رفتن به محتوای اصلی
گفت‌وگوی فیلم

چالش‌های طراحی صحنه صددام چه بود؟

Afshin Akhgar |
او فارغ‌التحصیل رشته طراحی صحنه از دانشکده سینما- تئاتر دانشگاه هنر است. شاید اولین اثر مهم محمدحسین کرمی را بتوان «سریال کیمیا» به کارگردانی جواد افشار دانست که در این سریال به همراه بهزاد جعفری به عنوان طراح صحنه و لباس حضور داشت و بعد از این پروژه توانست مهارتش را به اهالی سینما به اثبات برساند. بعدها هم به عنوان طراح صحنه در آثاری مثل فیلم «پاستاریونی»، «یادگار جنوب» و «قاتل و وحشی» هنر خود را نشان داد. سپس برای فیلم «شیشلیک» و «زالاوا» نامزد سیمرغ بلورین جشنواره فجر شد و در سال‌های اخیر در دو فصل از «سریال زخم‌کاری» با محمدحسین مهدویان و «سریال پدر گواردیولا» با سعید نعمت الله همکاری داشت. در جشنواره فجر 1403 هم با دو فیلم «ناتوردشت» و «صددام» به عنوان طراح صحنه حاضر شد.

اطلاعات و معرفی فیلم صددام

  • در فیلم «ناتوردشت» ما شاهد قاب‌های کاملا سینمایی و چشم‌نواز و البته سکانس‌های نمادین هستیم، این ایده‌ها چگونه به ذهنتان رسید؟
محمدحسین کرمی، طراح صحنه: «ناتوردشت» الهام گرفته از یک اتفاق واقعی ‌است و از نظر من یک فیلم حماسی است چرا که به یک اتفاق حماسی یعنی داستان گم شدن دختربچه‌ای به نام یسنا اشاره دارد که در زمان رخ دادن، تمام کشور را تحت تاثیر قرار داد. زمانی که این پروژه به من پیشنهاد شد از آن استقبال کردم چون می‌دانستم قرار است در بازسازی این حماسه و نمایش آن دخیل باشم. در ابتدا در مورد ساخت لوکیشن‌ها و انتخاب رنگ‌های اصلی جلساتی برگزار شد. یکی از مشکلات اصلی تغییر فصل بود که ابتدا برای ما تهدیدی محسوب می‌شد، چرا که تمامی تصاویر مستندی که از آن اتفاق وجود دارد و دختربچه داستان در آن جا گم می‌شود مربوط به شهرستان کلاله در نزدیکی ترکمن صحرا و ماه اردیبهشت است که تمامی دشت‌ها و مناظر سرسبز هستند. به علت یکسری مسائل تولیدی و وقفه‌هایی که پیش آمد، ما این فصل را از دست دادیم و چون می‌دانستیم فضا باید زیبا و دل‌انگیز باشد، پس داشتیم منصرف می‌شدیم، اما فکری به ذهنمان رسید که از فصل زیبای پاییز با رنگ‌های زرد و نارنجی نمی‌شود غافل شد، پس من و سایر دوستانم در بخش‌های دیگر تصمیم گرفتیم رنگ‌های طلایی و گرم را مبنای کارمان قرار دهیم و با آفتاب تابان، رنگ‌های قهوه‌ای خاک و دشت‌های زرد، شکوه و زیبایی آن اقلیم را به تصویر بکشیم. در فیلمنامه بخش‌های نمادین بسیاری نوشته شده بود و آقای خردمند دغدغه نمایش آن سکانس‌ها را داشتند به همین علت من تلاش کردم تمام آن سکانس‌ها مثل رهاسازی پرنده‌ها از قفس، خانه‌ای که دختربچه در آن زندگی می‌کرد و یک مولفه مهم در قصه ما بود و ذرات قاصدک‌های پراکنده در هوا همه نمادین باشند که ساخت و پیاده‌کردن این موارد بدون کمک فیلمبردار، نورپرداز و همکاران دیگرم امکان‌پذیر نبود. \"پشت
  • آیا تمامی لوکیشن‌های فیلمبرداری شده برای بازآفرینی فضای روستا واقعی بود یا برای بخش‌هایی مجبور به ساخت دکور شدید؟
در زمان پیش‌تولید به من گفته شد که بنا به اقتضائاتی نمی‌شود در آن اقلیمی که داستان اصلی رخ داده است فیلمبرداری کنیم و مجبور هستیم در اطراف تهران صحنه‌ها را بازسازی کنیم به همین دلیل ما بخش زیادی از روستایی را که شاهدش هستید، بازسازی کردیم. اتفاقی که برای یسنا افتاد به این علت خارق‌العاده است که در یک استان مرزی دورافتاده رخ داد و پس از کمک خواستن، تمامی اهالی شهرهای دور و نزدیک برای پیداکردنش بسیج شدند. از ابتدا کارمان بسیار سخت بود چرا که لوکیشن‌های روستای داخل فیلم یک جای مشخص نبودند و هرکدام از آن‌ها در مکانی متفاوت در اطراف تهران و شهریار ساخته شدند. چالش دیگری که داشتیم درباره پیدا کردن لوکیشن‌ها بود چرا که آنقدر زندگی شهری در اطراف تهران نفوذ کرده است، که جایی مثل روستا وجود ندارد و ما باید فضاهایی را پیدا می‌کردیم که شبیه روستایی در منطقه دورافتاده به نظر برسد و پراکندگی لوکیشن‌ها حس نشود. این نزدیک‌کردن فضاها و یکپارچه دیده شدنشان کار سختی بود و ما با تکرار یک سری موتیف‌ها و فریم‌ها سعی کردیم این یکدستی را به وجود بیاوریم. یک‌سری از لوکیشن‌ها هم که اصلا وجود نداشت و مجبور به ساختش شدیم، مثلا خانه‌ احمد با آن مانژ اسب‌سواری کامل ساخته شد، چون مدت‌ها به دنبال چنین لوکیشنی گشتیم و در آخر چیزی که باب میلمان بود پیدا نکردیم. بعد از جلساتی که با تهیه‌کننده برگزار شد و درایتی که ایشان برای تامین بودجه به خرج دادند شروع به ساخت خانه کردیم. تمامی موارد مثل مانژ اسب‌سواری، چاه، قنات، انبار علوفه در خانه احمد و کارگاه قالی‌بافی را ساختیم. حتی داخل و بیرون ماشین احمد را ری‌دیزاین کردیم تا دقیقا به چیزی که در ذهنمان بود برسیم و بیننده با دنیایی درست و واقعی روبه‌رو باشد.

همه چیز درباره فیلم ناتور دشت

  • آیا برای نمایش زندگی و فرهنگ روستایی از المان‌ و رنگ‌های خاصی استفاده کردید؟
بله. من و تیم در ابتدای فیلم تصمیم گرفتیم خانه و محل زندگی یسنا را مکانی زیبا و درخشان نمایش دهیم و با فضاسازی به بیننده نشان دهیم که چه چیزی از بچه دریغ شده است. ما یک پالت رنگی مشخص داشتیم که نمودش در خانه احمد دیده می‌شود. در سایر لوکیشن‌ها هم که دشت و جاده بود سعی کردیم با اصلاح رنگ به پالت اصلی وفادار بمانیم. رنگ‌های پالت هم الهام گرفته شده از اقلیم ترکمن صحرا بود که در فصل پاییز رنگ‌های گرم دارد، حتی در رنگ‌های داخلی خانه هم از آبی و سبز گرم استفاده کردیم. در انتخاب المان‌ها هم سعی داشتیم در جهت سیالی فضا باشد، مثل مترسک در مزرعه و قاصدک‌های پراکنده در فضا، که در نظر داشتیم حس شاعرانگی به فضا دهد. \"محمدحسین
  • فیلمبرداری در فضای باز با شرایط آب و هوایی متغییر دشوار است، شما و تیم اجرا با چه چالش‌هایی رو‌به‌رو بودید؟
کل قصه‌ ما در سه روز می‌گذشت و ما براساس کانسپت قصه، روزهای آفتابی را انتخاب کردیم. فصلی هم که در آن فیلمبرداری داشتیم، اواخر پاییز بود و وضعیت ناپایدار جوی را شاهد بودیم که دائما بین هوای آفتابی و ابری تغییر می‌کرد. براساس هواشناسی هم نمی‌توانستیم برنامه‌ریزی دقیقی کنیم چرا که گاهی اوقات برعکس گزارش‌های هواشناسی اتفاق می‌افتاد. به یاد دارم چندین جلسه به خاطر ابری بودن هوا کار را تعطیل کردیم و همین هم استرس زیادی به تیم داد و هم چالش‌‌بر‌انگیز بود.
  • در فیلم «صد‌دام» از چه جزئیات و رنگ‌هایی برای مطابقت با فضای آن دهه استفاده کردید؟
در دهه 70 میلادی که مصادف با دهه 50 شمسی بود تغییرات زیادی در پوشش و معماری اتفاق افتاد که این تغییرات به ایران هم رسیده بود و ما دوره‌ای درخشان با رنگ‌هاش شاد و رنگارنگ را شاهد بودیم. با شروع جنگ فضای آشفته‌ای وارد ایران شد. روی درودیوارهای شهر شعارهای انقلابی و دیوارنوشته‌هایی به چشم می‌خورد. از مولفه‌های اصلی آن دوره رنگ‌های گرم و خطوطی به سبک ریترو بود و زمانی که به دنبال لوکیشن اصلی برای هتل بودیم این ترکیبات را در هتل نادری جدید پیدا کردیم. ته‌مایه‌ای از سبک ریترو و رنگ‌های شاد و گرم در طراحی این هتل به کار برده شده بود که به دلمان نشست. بعد از شروع پروژه ما این سبک را در معماری و چیدمان داخلی هتل گسترش دادیم و برای فیلمبرداری آماده‌اش کردیم. \"پشت
  • آیا کمدی بودن فیلم در انتخاب پالت رنگی و چیدمان دکورها تاثیر داشت؟
بله تاثیر داشت اما باید بگویم ما بسیار به بخش‌های فنی فیلم دقت داشتیم، صرفا به خاطر کمدی بودن در جایی کوتاهی نکردیم و در طراحی دکورها جدیت کامل به خرج دادیم. کمدی بودن فیلم در کانسپت و طراحی و انتخاب پالت رنگی تاثیر داشت و رنگ‌های زنده و گرم را برای هتل در نظر گرفتیم. من به اتفاق کارگردان تصمیم گرفتیم ثریا معشوقه صلاح و تهران را به عنوان مرکز گرما و عشق نشان دهیم که صلاح به آن‌ها پناه می‌برد و زمانی که در دوران جنگ در عراق و از این مرکز عشق دور است به صورت نامحسوس از رنگ‌های سردتر استفاده کنیم. اتاق ثریا را هم که عاشقانه‌ترین و گرم‌ترین مکان فیلم بود مثل یک تنور عشق در نظر گرفتیم و با رنگ آجری و نارنجی دیزاین کردیم.
  • برای طراحی لوکیشن‌های مختلف هتل و حس نوستالژیک بودن صحنه از چه المان‌هایی کمک گرفتید؟ 
از هر آنچه که حس نوستالژیک بودن به فضای فیلم می‌داد کمک گرفتیم. هرجایی که جایگزینی بین یک چیز جدید و قدیمی وجود داشت و حق انتخاب داشتیم از قدیمی‌ترها استفاده می‌کردیم. عکس‌ها، پوستر‌ها و نوشته‌های روی دیوار همه را در طراحی خود لحاظ کردم و تصمیم گرفتم برای تمام هتل، کاغذدیواری‌های مطابق با آن دوره، طراحی و چاپ و اجرا کنیم تا همه چیز نوستالژیک‌تر به نظر برسد. در واقع می‌توانم بگویم تک تک فضاهای فیلم و وسایل چیده شده با دقت و جزئیات انتخاب شد. \"محمدحسین
  • کدام ژانر سینمایی برای شما جذاب‌ و لذتبخش‌تر است، بیشتر شما را به چالش می‌کشد و دوست دارید در آن فعالیت کنید؟ 
در واقع ژانری به آن صورت برایم ویژه نیست، من عاشق جزئیات هستم چون معتقدم برای اینکه قصه‌ای خوب به تصویر کشیده شود باید از جزئیات زیادی کمک گرفته شود و هرچه جزئیات بیشتر باشد صحنه غنی‌تر به نظر می‌رسد. قابی که در تصویر می‌بینید باید بتواند برای شما قصه تعریف کند و از ویژگی‌های طراح صحنه این است که تصویری را از داخل فیلمنامه بیرون بکشد و با چیدمانش با شما صحبت کند. من خیلی دوست دارم مستقیم با مخاطب صحبت کنم و خیلی از زبان نمادین در کارم استفاده نکنم. از طرفی کار در پروژه‌های تاریخی که اشاره به دوره‌های متفاوت دارند، برایم همیشه جذاب بوده است.
  • این دو فیلم که جهانی متفاوت داشتند، در جشنواره امسال موفق و پرفروش ظاهر شدند، کدام یک از این دو پروژه از لحاظ طراحی و اجرا چالش‌برانگیزتر بود؟
خوشحالم که کارها دیده شد و مورد پسند مردم قرار گرفت. من پیش از این تجاربی در حوزه فیلم هایی با مضامین تاریخ معاصر چه به عنوان دستیار و چه به عنوان طراح داشتم و با چالش‌هایش آشنا بودم فیلم «صددام» علاوه بر این ویژگی یک کمدی صرف هم بود که در دهه 50 روایت می‌شد، ولی در فیلم «ناتوردشت» باید یکسری لوکیشن‌ها را خلق می‌کردیم و با توجه به این که از آن اقلیمی که داستان رخ داد، دور بودیم، در مقام طراح این پروژه تجربه جدیدی برایم بود.
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه