زندگیای که زیباست
سرگرمی را میتوان مهمترین ویژگی رسانه ازسینما و قاب کوچک تلویزیون تا پلتفرم به حساب آورد که به تولید آثار متنوع در زمینههای گوناگون منتهی میشود. به ویژه در سالهای اخیر که رسانه از قالب گذشته نه چندان دور خود فاصله گرفته و فضای مجازی به مهمترین رقیب آن تبدیل شده است. تاک شوها یا همان برنامههای گفتوگومحور، یکی از همین دسته آثار سرگرم کننده به حساب میآیند که سابقهای طولانی داشته و به واسطه تنوع موضوع طیف گستردهای را شامل میشوند؛ از عرصه سیاست و اقتصاد تا ورزش و هنرهای نمایشی. در ایران نیز سالهاست که شاهد تولید تاکشوهای متنوع در زمینههای گوناگون هستیم که گاه میلیونها مخاطب پیدا کرده و حتی جامعه را ولو برای مدتی کوتاه تحت تاثیر خود قرار دادهاند. این قبیل آثار به مرور وارد فضای پلتفرم هم شده و شاهد نمونههایی از آن در سالهای اخیر بودهایم. سپنج با اجرای علی درستکار و محصول پلتفرم فیلیمو یکی از آنها محسوب میشود که از فضای فان جاری در تاکشوها فاصله گرفته و گفتگوهای جدیتری در آن به چشم میخورد.
در سپنج به معنای جهان گذرا، شاهد گفتگوی درستکار با شخصیتهای مختلف در زمینههای گوناگون هستیم که میتوان آن را یکی از مهمترین نقاط قوتاش به حساب آورد. تنوعی که میتواند برای قشرهای مختلفی از مخاطبان جذاب بوده و آنها را پای سپنج بنشاند. از فاضل نظری و ساعد باقری شاعر و علی نصیریان و داریوش مودبیان از سرشناسترینهای عرصه هنرهای نمایشی تا چهرههایی که برای عموم مردم کمتر شناخته بوده اما در رشتههای خود جزو بهترینها به حساب میآیند. همان چیزی که برنامههایی از این جنس به آن نیاز مبرم داشته و با اتکا به آن توانسته به قسمت سی و پنج نیز برسد.
علی درستکار با همان سیاقی که از گذشته پیش گرفته، اجرای متینی داشته و جز طرح سوالات کوتاه یا اندک تایید کردنها، میدان گفتگو را به میهمان خود میسپارد. شخصیتهایی که هر کدام سالها در رشته خود تحصیل و فعالیت کرده و از نگاهی متفاوت به حرفه خود مینگرندسپنج در تازهترین قسمتهای خود بیشتر به سمت چهرههایی از عرصه پزشکی، جامعهشناسی و نیز فیزیکدان و فیلسوف رفته است. درستکار هم با همان سیاقی که از گذشته پیش گرفته، اجرای متینی داشته و جز طرح سوالات کوتاه یا اندک تایید کردنها، میدان گفتگو را به میهمان خود میسپارد. شخصیتهایی که هر کدام سالها در رشته خود تحصیل و فعالیت کرده و از نگاهی متفاوت به حرفه خود مینگرند. در حقیقت آن نکتهای که سپنج به دنبال کشف آن است، نگاه میهمانها به مقولهای به نام زندگی است. نکتهای کلیدی که میتواند برای مخاطب پرحوصله و نکتهبین سپنج جذاب و تاثیرگذار بوده و به نگاه تازهتری به زندگی برساند. برای مثال میتوان به قسمت سی و پنجم با حضور دکتر اردشیر قوامزاده فوق تخصص بیماریهای خونی و سرطان اشاره کرد که یکی از برجستهترین پزشکان در سطح جهان به حساب میآید. مقوله تحقیق و مطالعات آزمایشگاهی و اهمیت فوقالعاده آن، نقطه طلایی گفتگوی علی درستکار با دکتر قوامزاده است که حس و حال خوبی هم برای مخاطب در پی دارد. نجات جان انسانها به وسیله علم پزشکی در زمینه سرطان، پیام امیدوارکنندهای همراه داردکه به خوبی از طریق این سپنج به مخاطب منتقل شده و در عین حال غرورانگیز هم جلوه میکند. چرا که متخصصی ایرانی در کنار گروهی دیگر موفق به انجام کاری بزرگ و ستودنی شده که باید به احترام آن کلاه از سر برداشت. برای مثال هم میتوان به ذکر نمونههای گوناگون درمان شده اشاره کرد. طراحی صحنه و دکور ساده سپنج، یکی دیگر از نقاط قوت آن به حساب میآید؛ مبلی ساده در دو گوشه کادر ، فرشی دو تکه با قدمتی دویست ساله در مرکز آن و فضای اطراف صحنه که در تاریکی مطلق قرار دارد. ساده و بیتکلف و با تاکیدی ظریف روی فرشی عتیقه که نمادی از هنر ایرانی به حساب میآید. درستکار هم انتخاب خوبی برای اجرای سپنج به حساب میآید که با سادگی فضای برنامه به خوبی جفت و جور شده است. در انتخاب مهمانها هم تنوع به خوبی لحاظ شده و از این لحاظ سپنج دچار یکنواختی نشده است.
م
محمد جلیلوند
— تهران
متولد ۱۳۵۵ | تهران لیسانس علوم ارتباطات، منتقد و نویسنده او از سال ۱۳۷۷ کارش را به عنوان روزنامهنگار و منتقد حوزه سینما و تلویزیون با هفتهنامه سروش، خبرگزاری ایرنا، دنیای تصویر آنلاین و... همکاری داشته است.
دیدگاهها
ارسال دیدگاه