اسلای زنده است! چالشهای سیاه پوستان در مواجهه با موفقیت
مستند اسلای زنده است! به کارگردانی کوئستلاو و تهیهکنندگی جوزف پاتل، نهتنها روایتی از زندگی و موسیقی اسلای استون است، بلکه تصویری از فشارها و چالشهای هنرمندان سیاهپوست در مواجهه با موفقیت را به نمایش میگذارد؛ روایتی صمیمی که با گفتوگوهای ویژه و آرشیوی کمنظیر، مخاطب را هم به قلب موسیقی و هم به لایههای پنهان رنج و نبوغ میبرد.
کارگردان کوئستلاو و تهیهکننده جوزف پاتل در گفتوگو با ایندیوایر از تلاش برای ایجاد تعادل میان پرداختن به جزئیات موسیقی و زندگی اسلای استون در مستندشان میگویند.
«اسلای زنده است! (با عنوان دیگر: جانهای حیلهگر)» نظریهای را به بوته آزمایش میگذارد که کارگردان آن، احمیر \"کوئستلاو\" تامپسون، مدتی است در ذهن دارد؛ نظریهای که در این مستند تولید هولو و به روایت دریم همپتون بیان شده است: شکست میتواند نوعی آرامش به همراه داشته باشد، چون اغلب انتظار آن را داریم. اما موفقیت؟ ترسناکتر و البته منزویکنندهتر است. کشمکش با بار موفقیت، بهویژه در میان هنرمندان سیاهپوست، فرسایشی و دشوار است. کوئستلاو معتقد است اولین کسی که با این نسخه مدرن از این مبارزه روبهرو شد، اسلای استون بود.
بنابراین «اسلای زنده است!» چند لایه دارد:«هم زندگینامهای کامل و آموزشی درباره استون و حرفهاش است که از زبان اعضای گروه، اعضای خانواده و موسیقیدانان و تهیهکنندگانی که تحتتأثیر او بودند روایت میشود.
هم بستری برای بررسی زیرعنوان اثر، یعنی «جانهای حیلهگر.»
و هم سفری تصویری در موسیقی انقلابی استون، چه در کارهای انفرادی و چه در همکاری با گروه Sly and the Family Stone.
این مستند نیازمند برقراری تعادلی ظریف میان این سه خط روایی بود تا هم برای مخاطب تازهوارد قابلفهم باشد و هم برای «خورههای موسیقی» و طرفداران پرشور اسلای استون حرف تازهای داشته باشد.
کوئستلاو در گفتوگوی خود با جوزف پاتل در پادکست Filmmaker Toolkit اعتراف کرد که بخش موردعلاقهاش در فرآیند ساخت، همان «کاوش عمیق در آرشیوها» بود؛ چیزی که او آن را به انبار کلاریس در سکوت برهها تشبیه کرد. با این حال، شاید مهمترین بخش کار برای «اسلای زنده است!» مصاحبهها بودند. گفتوگو با موسیقیدانان معاصر که حاضر شدند آسیبپذیریهای خود درباره هنر و موفقیت را آشکار کنند، دریچهای به دنیای اسلای گشود که هیچ فیلم کنسرتی قادر به آن نبود.
کوئستلاو گفت:«میدانستم سطحی از بازتاب زندگی در هنر وجود دارد، اما اصلاً تصور نمیکردم راضی کردن آدمها برای صحبت درباره پشت پرده خلق آثار تا این حد سخت و حتی دردناک باشد. ما بیش از اندازه درخواست مصاحبه داشتیم و در نهایت شاید فقط ۳۰ درصد آنها پذیرفتند، که همان هم برایم شگفتانگیز بود.»
او بهویژه از اینکه لری گراهام، عضو گروه Sly and the Family Stone، حاضر شد جلوی دوربین بیاید، شوکه شد. پاتل این اتفاق و بسیاری از دیگر همکاریها (از جمله چاکا خان، آندره ۳۰۰۰، جورج کلینتون، دیآنژلو و نایل راجرز) را به اعتبار و همدلیای نسبت داد که کوئستلاو بهعنوان یک هنرمند وارد پروژه کرد:«اگر فقط یک روزنامهنگار درخواست میکرد درباره آسیبپذیرترین لحظات زندگیشان حرف بزنند، فکر نمیکنم اینقدر باز باشند. اما وقتی درخواست از سوی یک هنرمند میآید، اوضاع فرق میکند.»
برای ایجاد فضای صمیمی در مصاحبهها، تیم سازنده حتی از ابزارهایی مثل اینتراتران استفاده کردند تا سوژهها بتوانند همزمان هم مصاحبهگر را ببینند و هم مستقیماً در لنز نگاه کنند، و همچنین تلاش کردند حضور عوامل پشت دوربین کاملاً محو شود. پاتل گفت: «ما تکنیکهای مستندسازان بزرگ نسلهای گذشته را قرض گرفتیم، اما میخواهم مردم بدانند چه میزان کار برای رسیدن به این صمیمیت انجام شده است.»
دانش موسیقیمحور کوئستلاو و پاتل نیز در مصاحبهها نقش بزرگی داشت. مثلاً در گفتوگو با تیم افسانهای جیمی جم و تری لوئیس، بسیاری ممکن بود آنها را با هم مقابل دوربین بیاورند. اما کوئستلاو میدانست این اشتباه است:«اگر آنها را کنار هم بیاورید، جیمی همه حرفها را میزند و تری ساکت میماند. ولی جدا که مصاحبه کنی، تری بسیار بینش دارد. همین شد که آنها را جداگانه در دو شهر مختلف مصاحبه کردیم و نتیجه عالی شد.»
اعتمادسازی تا جایی پیش رفت که حتی در برخی موارد از نمایش آزمایشی بخشهایی از فیلم برای جذب افراد بیشتر بهعنوان مصاحبهشوندگان استفاده کردند.
پاتل در پایان گفت:«ما میخواستیم داستان اسلای و همینطور داستان بار نبوغ سیاه را با همدلی روایت کنیم. در پایان فیلم مونتاژی داریم که هنرمندان سیاهپوست مختلف - دوستان او - را نشان میدهد. پیام ما این است که این هنرمندان چیزهای زیادی به ما میدهند و ما باید در برابر بار موفقیتی که با آن دستوپنجه نرم میکنند، به آنها بخشش و همدلی نشان دهیم.»
به این ترتیب، فیلم مستندی طراحی شد که همدلی فیلمسازان را به کنجکاوی همراه با درک در تماشاگر تبدیل میکند و همزمان امکان میدهد تا عمیقتر وارد دنیای نبوغ اسلای استون شوند.
کوئستلاو گفت:«همانطور که در دیجیکردنم، نسخه اصلی یک سمپل را پخش میکنم و وقتی مخاطب کشفش میکند فریاد میزند \"وای خدای من!\"، در فیلم هم خواستیم تماشاگر حس کند باهوش است. از نظر فنی، فهرست نوآوریهای اسلای طولانیتر از همه است - همپای استونز و بیتلز.»
مستند «اسلای زنده است! (جانهای حیلهگر)» اکنون روی هولو در دسترس است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه