رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

زنانگی یا ناموس پرستی؟

Afshin Akhgar |
فیلم آنجا همان ساعت فیلمی به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی سیروس الوند است که امضای این فیلمساز پیش‌کسوت در سراسر فیلم به‌خوبی قابل‌ردیابی است و دوستداران سینمای الوند به‌خوبی آثار او در دهه‌های گذشته از «مزاحم» و «دستهای آلوده» تا فیلم‌هایی چون «رستگاری در هشت و بیست دقیقه» را در فیلم آنجا همان ساعت تداعی و به یاد می‌آورند.

معرفی و اطلاعات فیلم آنجا همان ساعت

در آنجا همان ساعت، همان مؤلفه‌های نویسندگی و الگوهای روایی آثار الوند مشخص و دنبال می‌شود؛ وجود شخص سوم مزاحم که راس مثلث عشقی را شکل می‌دهد و یک بدمن تمام‌عیار است که می‌خواهد زندگی آرام زوج عاشق را بر هم بزند، یک مرد عیار و جوانمرد که پیر و بزرگ محله است و فیلم باوجود و حضور او مسیرش تغییر می‌کند و کاراکتری کلاسیک از قهرمان‌های فیلم‌های قبل از انقلاب را تداعی می‌کند و زن‌هایی که همواره تحت اتهام و ابهام هستند و داستان فیلم تا حد زیادی پیرامون آن‌ها و تصمیمات آن‌ها می‌گذرد. فیلم بعد از هفت سال از ساخت در تابستان 1404 به نمایش درآمد و ردپای کهنگی در بسیاری از ابعاد بخصوص مضامین انسانی و حمایتی از زنان ایرانی قابل بحث است. زن فیلم با اینکه حرف مهمی می‌زند و قرار است نماینده زنان بی دفاع و مظلوم ایرانی در مقابل قوانین سخت و پر اشکال و همچنین مردان شکاک و حق به جانب را ایفا کند، سال‌هاست که در سینما و سریال‌ها حرفش زده شده و تصویر چنین شمایلی شاید در سال 1397 می‌توانست برای جامعه جذاب و حتی جریان ساز باشد اما پوست انداختن جامعه در همین هفت سال و اتفاقاتی که مردان و زنان از سر گذراندند، تاریخ مصرف چنین حرف‌هایی را منقضی و حتی برخی از آن‌ها را دمده و شعارزده کرده است. نکته مهم دیگر این است که فیلم مشخص نمی‌کند کجا ایستاده و قرار است به حمایت از زن امروزی بپردازد و مطالبه حقوق او را در جامعه مردسالار طلب کند یا پیرو الگوهای فیلمفارسی، ناموس را به عنوان موتور محرک داستان و محل رفع و رجوع کاشت و برداشت‌ها قرار دهد. \"فیلم بااین‌حال، فیلم آنجا همان ساعت تاحد زیادی فیلم پرکششی است و به نظر می‌رسد می‌تواند برای بخشی از جامعه جذاب باشد. فیلم داستان زوجی را روایت می‌کند که وارد محله جدید می‌شوند و یک مرد مزاحم زندگی آن‌ها را تهدید و دچار مشکل می‌کند. خرده داستان‌های مربوط به مرد مزاحم با بازی امیرحسین فتحی و همچنین تقابل او با ماهور الوند از یک سو و ارتباط دوستانه فتحی با رفقای کاری خود یعنی پرویز پرستویی در نقش وارطان و یک فرد دیگر، محل اصلی دعوا و کشمکش‌های فیلم است. چرا که فیلم اساساً با شرط‌بندی فتحی با دوستانش شروع می‌شود تا شرط‌بندی به یک مساله عشقی و ناموسی ختم می‌شود و اینجا است که تعلیق اصلی داستان برای توانستن یا نتوانستن بدمن فیلم شروع می‌شود. از همین رو است که می‌توان مدعی شد فیلم کشش‌های حداقلی را برای جذب مخاطب دارد و سیروس الوند و سابقه چند دهه فیلمنامه‌نویسی و حضور به‌عنوان سناریست فیلمسازان دیگر، کاشت و برداشت‌های مختلفی را برای به تله انداختن مخاطب خود طراحی کرده و با نوعی فیلمنامه مهندسی شده و البته کلیشه‌ای مواجه هستیم.
باید به فیلمبرداری درجه یک و حتی سخت اصغر رفیعی جم در فیلم اشاره کرد که در کنار موسیقی همراه‌کننده ستار اورکی و تدوین مستانه مهاجر، بخش فنی فیلم را غنی و حایز اهمیت کرده است
کلیشه در آنجا همان ساعت مسئله مهم و کلیدی است چراکه الگوریتم فیلم بر این کلیشه‌های داستانی استوار شده است برای همین است که ممکن است دسته دیگری از مخاطبان باهوش‌تر و فیلم بین‌تر خیلی زود فیلم را پس بزنند چرا که از روند روایی تا شخصیت‌پردازی و بیان مضمون، همگی تکراری است و به‌نوعی آنجا همان ساعت به طور محسوسی وامدار سینمای کلاسیک ایران و فیلمفارسی‌های آن زمان است. اینکه بدمن فیلم تا این حد شر مطلق است و هیچ درک و شعوری از انسانیت نبرده و هیچ نقطه سفیدی در زندگی‌اش نیست، اینکه وارطان با بازی پرستویی تا این حد مثبت و سفید است و یک جوانمرد تمام‌عیار و ناموس‌پرست واقعی است که هیچ نقطه سیاهی در زندگی‌اش نیست و همچنین صحه‌گذاشتن روی حماقت چند کاراکتر اصلی فیلم از جمله رعنا و امیر با بازی ماهور الوند و شهرام حقیقت‌دوست، از جمله همین کلیشه‌های شخصیت‌پردازی است که سازندگان روی آن خیلی حساب باز کردند. برای مثال خیلی طول می‌کشد تا برای گروه شرط‌بندی فیلم مشخص شود که رعنا متأهل است و اصلاً اگر این نادانی و نفهمی نبود شاید شرطی بسته نمی‌شد و اساساً داستانی شکل نمی‌گرفت این در حالی است که در آن محله کوچک خیلی زود مشخص می‌شود که یک خانواده متأهل وارد محل شده است و توجیه صبح سرکار رفتن و شب از سرکار برگشتن امیر هم توضیح جالبی برای این گاف مهم که بخش مهمی از روایت روی آن بنا شده نیست. در کنار موارد یاد شده باید به فیلمبرداری درجه یک و حتی سخت اصغر رفیعی جم در فیلم اشاره کرد که در کنار موسیقی همراه‌کننده ستار اورکی و تدوین مستانه مهاجر، بخش فنی فیلم را غنی و حایز اهمیت کرده است. بازی‌ها از متوسط فراتر نمی‌روند اما همچنان به نظر می‌رسد انتخاب امیرحسین فتحی برای فیلم گزینش مناسبی نبوده و با اینکه شمایل مرد مزاحم و بی کس و کار به شخصیت او می‌آید اما بازی او در بسیاری از اوقات مثل لحظه رقصیدن، اجرای ضعیف و توی ذوق زننده‌ای از آب درآمده است. \"دانلود
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه