رفتن به محتوای اصلی
گزارش فیلم نقد و یادداشت فیلم

بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های فیلم و کتاب زیبا صدایم کن

Afshin Akhgar |
بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های فیلم و کتاب زیبا صدایم کن
«این داستان درباره دختری نیست که پدرش او را از بالای جرثقیل پایین انداخت. درباره صفحه حوادث روزنامه هم نیست که نوشته بودند پدری دخترش را وادار به فروش مواد مخدر کرد. بابای دختر این داستان هرگز با دخترش به سرقت از مغازه طلافروشی دست نزده و از گاوصندوق فروشگاه خوشخواب رویا چیزی ندزدیده.» رمان «زیبا صدایم کن» با این مقدمه دو سه خطی شروع می‌شود. شروعی جسورانه که هرگز از لو دادن پایان‌بندی رمان و خرده‌داستان‌هایش نمی‌ترسد. رمانی که یک قصه ظاهرا معمولی تعریف می‌‌کند از یک روز دو شخصیت ظاهرا معمولی.

این نوشته جزییات زیادی از کتاب و فیلم «زیبا صدایم کن» را فاش می‌کند. اگر کتاب را نخوانده‌اید یا فیلم را ندیده‌اید، احتیاط کنید!

\"هشدار رمانی از فرهاد حسن‌زاده که اوایل قرار بود کامبوزیا پرتوی فیلمنامه‌ نسخه سینمایی‌اش را بنویسد اما به خاطر بیماری و درگذشت آقای فیلمنامه‌نویس به سرانجام نرسید. مدتی بعد قرار بود این پروژه با نویسندگی اصغر عبداللهی به نتیجه برسد اما آن مرد آرام آبادانی هم گرفتار بیماری قدیمی‌اش شد و درگذشت. او در آخرین روزهای عمرش آرش صادق‌بیگی، یکی از شاگردان داستان‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی‌اش را به صدرعاملی معرفی کرد؛ نویسنده و روزنامه‌نگاری که بالاخره همراه با میلاد و محمدرضا صدرعاملی، فرزندان رسول صدرعاملی، این پروژه چند ساله را به فیلمنامه‌ای آماده فیلم شدن تبدیل کردند. فیلمنامه‌ای که ساختمان اصلی‌اش‌ را از رمان «زیبا صدایم کن» فرهاد حسن‌زاده وام گرفته اما با تغییرات زیادی در پیرنگ آن، بنای باشکوه و متفاوت دیگری ساخته است. \"کتاب

درباره نویسنده کتاب؛ مثل هوشنگ‌خان مرادی‌کرمانی

فرهاد حسن‌زاده را لابد می‌شناسید؛ نویسنده و روزنامه‌نگاری که بیش از ۱۳۰ کتاب برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان نوشته است. نویسنده‌ای که در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰، دو بار نامزد نهایی جایزه هانس کریستین اندرسن -جایزه بین‌المللی تالیف کتاب‌های کودک و نوجوان یا همان نوبل کوچک ادبی-  شده است. مثل هوشنگ مرادی‌کرمانی در سال ۱۹۹۲. حسن‌زاده کتاب «زیبا صدایم کن» را سال ۱۳۹۴ نوشته و تا امروز بیش از ۴۰ هزار نسخه از آن منتشر و فروخته شده است. یک آمار شگفت‌انگیز! کتابی که به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی، عربی، ترکی استانبولی و ارمنی هم ترجمه و منتشر شده است. کتابی که برگزیده جشنواره کتاب سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و شورای کتاب کودک و برنده دیپلم افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان (Ibby) در سال ۲۰۱۸ شده و البته به فهرست «کلاغ سفید» کتابخانه بین‌المللی مونیخ هم راه پیدا کرده است.

معرفی کامل و نقد فیلم زیبا صدایم کن

درباره کتاب؛ مثل یک شکلات تلخ

«زیبا صدایم کن» رمانی است برای نوجوان‌ها؛ ماجرای دختر ۱۵ ساله‌ای به نام «زیبا» که کودکی سخت و پررنجی را گذرانده و حالا در خوابگاه مرکز نگهداری کودکان بی‌سرپرست زندگی می‌کند، پدرش سال‌هاست در یک بیمارستان روانی بستری است، مادرش دوباره ازدواج کرده و ناپدری بداخلاقی دارد که گاهی او را مجبور به دست‌فروشی می‌کند. «زیبا صدایم کن» در واقع قصه یک روز خاص از زندگی زیبا است، روز تولدش. روزی که پدرش برای فرار از آسایشگاه روانی از او کمک می‌خواهد تا بتوانند یک جشن تولد دونفره برگزار کنند و همین فرار پرماجرا شروعی است برای اتفاقات بعدی داستان. داستانی که مثل یک شکلات تلخ، درونمایه تلخش را لابه‌لای یک بسته‌بندی پرزرق‌وبرق و البته شوخ‌وشنگ پنهان کرده است. \"امین

شباهت‌های فیلم و کتاب زیبا صدایم کن

یک پدر، یک دختر، یک شهر و چیزهایی دیگر

اگر فیلم را دیده‌ باشید، از همین خلاصه قصه دو سه خطی رمان هم به شباهت‌های کتاب و فیلم پی برده‌اید. از این شباهت‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد:
  • داستان کتاب و فیلم در یک روز می‌گذرد؛ از صبح تا شب و در روز تولد زیبا.
  • خسرو هم در فیلم، هم در رمان، سال‌هاست که در یک آسایشگاه روانی زندگی می‌کند و تحت درمان است.
  • زیبا هم در فیلم، هم در رمان، در یک خوابگاه خیریه‌ای زندگی می‌کند.
  • در فیلم و رمان با زیبای نوجوانی طرف هستیم که دارد پوست می‌اندازد. نوجوانی که قراردادهای زندگی او در نوجوانی در حال تغییر است و باید برای ایستادن روی پای خودش تمرین کند.
  • در هر دو، قصه‌ از حوالی میدان راه‌آهن تهران، از جنوب شهر شروع می‌شود و در پایان قصه می‌رسد به تجریش و نیاوران، شمال پایتخت. هم در رمان، هم در فیلم، شهر فقط یک مکان و بستری برای اتفاقات رمان و تزیینی نیست و هویت و جان و شناسنامه دارد و لابه‌لای قصه می‌توان پارک‌ها، خیابان‌ها، کافه‌ها، فروشگاه‌ها و برج‌ها و البته کاستی‌ها و کجی‌های تهران را تماشا کرد؛ برخلاف اکثر رمان‌های تالیفی که معمولا ناکجاآبادی را توصیف می‌کنند یا قصه‌شان در فضاهای روستایی یا روزگار گذشته شهرها می‌گذرد.
  • در هر دو حس دختر به پدر ترکیبی است از عشق و نفرت. در هر دو دختر این تلقی را دارد که یکی از دلایل اصلی وضعیت نامساعد فعلی‌شان رفتارهای گذشته پدر است. دلخوری و نفرتی که تا پایان داستان فیلم و کتاب انگار کامل از بین نمی‌رود اما کم‌کم به عشق و بخشش تبدیل می‌شود.
\"ژولیت

تفاوت‌های فیلم و کتاب زیبا صدایم کن

کمی آهسته‌تر زیبا

فیلمنامه‌نویس‌های «زیبا صدایم کن» درونمایه و شخصیت‌های اصلی‌ فیلم را از رمان وام گرفته‌اند اما با اعمال تغییرات مختلف در پیرنگ رمان، قصه فیلمنامه را متفاوت از رمان خلق کرده‌اند. این‌ها چند مورد از این تغییرات و تفاوت‌ها هستند:
  • خسرو در فیلم با نقشه خودش در خودروی خانم آژیر پنهان می‌شود و از آسایشگاه روانی فرار می‌کند اما در کتاب خسرو از زیبا کمک می‌خواهد و با یک نقشه قبلی و به وسیله آب‌میوه‌ها و طنابی که زیبا به دست او می‌رساند فرار می‌کند.
  • در شروع رمان زیبا دل‌تنگ پدر است و به او در فرار از آسایشگاه کمک می‌کند اما در شروع فیلم زیبا نمی‌خواهد پدرش را ببینید. تلاش می‌کند خودش را از او دور نگه دارد و شخصیت مستقلش را حفظ کند؛ مثل شروع فیلم که با حاضرجوابی در مقابل قاضی، از دادگاه گواهی رشد می‌گیرد و در کنار درس و تحصیل، برای تامین هزینه‌هایش کار هم می‌کند.
  • شخصیت مادر در رمان غایب است و پدر و دختر در بخش‌های مختلفی از داستان درباره داستان‌های گذشته مادر و شخصیت او حرف می‌زنند اما در فیلم مادر زیبا حاضر است و در دو مقطع از فیلم با او روبه‌رو می‌شویم.
  • کتاب بیشتر از فیلم به داستان‌های گذشته زندگی خانوادگی زیبا و پدرش گریز می‌زند. به خاطرات تلخ و شیرینی از روزگاری که سه نفری زندگی می‌کرده‌اند. مثلا به ماجرای پدری که برای زیبا سازدهنی خریده بوده و برای او آواز می‌خوانده.
  • شخصیت زیبا در فیلم نسبت به زیبای کتاب شخصیت بالغ‌تری دارد و در رابطه با پدرش اوست که تصمیم می‌گیرد و حتی دستور می‌دهد. اما شخصیت کتاب تقریبا در همه موقعیت‌ها مقهور شخصیت پدر است. در واقع زیبای فیلم نسبت به زیبای کتاب کنشگرتر است.
  • در فیلم پای شخصیت‌ها تا حد زیادی روی زمین است اما در کتاب نقش رویاپردازی‌ها پررنگ‌تر است. مثلا پدر به زیبا قول سفر به جزایر قناری می‌دهد یا زیبا که به داستان‌های پلیسی علاقه دارد، مدام ماجراهای زندگی خودش را با داستان‌هایی که خوانده، گره می‌زند و با شخصیت‌های داستان‌ها همذات‌پنداری می‌کند.
  • در قصه کتاب با یک پدر معنوی خیالی هم مواجه هستیم. پدری که انگار فقط در ذهن زیبا وجود دارد و چندان واقعی نیست. پدری که پناهگاه زیبا است و رویاها و آرامشش با او محقق می‌شود. این پدر خیالی گویا نویسنده‌/روای داستان است.
  • زیبای فیلم شخصیت تلخ‌تری از زیبای کتاب است. زیبای کتاب –به حکم ادبیات بودن- بافته‌های ذهنی بیشتری دارد و بیشتر خیال می‌کند و بیشتر با پدرش شوخی می‌کند. گاهی شوخی‌های واقعی و گاهی شوخی‌هایی که هدفش فقط پرت کردن حواس پدری است که عصبانی شده.
  • شغل زیباهای فیلم و کتاب تفاوت دارد؛ زیبای کتاب فروشنده‌ای است که پشت چراغ قرمزهای خیابان ولی‌عصر کار می‌کند و پول فروش روزانه‌اش را به یک ارباب تحویل می‌دهد اما زیبای فیلم در یک باشگاه تنیس کار می‌کند.
  • به استناد چند اشاره و ارجاع کوتاه در رمان، پدر کتاب باید از رزمندگان دوران جنگ باشد. پدری که موج‌های انفجارهای زمان جنگ ایران و عراق او را گرفته، زنش را طلاق داده و اکنون به دلیل جنون ادواری در آسایشگاه روانی دوره درمانش را می‌گذراند. در فیلم اما این اشاره‌ها وجود ندارد.
  • کتاب ۱۰ سال پیش، در سال ۱۳۹۴ منتشر شده و صدرعاملی در فیلمش سعی کرده واکنش‌هایی به رویدادهای اجتماعی سال ۱۴۰۱ و چند سال اخیر داشته باشد. مثل سکانسی که به رفتارهای گشت ارشاد با دختران طعنه می‌زند.
  • مادر زیبا در رمان یک زن معتاد است که بعد از خسرو با مرد دیگری ازدواج کرده اما مادر زیبا در فیلم زنی مستقل است که راننده اتوبوس‌های BRT خط شمال تا جنوب خیابان ولی‌عصر است.
  • در کتاب شخصیت عموی زیبا وجود ندارد اما در فیلم برادر خسرو یکی از شخصیت‌هایی است که زیبا و خسرو سراغش می‌روند و با او مشاجره و دعوا می‌کنند.
  • در کتاب خبری از آن سکانس زیبای و خیال‌انگیز اواخر فیلم نیست؛ از آن خاموش کردن چراغ‌های برج شمال شهر به جای فوت کردن شمع تولد.

فهرست بهترین فیلم های اقتباسی تاریخ سینما

درباره اقتباس زیبا صدایم کن

یک اقتباس، سه معمار

همین مرور سریع شباهت‌ها و تفاوت‌های رمان و فیلم نشان می‌دهد که سه فیلمنامه‌نویس «زیبا صدایم کن» با چه ذوق و ظرافتی در فرآیند اقتباس توانسته‌اند با حفظ ساختمان اصلی رمان حسن‌زاده، قصه او را به یک درام سینمایی تماشایی تبدیل کنند. به یکی از بهترین فیلمنامه‌های کارنامه فیلمسازی رسول صدرعاملی و یکی از بهترین ملودرام‌های سال‌های اخیر سینمای ایران. به فیلمی که داستان شخصیت پدرش داستان متفاوت و ماندگاری است. پدری که به جنون متهم است اما انگار عاقل‌ترین و پدرترین پدر شهر است. یکی از آن‌هایی که اسکار وایلد، نویسنده و شاعر ایرلندی درباره‌شان گفته است: «در زندان زندگی، همه ما در منجلاب غوطه‌وریم اما تنها برخی از ما چشم به ستاره‌ها دوخته‌ايم.»
# منتقد
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه