رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

ناجورهای عینکی

Afshin Akhgar |
این خبر را بخوانید: فیلم «پیرپسر» بیش از 142میلیارد تومان فروش و بیش از یک‌میلیون‌وپانصد هزار نفر تماشاگر داشته‌است. فیلم «زن‌وبچه» هم با بیش از 62 میلیارد تومان فروش گیشه در یک‌ماه بیش از هفتصد هزار مخاطب را به سالن‌ها کشانده‌است.» خب حالتان با این آمار و ارقام خوب است؟ در نگاه اول احتمالا چنین است و می‌توانید برای آشتی دوباره سینمای ایران با فیلم‌های اجتماعی ذوق کنید اما واقعیت چیز دیگری است. چرا؟ چون «مرد‌ عینکی» که همزمان با زن و‌ بچه اکران شد و در این مدت هم عموما در گردونه رقابت هم‌دوش این فیلم پیش‌ آمد حالا  فاصله‌اش را با فیلم سعید روستایی زیاد کرده‌است. یعنی هنوز مخلوط تکراری بهرام افشاری و دار و دسته می‌توانند سینمای اجتماعی را جا بگذارند.

*

مگر فیلم‌های پژمان جمشیدی و بهرام افشاری در فروش با افت جدی مواجه نیستند؟ مگر  فرح‌بخش‌ها و  کریم امینی‌ها همان تکراری‌ها و به درد نخورهای همیشگی نیستند؟ پس چطور است که هنوز این شبه فیلم‌ها می‌توانند به راحتی نبض اقتصاد سینمای این مملکت را در دست داشته باشند؟ جواب این سوال را باید در اوضاع اسف‌بار سینمای اجتماعی و تغییر سلیقه مخاطب جست‌وجو کرد، درست آنجایی که تماشاگر سینما ممکن است در تاثیرپذیری از فضای عمومی جامعه و اثربخشی موج‌های فضای‌مجازی برای تماشای یک فیلم پر‌حرف و حدیث و توقیفی مثل پیر‌پسر حسابی سنگ تمام بگذارد و فیلم را در گیشه هم روسفید کند اما به محض اینکه آبها از آسیاب بیفتد و حرف و حدیث خاصی در میان نباشد دوباره بازمی‌گردد به همان تنظیمات یک دهه اخیر و توجه به همان ناجورها و بی‌مصرف‌ها و به درد نخورها.

*

تاریخ سینمای ایران با چنین شرایطی اصلا بیگانه نیست. کافی است تا با یک جست‌وجوی ساده، پرفروش‌های دهه چهل و پنجاه سینما را از نظر بگذرانید تا مطمئن شوید فیلمفارسی‌های سیاه و سفید و حالا نتیجه‌های رنگی‌شان همواره بر صدر نشستند و فیلم‌های اثرگذار و ماندگار به خون جگر ساخته شدند. تاریخ در حال تکرار است هرچند نیم قرن ادعای تغییر سیاست‌های فرهنگی ما را رها نمی‌کند...
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه