رفتن به محتوای اصلی
گفت‌وگوی فیلم

همه ما برای بهتر شدن شرایط باید مبارزه کنیم

Afshin Akhgar |
همه ما برای بهتر شدن شرایط باید مبارزه کنیم
«فرار از قصر» به عنوان اولین مستندی که در پلتفرم فیلیمو به اکران آنلاین درآمد، داستان بزرگ‌ترین فرار از زندان در تاریخ سیاسی ایران است؛ پاییز ۱۳۲۹ اعضای کمیته مرکزی حزب توده ایران (از جمله نورالدین کیانوری، خسرو روزبه، عبدالحسین نوشین و…) با نقشه‌ای پیچیده از پشت میله‌های زندان قصر می‌گریزند. آن‌ها خرسند از این موفقیت به آینده امیدوارند، اما بازی سیاست، پیچیده‌تر از نقشه آن‌هاست. این مستند با بازسازی سینمایی، تصاویر آرشیوی و روایت‌های تاریخی، تلاش می‌کند یکی از پیچیده‌ترین و کمتر شناخته‌شده‌ترین عملیات‌های فرار سیاسی در ایران را به تصویر بکشد. با حسام اسلامی تهیه‌کننده «فرار از قصر» گفت‌وگو کردیم.

مستند فرار از قصر؛ معرفی و نقد فیلم

  • یکی از اتفاقات خوب و قابل توجه، اکران آنلاین مستند در پلتفرم فیلیمو است که به هر حال جزو پلتفرم‌های پُرمخاطب محسوب می‌شود. چرا این اثر در فیلیمو اکران شد باوجود اینکه ما پلتفرم هاشور را برای اکران آنلاین مستندها داریم؟
حسام اسلامی، تهیه‌کننده مستند فرار از قصر: فیلیمو مهمترین، پُربیننده‌ترین و همچنین تاثیرگذارترین پلتفرم موجود است و طبیعی‌ست که هر فیلمساز و صاحب اثری دوست دارد که ابتدا سراغ فیلیمو برود و اثرش را در آنجا اکران کند. من بسیار خوشحالم که با همراهی و اعتماد فیلیمو و تلاش و پیگیری مرکز گسترش این اتفاق افتاده است و قطعا در دیده شدن مستند نیز بسیار تاثیر دارد. البته پلتفرم هاشور مختص سینمای مستند نیست بلکه اکران فیلم کوتاه و فیلم مستقل را هم دارد اما نکته‌ این است که مخاطب سینمای مستند، هاشور را می‌شناسد و برای دیدن فیلم ممکن است به آنجا مراجعه کند اما مخاطبی که تاکنون اینگونه سینمایی را تجربه نکرده است و با جذابیت‌ها و ظرافت‌ها و توانایی‌ها و ظرفیت‌هایش آشنا نیست، اساسا سراغ هاشور نمی‌رود و اسمش را هم نشنیده است. در نتیجه من فکر می‌کنم که اگر ما می‌خواهیم به سینمای مستند فرصت دهیم تا ببینیم آیا واقعا می‌تواند مخاطب داشته باشد، تاثیر بگذارد، آگاهی بدهد، معنا منتقل کند و علاوه بر سرگرم‌کننده بودن در یک سطح بالاتری هم عملکرد داشته باشد، باید آن را جلوی چشم مخاطب قرار دهیم. در حاشیه و گوشه و کنار بودن و بعد انتظار داشتن و گفتن اینکه مستند مخاطب پیدا نکرد، درست نیست چراکه فیلم مانند کالا اگر در ویترین درست نباشد، فروخته نمی‌شود.
حسام اسلامی، تهیه‌کننده مستند فرار از قصر: این مستند برای ما یک قدم رو به جلو بود یعنی ما فکر می‌کردیم که تاریخ را می‌توان بسیار جذاب روایت کرد اما مشکل این بود که وقتی به ۷۰ یا ۸۰ سال قبل برگشتیم دیگر نمی‌توانستیم تصویر جذابی پیدا کنیم. خوشبختانه در این آثار توانستیم یک آلبوم دیده نشده بسیار ارزشمند و گرانبها را بعد از ۷۰ سال پیدا و در مستند استفاده کنیم
  • استقبال مخاطبان از این اثر تاکنون چگونه بوده است و چه بازخوردهایی گرفتید؟
تا همین لحظه ما بازخوردهای بسیار خوبی گرفتیم و این مستند بسیار خوب دیده شده است که امیدوارم تا پایان اکران این اتفاق همچنان باقی بماند و حتی بیشتر شود. ما بیلبورد تبلیغاتی و بسیاری از امکانات تبلیغاتی که فیلم‌های سینمایی و داستانی در اختیار دارند، نداریم و در واقع بیشتر از هر چیزی به تبلیغ شفاهی نیازمندیم، اینکه افراد مستند را ببینند و تماشای آن را به هم توصیه کنند. امیدوارم که در ادامه طول اکران این اتفاق بیشتر رخ بدهد.
  • «فرار از قصر» سومین تجربه همکاری مشترک با سیداحسان عمادی درباره تاریخ معاصر است. اساسا این همکاری از ابتدا چگونه شکل گرفت و چه عواملی موجب ادامه‌دار بودن آن شد؟
مستند «فرار از قصر» سومین همکاری ما بعد از «محاکمه» که به محاکمه دکتر مصدق  و همچنین «رزم‌آرا یک دوسیه مسکوت» که به پرونده ترور سپهبد رزم‌آرا می‌پرداخت، محسوب می‌شود. این همکاری برای من بسیار خوشایند است و ما از عملکرد و نتیجه راضی بودیم که توانستیم همکاری خود را ادامه دهیم. برای من شخصا کار کردن با سیداحسان عمادی بسیار جذاب است چراکه در مقام نویسنده، پژوهشگر و کارگردان درجه یک و باهوش است و دقت و ظرافتش را ستایش می‌کنم. من ایشان را قبل از فیلمسازی به عنوان نویسنده و روزنامه‌نگار می‌شناختم و دنبالش می‌کردم. «فرار از قصر» به نظر من تا اینجا موفق‌ترین تجربه ما بوده است. در حقیقت در حوزه پژوهش ما آرشیو تصویری بسیار فوق‌العاده و دیده نشده‌ای رونمایی کردیم که گنجی از تاریخ معاصر کشورمان است و در این مستند برای اولین بار استفاده می‌شود. همچنین در بخش سینمایی و در واقع شکل‌دهی روایت و بخش تصویر و کارگردانی هم من فکر می‌کنم ماه عسل تمام تجربه‌های قبلی و چند سال همکاری با آقای عمادی است و امیدوارم که مخاطبان با آن ارتباط برقرار بکنند. «فرار از قصر» برای ما یک قدم رو به جلو بود یعنی ما فکر می‌کردیم که تاریخ را می‌توان بسیار جذاب روایت کرد اما مشکل این بود که وقتی به ۷۰ یا ۸۰ سال قبل برگشتیم دیگر نمی‌توانستیم تصویر جذابی پیدا کنیم. خوشبختانه در این آثار توانستیم یک آلبوم دیده نشده بسیار ارزشمند و گرانبها را بعد از ۷۰ سال پیدا و در مستند استفاده کنیم. با تمهیدات تصویری دیگر نیز بخش‌هایی از ماجرا را بازسازی کردیم که آن هم برای ما تجربه جدیدی بود. \"مستند
  • آقای اسلامی شما به شخصه تجربه‌های متفاوتی در عرصه مستندسازی دارید؛ از ساخت مستندهای اجتماعی گرفته تا آثاری با موضوعات سیاسی و مذهبی. اول برایمان بگویید بیشتر به ساخت مستند در کدام حوزه علاقه دارید و چرا؟
روایت آدم‌ها در همه حوزه‌ها واقعا جذاب است؛ از ورزشکار و شخصیت سیاسی گرفته تا فرد عادی که قصه‌اش ارزش روایت کردن و شنیده شدن دارد. اساسا موقعیت آدم‌هاست که فیلم‌ها را تغییر می‌دهد. من هرجا با آدمی مواجه شدم و حضور فیزیکی‌اش را تجربه کردم یا اینکه در کتابی و در یک جایی با افراد آشنا شدم، فکر کردم آیا این قصه را می‌شود برای دیگران هم روایت و در مدیوم دیگری به جز کتاب یا در شکل دیگری قصه را جذاب و دراماتیک کرد و با مخاطب به اشتراک گذاشت؟ ناگفته نماند که قصه، مهمترین شکل یادگیری و انتقال مفاهیم و معنا برای بشر بوده است و اساسا ما در این صنعت بزرگ کار می‌کنیم یعنی قصه ساختن و قصه روایت کردن.
حسام اسلامی، تهیه‌کننده مستند فرار از قصر: ویژگی مهم صدای محمد بحرانی گرم و دلنشین بودن آن است و اینکه مخاطب می‌تواند به آن اعتماد کند و باور داشته باشد انگار که صادقانه یک قصه را روایت می‌کند. به نظر من این مساله در یک فیلم تاریخی بسیار مهم است. مهمتر اینکه ایشان بازیگر و صداپیشه است و می‌تواند روی صدا کار کند و آن را تغییر بدهد و احساسات را وارد کند یعنی صرفا یک گوینده نیست
  • مستند «فرار از قصر» را در امتداد دغدغه‌های تاریخی احسان عمادی در مقام روزنامه‌نگار و مستندساز دانست که پیش از این آثاری چون «محاکمه» و «رزم‌آرا؛ یک دوسیه مسکوت» را کارگردانی کرده بود که هر دو در ارتباط با رخدادها و شخصیت‌های تاریخ معاصر هستند. پیشینه روزنامه‌نگاری چه قدر در مراحل ساخت یک اثر می‌تواند تاثیرگذار باشد؟
تجربه روزنامه‌نگاری در ساخت مستند بسیار به کمک می‌آید چراکه فیلم مستند با یک پرسش و کنجکاوی آغاز می‌شود در حقیقت مستندساز دوست دارد از موضوعی سر در بیاورد و جستجو کند تا  زوایای پنهان را افشا و برملا کند. این مساله تا حد زیادی با روزنامه‌نگاری مشترک است. روزنامه‌نگار هم این خصلت را دارد که پس از شنیدن خبر ابتدایی، گزارش خود را با اطلاعاتی که بدست می‌آورد و در پی آن می‌رود، تکمیل کند. در ادامه و در سینمای مستند ما با تصویر و صدا روبرو هستیم و دیگر ابزار ما فقط کلمه نیست. اینها مهارت‌هایی‌ست که باید در آن تجربه کسب کرد و من فکر می‌کنم آقای عمادی در این سال‌ها نشان داده است که علاوه بر تجربه روزنامه‌نگاری، در بخش‌های صدا و تصویر و همچنین موسیقی تجربه‌های بسیار خوبی پیدا کرده است.
  • شما تجربه کارگردانی مستند هم داشتید. چرا «فرار از قصر» توسط خودتان ساخته نشد؟
شخصا در پروژه‌هایی که تاکنون با آقای عمادی کار کردیم، دنبال هیچ منفعت مادی یا چیز دیگری نبودم و بیشتر دوست داشتم اثر به مرحله تولید برسد و ساخته شود و خودم به عنوان اولین مخاطب آن را ببینم. همچنین تلاش کردم به عنوان تهیه‌کننده شرایطی را فراهم کنم که مستند ساخته شود.
  • امتیاز ویژه اثر، سینمایی‌کردن و ساده‌‌سازی تاریخ برای بیینده عام است. برای این ساده سازی و پرهیز از شعارزدگی با چه چالش‌هایی همراه بودید؟
به هر حال می‌خواستیم قصه فرار را روایت کنیم اما روایت فرار رهبران حزب توده بدون روایت بخشی از زندگی آن افراد و بدون روایت بخشی از تاریخ حزب توده امکانپذیر نبود. به رغم اینکه ما تلاش کردیم در کمترین بخش به تاریخ حزب بپردازیم مگر آنجا که مجبور بودیم یک حادثه را توضیح دهیم. حزب توده به عنوان بزرگترین حزب سیاسی تاریخ به لحاظ سازماندهی و تعداد افرادی که درگیر آن بودند، اصلا قابل مقایسه با هیچ حزب و جریان سیاسی دیگری در تاریخ کشور ما نیست. این باعث می‌شد که ما با انبوهی از اتفاقات، حوادث و آدم‌ها مواجه باشیم که بسیار پُرحادثه و پُرحاشیه بوده است. ناگفته نماند که از همان ابتدا انشعاباتی در حزب صورت می‌گیرد، در حقیقت آدم‌ها جدا می‌شوند و  حزب خود را شکل می‌دهند تا با حزب توده مخالفت کنند. بحث‌ها بسیار زیاد بود و ما باید سعی می‌کردیم در میان انبوه اسناد و مدارک انسجامی ایجاد و خود را محدود کنیم به بخشی که می‌توانستیم روایت کنیم. همچنین باید مطالب خود را برای مدت زمان یک ساعت‌ونیم مستند به گونه‌ای آماده می‌کردیم که گویا باشد، گُنگ نباشد و به اصطلاح نوک نزنیم به هر چیزی و آن را رها کنیم این چالش بسیار بزرگی بود. ما به عنوان فیلمساز می‌خواستیم از نگاه طرفدار یا ضدیت با یک پدیده تاریخی بیرون بیاییم چون ما نه سمپات حزب توده هستیم و نه دشمنی با آن داشتیم و اصلا انگیزه ساخت این پروژه برای ما روایت و بازخوانی حزب توده یا قضاوت تاریخی درباره آن نبود ولی باید سعی می‌کردیم که در طول ساخت مستند هم منصف باشیم البته که نگاه داریم و مطالب را خنثی روایت نکردیم. طبیعی است که شما وقتی در یک پروژه دو یا سه سال کار می‌کنید، به آدم‌های اصلی پروژه دلبسته می‌شوید و این اتفاق، طبیعی است. همانطور که نویسنده هم به شخصیت‌هایی که خودش خلق کرده است، علاقمند می‌شود، تدوینگر هم به بازیگران فیلمی که آن را مونتاژ می‌کند، وابسته می‌شود و... . اما ما سعی کردیم که منصفانه روایت کنیم و شاید هم یکی از جذابیت‌های فیلم برای من این باشد که اگر مخاطب خیلی سمپات حزب توده باشد، شاید اثر راضی‌اش نکند چون به نظر می‌رسد نکاتی را روایت می‌کند که نباید بگوید چرا که انگار بخش‌هایی از عملکرد منفی را روایت می‌کند. اگر هم مخاطبی مخالف حزب توده و در ضدیت با آن باشد هم ممکن است با خود بگوید که ای بابا چرا انقدر روی نقاط مثبت و روشن تاکید شد. این نکته مثبت و در عین حال سختی برای من بود اما باعث شد طرفداران بیشتری را جذب کنیم. \"احسان
  • با توجه به حساسیت سوژه «فرار از قصر» آیا با اصلاحیه و حذف و اضافه مواجه بودید؟ سکانس پایانی فیلم با تغییراتی همراه بوده. درست است؟
این مستند برای گرفتن پروانه نمایش مسیر بسیار طولانی را طی کرد و شاید نزدیک به یک سال طول کشید. من بارها هم به صورت تلفنی و هم حضوری با بخش مدیریت نظارت و ارزشیابی جلسه داشتم، صحبت و دعوا و بسیار سعی کردم که دوستان را متقاعد کنم که این مستند باید نمایش داده شود با کمترین تغییرات یا بدون تغییر. در نهایت و خوشبختانه با اصلاحات بسیار بسیار کمی این مستند نمایش داده شد. در حقیقت ماهیت فیلم و روایت اساسا تغییر نکرد و اصلاحات در حد چند جمله بود. من نگاهم این است که ما برای ساخت فیلم باید بجنگیم به ویژه فیلم مستند که کمتر شرایط و امکاناتش مهیا و فراهم است. از سوی دیگر وضعیت برای نمایش هم همن است. متاسفانه نظام نظارت و ارزشیابی در وزارت ارشاد ناکارآمد است و پاسخگو نیست. ما باید کفش‌های آهنی بپوشیم و خودمان را برای این مسیر آماده کنیم. امیدوارم این مساله حل شود چراکه غیرقابل تغییر نیست و می‌توان آن را اصلاحش کرد و شرایط را تغییر داد.
حسام اسلامی، تهیه‌کننده مستند فرار از قصر: ما به عنوان فیلمساز می‌خواستیم از نگاه طرفدار یا ضدیت با یک پدیده تاریخی بیرون بیاییم چون ما نه سمپات حزب توده هستیم و نه دشمنی با آن داشتیم و اصلا انگیزه ساخت این پروژه برای ما روایت و بازخوانی حزب توده یا قضاوت تاریخی درباره آن نبود
  • محمد بحرانی صرفاً به روخوانی متن قناعت نکرده، بلکه احساسات خود را دخیل کرده است. از انتخاب ایشان برایمان بگویید و آیا گزینه دیگری مدنظرتان بود یا نه؟
ویژگی مهم صدای محمد بحرانی گرم و دلنشین بودن آن است و اینکه مخاطب می‌تواند به آن اعتماد کند و باور داشته باشد انگار که صادقانه یک قصه را روایت می‌کند. به نظر من این مساله در یک فیلم تاریخی بسیار مهم است. مهمتر اینکه ایشان بازیگر و صداپیشه است و می‌تواند روی صدا کار کند و آن را تغییر بدهد و احساسات را وارد کند یعنی صرفا یک گوینده نیست و این ویژگی برای این مستند بسیار مهم بود به این دلیل که ما در این مستند هم متنی داریم که از زبان نویسنده نوشته شده است و هم مواردی داریم که گوینده خاطرات اشخاصی را روایت می‌کند که متفاوت هستند، با لحن‌های مختلفی حرف می‌زنند و... . ما می‌خواستیم از صدای یک نفر استفاده کنیم که توانایی این را داشته باشد تا متناسب با متن صداسازی کند و لحن‌های مختلف آدم‌های متفاوت را در اجرایش بیاورد. من از تجربه کار کردن با ایشان واقعا راضی و خوشحال هستم و امیدوارم که در پروژه‌های بعدی این همکاری ادامه‌دار باشد.
  • یک اتفاقی که گریبان مستندهای تاریخی را می‌گیرد، استفاده از مصاحبه‌های کلاسیک طولانی برای روایت ماجراها و اشخاص هستیم. چیزی که «فرار از قصر» در دام آن نیفتاد. استفاده از مصاحبه‌های کوتاه ویدئویی یا صداهای افراد مربوط، موشن گرافیک و... از مزیت‌های این اثر محسوب می‌شود. چگونه به این مدل روایت رسیدید و با چه چالش‌هایی روبه‌رو بودید؟
ریتم برایمان مساله بسیار مهمی بود که در بحث نویسندگی، کارگردانی و آن را رعایت و وقت زیادی صرفش کردیم. همچنین باید بگویم که با تدوینگری کاری کردیم که سال‌ها تجربه کار در سینمای داستانی رو داشت و در واقع بسیار به مستند کمک کرد. خانم دلارام شمیرانی هم تجربه کار در این حوزه را داشتند و هم علاقه‌مند و آشنا به تاریخ معاصر بودند.
  • این اثر چه حرفی برای مخاطبان دارد و چه هدفی را دنبال می‌کند؟
تاریخ، آگاهی، عبرت، درس و در یک کلام همه چیز است. شاید بتوان گفت آن نقطه‌ای از داستان حزب توده و فعالیت گروه‌های چپ در ایران برای من جالب بود به این رسیدم که آدم‌ها زندگی‌شان را وقف مبارزه کرده بودند و اگر بگوییم که 10 ساعت در روز مبارزه می‌کردند، ۸ تا ۹ ساعت مطالعه می‌کردند و درباره وضعیت موجود، گذشته و آینده کشورشان به بحث می‌پرداختند. در حقیقت یک ساعت مبارزه مسلحانه داشتند. من فکر می‌کنم همه ما برای بهتر شدن شرایط باید مبارزه کنیم و قبل از اینکه عملی انجام بدهیم باید بخوانیم و یاد بگیریم و نسبت به گذشته و آینده کشورمان دانش داشته باشیم. من فکر می‌کنم این چیزی‌ست که جایش امروز بسیار خالی است. \"دانلود
# فیلم مستند
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه