رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت سریال

صدای ما را از آرژانتین می‌شنوید

نسیم قاضی‌زاده |
احتمال اینکه هر آهنگساز خارجی بتواند در ایران گمنام باشد به جز گوستاوو سانتا اولایا هست! از زمانی که سانتا اولایا ساخت موسیقی فیلم‌های ایناریتو را به عهده گرفت و آهنگسازان و مخاطبان جدی موسیقی ایران صدای آنها را شنیدند، و دیگر نتوانستد نه خود موسیقی‌ها و نه خاطره آنها را از ذهن‌هایشان پاک کنند. آهنگسازان هم همین بودند. نتوانستند خودشان و موسیقی‌هایشان را از آواهای سانتا اولایا خلاص کنند. آنقدر این تاثیر را می‌شد در موسیقی آنها دید که طی یک دوره‌ای موسیقی‌های سینمای ایران، صدایی بیشتر شبیه به موسیقی‌های آرژانتین و آمریکای لاتین می‌داد.

همه چیز درباره سریال آخرین بازمانده ما

بارها و بارها حتی آهنگسازان سرشناس ایران موسیقی فیلم بابل را بازسازی کردند و روی فیلم‌های کمی مدرن‌تر می‌گذاشتند. ویژگی موسیقی‌های سانتا اولایا را باید در تلفیق آواهای آمریکای جنوبی و موسیقی‌های تلفیقی مدرن دانست. تک‌مضراب‌هایی که نام مینی‌مال را با خود یدک می‌کشند اما روی تصاویر پرده نقره‌ای  همان ضربه‌های کوتاه، نقشی اساسی ایفا می‌کنند. اگر جز این بود دو جایزۀ اسکار برای آهنگ‌سازی که خواندن و نوشتن نت موسیقی را بلد نیست، حاصل نمی‌شد و البته این تاثیر شگرف بر موسیقی فیلم دنیا. \"فصل بهانه یادآوری از ارزشمندیِ دستاوردهای گوستاوو سانتا اولایا با آنهمه خاطره‌ای که برایمان در طول این سال‌ها از 21 گرم، عشق سگی، کوهستان بروکبک و خاطرات موتورسیکلت تا همین امروز برایمان ساخته است، ورای حرفه‌ای‌گری‌هایش در موسیقی راک و پاپ است. اگر او را مثل همه سال‌ها دنبال کرده باشید می‌دانید که یکی از تخصص‌های سانتااولایا ساخت موسیقی بازی‌هایی کامپیوتری‌ است. از آثار اخیر او می‌توان به آخرین بازمانده ما اشاره کرد. او با آن سابقه درخشان در موسیقی فیلم، برای The Last of Us یک موسیقی  هیجانی البته با همان سبک و سیاق خودش نوشته است که طبیعتا با موسیقی‌ گیم‌پلی‌های نرمالی که پر از صداهای کامپیوتری و سمپل‌های معمول هستند متفاوت است.
ویژگی موسیقی‌های سانتا اولایا را باید در تلفیق آواهای آمریکای جنوبی و موسیقی‌های تلفیقی مدرن دانست. تک‌مضراب‌هایی که نام مینی‌مال را با خود یدک می‌کشند اما روی تصاویر پرده نقره‌ای  همان ضربه‌های کوتاه، نقشی اساسی ایفا می‌کنند
فضای داستانی این بازی که حالا سریالش مدتی‌ست دل هواداران را برده، با آنهمه احساسی که در روایت و هسته مرکزی داستان آن جریان دارد خودش این فضا را برای آهنگساز آماده می‌کند تا بتوان داستان موسیقایی خودش را بسراید. داستانی که به عشق و نجات جان عزیزترین‌ها گره خورده است، فضای آماده‌ای است برای هر خالق موسیقی تا با سازها، ریتم‌ها و ملودی‌هایش روایت خود را تعریف کند. حالا اگر شما سانتا اولایا باشید و کارشناس تخصصی به صدا درآوردن آنچه در ذهن می‌گذرد، می‌توانید انتخاب یک تهیه‌کننده خوش ذوق و فرهیخته بازی کامپیوتری باشید. سانتا اولایا در همراهی با دیوید فلمینگ موسیقی بازی و بعد از آن سریال را پیش بردند و ساختند. این تیم‌ورک تا پیش از این هم جواب داده بود. اینطور که پیداست، فلمینگ بیشتر بخش اکشن را به عهده دارد و سانتا اولایا بخش احساسی را. پیش از این هم این تیم‌ورک به همین صورت انجام شده بود. بخش هیجان‌انگیز را فلمینگ عهده‌دار بود و به تصویر کشیدن بخش آخرالزمانی را به زبان موسیقی آهنگساز بابل انجام دهاده است. او که به خوبی بلد است دردهای بشر و شکنندگی و امیدواری انسان را چطور به موسیقی ترجمه کند، از گیتار و بانجو کمک گرفته است تا این حس‌ها و این ظرافت‌ها را با همان سازهای محلی جنوبی منعکس کند. همین ویژگی که هم هیجان در موسیقی وجود دارد، هم حس و حال تردید‌های آخرالزمانی و آسیب‌پذیری‌های انسان چه در قالب گیم‌پلی چه در قالب سریال آن هم با صدادهی مینی‌مال و نه فقط اصواتی که قرار باشد مخاطب را به صورت لحظه‌ای درگیر کند، باعث شده‌اند که موسیقی این بازی نیز که تلفیقی‌ست از موسیقی آرژانتین، بولیوی همراه با فولکلور آمریکایی و جنوبی، نامزد دریافت جوایز متعددی شود. صدای رونروکو، گیتار بولیویایی و باس را می‌توان در این موسیقی ترکیبی آرژانتینی-آمریکایی شنید؛ صدایی که صدای غالب موسیقی آخرین بازمانده از ماست. \"دانلود
ن
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه