رفتن به محتوای اصلی
گفت‌وگوی فیلم

چرا حزب توده کمتر از منافقین سوژه مستند شده؟

Afshin Akhgar |
چرا حزب توده کمتر از منافقین سوژه مستند شده؟
احسان عمادی از روزنامه‌نگارانی است که دورخیزش برای ورود به میدان کارگردانی تا به امروز به ساخت مستندهایی تماشایی در حوزه تاریخ معاصر منجر شده است. این کارگردان جوان بعد از دادگاه دکتر مصدق و پرونده مرموز ترور رزم‌آرا، در سومین مستند بلند سینمایی خود سراغ سوژه‌ای بکر رفته و ماجرای بزرگ‌ترین فرار تاریخ سیاسی ایران را به تصویر درآورده است. «فرار از قصر» روایتی ناگفته از فرار رهبران حزب توده از زندان قصر است که عمادی با تکیه بر سابقه رسانه‌ای خود، آن را تبدیل به یک روایت پرکشش و دراماتیک کرده است. به بهانه پخش این مستند در فیلیمو گفت‌وگویی با این کارگردان داشته‌ایم. این مصاحبه پیش از این در رسانه دیگری منتشر شده است.

مستند فرار از قصر؛ معرفی و نقد فیلم

  • آقای عمادی، از اینجا شروع کنیم که ایده اولیه ساخت این چگونه به ذهن‌تان رسید و چرا تصمیم به روایت این مقطع از تاریخ معاصر در قالب مستند «فرار از قصر» گرفتید؟
سید احسان عمادی، کارگردان مستند فرار از قصر: حدود ۱۰ سال پیش بود که این موضوع در صحبتی دوستانه مطرح شد. تهیه‌کننده مستند «فرار از قصر» یعنی آقای حسام اسلامی که پیش‌تر نیز در چند پروژه دیگر با هم همکاری داشتیم، حین بازگشت از یکی از مصاحبه‌ها اشاره کرد که در تاریخ سیاسی ایران فرار بزرگی رخ داده است؛ شبی که رهبران حزب توده از زندان قصر گریختند. آن زمان اطلاعات هر دوی ما درباره این ماجرا اندک بود اما همان‌جا بر سر این موضوع توافق داشتیم که فرار از زندان همیشه سوژه‌ای جذاب برای فیلم‌های سینمایی است، چه رسد به آنکه ماجرایی واقعی و مربوط به شخصیت‌های مهم سیاسی نیز در بین باشد. از همان زمان تحقیقات به شکل پراکنده آغاز شد؛ ابتدا روی فهرست فراریان، نقش و اهمیت آنان در تاریخ سیاسی و سرنوشت‌شان پس از فرار تحقیق کردم. این روند تا حدود چهار، پنج سال پیش ادامه داشت تا سرانجام شرایط ساخت فیلم فراهم شد.
  • احتمالا اولین چالش‌تان هم برای روایت این سوژه، مربوط به آرشیو تصویری بود چرا که به نظر می‌رسد عکس و ویدئو درباره این فرار بسیار اندک بوده و مستندسازی بدون تصاویر آرشیوی دشوار است.
در آغاز خودم هم تصور می‌کردم ناچار به بازسازی خیلی از صحنه‌ها خواهیم شد اما خوشبختانه به تصاویری دست یافتیم که کیفیت و اهمیت‌شان فراتر از انتظار بود. مجموعه‌ای به نام «اخبار ایران» وجود دارد که اگر اشتباه نکنم، آمریکایی‌ها در اواخر دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰ خورشیدی آن را در ایران تولید کردند. هر قسمت از این مجموعه یک فیلم حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه‌ای شامل چند خبر است. ظاهراً این مجموعه در کشورهای دیگری هم که احتمال می‌رفت در معرض نفوذ کمونیسم باشند، ساخته شده است. یکی از اهداف این فیلم‌ها نشان دادن چهره‌ای «در حال توسعه و مدرن شدن» از کشور میزبان بود و هدف دیگرش به‌زعم سازندگان‌شان «نقد و افشاگری علیه جریان‌های چپ». در ایران، آن زمان این فیلم‌ها در سالن‌های سینما به‌صورت پیش‌پرده پیش از نمایش فیلم اصلی پخش می‌شد. \"فیلم
  • یعنی از طریق جست‌وجوی اینترنتی به این آرشیو دسترسی پیدا کردید؟
چند سال پیشش، بخشی از این آرشیو به‌صورت عمومی در اینترنت منتشر شد، اما شامل تمام فیلم‌ها نبود. ما با مکاتبات فراوان توانستیم به بخش منتشرنشده این مجموعه هم دسترسی پیدا کنیم. آرشیو در ایالات متحده نگهداری می‌شود و ما از طریق یکی از دوستان پژوهشگر، آقای نوید زرین‌نعل که خود تحصیل‌کرده دانشگاه هاروارد است، توانستیم با متولیان آن ارتباط بگیریم. در نهایت لینک کامل بیش از ۱۰۰ فیلم با کیفیت تصاویر عالی و بدون واترمارک در اختیار ما قرار گرفت. بخشی از این فیلم‌ها مستقیماً با موضوع مستند ما مرتبط بود؛ مانند خبر کشف جنازه حسام لنکرانی یا ماجرای دستگیری خسرو روزبه. برخی دیگر هم نماهای منحصربه‌فردی از تهران قدیم داشت که پیش‌تر هرگز دیده نشده بود؛ تصاویری از شهروندان، خیابان‌ها، پادگان‌ها یا صحنه‌هایی که ما برای بازسازی سکانس‌های مربوط به دستگیری اعضای سازمان افسران از آن استفاده کردیم. در مجموع، بیش از ۱۵۰۰ خبر و گزارش کوتاه و بلند را بازبینی شد تا مواد تصویری لازم برای فیلم انتخاب شود.
سید احسان عمادی: کسانی که به امید ادامه مبارزه و ساختن آینده‌ای روشن از زندان گریختند اما هرگز به آرمان‌هایی که در ذهن داشتند نرسیدند. برخلاف اغلب روایت‌های کلاسیک فرار از زندان که معمولاً به پیروزی و رهایی ختم می‌شود، در اینجا داستان به یک تضاد بزرگ می‌رسد؛ پیروزی لحظه‌ای فرار، در برابر شکست و تلخی سرنوشت در ادامه زندگی
  • یکی از جذابیت‌های «فرار از قصر» رفتن سراغ حزب توده است که کمتر مستندسازان و فیلمسازان سراغ آن رفته‌اند و حتی فیلمی مانند «لباس شخصی» هم سال‌هاست در توقیف است. دلیل این حساسیت و یا غفلت نسبت به این حزب چیست؟
در مقایسه با سازمان مجاهدین خلق که آثار زیادی درباره آن ساخته شده، درباره حزب توده بسیار کمتر کار شده است. شاید یکی از دلایلش این باشد که مجاهدین هنوز در صحنه سیاسی در خارج از کشور حضور دارند، اما احزاب چپ مارکسیستی به‌طور کامل از فضای رسمی ایران حذف شده‌اند. به همین دلیل بازخوانی و بازنمایی تاریخ آن‌ها کمتر رخ داده است.
  • نکته دراماتیک فیلم شما هم سرنوشت همین رهبران است؛ طراحان این فرار بزرگ، چه سرانجامی پیدا کردند؟
رهبران توده در آذرماه ۱۳۲۹ از زندان قصر گریختند. در فاصله سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۴ تقریباً همه آنان به جز (مرتضی یزدی و خسرو روزبه) از کشور خارج شدند. نورالدین کیانوری، نوشین، جودت و دیگران به شوروی و سپس آلمان شرقی رفتند. مبشری در تهران دستگیر و تیرباران شد، یزدی پس از نوشتن توبه‌نامه آزاد شد و روزبه که سال ۱۳۳۶ در ایران مانده بود نهایتاً به جوخه اعدام سپرده شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، بازماندگان حزب همگی توانستند در فضایی آزاد به ایران بازگردند، اما سرنوشت خوشی در انتظارشان نبود. تقریباً همه کسانی که نقشی در طراحی یا اجرای نقشه فرار داشتند، پیش‌تر یا تیرباران شده مثل قبادی و روزبه‌ یا در تبعید و خارج از ایران درگذشته بودند مثل نوشین یا پس از انقلاب اعدام شدند مثل جودت و‌‌ محمدزاده. تنها دو نفر، از جمله کیانوری، در ایران به مرگ طبیعی از دنیا رفتند. حتی غلامحسین فروتن که رئیس کمیته طراحی نقشه فرار بود، پس از انقلاب در غربت در آلمان درگذشت. در واقع از آن جمع ۱۳ نفره فراریان و فراری‌دهندگان، یازده نفرشان یا اعدام شدند یا ناخواسته در تبعید مردند. این برای من نکته‌ای مهم و تکان‌دهنده بود؛ این‌که فراری به آن عظمت درنهایت برای تک‌تک آنان به سرنوشتی تراژیک منجر شد. سرانجامی تلخ در پی یک پیروزی شیرین و باشکوه. حتی نورالدین کیانوری که شاید شناخته‌شده‌ترین آن‌ها بود و در سال ۷۷ در تهران از دنیا رفت، سال‌هایی طولانی را در زندان تحت شکنجه و بعدتر به شکلی در حصر خانگی و تحت مراقبت گذراند. یعنی عملاً امکان زندگی آزاد و طبیعی برایش وجود نداشت. مرتضی یزدی هم گرچه تا پایان عمرش در ایران ماند، اما سرنوشت خانوادگی غم‌انگیزی پیدا کرد. هر دو پسرش حسین و فریدون پیش از انقلاب علیه توده‌ای‌ها با ساواک همکاری می‌کردند و در واقع جاسوس و نفوذی ساواک در حزب بودند؛ یعنی در عمل مقابل پدر خود ایستادند که خودش به‌تنهایی تراژدی بزرگی است.
  • بقیه آن‌ها هم سرنوشت مشابهی داشتند؟
وقتی به زندگی بقیه گروه فرار نگاه می‌کنید نیز همین تلخی و ناکامی را می‌بینید. کسانی که به امید ادامه مبارزه و ساختن آینده‌ای روشن از زندان گریختند اما هرگز به آرمان‌هایی که در ذهن داشتند نرسیدند. برخلاف اغلب روایت‌های کلاسیک فرار از زندان که معمولاً به پیروزی و رهایی ختم می‌شود، در اینجا داستان به یک تضاد بزرگ می‌رسد؛ پیروزی لحظه‌ای فرار، در برابر شکست و تلخی سرنوشت در ادامه زندگی. این کنتراست موضوعی بود که سعی کردم در فیلم نشان دهم. \"فیلم
  • محمد بحرانی از صداپیشه‌هایی است که در سال‌های اخیر با عروسک «جناب‌خان» به شهرت رسیده و به نظر می‌رسد انتخاب او برای روایت یک مستند تاریخی، با اندکی ریسک همراه بوده است؛ چطور به این گزینه رسیدید؟
برای من مهم بود که فیلم صرفاً به یک مرور تاریخ با لحنی عبوس و خشک محدود شود. ما مستندهای تاریخی زیادی داریم که تحلیل سیاسی و تاریخی را ارجح می‌دانند و به همین دلیل، صرفا وقایع و پیش‌زمینه‌ها و تبعات‌شان را پشت سر هم می‌چینند، اما من دوست داشتم «فرار از قصر» مثل قصه‌ای روایت شود که تماشاگر حس کند آن را از زبان قصه‌گویی می‌شنود. برای همین در متن نریشن، هم در لحن روایت و هم در نقل‌قول‌ها، تلاش کردیم از زبان و بیانی استفاده کنیم که به داستان‌گویی نزدیک‌تر باشد.
سیداحسان عمادی: ما جزو اولین گروه‌هایی هستیم که موفق شدیم مستندمان را به شکل آنلاین عرضه کنیم و خوشبختانه در همین چند روز اول نمایش، استقبال و تعداد بلیت‌های فروخته‌شده فراتر از انتظارمان بود. حدس می‌زنم خود ماجرای هیجان‌انگیز فرار از قصر، فرم روایت قصه‌گوی فیلم‌ که احتمالا برای مخاطبان سینمای داستانی هم جالب باشد
دوست داشتم وقتی نقل قولی از شخصیت‌ها می‌آوریم، جوری باشد که انگار صدای آن آدم را می‌شنویم و فقط به یک روخوانی سلیس و متین اکتفا نکنیم. به همین دلیل به یک گوینده صرف نیاز نداشتم، کسی لازم بود که توانایی صداپیشگی داشته باشد و بتواند با صدایش بازیگری کند، چیزی شبیه دوبله سینمایی. من با محمد از سال‌ها قبل رفاقت داشتم؛ شاید پانزده سال و بیش‌تر. دوستی‌مان از وقتی شکل گرفت که خودم هنوز وارد عرصه مستندسازی نشده بودم و او هم در حوزه تئاتر و نمایش عروسکی فعالیت می‌کرد. تجربه‌های خوبی در فیلم‌های قبلی با هم داشتیم و برای من همکاری با او همیشه لذت‌بخش بوده است. با این حال انتخاب او برای این فیلم به خاطر آشنایی شخصی نبود، بلکه چون واقعاً می‌توانست از پس چنین کاری برآید. محمد فقط متن را نمی‌خواند، بلکه با صدایس به آن حس می‌داد؛ حسی از خشم، اعتراض، احترام یا ترس. طبعا پیدا کردن چنین گوینده‌ای نه که غیرممکن باشد اما به هر حال آسان نیست. ما ساعت‌ها در استودیو کار کردیم، بارها جملات را تکرار کردیم تا به لحن درست برسیم. خوشبختانه او مثل همیشه بسیار همراه بود و هیچ وقت نگفت «اینی که خواندم درست بود! چرا بی‌خودی وسواس داری؟!». همین تعامل درنهایت به نتیجه‌ای که می‌بینید منجر شد که خودم از آن راضی‌ام.
  • درباره فرآیند پخش این مستند هم بگویید و اینکه این روزها از اکران آنلاین «فرار از قصر» در فیلیمو چه بازخوردهایی داشته‌اید؟
واقعیت این است که ما دوست داشتیم خیلی زودتر، یعنی همان دو سال پیش بعد از نمایش «هنر و تجربه»، اکران آنلاین داشته باشیم. مذاکراتی هم برای اکران انجام شده بود و کار شدنی به نظر می‌رسید اما به دلایل مختلف، از جمله ملاحظات مرکز گسترش، این کار تا امروز به تعویق افتاد. ولی حالا که این اتفاق افتاده من واقعا خوشحالم. اکران آنلاین برای مستند اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. شما تصور کنید عواملی مثل قیمت بلیت سینما، ترافیک و مشکلات رفت‌وآمد باعث می‌شود کمتر کسی برای تماشای یک مستند به سالن بیاید. مستندها نه ستاره دارند، نه تبلیغات پرهزینه و نه ظرفیت جذب تماشاگر انبوه مثل فیلم‌های سینمایی. یعنی دایره مخاطب‌ بالقوه‌شان از همان ابتدا محدود است. اما وقتی فیلم آنلاین پخش می‌شود، این محدودیت از بین می‌رود. دیگر فرقی نمی‌کند شما در تهران باشید یا در شهری که حتی سالن «هنر و تجربه» ندارد. همه می‌توانند فیلم را ببینند. برای یک مستندساز، بزرگ‌ترین آرزو همین است؛ دیده شدن فیلم. چون نه دستمزد بالایی در مستندسازی کار است، نه شهرتی و نه حتی اعتبار آن‌چنانی‌ای. مهم‌ترین پاداش برای مستندساز، همان مخاطبی است که فیلمش را می‌بیند و بعد درباره‌اش حرف می‌زند. ما جزو اولین گروه‌هایی هستیم که موفق شدیم مستندمان را به شکل آنلاین عرضه کنیم و خوشبختانه در همین چند روز اول نمایش، استقبال و تعداد بلیت‌های فروخته‌شده فراتر از انتظارمان بود. حدس می‌زنم خود ماجرای هیجان‌انگیز فرار از قصر، فرم روایت قصه‌گوی فیلم‌ که احتمالا برای مخاطبان سینمای داستانی هم جالب باشد و آرشیو مفصل و دیده‌نشده و گاهی شگفت‌انگیزش در این استقبال مؤثر بوده باشد. در هر صورت این اتفاق دلگرم‌کننده است و امیدوارم همین روند ادامه پیدا کند؛ نه فقط برای فیلم ما، بلکه برای همه مستندسازانی که کار می‌کنند و دوست دارند آثارشان دیده شود. \"دانلود
# فیلم مستند
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه