رفتن به محتوای اصلی
گفت‌وگوی فیلم

عزیز حاصل درک عوامل حرفه‌ای سینما از فیلم اجتماعی است

Afshin Akhgar |
«وقتی من تصمیم گرفتم که فیلم را به زبان گیلکی کار کنم، طبیعتا باید سراغ بازیگرانی می‌رفتم که مسلط به زبان گیلکی باشند. در حقیقت اصلا نمی‌خواستم که سراغ بازیگران خارج از این خطه بروم که بخواهند ادای این گویش زیبا و این لهجه را در بیاورند.» آنچه خواندید بخشی از صحبت‌های مجید توکلی است که به بهانه پخش سومین ساخته بلند سینمایی‌اش یعنی «عزیز» به ما گفته است. چالش‌های سخت ساخت این فیلم را به روایت او بخوانید.

فیلم عزیز؛ معرفی و اطلاعات

  • عزیز به عنوان سومین فیلم سینمایی مجید توکلی در جایگاه کارگردان و همکاری مجدد با خانم دارالشفایی نویسنده «عروسی مردم» و «متولد ۶۵» است. ریسک همکاری با نویسنده‌ای که پیش از این با یکدیگر کار مشترک انجام داده‌اید، کمتر است؟ برایمان بگویید این همکاری چندباره حاصل تفکر نزدیک شما دو نفر است یا دلایل دیگری دارد؟
مجید توکلی، کارگردان فیلم عزیز: اساسا یک همکاری مشترک زمانی به موفقیت می‌رسد و ادامه پیدا می‌کند که دو طرف تفاهم داشته باشند و از این همراهی حس خوب بگیرند البته که تضرب آرا هم وجود دارد و به هر حال افراد در مواردی مخالف هم هستند. من و خانم دارالشفایی ابتدا فیلمنامه سینمایی «متولد ۶۵» را با هم کار کردیم و سپس این همکاری در فیلم «عروسی مردم» ادامه پیدا کرد. ما همچنین در 2 تله‌فیلم پلیسی با یکدیگر نوشتیم تا اینکه رسیدیم به فیلمنامه «عزیز». طبیعتا برای من این همکاری بسیار اتفاق خوشایندی‌ بود چراکه زبان مشترک ما باعث شد راحت‌تر مسیر را طی کنیم و به نتیجه برسیم. ناگفته نماند طرح اولیه فیلمنامه «عزیز» را یکی از دوستانم برایم تعریف کرد و سپس من برای خانم دارالشفایی بازگو کردم و ایشان هم نگارش کار را انجام دادند که مسیر را برای فیلم «عزیز» تا حدودی طی کردیم و این اثر به مرحله ساخت رسید. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که خانم دارالشفایی به عنوان یک زن با نگاه زنانه و من هم به عنوان یک مرد با نگاه مردانه، توانستیم 3 فیلم سینمایی و 2 تله‌فیلم پلیسی کار کنیم و در حقیقت موضع برابری را برای شخصیت‌ها در کار ارایه دهیم که به نظر من اتفاق خوبی بود. خانم دارالشفایی در زمان نگارش فیلمنامه بسیار همراه و همدل است و این اتفاق کمک می‌کند فیلمنامه به سمت مطلوبی پیش برود. البته ما اعتقاد نداریم آثاری که را باهم کار کردیم، ایراد ندارد و اولین نفری هستیم که به ضعف‌های خود واقفیم اما به هر حال این همکاری رو به رشد بوده و روز به روز بهتر شده است.
  • فیلم سینمایی «عزیز» درباره آلزایمر است و خیلی زود این را با تماشاگر خود در میان می‌گذارد؛ در حقیقت ساده و صمیمی شروع و مخاطب به راحتی با کاراکترها آَشنا و با قصه فیلم همراه می‌شود. برای همراهی مخاطب و نزدیک شدنش به مضمون پیچیده‌ای چون بیماری آلزایمر و همچنین دراماتیزه کردن آن چه تدابیری اندیشیدید؟
آلزایمر جزو آن دسته از بیماری‌هاست که در یک دهه اخیر و با یک تحقیق میدانی کاملا ساده می‌توان متوجه شد که همه‌گیر و فراگیر شده است تا جایی که در سینمای جهان نیز بدین بیماری پرداخته می‌شود. ما شاهد موارد بسیاری در داخل کشور خودمان نیز هستیم و متاسفانه این بیماری در حال گسترش است. طبیعتا ما نیاز بسیار اساسی برای اینکه تماشاگر را با این بیماری آشنا کنیم، نداشتیم چراکه اگر یک دور در خیابان بزنیم و از افراد مختلف سوال کنیم تقریبا از هر پنج نفر، سه نفر در خانواده‌هایشان درگیر بیماری الزایمر هستند. پس تلاش کردیم در ابتدای فیلم یک خانواده گرم و صمیمی و با حس و حالی را نشان دهیم که روابط بینشان بسیار خوب است. در حقیقت در سکانس ابتدایی سعی شد که یک آشنایی با کاراکترها و قصه رقم بخورد و در ادامه ما وارد مضمون پیچیده قصه ‌شویم. \"نگاهی
  • به عقیده منِ مخاطب، شاید تماشاگر زود می‌تواند انتهای فیلم را پیش‌بینی کند. از سوی دیگر فیلمنامه عزیز از میانه فیلم کمی کش پیدا می‌کند و یک سوم پایانی نتوانست موفقیت دو سوم ابتدایی آن را برانگیزد. نظر شخص شما درباره این موضوع چیست؟
این که تماشاگر می‌تواند زودتر از موعد مقرر حدس بزند که پایان فیلم چه می‌شود، در این مدل از روایت قصه ما خیلی اهمیت ندارد چون قرار نیست پایان شگفت‌انگیزی را رقم بزنیم. به هر حال همه ما می‌دانیم که یک مادر هشتاد و خورده‌ای ساله آلزایمر گرفته و عاشق پسرش شده است و خانواده در حال تلاش هستند که این بحران را حل کنند. در این ماجراها قرار نیست اتفاق خاصی در پایان رخ بدهد بلکه مسیر طی شده برای ما اهمیت داشت که آن را درست نشان دهیم.
مجید توکلی، کارگردان فیلم عزیز: این که تماشاگر می‌تواند زودتر از موعد مقرر حدس بزند که پایان فیلم چه می‌شود، در این مدل از روایت قصه ما خیلی اهمیت ندارد چون قرار نیست پایان شگفت‌انگیزی را رقم بزنیم. به هر حال همه ما می‌دانیم که یک مادر هشتاد و خورده‌ای ساله آلزایمر گرفته و عاشق پسرش شده است و خانواده در حال تلاش هستند که این بحران را حل کنند
  • یکی از وجوه قابل توجه فیلم عزیز بازی‌های خوب و باورپذیر در فیلم از پیرزن آلزایمری گرفته تا زوج روزبه حصاری و آزاده صمدی است. چگونه به این ترکیب رسیدید؟ آیا انتخاب‌های دیگری برای بازیگران نقش اصلی داشتید؟
وقتی من تصمیم گرفتم که فیلم را به زبان گیلکی کار کنم، طبیعتا باید سراغ بازیگرانی می‌رفتم که مسلط به زبان گیلکی باشند. در حقیقت اصلا نمی‌خواستم که سراغ بازیگران خارج از این خطه بروم که بخواهند ادای این گویش زیبا و این لهجه را در بیاورند. به همین دلیل بین بازیگران تحقیق کردم و متوجه شدم آزاده صمدی گیلک است. پس درباره این فیلم با وی صحبت کردم و در نهایت باهم به توافق رسیدیم و یک همکاری بسیار دلچسب و دلنشینی را رقم زدیم. بقیه بازیگران این پروژه نیز همه از درجه یک‌ها و هنرمند استان گیلان هستند. درباره روزبه حصاری باید بگویم که ایشان گیلک نیست ولی به دلیل تمرین‌هایی که قبلا داشته، آنقدر مسلط به این گویش و زبان است که گزینه اصلی من برای این نقش شد. برای شخصیت «عزیز» نیز دوست نداشتم به سراغ بازیگر حرفه‌ای بروم که بخواهد گویش را تقلید کند. بنابراین برای یکدست شدن کاراکترها، ترجیحم این بود که یک مادر سالخورده گیلک را انتخاب کنیم. فراخوانی در شهر رشت دادیم و از بچه‌های تئاتر آن منطقه نیز کمک گرفتیم. طبیعتا به گزینه‌های متعددی رسیدیم و با آنها گفت‌وگو کردیم که در نهایت خانم محمدی انتخاب شد. در حقیقت این افتخار نصیب من و گروه شد که با این بانوی بسیار درجه یک و محترم همکاری کنیم. ایشان اگرچه سن و سال زیادی داشتند اما بسیار همراه بودند. افسوس که نتوانستند فیلم را ببینند و متاسفانه قبل از اکران عمومی این اثر از دنیا رفتند. در ادامه باید اضافه کنم که ساخت یک فیلم سینمایی لوباجت نیازمند درک متقابل عوامل حرفه‌ای از شرایط است. آزاده صمدی، روزبه حصاری و دیگر بازیگران پروژه این شرایط را بسیار خوب درک و بسیار حرفه‌ای برخورد کردند. همچنین همه عوامل همراهی بی‌دریغ داشتند و این نکته بسیار مهمی در سینمای اجتماعی‌ست؛ درک متقابل عوامل حرفه‌ای سینما از شرایط ساخت یک فیلمِ اجتماعیِ لوباجت.
  • ساخته شدن فیلم به زبان گیلکی، اتفاقی خوب برای سینمای ایران است اما خیلی استفاده‌ای از فرهنگ این جغرافیا در فیلم نشده است. اساسا به چه دلیل گیلان را برای تعریف کردن فیلم خود انتخاب کردید؟
زبان گیلکی برای این فیلم انتخاب شده است چراکه ما قصه یک خانواده را در استان گیلان که سنت‌ها و آیین‌های مختلف و سبک زندگی متفاوت خود را دارد، روایت می‌کنیم. وقتی دوربین در خانواده رفت و آمد می‌کند، طبیعتا نمی‌تواند چیز دیگری را غیر از واقعیت نشان بدهد. دوربین اگر همین الان وارد یک خانواده‌ای در یکی از شهرستان‌های استان گیلان بشود، همه اعضای خانواده به زبان گیلکی حرف می‌زنند کما اینکه دوربین اگر به یکی از شهرستان‌های تبریز، سنندج و... سر بزند، همه آن خانواده به زبان محلی خود صحبت می‌کنند. در کنار این ماجرا به هر حال این اتفاق یک ادای دینی به زبان و فرهنگ زیبای گیلانی‌ست که به نظر من متاسفانه در حال از بین رفتن است و خانواده‌ها کمتر بدان توجه می‌کنند و تلاش دارند بچه‌هایشان فارسی تهرانی حرف بزنند. من بسیار علاقه‌مند بودم که این اتفاق را رقم بزنم کما اینکه بعدا متوجه شدم «عزیز» اولین فیلم سینمایی تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود که به زبان گیلکی ساخته شده است. \"مجید درباره بخش دوم سوال نیز باید بگویم که ما قرار نبود کارت پستال یا مستند از استان گیلان بسازیم و به اندازه کافی در بسیاری از سکانس‌های فیلم استان گیلان را کاملا نشان داده و بر اساس فیلم تعریف کردیم. ما درمرداب انزلی، جنگل‌ها، جاده، بازارمحلی، خیابان‌ها و... فیلمبرداری داشتیم اما اساسا علاقه‌ای به نشان دادن تصاویر کارت پستالی نداشتم. شاید بتوان گفت ایراد فیلم‌ها یا سریال‌هایی که در خطه شمال کشور ساخته می‌شود، همین استفاده بی‌رویه از زیبایی‌های بصری شمال است، در حالی که باید به اندازه استفاده شود چراکه ما قصه‌ای را روایت می‌کنیم که مختصات خودش را دارد. ضمن اینکه در شروع و پایان فیلم که به صورت مفصل درباره غذا که یکی از مهمترین ویژگی‌های استان‌های شمالی به ویژه گیلان است، صحبت شده و اساسا از نظر من درباره فرهنگ و جغرافیای گیلان به درستی بهره برده شده است.
  • با وجود قصه بعضا تلخی که فیلم دارد، اما در فضای دوست داشتنی ترسیم شده است، چطور به این توازن رسیدید که روایت تلخی از قصه نداشته باشید تا مخاطب اذیت نشود ولی با این حال، قصه‌تان را هم به درستی تعریف کنید؟
یکی از دلایل انتخاب استان گیلان برای این قصه، تلخی ماجرا بود که می‌خواستم با استفاده از زیبایی‌های بصری و شیرینی گویش آن منطقه توازن برقرار شود. اگر این قصه در تهران روایت می‌شد، شاهد این توازن نبودیم و اساسا این فیلم مسیر تلخی را طی می‌کرد.
  • از اصلی‌ترین چالش‌های خود برای ساخت این اثر برایمان بگویید و همچنین عمده‌ترین تفاوت‌های آن با آثار قبلی‌تان
این فیلم لوباجت با همکاری و همدلی همه اعضای گروه کمترین چالش را نسبت به فیلم «متولد 65» و «عروسی مردم» که در شرایط حرفه‌ای‌تری ساخته شد، داشت. تنها چالش من، همزمانی فیلمبرداری با اعتراضات مردمی که آن زمان در شهرهای مختلف اتفاق می‌افتاد، بود. در حقیقت امکان توقف فیلمبرداری وجود نداشت و در شهرهایی مثل رشت، لاهیجان، لنگرود و... شاهد درگیری‌های خیابانی و اعتراضات مردمی بسیار زیادی بودیم که خود چالش بسیار بزرگی محسوب می‌شد. ناگفته نماند برای فیلمبرداری باید حتما مجوز ارایه می‌دادیم و فضای امنیتی زیادی حاکم بود. این چالش مهمترین چالش ما بود وگرنه بقیه مراحل تولید فیلم «عزیز» جز لذت هیچ چالش دیگری برای اعضای گروه نداشت.
  • اگر بخواهید از مخاطب دعوت کنید این اثر را تماشا کند، می‌گویید به چه دلیل؟
مهمترین دلیل دعوت من، عاشقانه بودن اثر است و اینکه فیلم کمدی نیست. همچنین حتما پیشنهاد می‌کنم خانواده‌هایی که به نحوی درگیر بیماری آلزایمر هستند، این فیلم را ببینند چراکه مواجهه اطرافیان با بیماری آلزایمر بسیار مهم است. \"دانلود
← بازگشت به Shot | فیلیمو

دیدگاه‌ها

ارسال دیدگاه