صدام قلب اتمی، صدام لپ قرمزی
Afshin Akhgar
|
خیلی چیزها تغییر کردهاست. از روزی که در فوریه 2015 این فرصت را یافتم که اولین نمایش «مادر قلب اتمی» را در برلیناله ببینم تا حالا در سال 2025 که در قلب تهران فیلم «صددام» روی پرده سینماهاست خیلی چیزها تغییر کردهاست. آن روزها برجام بود و ثبات و حالا نه از برجام خبری هست و نه از ثبات. شرایط کشور جنگی است و البته خیلی شماتیک دوباره میتوان شمایل صدام را در شهر دید.
*
فیلم علی احمدزاده از مهمانی کامی شروع میشد و فیلم پدرام پورامیری از تفرجگاه صدام، «مادر قلب اتمی» گلزار داشت و سهمیهبندی بنزین و مرد مسخ شدهای در شمایل صدام که به شبگردی گروهی از جوانان ملحق میشد و «صددام» زندان دارد و اعتراف و شکنجه و سوتفاهم و البته شیطنت. در کنار شمایل صدام فیلمی که بعدها با سانسور اکران شد و خیری از گیشه ندید ترانه علیدوستی بود و پگاه آهنگرانی که یکیشان ممنوعالکار شد و دیگری قید وطن را زد و در کنار صدام فیلم این روزها روی پرده، پریناز ایزدیار است و آزاده صمدی که یکیشان کارنامهای کمنوسان و دیگری پروندهای پر از فراز و فرود دارد.*
مادر قلب اتمی جرعه آخر فیلم اجتماعیهایی بود که در دهه گذشته جایشان را به کمدیهای سخیف دادند و صددام قلپ یکی مانده به آخر کمدیهایی است که در زورآزمایی تاریخی بالاخره این دست بازی را به اجتماعیها باختند تا سینمای ایران اندکی به احوالات درست خودش بازگردد؛ احوالاتی که در آن سینمای کمدی نه وعده اصلی که باید دورچین غذا باشد.*
علی احمدزاده که این روزها خبر تفتیش خانهاش رسانهای شده میتوانست در شمایل یک فیلمساز جوان و جسور اجتماعیساز حالا برای خودش در مسیر پختگی به درخشش چنگ بزند اما چنین نشد. پدرام پورامیری هم از قلب سینمای اجتماعی ناگهان به ریسمان پولآلود کمدی چنگ زده و معلوم نیست به چه مسیری میرود اما آنچه هویداست اینکه سینمای ایران در یک دهه گذشته مبتلا بوده به همان دردهای مزمن همیشگی؛ همان استعدادکشی، بیتوجهی و سانسور...
دیدگاهها
ارسال دیدگاه