی از همین دسته فیلم‌ها است که پس از شش سال ماندن پشت درهای اکران عمومی، به نمایش درآمده و به تازگی در فهرست اکران آنلاین پلتفرم فیلیمو نیز قرار گرفته است.

معرفی فیلم زعفرانیه ۱۴ تیر

جابر قاسمعلی که فیلمنامه‌نویسی کهنه‌کار در سینمای ایران به حساب می‌آید، در این فیلم سراغ شکاف و گسست میان نسل‌ها رفته و از تقابل آنها با یکدیگر، درام را شکل داده است. فیلم با تصویری مبهم از زنی جوان آغاز شده که هنگام عبور از خیابان با خودرویی تصادف می‌کند. ایده‌ای آشنا برای غافلگیر کردن تماشاگر که یک کاشت اطلاعات نیز به حساب می‌آید. سپس قصه با بازگشت ماهرخ از سفری دو ماهه به ارمنستان و ورود به خانه اشرافی پدر و مادرش آغاز شده و خیلی زود هم به حادثه محرک نخست می‌رسد؛ جایی که ماهرخ از قصدش برای ازدواج گفته و والدین‌اش را غافلگیر می‌کند. با ورود ایرج به خانه شاهرخ انوشه که شوخی ظریفی هم بر سر فامیلی او و معنی آن شکل می‌گیرد، شوک اصلی به قصه و شخصیت ها وارد شده و نقطه عطف اول رقم زده می‌شود. قاسمعلی برای روایت قصه خود آن هم تنها در یک لوکیشن و با چهار شخصیت که پنجمی در پرده پایانی به آن اضافه می‌شود، کار سختی پیش روی داشته که مهمترین آن حفظ ریتم است. با ورود طابع به خانه شاهرخ، تنش خوبی میان او و شاهرخ و میمنت از سوی دیگر شکل می گیرد که ماهرخ کفه ترازو را به سمت طابع سنگین می‌کند. قاسمعلی، شوک‌هایی پشت سرهم به قصه و خانواده انوشه داده و تماشاگر را کنجکاو تماشای ادامه کار می‌کند. در این بین، شخصیت خونسرد ایرج طابع هم لایه دیگری به قصه بخشیده و ظن تماشاگر را به سمت سوءاستفاده مرد میانسال از ماهرخ به واسطه ازدواجی که خانواده ماهرخ خبری از آن نداشته‌اند، می‌برد. قبول پیشنهاد مالی شاهرخ از طرف ایرج نیز این شک را تقویت کرده که البته صرفا رودست زدن به تماشاگر به حساب می‌آید. \"نگاهی زعفرانیه 14 تیر، در نیمه میانی تا حدودی افت کرده که بخشی از آن به حجم زیاد دیالوگ‌هایی برمی‌گردد که خوب نوشته شده اما قصه را از ریتم می‌اندازد. نقطه عطف پرده دوم هم بن‌مایه اخلاقی فیلم را تقویت کرده و تماشاگران خود را به چالش می‌خواند؛ این بار شاهرخ در موقعیت ایرج قرار گرفته و پای شخصیت پنجم به میان کشیده می‌شود. به این ترتیب، منحنی تنش شکل صعودی به خود گرفته و این بار میمنت از حاشیه به متن می‌آید؛ زنی سنتی و میانسال که از پایین شهر همراه شاهرخ به ویلایی مجلل رسیده و مناسبات نسل جدید را نمی‌فهمد. نویسنده هم مابین این شخصیت‌ها قرار گرفته و خود را  به جز در ده دقیقه پایانی، در مقام قضاوت قرار نداده و تماشاگر را به قضاوت فرا می‌خواند. شخصیت‌های اندک فیلم نیز بیشتر تیپ-شخصیت هستند که لایه‌های چندانی نداشته و تمرکز نویسنده فیلمنامه هم روی ایده مرکزی کار بوده است. سیدعلی هاشمی در نخستین تجربه سینمایی خود، سراغ فیلمنامه‌ای رفته که اجرای سختی دارد؛ به ویژه در دکوپاژ سکانس‌ها که تمامی آن در یک خانه ویلایی می‌گذرد. او تلاش کرده تا پلان‌ها کمتر تکراری به نظر برسد که در این زمینه نیز تا حدودی موفق عمل کرده است. به ویژه پنجره‌های عریض و ریموتی که روی آن را پوشانده و زیرمتن‌هایی با خود دارد. هاشمی در انتخاب بازیگران زعفرانیه 14 تیر موفق عمل کرده و بازیگرانی متناسب با نقش‌ها برگزیده است. مهدی هاشمی در نقش شاهرخ انوشه، تیپ مرد مسن ثروتندی که از طبقات جامعه به ثروت رسیده را خوب اجرا کرده و دقیقا همان چیزی است که فیلم به آن نیاز داشته و موتور حرکت آن به حساب می‌آید. در نقطه مقابل، هنگامه قاضیانی در نقش میمنت، تقریبا همان شخصیت‌های فیلم‌های پیشین خود را تکرار کرده و نوآوری چندانی به خرج نداده است. زعفرانیه 14 تیر از آن دسته فیلم‌هایی است که در اکران عمومی مخاطبان زیادی پیدا نکرده اما اکران آنلاین می‌تواند گشایشی برای آن باشد. \"دانلود
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه