رفتن به محتوای اصلی
نقد و یادداشت فیلم

مینی‌مال اما تغزلی

Afshin Akhgar |
بیایید از کریستف رضاعی بگوییم، از  اینهمه ملودی که می‌تواند در ذهن یک آهنگساز جریان داشته باشد، از این ذهن رنگی و ملودی‌های نابی که برای همه ما از ذهنش سوغاتی آورده است. او که در ترکیب با تصاویر نبوغ آهنگسازی‌اش بیش از همیشه نمایان می‌شود، صاحب تعدادی از درخشان‌ترین آهنگ‌های تکرارشونده ذهن ماست.

معرفی کامل و نقد فیلم زیبا صدایم کن

هرچند بهانه این یادداشت اکران زیبا صدایم کن با موسیقی اوست اما برنامه این است که در این یادداشت درباره خالق این ملودی‌های ناب و نغمه‌های ماندگار بگوییم.  از آهنگی‌هایی که هنوز بعد از سال‌ها، همچنان با همان طراوت روی پتوی مخملی خیال ما جا خوش کرده‌اند. از اولین ملودی‌هایی که بارقه این احساس را در ما زنده کرد و ما با آن احساس کردیم که آهنگسازی آمده است تا جانمان را لمس کند، کنعان بود. کنعان با آن فضای خلوت و دیالوگ‌های اندک اما ماندگارش موسیقی‌ای از جنس خود را می‌طلبید که بتواند علیرغم همراه کردن مخاطب، فاصله را حفظ کند و فضا را نبرد سمت سانتی‌مانتالیسم. کریستف هم همین کار را انجام داد، او موسیقی‌ای را نوشت که این استمرار را می‌شد در آن شنید و دید اما در عیین حال ورودش به جهان ذهن شخصیت‌ها را هم ممکن می‌کرد،  اما آنقدر آب و تابش هم نمی‌داد که یادمان برود کجای جهان قصه ایستاده‌ایم. [caption id=\"attachment_200154\" align=\"aligncenter\" width=\"1280\"]\"کریستف کریستف رضاعی و دخترش ژولیت رضاعی[/caption] بعد از آن در چهل سالگی بار دیگر این حال را تجربه کردیم. او برای فیلمی موسیقی نوشت که شخصیت اول آن نوازنده ویولن‌سل بود و سکانس‌هایی از فیلم در فضای اجرای موسیقی می‌گذشت. همین مساله باعث شده بود تا او با نگاه متفاوتی موسیقی این فیلم را بنویسد. کمی بعدتر او سعادت‌آباد را نوشت که فضا فیلم خودش هم سرتاسر پر بود از موسیقی‌های فیلمنا‌مه‌ای که شخصیت‌های مختلف در حال اجرای آن‌ها در فضای داستانی بودند. از بهترین و ماندگارترین لحظاتش می‌توان به خواندن دسته جمعی دور میز شام اشاره کرد.
آخرین ساخته صدرعاملی یکی از بهترین ساخته‌های رضاعی را هم روی خود دارد. یک ملودرام موسیقایی و از آن مهم‌تر یک موتیف قوی و بیادماندنی. با وجود اینکه موسیقی زیبا صدایم کن، فراز و فرودهایی هم دارد، اما نکته اصلی‌اش این است که آنقدر این انسجام قوی است که باید خیلی بی‌توجه باشی
موسیقی‌ای هم که آهنگساز برای اثر نوشته بود، فضایی مینی‌مال و در عین حال تغزلی داشت. این ویژگی تبدیل شده است به امضای رضاعی در تمام آثارش. همه آن‌ها ملودی‌های بسیار قوی و بیادماندنی دارند، موتیف‌هایی دارند که همیشه لحن آن‌ها به یاد می‌ماند اما در عین حال فضاسازی غالبی که در موسیقی‌اش دارد، فضاسازی‌ای است که ذهن بیش از اندازه درگیر موسیقی نمی‌شود. با اینکه رضاعی این کار را خوب بلد است. نمونه‌اش را در احتمالا به‌یادماندنی‌ترین موسیقی‌اش نشان داده است؛ در دنیای تو ساعت چند است؟ موسیقی‌ای که به دلیل تمرکزش روی موسیقی فولکلور گیلکی در ترکیب با موسیقی فرانسوی بیش از همیشه شنیده شد. در اژدها وارد می‌شود، ناگهان درخت و ماهی و گربه به فراخور فضاهای متفاوت، او مودهای متفاوتی را برای موسیقی نوشت. بعدتر در سال دوم دانشکده من با صدرعاملی همکاری داشت و حالا آهنگسازی زیبا صدایم کن را انجام داد که پیش از این به صورت مفصل برای موسیقی متن آن در همین صفحه نوشته‌ایم. آخرین ساخته صدرعاملی که بازگشت او به اوج محسوب می‌شود، یکی از بهترین ساخته‌های رضاعی را هم روی خود دارد. یک ملودرام موسیقایی و از آن مهم‌تر یک موتیف قوی و بیادماندنی. با وجود اینکه موسیقی زیبا صدایم کن، فراز و فرودهایی هم دارد، اما نکته اصلی‌اش این است که آنقدر این انسجام قوی است که باید خیلی بی‌توجه باشی اگر موسیقی کریستف رضاعی توجهت را جلب نکند. موسیقی یکدست و پر احساس این فیلم، توانسته است که به خوبی همراه صوتی خوبی برای تصاویر این فیلم باشد.
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه