قتل در مستطیل سبز!
فوتبال به عنوان فراگیرترین ورزش جهان، توجه سینماگران زیادی را به خود جلب کرده و سینماگران ایرانی نیز از آن مستثنی نیستند. آثار سینمایی که در ایران با محوریت فوتبال ساخته شده را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: نخست آنهایی که در اواخر دهه هفتاد و با سوار شدن روی موج علاقه چشمگیر مردم به تیم ملی ایران و نیز استقلال و پرسپولیس ساخته شده و حتی پای تعدادی از فوتبالیستهای مشهور را به میان کشیدند.
چرا که گرههای فیلمنامه قوت لازم را نداشته و در عین حال ریتم فیلم نیز افت میکند. تنها، سکانس اعتراف گرفتن موسی داخل اتومبیل خوب از کاردرآمده و تکانی به فیلم میدهد. به لحاظ شخصیتپردازی، عزیزی به جز موسی که لباس قهرمان به خوبی به تناش پرو شده در مورد بقیه بیشتر به تیپپردازی اکتفا کرده است. برای مثال نیز میتوان به شخصیت کاملا خاکستری رضا با بازی محمد بحرانی اشاره کرد که نقشی کلیدی در فساد شکل گرفته در فوتبال شهری کوچک دارد.
محمدابراهیم عزیزی در نخستین ساخته سینمایی خود، به لحاظ تکنیکی موفقتر نشان داده و برخی از ضعفهای فیلمنامه را با تکیه بر قاببندیها و دکوپاژی نسبتا مناسب پوشانده است. در عین حال از فضای لوکیشن فیلم به خوبی بهره گرفته و جنبه بصری آن را تقویت کرده که فیلمبرداری درخشان حسین جلیلی هم در آن نقش دارد. در فیلمهایی از جنس بازی را بکش که با تکیه بر قهرمان پیش میروند، انتخاب بازیگر نقش اصلی اهمیتی کلیدی داشته و اندک لغزشی میتواند کلیت آن را به خطر بیندازد. اتفاقی که در این فیلم نیفتاده و بازی باورپذیر محسن کیایی در نقش موسی مهمترین نقطه قوت آن به حساب میآید. کیایی در ادای لهجه عالی نیز عمل کرده و با استفاده از زبان بدن، به شخصیت موسی هویت بومی بخشیده است.
اطلاعات و نقد فیلم بازی را بکش
دسته دوم آنهایی هستند که خود فوتبال پیرنگ فیلمنامهشان بوده و فیلمساز با توسل به آن، قصه خود را به ویژه در ژانر ملودرام روایت میکند. از دسته نخست، میتوان به فیلم های مثلث آبی ساخته هادی صابر، فوتبالیستها به کارگردانی علی اکبر ثقفی و ازدواج غیابی ساخته کاظم معصومی اشاره کرد که تقریبا هیچکدام هم به فروش بالایی دست پیدا نکرده و عملا روی فرضیه گرم کردن گیشه آن هم با استفاده از فوتبالیستهای سرشناس، خط بطلان کشیدند. اما در دسته دوم شاهد آثار باکیفیت و بعضا درخشانی همچون: تومان ساخته مرتضی فرشباف و ناهید به کارگردانی آیدا پناهنده هستیم که اسکلت فیلمنامه آنها بر پایه حواشی فوتبال و به ویژه شرطبندی و قمار روی مسابقات فوتبال شکل گرفته است. فیلم بازی را بکش به کارگردانی محمدابراهیم عزیزی که پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر سال گذشته این روزها بر پرده سینماهای کشور است، در گروه دوم تقسیمبندی بالا جای میگیرد.محمدابراهیم عزیزی در نخستین ساخته سینمایی خود، به لحاظ تکنیکی موفقتر نشان داده و برخی از ضعفهای فیلمنامه را با تکیه بر قاببندیها و دکوپاژی نسبتا مناسب پوشانده است. در عین حال از فضای لوکیشن فیلم به خوبی بهره گرفته و جنبه بصری آن را تقویت کرده که فیلمبرداری درخشان حسین جلیلی هم در آن نقش داردشرطبندی روی مسابقات فوتبال، موضوعی است که کشورهای مختلف جهان به نوعی درگیر آن بوده و حتی این مساله باعث ایجاد فساد در بین اهالی فوتبال نیز شده است. چرا که پول زیاد ردوبدل شده، میتواند آدمهای مختلف از بازیکن و مربی تا مدیر و ... را وسوسه کند. عزیزی که فیلمنامه نخستین ساخته سینماییاش را همراه لادن شیرمرد نوشته، از همین سوژه بهره گرفته و قصه خود را با قید براساس یک داستان واقعی به تصویر کشیده است. فیلم با ریتم تند و بدون مقدمهچینی آغاز شده و خیلی زود هم به نقطه عطف اول میرسد؛ مرگ هولناک فوتبالیستی جوان به نام مسعود بر اثر سانحهای که در زمین فوتبال رخ میدهد. در ابتدا، ماجرا یک اتفاق تکاندهنده ورزشی به نظر میرسد اما هر چه قصه جلوتر میرود، فرضیه قتل قوت بیشتری پیدا کرده و به عامل کلیدی پیشبرنده داستان تبدیل میشود. موسی برادر بزرگتر مسعود، نقش اصلی کار را به عهده داشته و یک قهرمان کلاسیک به حساب میآید. شخصیت کارشده و کنشمندی که از همان ابتدا مرگ برادر را نپذیرفته و به دنبال یافتن سرنخی از ماجرا، به آب و آتش میزند. عزیزی برای پیشبرد قصه خود به سمت مولفههای جنایی-معمایی رفته و قهرمان خود را در برابر موانع مختلفی برای کشف حقیقت قرار میدهد. فوتبالیست سابق بودن موسی نیز در شکل گیری درست شخصیت و نزدیکتر کردن آن به تماشاگر، نقشی کلیدی دارد. فوتبالیستی که به زعم خود به آنچه که شایستهاش بوده، نرسیده و حال به مربیگری در ردههای سنی پایین مشغول است. با پیشرفت داستان، تماشاگر با حلقهای از فساد در فوتبال شهر مواجه میشود که حتی خود مسعود نیز جزئی از آن به حساب میآید. برگههای موسوم به توتو (نام اولیه فیلمنامه)که سالها پیش در بین علاقمندان به فوتبال در خطه شمال ایران توزیع میشد، ذهن نویسندگان فیلمنامه را به سمت خطه یاد شده کشانده و به خوبی از فضای آن برای پربارتر کردن جنبه بصری کار بهره گرفتهاند. بازی را بکش تا نقطه عطف نخست خوب و قابل قبول پیش رفته اما با ورود به پرده میانی تا حدود زیادی از نفس میافتد.
چرا که گرههای فیلمنامه قوت لازم را نداشته و در عین حال ریتم فیلم نیز افت میکند. تنها، سکانس اعتراف گرفتن موسی داخل اتومبیل خوب از کاردرآمده و تکانی به فیلم میدهد. به لحاظ شخصیتپردازی، عزیزی به جز موسی که لباس قهرمان به خوبی به تناش پرو شده در مورد بقیه بیشتر به تیپپردازی اکتفا کرده است. برای مثال نیز میتوان به شخصیت کاملا خاکستری رضا با بازی محمد بحرانی اشاره کرد که نقشی کلیدی در فساد شکل گرفته در فوتبال شهری کوچک دارد.
محمدابراهیم عزیزی در نخستین ساخته سینمایی خود، به لحاظ تکنیکی موفقتر نشان داده و برخی از ضعفهای فیلمنامه را با تکیه بر قاببندیها و دکوپاژی نسبتا مناسب پوشانده است. در عین حال از فضای لوکیشن فیلم به خوبی بهره گرفته و جنبه بصری آن را تقویت کرده که فیلمبرداری درخشان حسین جلیلی هم در آن نقش دارد. در فیلمهایی از جنس بازی را بکش که با تکیه بر قهرمان پیش میروند، انتخاب بازیگر نقش اصلی اهمیتی کلیدی داشته و اندک لغزشی میتواند کلیت آن را به خطر بیندازد. اتفاقی که در این فیلم نیفتاده و بازی باورپذیر محسن کیایی در نقش موسی مهمترین نقطه قوت آن به حساب میآید. کیایی در ادای لهجه عالی نیز عمل کرده و با استفاده از زبان بدن، به شخصیت موسی هویت بومی بخشیده است.
م
محمد جلیلوند
— تهران
متولد ۱۳۵۵ | تهران لیسانس علوم ارتباطات، منتقد و نویسنده او از سال ۱۳۷۷ کارش را به عنوان روزنامهنگار و منتقد حوزه سینما و تلویزیون با هفتهنامه سروش، خبرگزاری ایرنا، دنیای تصویر آنلاین و... همکاری داشته است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه